گروه ورزشی: بیرون ورزشگاه اتحاد منچستر، تندیس نقرهایرنگ و درخشانی از سرخیو آگوئرو قرار دارد؛ با دهانی باز از شدت هیجان و پیراهنی که بالای سرش میچرخد، جشن گل او پس از قطعی کردن نخستین قهرمانی باشگاه در لیگ برتر.
این اثر، جاودانهسازی یکی از مشهورترین گلهای تاریخ لیگ برتر فوتبال انگلیس است؛ لحظهای که سیتی در ثانیههای پایانی فصل ۲۰۱۱-۱۲، جام قهرمانی را از چنگ منچستریونایتد درآورد.
اما اگر آن گل زده نمیشد، چه؟ اگر آگوئرو برای این باشگاه بازی نکرده بود؟ اگر سیتی بهجای نقض عمدی قوانین از طریق یک «طرح تامین مالی پنهانکارانه»، تصمیم گرفته بود به آن قوانین پایبند بماند، چه اتفاقی میافتاد؟
این موضوع که باشگاه در اتهامهایی که لیگ برتر در سه سال و نیم پیش مطرح کرد مجرم شناخته شده است، موجب شد شمار بسیار زیادی از هواداران فوتبال در سراسر جهان، مشروعیت دستاوردهای سیتی را بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ زیر سؤال ببرند؛ دورانی که موفقترین باشگاه فوتبال انگلیس بودند و جایگاه خود را در میان نخبگان فوتبال جهان تثبیت کردند.
این مطلب نگاهی دارد به اتهامهایی که سیتی با آن روبرو است و به این سوال جواب دهد که چه باشگاههای بیشترین نفع را از عملکرد منچستر سیتی بردهاند و آیا میتوان گفت که اقدامات این باشگاه از بعضی جهات به نفع فوتبال دنیا بوده است؟
ماجرا چیست؟
لیگ برتر میگوید که منچسترسیتی قراردادهای ساختگی با تعدادی از شرکای تجاری منعقد کرده است تا از این طریق، ۸۳۰ میلیون پوند تزریق مالی را پنهان کند.
به گفته این لیگ، سیتی در تمامی اتهامهای مربوط به نقض قوانین مالی لیگ برتر بین فصلهای ۲۰۰۹-۱۰ تا ۲۰۱۷-۱۸ مجرم شناخته شده است.
یک کمیسیون مستقل دریافت که در آن بازه زمانی، این باشگاه علاوه بر انعقاد قراردادهای جعلی، به توافقهای ساختگی نیز تکیه کرده است تا درآمدهای باشگاه را مصنوعی افزایش و هزینهها را کاهش دهد. این باشگاه البته همچنان ارتکاب هرگونه تخلفی را رد میکند.
این کمیسیون همچنین باشگاه را در تمام اتهامها جز مورد عدم همکاری با تحقیقات لیگ برتر، مجرم شناخت و اعلام کرد که تعدادی از شاهدان مهم باشگاه در مسائل مهم شهادت دروغ و برخی نیز آگاهانه اطلاعات نادرست دادند.
سیتی در سه فصلی که قهرمان لیگ برتر شد ۳۶۰ میلیون پوند در بخش هزینههای حامیان مالی ثبت کرد. تنها ۴۳ میلیون پوند از این مبلغ قانونی بود و مابقی را مالکان باشگاه پنهانی تامین کرده بودند.
کمیسیون گفت که توافقها با حامیان مالی ساختگی بودند یا دستکم با ماهیت اقتصادیشان همخوانی نداشتند.
این گزارش همچنین به رفتار عامدانه یا بیمحابا با هدف دور زدن قوانین لیگ برتر اشاره میکند و میگوید که طرح ساختگی به این باشگاه اجازه داد از ثبت چیزی در فصل ۲۰۰۹-۱۰ جلوگیری کند که بزرگترین زیان تکفصلی تاریخ لیگ برتر میشد.
مالکیت منچسترسیتی در اختیار گروه متحد ابوظبی است که در سال ۲۰۰۸ کنترل باشگاه را به دست گرفت.
این پول در سراسر فوتبال به گردش درآمد، بسیاری از باشگاهها را ثروتمندتر کرد و به تیمهای سراسر جهان و بهویژه لیگ برتر انگلیس کمک کرد.
