شناسهٔ خبر: 79970129 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» خلأ نهاد گفت و گو در ایران را بررسی می کند

جای خالی حسینیه ارشاد - مردم سالاری آنلاين

در یک جامعه چندصدایی، اختلاف نظر لزوماً نشانه بحران نیست. یک جامعه می‌تواند درباره سیاست، دین، اقتصاد، فرهنگ و حتی آینده خود اختلاف‌های جدی داشته باشد و همچنان از مسیر گفت‌وگو پیش برود. مسئله از جایی آغاز می‌شود که صداهای متفاوت دیگر جایی برای شنیده شدن در کنار یکدیگر نداشته باشند، جایی که موافق و منتقد، پیش از آنکه یکدیگر را ببینند و پاسخ یکدیگر را بشنوند، هرکدام در فضای رسانه‌ای و اجتماعی خودشان سخن بگویند.

صاحب‌خبر - گروه سیاسی- فخری سادات مسچی: در چنین شرایطی، تعداد تریبون‌ها ممکن است زیاد باشد، اما «گفت‌وگو» کمتر شود. شبکه‌های اجتماعی هر روز امکان انتشار دیدگاه‌های بیشتری را فراهم می‌کنند، رسانه‌ها روایت‌های متعددی ارائه می‌دهند و سیاستمداران نیز از طریق حساب‌های شخصی خود مستقیماً با مخاطبان حرف می‌زنند، اما همه اینها لزوما به معنای آن نیست که صاحبان دیدگاه‌های متفاوت، در یک فضای مشترک با یکدیگر مواجه می‌شوند.
سیاست فقط به نهادهایی برای تصمیم‌گیری نیاز ندارد، به نهادهایی هم نیاز دارد که پیش از تصمیم‌گیری، امکان شنیدن را فراهم کنند. حزب، دانشگاه، رسانه، انجمن صنفی، تشکل مدنی، مرکز فرهنگی و حتی یک سالن سخنرانی می‌توانند چنین نقشی داشته باشند، به شرط آنکه قرار نباشد همه کسانی که وارد آن می‌شوند، از پیش یک حرف واحد داشته باشند.
 
حسینیه‌ای که فقط یک ساختمان نبود
نام حسینیه ارشاد هنوز می‌تواند بحثی فراتر از تاریخ یک ساختمان باشد. این مکان در دهه‌های پیش از انقلاب، به یکی از محل‌های شناخته‌شده سخنرانی و طرح مباحث دینی، فکری و اجتماعی تبدیل شده بود و چهره‌هایی چون مرتضی مطهری و علی شریعتی در آن سخنرانی داشتند. اهمیت آن فقط در تعداد سخنرانی‌ها یا شهرت سخنرانان نبود، بلکه بخشی از اهمیت حسینیه ارشاد به این بازمی‌گشت که گروهی از مخاطبان می‌توانستند در یک فضای عمومی با ایده‌های متفاوت درباره دین، جامعه و سیاست مواجه شوند.
این تجربه البته خالی از اختلاف نبود. خود حسینیه ارشاد محل مناقشه درباره نوع سخنرانی‌ها، محتوای مباحث بود. همین نکته مهم‌ترین اهمیت حسینه ارشاد بود، نهادی که گفت‌وگو در آن حتی با وجود اختلافات شکل گرفته بود. جایی که اختلاف عقاید امکان دیده و شنیده شدن را صلب نکرده بود.
حالا، سال‌ها بعد از اینکه حسینیه ارشاد کارکرد آن روزهای خود را از دست داده است، عزت‌الله ضرغامی در یادداشتی درباره وضعیت امروز این مکان در ایکس نوشت: « ای کاش،بعد انقلاب هم یه حسینیه ارشاد داشتیم تا صاحبان افکار متفاوت در آنجا آزادانه حرف بزنند و مخاطبان هم با آرامش و در امنیت پای آنان بنشینند. حسینیه زیاد زدیم و ارشاد زیاد کردیم ولی حسینیه ارشاد نشد. در همون جا هم رو تخته کردیم. حتی برا نماز میت یکی از امنای اونجا هم یه ساعت بازش نکردیم. گفتیم تو پیاده رو بخونن!» در چهار دهه گذشته متاسفانه نهادی نتوانسته است مانند حسینه ارشاد فضای فضایی برای گفت و گو ایجاد کند. فضایی که با وجود اختلافات در آن تبادل نظر و گفت و گو شکل بگیرد.
دانشگاه، احزاب، رسانه‌ها و انجمن‌های مدنی هرکدام بخشی از این کارکرد را بر عهده دارند، اما هرکدام با محدودیت‌ها و خط قرمزهای بسیاری دست به گریبان بوده اند. صحبت بر سر زیرساختی اجتماعی برای گفت‌وگوست، زیرساختی که بتواند اختلاف را پیش از تبدیل شدن به بی‌اعتمادی یا تقابل، وارد مسیر بحث و چانه‌زنی کند. فضای که منتقدان و موافقان بتوانند گفت و گو کنند.

