طبق دادههای اولیه هوانوردی و گزارشهای رسمی، این بوئینگ ۷۳۷ پس از مواجهه با درگیری فیزیکی خشونتبار کمکخلبان در کابین و تقلا برای کاهش شدید ارتفاع و ایجاد بحران مرگبار هوایی، با مقاومت کادر پروازی و سرنشینان کنترل شد و در خاک پادشاهی سعودی به زمین نشست. با وجود این، شتاب کمسابقه دستگاه تبلیغاتی تلآویو و ورود مستقیم و زودهنگام بنیامین نتانیاهو به میدان پیش از پایان ابتداییترین مراحل بررسیهای فنی، این رخداد را از یک موضوع ایمنی پرواز به یک کارزار پیچیده دیپلماتیک و رسانهای دگرگون ساخت. تطبیق جزئیات اطلاعاتی با رفتار سیاسی حاکمان تلآویو نشان میدهد چگونه ساختاری بحرانزده تلاش کرد تا با سوار شدن بر بالهای یک حادثه مرموز، موج جدیدی از مظلومنمایی و تهدیدانگاری تصنعی را هدایت کند؛ رویکردی که به واسطه شواهد نقضکننده و تناقضات بنیادین، بهسرعت افشا شد و فرضیه یک «عملیات پرچم دروغین» را پیش چشم ناظران بینالمللی برجسته ساخت.
کالبدشکافی سناریوی پرچم دروغین
برای کسانی که با پروتکلهای سختگیرانه ورود هواپیما به حریم هوایی اراضی اشغالی آشنا هستند، پذیرش روایت سادهانگارانه «غافلگیری محض» توهین به اصول اولیه امنیت پرواز محسوب میشود. دهههاست سرویس امنیت عمومی رژیم صهیونیستی (شینبت) و یگانهای ویژه پایش فرودگاه بنگوریون، سازوکاری موسوم به تایید صلاحیت چندلایه (Security Clearance) را با دقتی وسواسگونه به اجرا میگذارند. بر اساس این سازوکار، اسامی، بیوگرافی و حتی پیشینه مراودات کادر پروازی شرکتهای خارجی پیش از ترک مبدأ مورد بازبینی عمیق اطلاعاتی قرار میگیرد. در این چارچوب، بروز یک درگیری سازمانیافته با هدایت تبعهای عمانی به نام «همام الحمامی» پرسشهای عمیقی پیش کشید. بررسیهای تکمیلی رسانههای بینالمللی نشان داد این کمکخلبان پیشتر به دلیل مواضع افراطی، رفتارهای ناهنجار، نشر محتوای متمایل به شاخههای سلفی و القاعده و ابراز دشمنی با پروتکلهای هوانوردی در برخی خطوط منطقهای با ممانعت کاری و تعلیق روبهرو شده بود. چگونه فردی با چنین سوابق برجستهای در بایگانیهای امنیتی منطقه توانسته مجوز هدایت پروازی حساس با مسافران صهیونیست را اخذ کند؟ این شکاف فاحش تا آنجا پیش رفت که نتانیاهو در نخستین کنفرانسهای خبری خود مجبور به اعتراف به وجود «روزنه امنیتی» شد؛ اعترافی که به عقیده صاحبنظران مستقل، تلاشی انفعالی برای توجیه یک بسترسازی آگاهانه به نظر میرسد. علاوه بر این، شتاب محافل غربی و صهیونیستی برای الصاق برچسب «تروریسم منطقهای» و تلاش هدایتشده جهت هدایت انگشت اتهام به سوی تهران، بلافاصله در تناقض با هویت ایدئولوژیک عامل حادثه (تمایلات سلفی-تکفیری) متوقف ماند. این تعارض آشکار، واکنش جهانی در شبکههای اجتماعی را به همراه داشت. رصد دادهها اثبات کرد که تنها ۶۷ دقیقه پس از ارسال سیگنال اضطراری، کلیدواژه «پرچم دروغین» وارد ادبیات شبکه ایکس شد و در یک بازه زمانی ۱۲ساعته، بالغ بر ۷۲ درصد از پستهای تحلیلی، نقش ساختارهای اطلاعاتی صهیونیستی و موساد را علتالعلل این سناریو قلمداد کردند؛ رقمی که تا ساعات پایانی روز به ۸۲ درصد رسید. این آمار نشان داد جامعه جهانی دیگر پذیرای روایتهای شتابزده قربانیمحور نیست و پروژههای هراسافکنی رژیم را ناشی از نیازهای پشتپرده اتاقهای جنگ روانی میداند.