این بخشی از استدلالهایی است که از زمان اعلام رای محکومیت منچسترسیتی و خبر درخواست تجدیدنظر، حامیان این باشگاه در رسانهها و فضای مجازی مطرح کردهاند. گفته شد که در مجموع، فوتبال سود برده و بهویژه باشگاههایی منتفع شدهاند که منچسترسیتی مبالغ هنگفتی بابت خرید بازیکنانشان پرداخت.
کمیسیون مستقل تشخیص داد که منچسترسیتی حسابهایش را بیش از ۹۰۰ میلیون پوند بالاتر از واقع نشان داده بود اما تمام این مبلغ صرف هزینههای نقلوانتقال بازیکنان نشد.
باشگاهها هزینههای زیادی دارند از دستمزد بازیکنان و دیگر کارکنان گرفته تا خدمات، بیمه، هزینههای زیرساختی و تجاری و بسیاری موارد دیگر.
اما حدود ۱/۲ میلیارد پوندی که منچسترسیتی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ برای خرید بازیکن هزینه کرد، خالص حدود ۹۰۰ میلیون پوند، از هزینه هر باشگاه دیگری در آن دوره بیشتر بود.
این هزینهکرد نقش حیاتی در تبدیل منچسترسیتی به موفقترین باشگاه انگلیس داشت و اگر این باشگاه آگاهانه قوانین را نقض نکرده بود، همانطور که کمیسیون مستقل نتیجهگیری کرد، بدون تردید توان مالیش بهشدت کاهش مییافت.
پس پول منچسترسیتی در بازار نقلوانتقالات به کجا سرازیر شد و چه تاثیری گذاشت؟
نقلوانتقال بازیکنان هزینههای گوناگونی دارد. مبلغ لازم برای خرید بازیکن آشکارترین هزینه است اما دستمزد مدیربرنامه، هزینههای حقوقی و اداری و احتمالا پاداش هم وجود دارد.
بنابراین، پولی که منچسترسیتی در این دوره خرج کرد، به افراد و نهادهایی در پشت صحنه معاملات فوتبال نیز رسیده که ردیابی آن دشوار است.
اما میتوان تعاملهای اصلی میان منچسترسیتی و دیگر باشگاهها را بررسی کرد. در مجموع، ۴۶ باشگاه از ۱۹ لیگ ملی مختلف در این فهرست قرار دارند.
برای برخی از این باشگاهها، مبالغی که منچسترسیتی پرداخت کرد، در آن زمان بالاترین مبلغی بود که تا آن هنگام دریافت کرده بودند. پراکندگی این پول میان باشگاهها نشان میدهد که سرمایه منچسترسیتی تا چه اندازه گسترده و در نقاط مختلف هزینه شده است.
در بازه مورد بررسی، هزینه نقلوانتقال بازیکنان در برخی از بالاترین ردههای لیگهای اروپا نسبتا متوازن بود، هرچند لیگ برتر انگلیس از همه بالاتر قرار داشت.
کمی بیش از یکچهارم کل هزینه منچسترسیتی برای نقلوانتقال بازیکنان به باشگاههای بالاترین سطح فوتبال انگلیس پرداخت شد. آنها از هشت باشگاه لیگ برتری بازیکن خریدند و همین تعداد بازیکن را نیز از لالیگا به خدمت گرفتند. همچنین در مجموع ۱۳ میلیون پوند برای خرید دو بازیکن از چمپیونشیپ (دسته دوم انگلیس) هزینه شد.
آیا این پول واقعا به فوتبال کمک کرد؟
قدرت مالی منچسترسیتی بدون تردید بازار نقلوانتقالات فوتبال جهان را تغییر داد. تمایل این باشگاه به پرداخت مبالغ و دستمزدهای بیشتر باعث شد قیمتها برای بقیه هم افزایش یابد.
اما وقتی همه میدانند که یک باشگاه پول خوبی از منچسترسیتی گرفته خرج کردنش دشوار میشود چون بقیه هم سهمی میخواهند. بنابراین، همیشه نقدینگی زیاد تضمین خرج کردن بهینه نیست.
برای بسیاری از تیمهایی که منچسترسیتی در این دوره بیشترین مبالغ را پرداخت، این پول در نهایت سود چندانی به همراه نداشت.
بیایید نگاهی به برخی از جالبترین موارد بیندازیم.
نخست ولفسبورگ. این باشگاه بلافاصله یولیان دراکسلر، گوش خود، را با حدود نیمی از مبلغی که در سال ۲۰۱۶ بابت کوین دبروینه دریافت کرده بود به خدمت گرفت و بازیکنان دیگری از جمله مدافع باتجربهای مثل دانته را نیز جذب کرد.
