شناسهٔ خبر: 79976195 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: مهر | لینک خبر

شهاب مرادی؛ یک روحانی متفاوت

در سال‌های معاشرت با حاج‌آقا شهاب، شاید چیزی که بیش از بسیاری از عنوان‌ها برایم مانده، احساسی است که در آدم‌ها ایجاد می‌کند. مخاطب، در کنار بهره گرفتن از دانش او، احساس می‌کند.

صاحب‌خبر -

یادداشت مهمان_محمد افتخاری؛ دیروز با یکی از استادان جوان دانشگاه هم‌کلام شدم؛ جوانی پرانگیزه، باسواد و دغدغه‌مند که گفت: «الگوی من در تدریس و کلاس‌داری، استاد شهاب مرادی است.»

خوشحال شدم، تشویقش کردم و گفتم: «استاد مرادی واقعاً الگویی الهام‌بخش و قدرتمند است؛ هرچند رسیدن به چنین جایگاهی آسان نیست.»

بعد درباره شناخت من از شهاب مرادی پرسید. برایش از اواخر دهه هشتاد و آغاز آشنایی‌ام با استاد گفتم؛ از ایوان شمس، کلاس مجردها و سال‌هایی که از نزدیک شاهد فعالیت‌های متنوع او و ارتباطش با جوانان بوده‌ام. در پایان، از من قول گرفت این مطالب را «برای تشکر از استاد شهاب عزیز» و برای آیندگان بنویسم.

فراتر از یک عنوان

شهاب مرادی برای من نمونه‌ای کم‌نظیر از جمع شدن چند ویژگی و نقش در یک انسان است؛ ترکیبی که به این سادگی‌ها قابل تکرار نیست.

با عرض ارادت به همه واعظان محترم، به گمان من نمی‌توان شهاب مرادی را فقط در شمار واعظان قرار داد و با معیارهای همین نقش شناخت. عنوان‌هایی مانند روحانی، استاد، مشاور خانواده، چهره رسانه‌ای یا مدیر فرهنگی، هرکدام بخشی از شخصیت او را نشان می‌دهند؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی برای معرفی‌اش کافی نیستند.

او دانش دینی خود را جدی و محترم و اصیل می‌داند، اما آن را جایگزین همه تخصص‌ها نمی‌داند و در عمل برای دانش و صلاحیت حرفه‌ای احترام قائل است.

با وجود سال‌ها تحصیلات عالی حوزوی و حضور در دروس خارج فقه و اصول، نه ذره‌ای فخرفروشی علمی در او دیده‌ام و نه تعصبی برای کشاندن همه مباحث به حوزه تخصص خودش. از ویژگی‌های جالب او این است که از بسیاری از رشته‌ها، حتی حوزه‌هایی دور از تخصص خودش، آن‌قدر اطلاع دارد که می‌تواند با یک سؤال به‌جا یا یک «پاس خوب»، دانشجو را از مقاطع مختلف و رشته‌های گوناگون، به حرف بیاورد و به او مجال دهد و به او کمک ‌کند از دانش خود و مزایای رشته تحصیلی یا تخصص خود با احترام با جمع سخن بگوید.

او غیر مستقیم احترام و رواداری را آموزش می‌دهد؛ من این شیوه را سال‌ها در کلاس مجردها دیده‌ام. بله او به عنوان استاد در کلاس یک میکروفن دارد و دختران و پسران، هرکدام دو میکروفن؛ همین تصویر ساده، بخشی از روش او را نشان می‌دهد. جوان فقط شنونده نیست؛ مسئله واقعی زندگی‌اش را مطرح می‌کند، نظر می‌دهد، دیدگاه دیگران را می‌شنود و در شکل‌گیری فهم جمعی مشارکت می‌کند. او معلم است، اما کلاس را در انحصار صدای خودش نمی‌گیرد.

دو سالی که داوطلبانه در گروه اجرایی کلاس مجردها مسئولیت داشتم، از نزدیک در جریان نحوه اداره و تأمین هزینه‌های آن بودم. وقتی می‌گویم «کلاس مجردها»، ممکن است کسی که آن فضا را ندیده است، تصور کند با یک جلسه کوچک آموزشی روبه‌رو بوده‌ایم؛ در حالی که سالن همایش از جوانان دانشجو پر می‌شد و بسیاری از آنان، علاوه بر صندلی‌ها، در راهروها و روی زمین می‌نشستند.

تمام هزینه‌های این برنامه را شخص شهاب مرادی پرداخت می‌کرد و هیچ سازمان، نهاد یا مجموعه‌ای حتی یک ریال کمک مالی یا اجرایی به آن نداشت؛ جز سالن‌هایی که به احترام او، رایگان در اختیار برنامه قرار می‌گرفتند؛ آن هم نه همیشه بدون منت و مزاحمت. با این همه، شرکت در کلاس برای جوانان رایگان بود و او حتی اجازه نمی‌داد کسی برایش هدیه‌ای بیاورد. بسیاری از شرکت‌کنندگان اساساً نمی‌دانستند هزینه استمرار چنین برنامه بزرگی از کجا تأمین می‌شود.

برای من که در همان سال‌ها درگیر امور اجرایی آن بودم، این فقط یک جزئیات مالی نبود؛ بلکه یکی از نمونه‌های روشن همان ویژگی‌ای بود که در بخش‌های مختلف زندگی و فعالیت شهاب مرادی دیده‌ام: وقتی به کاری باور دارد، فقط درباره آن حرف نمی‌زند؛ برایش وقت می‌گذارد، مسئولیتش را می‌پذیرد و هزینه‌اش را هم می‌پردازد. البته کلاس مجردها فقط یکی از مصادیق است. وجه کم‌نظیر شهاب مرادی را باید در وسعت و تنوع این میدان‌ها و جمع شدن این همه نقش و توانایی در یک نفر دید.