هزینه سنگین سکوت
وقتی چنین فضاهایی ضعیف می‌شوند، اختلاف نظر از بین نمی‌رود. فقط مسیر بروز آن تغییر می‌کند. بخشی از گفت‌وگو به شبکه‌های اجتماعی می‌رود، بخشی به رسانه‌های خارج از کشور و بخشی نیز در محافل کوچک و همفکران باقی می‌ماند. در نتیجه ممکن است جامعه از نظر تعداد صداها متکثرتر شود، اما امکان مواجهه این صداها با یکدیگر کمتر شود.
در این میان مسئله تنها رقابت رسانه‌ها نیست، وقتی شهروند، سیاستمدار، دانشگاهی یا فعال اجتماعی، دیدگاه متفاوت خود را عمدتاً در فضایی مطرح کند که مخاطبانش از پیش با او همدل‌اند، احتمال مواجهه مستقیم با استدلال مخالف کمتر می‌شود. این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری حباب‌های فکری و اجتماعی کمک کند، وضعیتی که در آن، هر گروه تصور می‌کند صدای او نماینده واقعیت عمومی است. در واقع وقتی گفت و گو شکل نگیرد هر گروه خود را اکثریت قلمداد کرده و گروه مقابل را در اقلیت می داند. در حالی کهد نهادهای گفت‌وگو می‌توانند یکی از ابزارهای مدیریت اختلاف‌ها باشند.
گاهی مهم‌ترین نتیجه یک گفت‌وگو این است که طرفین بفهمند چرا با یکدیگر اختلاف دارند. سیاست در چنین معنایی، فقط هنر تصمیم گرفتن نیست، بلکه تحمل حضور دیگری و یافتن راهی برای زندگی در کنار اختلاف است.
 
اگر باز هم دیر بجنبیم
بحران امروز در واقع این نیست که چرا یک حسینیه ارشاد دیگر ساخته نشد، بلکه موضوع اصلی این است که نسل Z فضای دارد که در بتواند اختلاف‌های فکری و سیاسی خود را بدون حذف مطرح کند؟
بحران این روزها صرفاً کمبود چند تریبون فرهنگی نیست. جامعه‌ای که کانال‌های متنوع و قابل اعتماد برای بیان اختلاف نداشته باشد، ممکن است نارضایتی‌ها و اختلاف‌های خود را در مسیرهای دیگری بروز دهد، از مهاجرت و کناره‌گیری از مشارکت عمومی گرفته تا انتقال گفت‌وگو به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌هایی که خارج از چارچوب نهادهای داخلی فعالیت می‌کنند.
وجود نهاد گفت‌وگو امکان مواجهه، پاسخ و ادامه بحث را فراهم می کند. به همین دلیل، احزاب، دانشگاه‌ها، انجمن‌های مدنی، رسانه‌های مستقل و مراکز فرهنگی می‌توانند بخشی از این خلأ را پر کنند، مشروط به اینکه اختلاف دیدگاه را به‌عنوان بخشی از واقعیت جامعه پذیرفته شود.
شاید به همین دلیل باشد که جمله ضرغامی درباره حسینیه ارشاد را بتوان از سطح یک نوستالژی تاریخی فراتر برد. مسئله این نیست که حسینیه ارشاد احیا شود، مسئله این است که جامعه به فضاهایی نیاز دارد که در آنها فضای گفت و گو شکل گیرد و دیگری فقط یک تصویر رسانه‌ای یا یک برچسب سیاسی نباشد، انسانی باشد که می‌توان صدایش را شنید و به او پاسخ داد.
نباید فراموش کرد که جامعه‌ای با حذف اختلاف‌ها یکدست نمی‌شود. اختلاف همواره وجود دارد،  اینکه این اختلافات کجا و چگونه شنیده شود، اهمیت دارد. مسئله امروز ایران، بیش از پیدا کردن یک «حسینیه ارشاد» تازه، پیدا کردن راه‌هایی برای شنیدن دوباره صداهای متفاوت است.
 ∎​

برچسب‌ها: