به گزارش تابناک؛ تجمعات خیابانی، برگی است که نظام در نهایت سنجیدگی، رو کرد تا طرح های دشمن را به شکست بکشاند. چنین هم شد تا طراحان آمریکای تروریست و صهیونیست های جانی، لب به دندان بگزند که خوابشان وارونه تعبیر شده است.
حضور مردم در خیابان، نیرویی است که به بازو و زانوی میدان توان میبخشد و به تصمیمهای مدبرانه در جنگ و دیپلماسی پشتوانه اجتماعی میدهد. در این هندسه، خیابان در طول میدان معنا پیدا میکند و بر عمق آن میافزاید. این حضور سرمایهای راهبردی است. سرمایهای که باید بماند، نه آنکه در منازعات روزمره خرج و فرسوده شود. این حقیقت باید همچنان در قامت واقعیت ادامه یابد. اما.... همین «اما» را باید دقیق خواند. برخی تجمعات، از امر ملی به امر جناحی و از آنجا به مسئلهای فردی فروکاسته شدهاند.
در چنین وضعی، گاه صدا به تعریض و تعرض به نهادها و رؤسای قوا تبدیل میشود. تخریب پلهایی که جامعه برای گفتوگو و حل اختلاف به آنها نیاز دارد و ویران کردن دیوارهایی که باید چارچوب خانه ما باشد. متاسفانه به هیچ صراط مومنانه و منطقی هم مستقیم نمی شوند کسانی که فقط خود را راست و درست می پندارند. نتیجه می شود این که امروز در برخی تجمعات شاهدیم؛ فروکاستنِ یک امر ملی تا سطح مسئلهای شخصی. فردی به سبب اتهامی مشخص و درچارچوب نظام قضایی کشور، مجرم شناخته و زندانی شده است. دوستانش به جای پذیرش قانون بر قانون و قانونگذار و قانونمند می شورند و ظرفیت ملی تجمعات را به میتینگ حمایت از آن فرد تبدیل میکنند. گویی خیابان نه جای اعلام همبستگی با ایران، که تریبون یک جریان و کوچکتر؛ دفاع از یک شخص مجرم است. اینجاست که کلمات، بهجای آنکه راهی برای گفتوگو باز کنند، سخت تر از سنگ می شوند و بهسوی همه پرتاب میشوند.
بستگان نسبی و فکری یک فرد ممکن است خشمگین یا معترض باشند؛ اما هیچ نسبت و وابستگیای مجوز نمیدهد که سرمایهای ملی و انقلابی به آتش کشیده شود. این سرمایه از آنِ یک جناح یا یک حلقه نیست چه رسد به یک فرد. متعلق به مردمی است که با وجود اختلاف، درلحظه تهدید برای نگهداشت ایران کنار هم ایستادند. سوزاندن آن، نه دفاع از مردم است و نه خدمت به کشور. جالب است کسانی خود را «هسته سخت نظام» میخوانند،اما همزمان به هستههای مرکزی و ارکانِ قانونی نظام میتازند و هرچه را بتوانند میکوبند.
این کنش ها قطعا به تضعیف اعتماد عمومی و فرسودن پیوندهای ملی می انجامد. بله، خیابان باید بماند. اما بهعنوان صدای ملت، نه بلندگوی منازعه فردی. باید بماند و پشتیبان تصمیمهای سنجیده ملی باشد، بیآنکه به مصادره جناحها درآید. قدرت راهبردی از پیوند میدان، دیپلماسی و جامعه ساخته میشود. خیابان، اگر- با حفظ حرمت اختلاف- خانه مشترک مردم بماند، می تواند کانون این قدرت قرار گیرد اما... .
منبع: روزنامه خراسان