شناسهٔ خبر: 79991966 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

در گفت‌و‌گو با یکی از نویسندگان و بازیگران مجموعه «مرد سه هزار چهره» جزئیات تلاش سریال فوق برای خاطره‌سازی دوباره را بررسی کردیم

شصت‌چی در محاصره خاطره‌ها

«مرد سه هزار چهره» جمعه دهم مهرماه به قسمت پنجم رسید؛ پنجمین ایستگاه از بازگشت مسعود شصت‌چی به تلویزیون، آن هم پس از نزدیک به دو دهه. شاید همین فاصله زمانی کافی باشد تا یک واقعیت را یادآوری کنیم: این‌که قرار نیست مسعود شصت‌چی سال ۱۴۰۵ دقیقا همان مسعود شصت‌چی سال ۱۳۸۷ باشد و از آن مهم‌تر، قرار نیست یک سریال ۱۵‌قسمتی را صرفا با چند قسمت ابتدایی قضاوت کرد.  «مرد سه هزار چهره» جمعه دهم مهرماه به قسمت پنجم رسید؛ پنجمین ایستگاه از بازگشت مسعود شصت‌چی به تلویزیون، آن هم پس از نزدیک به دو دهه. شاید همین فاصله زمانی ک...

صاحب‌خبر -
با این حال، از همان روز‌های نخست پخش، بخشی از نقد‌ها به‌سمت مقایسه مستقیم این مجموعه با «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» رفت؛ مقایسه‌ای که البته طبیعی است، اما اگر به تنها معیار قضاوت تبدیل شود، عملا هر فصل جدیدی را پیشاپیش در برابر خاطره‌ای قرار می‌دهد که نزدیک به دو دهه برای مخاطب نوستالژیک شده است. 

اینجاست که صحبت‌های احمدرضا کاظمی، یکی از نویسندگان مرد سه هزار چهره اهمیت پیدا می‌کند. او در گفت‌وگویی درباره همین فضای شکل‌گرفته پیرامون سریال تاکید کرد: «بدون فرصت دادن به کار و دیدن آن نمی‌شود درباره‌اش قضاوت کرد. هر کسی در نهایت ممکن است نظر متفاوتی داشته باشد، اما برای رسیدن به آن نظر، باید به اثر فرصت داد و چند قسمت آن را دید.» 

این حرف البته به‌معنای مصون بودن سریال از نقد نیست بلکه اتفاقا می‌تواند دعوتی به تماشای کامل‌تر باشد. مرد سه هزار چهره قرار نیست از مخاطب بخواهد هر آنچه را می‌بیند بی‌چون‌وچرا بپذیرد، اما حداقل می‌توان تا روشن شدن مسیر اصلی داستان به آن فرصت داد. 
 
میراث «مرد هزار چهره»؛ فرصت یا دام؟ 

مشکل اصلی شاید از جایی آغاز شود که مرد سه هزار چهره نه به‌عنوان یک فصل تازه بلکه به‌عنوان رقیب مستقیم خاطره مرد هزار چهره دیده شود. 

خود کاظمی نیز این مسأله را انکار نمی‌کند و معتقد است خاطره‌انگیز بودن یک اثر همزمان فرصت و تهدید است؛ فرصتی از این جهت که مخاطب با پیش‌زمینه‌ای مثبت سراغ اثر می‌آید و تهدیدی از این جهت که اثر جدید ناگزیر با همان خاطره خوب مقایسه می‌شود. 

این همان دوگانه‌ای است که امروز درباره مرد سه هزار چهره شکل گرفته. از یک‌سو بازگشت مسعود شصت‌چی توانسته مخاطبی را که سال‌ها این شخصیت را ندیده بود دوباره پای تلویزیون بیاورد و از سوی دیگر، همین محبوبیت گذشته تبدیل به متر و معیار سختگیرانه‌ای برای قسمت‌های جدید شده است. 

