شاید برای برخی از مردم، ناظران بیرونی و ایرانیان خارج از کشور، ما متأثر از عملیات شدید روانی دشمن علیه مواضع جمهوری اسلامی در مقابل دشمن خارجی و همچنین عوامل آن در داخل بودیم که چندان روشن نبود، اما حوادثی که در یک سال و چند ماه گذشته به وجود آمد، برای بسیاری از این ابهامات یا مخالفتها با مواضع نظام را تغییر داد و آنها این احیای اقتدار ایران و ارتقای جایگاهش را با تمام وجود درک کردند و طبیعتا حقانیت مواضع نظام مقدس جمهوری اسلامی آشکارتر شد.
از یاد نبردیم در حالی که دولتهای غربی، جمهوری اسلامی را به جنگطلبی متهم میکردند و مدعی بودند ایران میخواهد برخی کشورهای منطقه را از بین ببرد و قصد دارد مسائل منطقه را با قدرت نظامی حل کند، جمهوری اسلامی همواره اعلام میکرد در موضوعات مورد اختلاف سیاست خارجی از جمله هستهای تفاهم و مذاکره را ترجیح میدهد و در همین راستا شاهد دهها مورد مذاکره و گفتوگوی جدی با قدرتهای جهانی و همسایگان بودیم و همین به خوبی نشان میداد ایران تعامل را به تقابل رودررو ترجیح میدهد. به طور خاص ایران طی یک سال و چند ماه گذشته بارها درباره مسائل هستهای با قبول پیشنهاد مذاکره نشان داده بود اهل منطق و مفاهمه است، اما دشمنان این مرز و بوم راه جنگ را انتخاب کردند و در واقع دو یا به تعبیری سه جنگ تحمیلی را در یک سال و نیم اخیر بر ما تحمیل کردند و در این زمینه باز هم نگاه اخلاقی و انساندوستانه ایران به نهاد قدرت در برابر دیدگاه تهاجمی و غیر انسانی دشمن متمایز شد.
جالب اینکه دشمن خارجی در بهانهجویی برای جنگ، ژست مردمدوستی گرفته و مدعی حمایت از مردم ایران در مقابل نظام بود! اما تهاجم آنها به ایران و بمباران مناطق مسکونی و کشتن هزاران غیرنظامی و مشخصا کودکان در روز روشن و در مرحله بعدی ایجاد محدودیتهای شدید اقتصادی و حتی هوایی برای مردم ایران پرده از عمق دشمنی آنها نسبت به این ملت برداشت. این در حالی است که نیروهای مسلح کشورمان که دشمن مدتها برای تخریب چهره آنها تبلیغات کرده بود، با قدرت و در نهایت از خودگذشتگی از مردم ایران و از تمامیت ارضی کشورشان دفاع کردند.
دشمن اینگونه تبلیغ میکرد که مسئولان جمهوری اسلامی همگی ثروتهای آنچنانی دارند و اگر خطری متوجه کشور شود، بلافاصله کشور را ترک میکنند. ماندن و انجام وظیفه تمام مسئولان رده بالای کشور در مراکز دولتی و حاکمیتی، به طور خاص در رأس همه آنها رهبری این مردم در شرایطی که بیم حمله وجود داشت و در نهایت شهادتشان در مسیر خدمت به این مردم، باطلالسحر این تبلیغات مسموم دشمن بود. در بعد تاریخی این دو جنگ اخیر از حیث مسأله استقلال ایران بسیار اهمیت بود. در حدود دوسده قبل از انقلاب اسلامی، بیش از دو سوم اراضی کشور از دست رفت و حکومتهای قاجار و پهلوی در تأمین استقلال و تمامیت ارضی کشور عاجز بودند و کشور به خصوص در برابر تهاجم قدرتهای جهانی با یک تحقیر ملی مواجه بود. چنانکه دیدیم در جنگ جهانی دوم ایران توسط روسیه و انگلیس اشغال شد. انقلاب اسلامی به ایرانیان عزم دفاع از وطن بخشید و علاوه بر هشت سال فداکاری در پی تجاوز رژیم بعث عراق به ایران، در یک سال و نیم اخیر، نظام حاکم بر ایران متکی به ایمان و دانش و با پشتیبانی این مردم هوشمند و با بصیرت مقاومتی مثال زدنی از خود نشان داد و در برابر مجهزترین ارتشهای جهان با قدرت از تمامیت ارضی کشور دفاع کرد. بدین ترتیب یکی از برکات ایستادگی بینظیر نظام در حوادث اخیر این بود که دیدگاه بخشی از مردم که نگاهی انتقادی یا مخالف نسبت به خود نظام یا برخی چهرهها داشتند، دچار تزلزل شود و متوجه شوند جمهوری اسلامی برخلاف ادعاهای دشمن نه تنها رو به افول نیست بلکه در نهایت اقتدار و صلابت و از خودگذشتگی در برابر تهاجم دشمن با آن همه فناوری پیشرفته میایستد و در دفاع از جان ملت و تمامیت ارضی کشور به هیچوجه عقبنشینی نمیکند.
روایت اقتدار ایران
پیام اخیر مقام معظم رهبری در واقع روایتی از احیای اقتدار و ارتقای جایگاه ایران عزیز از قدرتی منطقهای به قدرتی جهانی بود.
پیام اخیر مقام معظم رهبری در واقع روایتی از احیای اقتدار و ارتقای جایگاه ایران عزیز از قدرتی منطقهای به قدرتی جهانی بود.
صاحبخبر -