به گزارش گروه رسانهای شرق،
سه سال پس از هفتم اکتبر، پیامدهای سهمگین یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخ معاصر خاورمیانه همچنان سایه سنگین خود را بر زیست روزمره میلیونها انسان در منطقه انداخته است؛ روزگاری که پیرامون بحران، آوارگی و امیدی ناپایدار برای تثبیت صلح میگذرد.
با گذشت ۳۶ ماه، آنچه بیش از هر چیز بر سرنوشت منطقه سایه انداخته، دگرگونی عمیق در زیست روزمره جوامع درگیر در کنار دگرگونیهای سیاسی است. این سه سال تنها یک تقویم از درگیریهای نظامی نبود؛ دورهای از تعلیق مداوم زندگی، بیثباتی معیشتی و آوارگی گسترده برای صدها هزار انسان را به ثبت رساند.
تغییر معادلات منطقهای
دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پی وقایع هفتم اکتبر که به اعتقاد بسیاری از ناظران، احتمال وقوع آن به گوشش رسیده بود، نهتنها غزه را به تلی از خاک و آهن تبدیل کرد و نزدیک به ۷۵ هزار نفر را کشت، بلکه با سلسلهای از درگیریها تلاش کرد خاورمیانه را تغییر دهد. از نظر نتانیاهو، او موفق شده حماس را در غزه کماثر کند، نفوذ حزبالله را در لبنان کاهش دهد و توانمندی نظامی ایران را با چالش روبهرو کند. از سوی دیگر، میتوان وقایع سوریه و سقوط دولت بشار اسد را در زمره وقایعی دانست که اقدامات اسرائیل در منطقه به آن سرعت بخشید؛ بهویژه آنکه دولت کنونی احمد الشرع، ابایی از آنکه به دنبال نوعی توافق با تلآویو است، ندارد.
اما نگاهی واقعبینانهتر این است: سه سال پس از حملات هفتم اکتبر، خاورمیانه همچنان درگیر بیثباتی و مناقشههای حلنشده است. غزه همچنان تقسیمشده و فقیر است و زیر بمباران و دو میلیون فلسطینی در شرایطی دشوار و اسفبار زندگی میکنند. حماس همچنان بازیگر سیاسی اصلی در غزه است و اسرائیل به گسترش مناطقی که تحت کنترل خود دارد، ادامه میدهد. همزمان، خشونت شهرکنشینان اسرائیلی در کرانه باختری افزایش یافته است. حزبالله در لبنان هرچند شرایط متفاوتی نسبت به پیش از هفتم اکتبر دارد، اما همچنان از صحنه خارج نشده است. در همین حال، ادامه درگیری میان آمریکا و ایران فشار مضاعفی بر کشورهای حوزه خلیج فارس و اقتصاد جهانی نفت
وارد میکند.
بحران تازه برای نتانیاهو
گزارشهای رسانهای درباره اینکه نخستوزیر بنیامین نتانیاهو پیش از حملات از سوی امارات متحده عربی هشدار دریافت کرده بود، بار دیگر مسئولیت احتمالی او را در کانون توجه قرار داده است. آیا نخستوزیر اسرائیل از وقایع هفتم اکتبر باخبر بود؟
این مهمترین پرسشی است که در وهله اول میتواند سرنوشت سیاسی نتانیاهو را دستخوش تغییر کند. این پرسش در کنار دیگر پرسشهایی همچون چرا مذاکرهکنندگان اصلی فلسطینی در جریان مذاکرات آتشبس و آزادی گروگانها هدف قرار گرفتند؟ (ازجمله اسماعیل هنیه، مذاکرهکننده ارشد حماس که در جولای ۲۰۲۴ در تهران کشته شد و هیئت مذاکرهکننده حماس که در سپتامبر ۲۰۲۵ در دوحه هدف حمله قرار گرفتند) قرار دارد. موضوع مطرحشده دیگر این است: بحثی درباره این موضوع وجود ندارد که چرا دولت اسرائیل بارها پیشنهادهای آتشبسی را که میتوانست گروگانها را بسیار زودتر به خانه بازگرداند، رد کرد؟
ناکارآمدی ابزارهای دیپلماتیک
سه سال آخر نشاندهنده ناکارآمدی یا دستکم محدودیت شدید ابزارهای سنتی دیپلماسی در حلوفصل بحرانهای پیچیده خاورمیانه بوده است. ابتکار عملهای متعدد بینالمللی، طرحهای آتشبس میانجیگران منطقهای و قطعنامههای سازمان ملل، بارها در مواجهه با عدم توافق بر سر تضمینهای پایدار و اراده سیاسی طرفین، به بنبست رسیدهاند.