ولفسبورگ پس از از دست دادن دبروینه، در بوندسلیگا از رده دوم به هشتم سقوط کرد و در دو فصل بعد نیز بهسختی از سقوط به دسته پایینتر گریخت.
اوضاع برای موناکو، دومین باشگاهی که بیشترین مبلغ را از منچسترسیتی دریافت کرد، نیز چندان خوب پیش نرفت.
جانشینهای مستقیم که این باشگاه پس از فروش بنجامین مندی و برناردو سیلوا به منچسترسیتی در همان تابستان به خدمت گرفت، ترنس کونگولو و کیتا بالده، در بلندمدت موفق نبودند و تیم ظرف دو سال از قهرمانی در لیگ یک فرانسه و رسیدن به نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا تا آستانه سقوط پیش رفت.
باشگاهی که منچسترسیتی در دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ بیشترین تعداد بازیکن را از آن خرید (آرسنال، با چهار بازیکن) در آن دوره نتوانست برای قهرمانی لیگ برتر رقابت جدی کند.
برخی باشگاههایی که از منچسترسیتی پولی دریافت نکردند نیز میتوانند استدلال کنند که پول سیتی به رقبایشان، شانس آنها را تضعیف کرد.
برای نمونه، منچسترسیتی در آن دوره مبالغی بسیار مشابه به بنفیکا و پورتو پرداخت کرد ولی پولی به اسپورتینگ نداد؛ باشگاهی که یکی از سه قدرت اصلی فوتبال پرتغال است.
اسپورتینگ در آن دوره قهرمان لیگ نشد. دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد اما آیا ممکن است یکی این باشد که رقبای مستقیم از منچسترسیتی پولی دریافت کردند که اگر این باشگاه قوانین مالی فوتبال را رعایت کرده بود، شاید دستشان را نمیگرفت؟
از میان ۱۲ باشگاهی که بیشترین مبلغ را از منچسترسیتی دریافت کردند، تنها دو باشگاه پرتغالی ظرف کمتر از چهار فصل کامل پس از فروش بازیکن یا بازیکنان خود توانستند قهرمان لیگ سطح اول کشورشان شوند یا یک جام اروپایی به دست آورند.
هزینههای جانبی دیگری نیز وجود دارد که به باشگاههایی رسید که منچسترسیتی مستقیما با آنها معامله نکرده بود.
برخی بازیکنان مشمول بندهای فروش مجدد بودند؛ به این معنا که باشگاهی که منچسترسیتی بازیکن را از آن میخرید، موظف بود بخشی از مبلغ را به باشگاه قبلی بازیکن بپردازد.
برای مثال، کوئینز پارک رنجرز در سال ۲۰۱۵ حدود ۹ میلیون پوند از انتقال رحیم استرلینگ از لیورپول به منچسترسیتی دریافت کرد.
بارنزلی در سال ۲۰۱۶ حدود ۷ میلیون پوند از مبلغ انتقالی که منچسترسیتی برای جان استونز به اورتون پرداخت کرد، بهدست آورد. اورتون نیز هنگام انتقال جولیون لسکات به منچسترسیتی در سال ۲۰۰۹، مجبور شد حدود ۲/۵ میلیون پوند به وولورهمپتون پرداخت کند.
ارزش بندهای مربوط به استرلینگ و استونز از ارزش انتقال بیشتر بازیکنانی که در آن زمان در لیگ فوتبال انگلیس فعالیت میکردند بالاتر بود و وضعیت مالی کوئینز پارک رنجرز و بارنزلی را به شکل چشمگیری تقویت کرد.
تا امروز، بارنزلی هیچ بازیکنی را با مبلغی بالاتر از رقمی که گفته میشود بابت استونز دریافت کرده، نفروخته است. کوئینز پارک رنجرز به لیگ برتر بازنگشته و بارنزلی نیز پس از دو فصل حضور در چمپیونشیپ به لیگ یک سقوط کرد.
هزینهکرد منچسترسیتی در دورهای که این باشگاه قوانین را نقض میکرد، بدون تردید تاثیر بسیار بزرگی بر مسیر صعودی خود باشگاه، آینده دیگر باشگاهها در سراسر جهان و اقتصاد گستردهتر فوتبال گذاشت.
اما واقعیت این است که نمیتوان تار و پود تاریخ فوتبال را در آن دوره و سالهای پس از آن از یکدیگر جدا کرد؛ اتفاقات بیش از حد زیادی رخ داده و پیامدهای غیرمستقیم فراوانی وجود دارد. پیامدهای آن هزینهکرد تا سالها ادامه خواهد داشت.