اما آیا قرار است یک سریال جدید، دقیقا همان خنده‌های ۱۸ سال قبل را تکرار کند؟ پاسخ نویسنده روشن است. او به جام‌جم می‌گوید: نوستالژی یک شمشیر دولبه است و نمی‌شود فقط از یک سمت به آن نگاه کرد. 

یکی از محور‌های نقد‌های منتشرشده درباره فصل جدید، تغییر تیم نویسندگان است. مرد سه هزار چهره با گروه تازه‌ای از نویسندگان شکل گرفته و طبیعی است جنس موقعیت‌ها و شوخی‌ها نیز تا اندازه‌ای تحت تاثیر نگاه این گروه قرار بگیرد. 

کاظمی در توضیح این تغییر، نکته مهمی را مطرح می‌کند و می‌گوید: نویسندگان قبلی عملا دنیای این مجموعه را ساخته‌اند و گروه جدید وارد جهانی شده که شخصیت‌ها و قواعد آن از قبل شکل گرفته است. او تاکید می‌کند: ما قدردان آنها هستیم و هرگز دنبال مقایسه شدن نبودیم و سعی کردیم کار خودمان را انجام دهیم. 

این شاید یکی از مهم‌ترین نکاتی باشد که در هیاهوی مقایسه‌ها کمتر دیده شده است. مرد سه هزار چهره قرار نیست جای مرد هزار چهره را در حافظه مخاطب بگیرد بلکه قرار است تجربه تازه‌ای از همان شخصیت ارائه دهد. 

از همین منظر، مقایسه جزء به جزء دیالوگ‌ها و شوخی‌های این دو اثر، شاید بیش از آن‌که به فهم فصل جدید کمک کند، آن را در گذشته متوقف کند. 
 
مدیری؛ کارگردانی که هنوز از بازیگرش پیشنهاد می‌شنود 

این همکاری تازه فقط به اتاق نویسندگان محدود نشده است. یکی از چهره‌هایی که در این فصل تجربه متفاوتی را پشت سر گذاشته، علیرضا مهران است؛ بازیگری که بخش مهمی از کارنامه‌اش در نقش‌های جدی و خاکستری گذشته و حالا وارد فضای کمدی شده است. 

مهران درباره نحوه پیوستن خود به پروژه، از یک تصمیم متفاوت می‌گوید؛ زمانی که پیشنهاد همکاری از دفتر مهران مدیری به او رسید، بدون این‌که حتی قصه را کامل خوانده باشد پذیرفت که با پروژه وارد مذاکره شود چراکه به گفته خودش، مدیری را یکی از کارگردانان مهم عرصه کمدی می‌داند. 

اما نکته جذاب‌تر برای او، مواجهه با مدیری در مقام همزمان کارگردان و بازیگر بود. مهران به جام جم می‌گوید: بازی کردن روبه‌روی مهران مدیری هم جذاب و هم سخت است چراکه بازیگر صرفا مقابل یک کارگردان قرار ندارد و با کسی مواجه است که خودش سال‌ها تجربه بازی در کمدی دارد. 

با این حال، آنچه این بازیگر از نخستین تجربه جدی کمدی خود تعریف می‌کند، قابل توجه است. او می‌گوید مدیری برای رسیدن به شخصیت به او توصیه کرده بیش از آن‌که بخواهد برای خنداندن تلاش کند، ساختمان شخصیت را حفظ کند و در همان فیزیک و ویژگی شخصیتی وارد موقعیت شود. 

این نکته ساده، اتفاقا یکی از اصول مهم کمدی است. بازیگر قرار نیست به‌زور خنده ایجاد کند بلکه باید شخصیت را جدی بگیرد تا موقعیت برای مخاطب خنده‌دار شود. 
 
«مرد سه هزار چهره» مخاطب خودش را پیدا کرده؟ 

علیرضا مهران در توصیف واکنش‌هایی که از مردم و دوستانش گرفته، یک نکته را پررنگ می‌کند؛ این‌که مخاطب همچنان با حس نوستالژیک سراغ این مجموعه آمده است. 