از خفت تالار سازمان ملل تا برزخ انتخابات
نگاهی همهجانبه به تقویم سیاسی و میدانی رژیم صهیونیستی، دلایل استیصال اتاق فکر تلآویو برای آفرینش یا مصادره فوری بحرانهای امنیتی را شفاف میسازد. زمانبندی این واقعه هوایی با دو نقطه ضعف کلیدی شخص نتانیاهو پیوند خورده است: انزوای خفتبار خارجی و فروپاشی سرمایه سیاسی در داخل. در سطح بینالمللی، نخستوزیر رژیم اشغالگر به فاصله کوتاهی از این واقعه، در مجمع عمومی سازمان ملل یکی از تلخترین تجارب دیپلماتیک تاریخ این رژیم را رقم زده بود. هنگام سخنرانی وی، خروج هماهنگ و گسترده دیپلماتها از تالار مجمع عمومی نه فقط یک اعتراض نمادین، بلکه سند تثبیت انزجار جهانی از جنایات جنگی و نسلکشی بیرحمانه در نوار غزه بود. تصاویر مخابرهشده از ردیفهای خالی سالن، ضربهای مرگبار به ادعاهای دموکراتیک و مشروعیت جهانی رژیم وارد آورد. در این فضا، سناریونویسان تلآویو محتاج یک شوک روانی بودند؛ حادثهای که بتواند یکشبه نگاه رسانهها را از صندلیهای خالی سازمان ملل و ویرانههای غزه منحرف سازد و تصویری دستکاریشده از یک «اسرائیل در معرض نابودی» بر صفحات اول مطبوعات بنشاند.
اما در عرصه داخلی، اوضاع برای ائتلاف افراطی حاکم به مراتب شکنندهتر است. شکستهای ترمیمناپذیر پدافندی، فرسایش شدید اقتصادی، بحران روزافزون اسرای دربند و تشدید بنبستهای بنبستساز با محور مقاومت، محبوبیت حزب لیکود را در نظرسنجیهای انتخاباتی به نازلترین سطوح ممکن سقوط داده است. در جامعهای که بر پایه دکترین ترس قوام یافته، تنها دستاویز نتانیاهو برای فرار از انهدام سیاسی، تکرار سناریوی کلاسیک بازگشت «آقای امنیت» (Mr. Security) است؛ الگویی که در آن نخستوزیر میکوشد با خلق اضطرار وجودی، صفبندیهای اجتماعی را منجمد کرده و شکافهای فزاینده داخلی را زیر نقاب وحدت امنیتی موقتا مسدود سازد. با این حال، مفتضح شدن سناریوی فلایدبی، شکست در برقراری پیوندهای جعلی با دشمنان منطقهای و بیداری شبکههای اطلاعرسانی مستقل نشان داد که سرمایهگذاری بر طناب پوسیده پرچم دروغین، دیگر توان احیای جایگاه بر باد رفته حاکمیت تلآویو را ندارد. حادثه پرواز دبی به تلآویو به جای آنکه سکوی پرتاب تبلیغاتی نتانیاهو شود، به ویترینی از ناتوانی اطلاعاتی، شکست در اقناع افکار عمومی جهانی و درماندگی رژیمی تبدیل شد که حتی برای خرید چند روز حیات سیاسی بیشتر، ابایی از بازی خطرناک با جان مسافران غیرنظامی در ارتفاع چند هزار پایی ندارد.
نتانیاهو تلاش دارد تا حادثه فلایدبی را به ابزار بازسازی چهره امنیتی خود و اهرمی برای تحت تاثیر قراردادن انتخابات تبدیل کند
روایتسازی اسرائیل روی هوا
حادثه پرواز شماره FZ۱۰۷۳ متعلق به شرکت هواپیمایی «فلایدبی» در مسیر دبی به مقصد تلآویو و فرود اضطراری پرحاشیه آن در فرودگاه تبوک عربستانسعودی، فراتر از یک رویداد فنی یا درگیری غیرمترقبه هوانوردی، به سرفصلی تازه در بازخوانی عملیاتهای روانی، امنیتی و رسانهای رژیم صهیونیستی بدل شده است.
حادثه پرواز شماره FZ۱۰۷۳ متعلق به شرکت هواپیمایی «فلایدبی» در مسیر دبی به مقصد تلآویو و فرود اضطراری پرحاشیه آن در فرودگاه تبوک عربستانسعودی، فراتر از یک...
صاحبخبر -