∎
این اثر، جاودانهسازی یکی از مشهورترین گلهای تاریخ لیگ برتر فوتبال انگلیس است؛ لحظهای که سیتی در ثانیههای پایانی فصل ۲۰۱۱-۱۲، جام قهرمانی را از چنگ منچستریونایتد درآورد.
اما اگر آن گل زده نمیشد، چه؟ اگر آگوئرو برای این باشگاه بازی نکرده بود؟ اگر سیتی بهجای نقض عمدی قوانین از طریق یک «طرح تامین مالی پنهانکارانه»، تصمیم گرفته بود به آن قوانین پایبند بماند، چه اتفاقی میافتاد؟
این موضوع که باشگاه در اتهامهایی که لیگ برتر در سه سال و نیم پیش مطرح کرد مجرم شناخته شده است، موجب شد شمار بسیار زیادی از هواداران فوتبال در سراسر جهان، مشروعیت دستاوردهای سیتی را بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ زیر سؤال ببرند؛ دورانی که موفقترین باشگاه فوتبال انگلیس بودند و جایگاه خود را در میان نخبگان فوتبال جهان تثبیت کردند.
این مطلب نگاهی دارد به اتهامهایی که سیتی با آن روبرو است و به این سوال جواب دهد که چه باشگاههای بیشترین نفع را از عملکرد منچستر سیتی بردهاند و آیا میتوان گفت که اقدامات این باشگاه از بعضی جهات به نفع فوتبال دنیا بوده است؟
ماجرا چیست؟
لیگ برتر میگوید که منچسترسیتی قراردادهای ساختگی با تعدادی از شرکای تجاری منعقد کرده است تا از این طریق، ۸۳۰ میلیون پوند تزریق مالی را پنهان کند.
به گفته این لیگ، سیتی در تمامی اتهامهای مربوط به نقض قوانین مالی لیگ برتر بین فصلهای ۲۰۰۹-۱۰ تا ۲۰۱۷-۱۸ مجرم شناخته شده است.
یک کمیسیون مستقل دریافت که در آن بازه زمانی، این باشگاه علاوه بر انعقاد قراردادهای جعلی، به توافقهای ساختگی نیز تکیه کرده است تا درآمدهای باشگاه را مصنوعی افزایش و هزینهها را کاهش دهد. این باشگاه البته همچنان ارتکاب هرگونه تخلفی را رد میکند.
این کمیسیون همچنین باشگاه را در تمام اتهامها جز مورد عدم همکاری با تحقیقات لیگ برتر، مجرم شناخت و اعلام کرد که تعدادی از شاهدان مهم باشگاه در مسائل مهم شهادت دروغ و برخی نیز آگاهانه اطلاعات نادرست دادند.
سیتی در سه فصلی که قهرمان لیگ برتر شد ۳۶۰ میلیون پوند در بخش هزینههای حامیان مالی ثبت کرد. تنها ۴۳ میلیون پوند از این مبلغ قانونی بود و مابقی را مالکان باشگاه پنهانی تامین کرده بودند.
کمیسیون گفت که توافقها با حامیان مالی ساختگی بودند یا دستکم با ماهیت اقتصادیشان همخوانی نداشتند.
این گزارش همچنین به رفتار عامدانه یا بیمحابا با هدف دور زدن قوانین لیگ برتر اشاره میکند و میگوید که طرح ساختگی به این باشگاه اجازه داد از ثبت چیزی در فصل ۲۰۰۹-۱۰ جلوگیری کند که بزرگترین زیان تکفصلی تاریخ لیگ برتر میشد.
مالکیت منچسترسیتی در اختیار گروه متحد ابوظبی است که در سال ۲۰۰۸ کنترل باشگاه را به دست گرفت.
این پول در سراسر فوتبال به گردش درآمد، بسیاری از باشگاهها را ثروتمندتر کرد و به تیمهای سراسر جهان و بهویژه لیگ برتر انگلیس کمک کرد.
این بخشی از استدلالهایی است که از زمان اعلام رای محکومیت منچسترسیتی و خبر درخواست تجدیدنظر، حامیان این باشگاه در رسانهها و فضای مجازی مطرح کردهاند. گفته شد که در مجموع، فوتبال سود برده و بهویژه باشگاههایی منتفع شدهاند که منچسترسیتی مبالغ هنگفتی بابت خرید بازیکنانشان پرداخت.