او می‌گوید در گفت‌و‌گو با مردم، احساس کرده مخاطب با سریال ارتباط برقرار کرده و حتی برخی همکارانش نیز معتقدند این مجموعه به‌واسطه سابقه مرد هزار چهره و مرد دو هزار چهره همچنان ظرفیت همراه کردن مخاطب خاص و عام را دارد. 

مهران درباره قسمت‌های ابتدایی نیز به کارگردانی مدیری اشاره می‌کند و معتقد است بخشی از جذابیت کار در همین بازگشت به یک جنس متفاوت از کمدی تلویزیونی است. 

او حتی یک قدم جلوتر می‌رود و امیدوار است این تجربه بتواند زمینه‌ای برای بازگشت برخی چهره‌های شناخته‌شده و فیلمسازان باسابقه به تلویزیون باشد؛ اتفاقی که اگر رخ دهد، صرفا به مرد سه هزار چهره محدود نخواهد ماند. 
 
چرا باید تا قسمت‌های بعد صبر کرد؟ 

شاید مهم‌ترین دفاعی که می‌توان از مرد سه هزار چهره داشت، نه انکار ضعف‌های احتمالی بلکه پذیرش این واقعیت ساده باشد که داستان هنوز تمام نشده است. 

قسمت پنجم پایان یک مسیر ۱۵‌قسمتی نیست. شخصیت‌ها هنوز امکان ورود به موقعیت‌های تازه را دارند و داستان می‌تواند در ادامه از فضای معرفی شخصیت‌ها و روابط اولیه فاصله بگیرد و وارد موقعیت‌های اصلی خود شود. اتفاقا نویسنده سریال نیز به همین نکته اشاره کرده و از مخاطب خواسته برای دیدن ادامه مسیر فرصت بیشتری بدهد. 

این درخواست زمانی قابل توجه‌تر می‌شود که بدانیم حتی خود نویسندگان فصل جدید نیز به‌خوبی از سایه سنگین دو فصل قبلی آگاه بوده‌اند. آنها می‌دانند مخاطب مرد هزار چهره را دوست داشته و می‌دانند هر شوخی، هر موقعیت و حتی هر تغییر در رفتار مسعود شصت‌چی با گذشته مقایسه خواهد شد، اما شاید ارزش یک فصل تازه دقیقا در همین باشد که اجازه دهیم خودش را پیدا کند. 
 
نقد کنیم، اما نه با پنج قسمت! 

نقد مرد سه هزار چهره کاملا طبیعی است. حتی می‌توان درباره جنس شوخی‌ها، ریتم، شخصیت‌پردازی یا میزان موفقیت بازگشت مسعود شصت‌چی بحث کرد، اما تفاوت نقد با حکم زودهنگام همین‌جاست. 

وقتی یک اثر ۱۵ قسمت دارد، قضاوت قطعی درباره مسیر آن پس از چهار یا پنج قسمت، دست کم نیازمند احتیاط است. به‌خصوص درباره مجموعه‌ای که بخش مهمی از جذابیتش به موقعیت‌هایی وابسته است که قرار است به‌تدریج شکل بگیرند. 

از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که مرد سه هزار چهره با یک ماموریت ساده روی آنتن نیامده. این سریال باید هم شخصیت محبوب گذشته را حفظ کند، هم برای مخاطب امروز حرف تازه‌ای داشته باشد و هم زیر سایه خاطره دو فصل قبلی، هویت خودش را پیدا کند. 
این کار ساده‌ای نیست. شاید به همین دلیل، حرف احمدرضا کاظمی بیش از آن‌که یک دفاع تبلیغاتی از سریال باشد، یک درخواست حرفه‌ای از مخاطب است: اول سریال را ببینید، بعد درباره‌اش قضاوت کنید. 

حالا که مرد سه هزار چهره به قسمت پنجم رسیده، شاید زمان مناسبی باشد که به‌جای پرسیدن این‌که آیا مثل مرد هزار چهره است، سوال دیگری را مطرح کنیم: آیا این مسعود شصت‌چی، در ادامه می‌تواند قصه خودش را پیدا کند؟ پاسخ این سوال هنوز روی آنتن است.
∎​