این مسیر به کلاس مجردها محدود نمانده است. «خانواده نوپا» برای زوج‌های جوان، برنامه‌هایی برای نوجوانان و آموزش و تربیت مشاوران و نیروهای جوان، بخش‌های دیگری از همین نگاه‌اند. برای من مهم است که او فقط خودش سخن نگوید و کار نکند؛ بلکه تلاش کرده است نیرو و ظرفیت بسازد تا تجربه و دانشی که طی سال‌ها شکل گرفته، فقط به حضور شخص خودش وابسته نماند.

مهربانی همراه با مسئولیت

در سال‌های معاشرت با حاج‌آقا شهاب، شاید چیزی که بیش از بسیاری از عنوان‌ها برایم مانده، احساسی است که در آدم‌ها ایجاد می‌کند. مخاطب، در کنار بهره گرفتن از دانش او، احساس می‌کند حل مشکلش و برطرف شدن ضعف‌هایش برای شهاب اهمیت دارد؛ احساس می‌کند: «او مرا دوست دارد و قضاوتم نمی‌کند.»

به گمان من، بخشی از اعتماد و محبتی که مردم نسبت به او دارند، از همین‌جا می‌آید.

اعتقادات و اصولش روشن و جدی است، اما آدم‌ها را فقط با میزان شباهتشان به خودش نمی‌سنجد. فاصله رسمی میان خود و جوان را کم می‌کند، بی‌آنکه برای جلب مخاطب از دین‌داری و اصول اعتقادی خود کوتاه بیاید. جوان در این رابطه، هم احترام و محبت می‌بیند و هم به رشد، مسئولیت‌پذیری و تعلق دینی دعوت می‌شود.

منبر شهاب مرادی نیز از همین جنس است؛ منبری مهربان که مهربانی، کرامت، بزرگواری و آقامنشی را فقط تبلیغ نمی‌کند، بلکه می‌خواهد این صفات را در مخاطب پرورش دهد.

در فعالیت اجتماعی نیز همین ترکیب را می‌بینم. گاهی کاری مانند درخت‌کاری را با مشارکت جمع و با استفاده از خرد و توان دیگران پیش می‌برد و گاهی، در موضوعی که آن را مهم می‌داند، منتظر سازمان و تشکیلات نمی‌ماند؛ خودش پای کار می‌ایستد، مطالبه می‌کند و مسئولیتش را به دوش می‌گیرد. هم توان مدیریت و سازمان‌دهی کار جمعی را دارد و هم از مسئولیت‌هایی که لازم باشد به‌تنهایی دنبال کند، شانه خالی نمی‌کند.

صمیمیت او نیز برای من همیشه جالب بوده است. صمیمی است، اما بی‌قاعده نیست. به تو نزدیک می‌شود، اما احترامت به او کمتر نمی‌شود. حتی با کسی که با او اختلاف دارد، می‌تواند محترمانه ارتباط برقرار کند. این جمع شدن صمیمیت و چارچوب‌مندی، نزدیکی و حفظ حرمت، از ویژگی‌هایی است که در ارتباط نزدیک بهتر از تصویر رسانه‌ای او دیده می‌شود.

ترکیبی که باید یکجا دید

اگر بخواهم شهاب مرادی را به کسی که او را نمی‌شناسد معرفی کنم، شاید بتوانم این‌گونه خلاصه کنم: روحانی و واعظ است، اما سبک معاشرتش به الگوهای رایج محدود نمی‌شود؛ عالم و صاحب‌نظر است، اما دانش خود را جایگزین همه تخصص‌ها نمی‌داند؛ معلم است، اما کلاس را در انحصار صدای خودش نمی‌گیرد؛ مشهور است، اما حوصله و ارتباطش با مردم شبیه بسیاری از مشاهیر نیست؛ صمیمی است، اما اصولش را برای جلب مخاطب کنار نمی‌گذارد؛ اهل مدیریت و کار جمعی است، اما هرجا لازم بداند، خودش به‌تنهایی وارد میدان می‌شود.

بله، او را کم‌نظیر می‌دانم؛ نه به این معنا که هیچ‌کس هیچ‌یک از این ویژگی‌ها را ندارد، بلکه به دلیل جمع شدن و پیوند خوردن این همه ویژگی، تجربه و میدان فعالیت در یک نفر.

شهاب مرادی شاید برای کسی عالمی باشد که از او استخاره یا پاسخ مسئله‌ای دینی می‌خواهد، برای دیگری مشاور خانواده، برای گروهی استاد، برای بسیاری چهره‌ای مشهور و دوست‌داشتنی و برای عده‌ای مدیر یا فعال فرهنگی. اما من هیچ‌یک از این عنوان‌ها را به‌تنهایی برای معرفی او کافی نمی‌دانم.

شاید همان استاد جوان، بی‌آنکه بداند، دلیل نوشتن این یادداشت را به من یادآوری کرد: بعضی آدم‌ها فقط با گفته‌هایشان الگو نمی‌شوند؛ شیوه‌ای که سال‌ها زندگی و کار کرده‌اند، آنها را به الگوی دیگران تبدیل می‌کند.

این یادداشت را به احترام سال‌های آشنایی و ارادت و به پاس آنچه از حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج‌شیخ شهاب مرادی آموخته‌ام، برای آیندگان نوشتم؛ و به قول همان استاد جوان، «برای تشکر از استاد شهاب عزیز».

∎​