کمیسیون مستقل تشخیص داد که منچسترسیتی حسابهایش را بیش از ۹۰۰ میلیون پوند بالاتر از واقع نشان داده بود اما تمام این مبلغ صرف هزینههای نقلوانتقال بازیکنان نشد.
باشگاهها هزینههای زیادی دارند از دستمزد بازیکنان و دیگر کارکنان گرفته تا خدمات، بیمه، هزینههای زیرساختی و تجاری و بسیاری موارد دیگر.
اما حدود ۱/۲ میلیارد پوندی که منچسترسیتی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ برای خرید بازیکن هزینه کرد، خالص حدود ۹۰۰ میلیون پوند، از هزینه هر باشگاه دیگری در آن دوره بیشتر بود.
این هزینهکرد نقش حیاتی در تبدیل منچسترسیتی به موفقترین باشگاه انگلیس داشت و اگر این باشگاه آگاهانه قوانین را نقض نکرده بود، همانطور که کمیسیون مستقل نتیجهگیری کرد، بدون تردید توان مالیش بهشدت کاهش مییافت.
پس پول منچسترسیتی در بازار نقلوانتقالات به کجا سرازیر شد و چه تاثیری گذاشت؟
نقلوانتقال بازیکنان هزینههای گوناگونی دارد. مبلغ لازم برای خرید بازیکن آشکارترین هزینه است اما دستمزد مدیربرنامه، هزینههای حقوقی و اداری و احتمالا پاداش هم وجود دارد.
بنابراین، پولی که منچسترسیتی در این دوره خرج کرد، به افراد و نهادهایی در پشت صحنه معاملات فوتبال نیز رسیده که ردیابی آن دشوار است.
اما میتوان تعاملهای اصلی میان منچسترسیتی و دیگر باشگاهها را بررسی کرد. در مجموع، ۴۶ باشگاه از ۱۹ لیگ ملی مختلف در این فهرست قرار دارند.
برای برخی از این باشگاهها، مبالغی که منچسترسیتی پرداخت کرد، در آن زمان بالاترین مبلغی بود که تا آن هنگام دریافت کرده بودند. پراکندگی این پول میان باشگاهها نشان میدهد که سرمایه منچسترسیتی تا چه اندازه گسترده و در نقاط مختلف هزینه شده است.
در بازه مورد بررسی، هزینه نقلوانتقال بازیکنان در برخی از بالاترین ردههای لیگهای اروپا نسبتا متوازن بود، هرچند لیگ برتر انگلیس از همه بالاتر قرار داشت.
کمی بیش از یکچهارم کل هزینه منچسترسیتی برای نقلوانتقال بازیکنان به باشگاههای بالاترین سطح فوتبال انگلیس پرداخت شد. آنها از هشت باشگاه لیگ برتری بازیکن خریدند و همین تعداد بازیکن را نیز از لالیگا به خدمت گرفتند. همچنین در مجموع ۱۳ میلیون پوند برای خرید دو بازیکن از چمپیونشیپ (دسته دوم انگلیس) هزینه شد.
آیا این پول واقعا به فوتبال کمک کرد؟
قدرت مالی منچسترسیتی بدون تردید بازار نقلوانتقالات فوتبال جهان را تغییر داد. تمایل این باشگاه به پرداخت مبالغ و دستمزدهای بیشتر باعث شد قیمتها برای بقیه هم افزایش یابد.
اما وقتی همه میدانند که یک باشگاه پول خوبی از منچسترسیتی گرفته خرج کردنش دشوار میشود چون بقیه هم سهمی میخواهند. بنابراین، همیشه نقدینگی زیاد تضمین خرج کردن بهینه نیست.
برای بسیاری از تیمهایی که منچسترسیتی در این دوره بیشترین مبالغ را پرداخت، این پول در نهایت سود چندانی به همراه نداشت.
بیایید نگاهی به برخی از جالبترین موارد بیندازیم.
نخست ولفسبورگ. این باشگاه بلافاصله یولیان دراکسلر، گوش خود، را با حدود نیمی از مبلغی که در سال ۲۰۱۶ بابت کوین دبروینه دریافت کرده بود به خدمت گرفت و بازیکنان دیگری از جمله مدافع باتجربهای مثل دانته را نیز جذب کرد.
ولفسبورگ پس از از دست دادن دبروینه، در بوندسلیگا از رده دوم به هشتم سقوط کرد و در دو فصل بعد نیز بهسختی از سقوط به دسته پایینتر گریخت.
