محمدرضا معینی، کارگردان این سریال که معتقد است فرم جذاب، کلید دیدهشدن محتوای دراماتیک است، در گفتوگوی پیش رو از استراتژیهایش برای پرهیز از مستندزدگی و خلق یک اثر نمایشی باورپذیر میگوید. او معتقد است آسباد بیش از آنکه یک پروژه معمول تلویزیونی باشد، محصول تعامل عمیق با خردهفرهنگهای غنی جنوبشرق ایران است. سریال آسباد با توجه به ضبط در بستر سیستانوبلوچستان، از همان ابتدا نوید یک اثر متفاوت را میداد. معینی در خصوص رسیدن به ایده این مجموعه به جامجم میگوید: از همان مراحل آغازین پیشتولید، برایمان روشن بود مقایسه این اثر با کارهایی که پیش یا پس از ما ساخته شدهاند، اجتنابناپذیر خواهد بود. اما کار ما فضای فانتزی داشت و ماهیت متفاوتی را دنبال میکرد. من از همان اول فکر کردم که باید بیشتر از ظرفیت عمومی منطقه، بهویژه بازیگران بومی، برای نقشهایی که قرار است با لهجه زیبای سیستانی صحبت کنند، بهره بگیریم. این لهجه، شیرینی و زیبایی خاص خودش را دارد و برای ما هم از اولویت برخوردار بود. به همین خاطر میخواستیم برای این نقشها سراغ بازیگران خوب همان منطقه برویم. شناخت خوبی که از بازیگران آنجا داشتم، کمک کرد انتخابهای هوشمندانهای برای نقشها داشته باشیم و تا حدودی، فضای سریال برای مردم منطقه، در مقایسه با آثار دیگر، باورپذیرتر باشد.
حمایت بازیگران بومی
وی درباره حضور نیروهای بومی در کنار حرفهایها و چالشهای آن نیز میگوید: دوستان بومی که بهعنوان مشاوران لهجه در کنار ما بودند، کمک زیادی کردند. بیشتر مسائلی که از سوی افراد بومی مطرح میشد، کاملا درست بود و مدیریت تکیه بر تجربیات این دوستان بازیگر، به من کمک کرد تا بتوانم بهتر کار را هدایت کنم. البته که فشار هم بود؛ وقتی بازیگرانی از جای دیگر میآیند و باید در مدت زمان کوتاهی خودشان را با فضای جدید و لهجه محلی وفق دهند، طبیعی است که با چالشهایی روبهرو شوند. امیدوارم در نهایت توانسته باشیم از این تجربه سربلند بیرون بیاییم و از دانش و همراهی همه دوستان، چه بومی و چه غیربومی، به بهترین شکل بهره برده باشیم.
البته همان زمان هم پیشنهادهایی مطرح میشد که از لهجه استفاده نکنیم، اما ما جسارت به خرج دادیم، چون به کارمان ایمان داشتیم. از همان ابتدا نیز یک مشاور لهجه در کنارمان بود.
معینی با اشاره به مرز میان مستند و آثار نمایشی و اهمیت رعایت آن در تولیدات مرتبط با استانها عنوان میکند: وقتی یک اثر داستانی تولید میکنیم، باید یک مرزبندی با کار مستند داشته باشیم. پیش از هر چیز، در هر کاری که انجام میدهیم باید حواسمان باشد که در حال تعریف یک «قصه» هستیم. در لایه بالاتر، اگر حرفی برای گفتن داریم، باید آن را در دل روایت بگنجانیم و در لایههای زیرین نیز موضوعات دیگری را مطرح کنیم تا مخاطب از آنها بهره ببرد.
اتمسفر کار هم بسیار مهم است و برای من بسیار اهمیت داشت، اما به شرطی که قصه را خوب تعریف کرده باشیم. گاهی کارهایی که مناسبتی یا مرتبط با استانهای پرجاذبه هستند، محتوا را بر فرم ارجح میدانند؛ اما ما کار داستانی و نمایشی انجام میدهیم. نمیگویم محتوا ارجح نیست، اما رویکرد ما باید به گونهای باشد که توجه ویژهای به فرم داشته باشیم؛ چراکه قرار است مخاطب را سرگرم کنیم و در طول قصه با خود همراه سازیم. این موضوع درباره آسباد هم صدق میکرد و لزوما به معنای ارجح بودن فرم بر محتوا نیست. منظورم این است که در کار نمایشی، فرم نقش بسیار مهمی در انتقال محتوا دارد. اگر فرم جذاب نباشد، مخاطب ارتباط برقرار نمیکند و محتوا نیز دیده نخواهد شد.
نقش نویسنده در پوشش حساسیتها
وی در خصوص چالشهای تولید این اثر و حساسبودنش بیان میگوید: باید بگویم که این بخش، مربوط به نویسنده هم میشود که متن خوبی نوشتند و اشراف خیلی خوبی روی این موضوعات داشتند. حتی دو طایفه که با هم اختلاف عمده دارند و سر کوچکترین چیز دعوا میکنند، کمکم به شکل طنز هم درمیآید. اما در جایجای قصه میگویند با وجود کلکل با هم زندگی میکنند. تلاش کردیم تعادل را حفظ کنیم تا هم جنبههای طنز کار باقی بماند و هم این مسائل مطرح شود.