طولانیشدن این وضعیت، نهتنها موازنه قدرت و ترتیبات امنیتی خاورمیانه را دچار دگرگونی شکننده و بیثباتی ساختاری کرد، بلکه شکاف میان افکار عمومی جهانی و نهادهای بینالمللی را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرد. در ۳۶ ماه گذشته، مفاهیمی همچون حقوق بینالملل، حقوق بشر و مسئولیتهای فراملی در مسابقه با واقعیتهای خشن روی زمین، بخش زیادی از اعتبار و کارکرد بازدارنده خود را از دست داده و جایشان را به قطبیشدگی شدید در سطح جوامع غربی و شرقی دادهاند. عملیات طوفانالاقصی با عبور پیچیده از حصارهای امنیتی چندلایه اسرائیل و هدف قراردادن پایگاهها و شهرکهای اطراف غزه آغاز شد؛ رویدادی که به کشتهشدن حدود هزارو ۲۰۰ نفر و به اسارت درآمدن بیش از ۲۴۰ نفر انجامید و سنگینترین ضربه اطلاعاتی-امنیتی تاریخ اسرائیل را رقم زد.
پاسخ نظامی اسرائیل که با اعلام وضعیت جنگی رسمی آغاز شد، از یک واکنش تاکتیکی فراتر رفت و به عملیاتی بیسابقه و همهجانبه تبدیل شد. آنچه در ابتدا پاسخ خوانده میشد، بهسرعت به حملات گسترده هوایی، محاصره کامل و سپس ورود زمینی به نوار غزه انجامید؛ نبردی که شعار نابودی کامل ساختار نظامی و اداری حماس و بازگرداندن تمام اسرا را با خود داشت.
از غزه چه باقی مانده است؟
بر اساس آمارهای رسمی نهادهای بهداشتی و بینالمللی، شمار کشتهشدگان در غزه از مرز دهها هزار نفر گذشته که بخش عمده آنان را زنان و کودکان تشکیل میدهند. دهها هزار نفر دیگر زخمی یا تحت درمانهای اولیه در شرایط فروپاشی کامل نظام پزشکی قرار دارند. رقم رسمی بیش از ۷۴ هزار کشته را نشان میدهد. در باریکه غزه بیش از ۷۰ درصد از ساختار شهری و زیربنایی، ازجمله شبکههای آب، برق، بیمارستانها، دانشگاهها و منازل مسکونی بهطور کامل یا جزئی تخریب شده است. بخشهای وسیعی از شمال و مرکز غزه عملا به مناطقی غیرقابل سکونت تبدیل شدهاند. همچنین بیش از ۱.۹ میلیون نفر (قریب به ۸۵ درصد از جمعیت غزه) بارها مجبور به تغییر مکان و آوارگی درونسرزمینی شدهاند. زیستن در چادرها، کمبود شدید مواد غذایی، سوءتغذیه مفرط در میان کودکان و شیوع بیماریهای واگیردار، چهره روزمره این بحران است.
بحرانی که سرایت کرد
یکی از مهمترین ابعاد سه سال گذشته، سرایت بحران به خارج از جغرافیای غزه و شکلگیری جبهههای متعدد موازی بود. تبادل آتش مداوم میان حزبالله لبنان و ارتش اسرائیل که با هدف پشتیبانی از غزه آغاز شده بود، در مراحل مختلف به درگیریهای شدید، عملیاتهای ترور هدفمند، حملات موشکی فراگیر و حتی ورود زمینی در جنوب لبنان انجامید و دهها هزار شهروند را در هر دو طرف مرز آواره کرد. انصارالله یمن با هدف قراردادن کشتیرانی مرتبط با اسرائیل و متحدانش در بابالمندب و دریای سرخ، امنیت خطوط مواصلاتی و تجارت بینالمللی را به چالش کشید و پای ائتلافهای نظامی غربی را به منطقه باز کرد. این گروه در هفتههای اخیر قدرت نظامی عربستان را به چالش کشیده و بهصورت مداوم در حال پیشروی در مناطقی از یمن است که پیش از این توسط دولت رسمی این کشور اداره میشد. درگیریهای مستقیم و تبادل ضربات موشکی و پهپادی میان ایران و اسرائیل با همکاری آمریکا، معادلات بازدارندگی در خاورمیانه را وارد مرحلهای جدید کرده و نوع بیسابقهای از مواجهه را آشکار کرد.
افکار عمومی، حقوق بینالملل و انزوای سیاسی
این بحران سهساله، نظام بینالملل و نهادهای حقوقی جهان را نیز به شکلی بیسابقه به چالش کشید. شکایتهای حقوقی متعدد (ازجمله پرونده آفریقای جنوبی علیه اسرائیل به اتهام نسلکشی) و صدور حکم یا درخواست احضار برای رهبران ارشد نظامی و سیاسی اسرائیل و در رأس آنها شخص نتانیاهو، فشارهای حقوقی و نمادین بیسابقهای را در سطح جهانی ایجاد کرد. اما همه چیز در سطحی نمادین باقی ماند؛ نخستوزیر اسرائیل به اغلب کشورهای جهان سفر میکند و بهعنوان رهبر آن در سازمان ملل به سخنرانی میپردازد. جنبشهای دانشجویی، افکار عمومی جوامع غربی و خیزشهای مدنی در سراسر جهان، موجی از نقد سیاستهای پشتیبانی واشینگتن و اروپا از جنگ را رقم زدند که به شکافهای سیاسی در داخل کشورهای غربی دامن زد. با این حال، هیچیک نتوانست ماشین جنگ نتانیاهو را از حرکت بازدارد یا حتی او را وادار کند به طرح صلحی که ترامپ آن را روی میز گذاشته است، وفادار بماند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.