اوضاع برای موناکو، دومین باشگاهی که بیشترین مبلغ را از منچسترسیتی دریافت کرد، نیز چندان خوب پیش نرفت.
جانشینهای مستقیم که این باشگاه پس از فروش بنجامین مندی و برناردو سیلوا به منچسترسیتی در همان تابستان به خدمت گرفت، ترنس کونگولو و کیتا بالده، در بلندمدت موفق نبودند و تیم ظرف دو سال از قهرمانی در لیگ یک فرانسه و رسیدن به نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا تا آستانه سقوط پیش رفت.
باشگاهی که منچسترسیتی در دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ بیشترین تعداد بازیکن را از آن خرید (آرسنال، با چهار بازیکن) در آن دوره نتوانست برای قهرمانی لیگ برتر رقابت جدی کند.
برخی باشگاههایی که از منچسترسیتی پولی دریافت نکردند نیز میتوانند استدلال کنند که پول سیتی به رقبایشان، شانس آنها را تضعیف کرد.
برای نمونه، منچسترسیتی در آن دوره مبالغی بسیار مشابه به بنفیکا و پورتو پرداخت کرد ولی پولی به اسپورتینگ نداد؛ باشگاهی که یکی از سه قدرت اصلی فوتبال پرتغال است.
اسپورتینگ در آن دوره قهرمان لیگ نشد. دلایل زیادی برای این موضوع وجود دارد اما آیا ممکن است یکی این باشد که رقبای مستقیم از منچسترسیتی پولی دریافت کردند که اگر این باشگاه قوانین مالی فوتبال را رعایت کرده بود، شاید دستشان را نمیگرفت؟
از میان ۱۲ باشگاهی که بیشترین مبلغ را از منچسترسیتی دریافت کردند، تنها دو باشگاه پرتغالی ظرف کمتر از چهار فصل کامل پس از فروش بازیکن یا بازیکنان خود توانستند قهرمان لیگ سطح اول کشورشان شوند یا یک جام اروپایی به دست آورند.
هزینههای جانبی دیگری نیز وجود دارد که به باشگاههایی رسید که منچسترسیتی مستقیما با آنها معامله نکرده بود.
برخی بازیکنان مشمول بندهای فروش مجدد بودند؛ به این معنا که باشگاهی که منچسترسیتی بازیکن را از آن میخرید، موظف بود بخشی از مبلغ را به باشگاه قبلی بازیکن بپردازد.
برای مثال، کوئینز پارک رنجرز در سال ۲۰۱۵ حدود ۹ میلیون پوند از انتقال رحیم استرلینگ از لیورپول به منچسترسیتی دریافت کرد.
بارنزلی در سال ۲۰۱۶ حدود ۷ میلیون پوند از مبلغ انتقالی که منچسترسیتی برای جان استونز به اورتون پرداخت کرد، بهدست آورد. اورتون نیز هنگام انتقال جولیون لسکات به منچسترسیتی در سال ۲۰۰۹، مجبور شد حدود ۲/۵ میلیون پوند به وولورهمپتون پرداخت کند.
ارزش بندهای مربوط به استرلینگ و استونز از ارزش انتقال بیشتر بازیکنانی که در آن زمان در لیگ فوتبال انگلیس فعالیت میکردند بالاتر بود و وضعیت مالی کوئینز پارک رنجرز و بارنزلی را به شکل چشمگیری تقویت کرد.
تا امروز، بارنزلی هیچ بازیکنی را با مبلغی بالاتر از رقمی که گفته میشود بابت استونز دریافت کرده، نفروخته است. کوئینز پارک رنجرز به لیگ برتر بازنگشته و بارنزلی نیز پس از دو فصل حضور در چمپیونشیپ به لیگ یک سقوط کرد.
هزینهکرد منچسترسیتی در دورهای که این باشگاه قوانین را نقض میکرد، بدون تردید تاثیر بسیار بزرگی بر مسیر صعودی خود باشگاه، آینده دیگر باشگاهها در سراسر جهان و اقتصاد گستردهتر فوتبال گذاشت.
اما واقعیت این است که نمیتوان تار و پود تاریخ فوتبال را در آن دوره و سالهای پس از آن از یکدیگر جدا کرد؛ اتفاقات بیش از حد زیادی رخ داده و پیامدهای غیرمستقیم فراوانی وجود دارد. پیامدهای آن هزینهکرد تا سالها ادامه خواهد داشت.