وی با اشاره به بازی بازیگران سیستانی هم میگوید: این عزیزان واقعا درجه یک این کشور هستند. شاید کمتر شناختهشده باشند، ولی واقعا ظرایف و دقت خیلی خوبی در بازیشان دارند.
کارگردان سریال آسباد درباره همفکری و نظرخواهی از بازیگران پیشکسوت نیز عنوان میکند: راهنماییهای دوستان در آنجا قطعا اثرگذار بود. برای مثال، آقای خدادادبیگی با تجربهای که داشتند، بهویژه در زمینه لهجه، نقش مؤثری ایفا کردند. در بسیاری از موارد نیز بهعنوان مشاور در کنارمان بودند. حتی وقتی سؤالی مطرح میشد، چون واقعا این مسائل فرهنگی، از لباس گرفته تا خردهفرهنگها، خیلی پیچیده است و همه یک جواب واحد ندارند وزن فردی مثل آقای خدادادبیگی برای من مهم بود که درباره برخی مسائل نظر ایشان را جویا شوم. چون سالها درکارهای فرهنگی ــ هنری هم بودهاند و اشراف کامل به منطقه دارند. ضمن اینکه در چنین کارهایی، هماهنگکردن بازی بازیگران غیربومی و محلی با یکدیگر هم چالش دیگری است تا بازی هیچکدام از آنها بیرون نزند. خوشبختانه آنچه در این اثر میبینیم، یکدستی اجراهاست؛ بخشی از گروه را هنرمندان ملی و بخشی دیگر را بازیگران استانی تشکیل میدهند. معینی در اینباره میگوید: وقتی کسی پشت مانیتور و در جایگاه کارگردان قرار میگیرد و بازی را میبیند، قضاوتش بر اساس تجربه زیسته خودش شکل میگیرد و ممکن است بازی را بپسندد یا نپسندد. در نهایت، کارگردان تجربههایی را که از کارهای قبلی خود به دست آورده، وارد اثر میکند. یعنی میتواند تشخیص دهد که کجا بازی درست است و کجا نیست. کارگردان این را باید در ذهن داشته باشد و چیزی فراتر از توان بازیگر از او نخواهد. یعنی مثلا اگر بازیگر تهرانی است، انتظار نداشته باشد لهجه زاهدانی را مثل خود مردم آن منطقه و بهخوبی صحبت کند؛ قطعا شدنی نیست و من باید فکر دیگری کنم و او را در این موقعیت قرار ندهم که خلاقیتش از بین برود. تلاش کردیم این هماهنگی را ایجاد کنیم تا بازیها با یکدیگر هارمونی داشته باشند.
نویسندگی یک اثر با پیچیدگیهای خاص
کارگردان سریال آسباد همچنین در خصوص همکاری با فرهاد نقدعلی، نویسنده این اثر نیز بیان میکند: او بسیار مطالعه عمیقی روی فیلمنامهای که مینویسد و متنی که به نگارش درمیآورد، دارد. همکاری با آقای نقدعلی یکی از خوبیهای این کار بود. وقتی کلیت داستان مطرح شد، اولین کاری که کردم این بود که با ایشان قرار گذاشتم. خوشبختانه ما چندین بار نشستیم و با هم صحبت کردیم و از همان اول به نظر میرسید خیلی با هم همعقیده هستیم. پیچیدگیهای زیادی در ابتدا وجودداشت.
معینی درباره نشاندادن روح «دایی شیردل» هم میگوید: آپشنهای زیادی وجود داشت که ما این روحها را چطور نشان دهیم تا باورپذیر باشد و مسخره از آب درنیاید. همه اینها چالشهایی بود که باید ملاحظه میشد. نویسنده اثر خیلی اهل مطالعه و باسواد و عمیق هستند. شانس و سعادت من بود که ایشان به من لطف داشت. در نهایت خودشان بهعنوان نویسنده از محصول کار راضی بودند.
وی در خصوص امضای کارگردانی خود در این اثر نیز بیان میکند: من واقعا اگر به قابی که میخواهم نرسیده باشم، آن شب خوابم نمیبرد. البته گاهی هم به وسواس کشیده میشود. مثلا آن در بزرگ را که آنجا برای «آسیاب» گذاشتیم، عقبتر بود یا جلوتر، واقعا مهم بود. گاهی خودم احساس میکنم دچار وسواس شدهام و دیگران ممکن است اذیت شوند. ولی در کار، واقعا این اتفاق افتاده و کمک کرده است. فیلمبردار خیلی خوبی هم داشتیم؛ آقای رجاییمقدم که خیلی همراه بودند. ما مشترکات زیادی داشتیم و در کار به نقطهنظرات مشترک رسیدیم. این خیلی برای من اهمیت دارد. من زیاد تدوین انجام دادهام و معمولا کارهایم را هم خودم تدوین میکنم؛ اما در این مجموعه آقای گورانی خیلی حرفهای عمل کردند و زحمت زیادی کشیدند.
نکته جالب دیگر درباره سریال آسباد، پرداختن به موضوع اوتیسم از طریق خلق شخصیت یک نوجوان است. وی در این خصوص عنوان میکند: ملاحظه ما این بود مساله اوتیسم را بهگونهای مطرح کنیم که نه از قصه اصلی دور شود و نه غیرطبیعی به نظر برسد. مرز باریکی بود تا کاراکتری را به نمایش بگذاریم که اوتیسم دارد و دوستداشتنی است و درعینحال بازیاش، کار را از ریتم نمیاندازد.