حالا با نزدیک شدن به فصل سرد سال، بار دیگر مسأله تامین گاز و نحوه توزیع آن میان بخشهای مختلف مصرفکننده به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است. افزایش مصرف گاز خانگی و تجاری در ماههای سرد، در شرایطی که کشور همچنان با ناترازی گاز مواجه است، معمولا به محدودیت مصرف صنایع منجر میشود؛ محدودیتی که اگرچه با هدف حفظ پایداری شبکه خانگی اعمال میشود اما هزینه آن مستقیما به بخش تولید منتقل خواهد شد.
این مسأله در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که صنایع بزرگ، از جمله سیمان، فولاد، پتروشیمی و صنایع معدنی، برای فعالیت مستمر به انرژی پایدار نیاز دارند. قطع یا کاهش گاز این واحدها تنها بهمعنای کاهش مصرف سوخت نیست بلکه میتواند توقف خطوط تولید، افزایش هزینه تمامشده، کاهش صادرات و اختلال در زنجیره تامین را بهدنبال داشته باشد.
صنعت سیمان، تصویری روشن از این مسأله ارائه میکند. علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان اعلام کرده که دیماند گاز این صنعت حدود ۲۸میلیون متر مکعب در روز است اما در مقطعی کمتر از پنجمیلیون مترمکعب گاز به کارخانهها اختصاص یافته است. نتیجه این محدودیت، استفاده گسترده از مازوت بوده است؛ بهگونهای که فعالان صنعت میگویند حتی در ماههای گرم سال نیز برخی کارخانهها ناچار به استفاده از سوخت مایع شدهاند. هزینه این جایگزینی نیز کم نیست. براساس اظهارات دبیر انجمن سیمان، قیمت مازوت طی دو ماه ۶۶درصد افزایش یافته و هزینه حمل آن از جنوب کشور دستکم لیتری ۲۰۰۰ تومان است. به گفته او، مجموع این هزینهها میتواند هزینه تمامشده تولید سیمان را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. همزمان، تولید کلینکر در پنج ماه نخست سال نیز ۵/۳میلیون تن کاهش داشته است. بنابراین محدودیت انرژی میتواند از یک مسأله سوختی به مسألهای برای تولید، قیمت و صادرات تبدیل شود.
این مسأله در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که صنایع بزرگ، از جمله سیمان، فولاد، پتروشیمی و صنایع معدنی، برای فعالیت مستمر به انرژی پایدار نیاز دارند. قطع یا کاهش گاز این واحدها تنها بهمعنای کاهش مصرف سوخت نیست بلکه میتواند توقف خطوط تولید، افزایش هزینه تمامشده، کاهش صادرات و اختلال در زنجیره تامین را بهدنبال داشته باشد.
صنعت سیمان، تصویری روشن از این مسأله ارائه میکند. علیاکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان اعلام کرده که دیماند گاز این صنعت حدود ۲۸میلیون متر مکعب در روز است اما در مقطعی کمتر از پنجمیلیون مترمکعب گاز به کارخانهها اختصاص یافته است. نتیجه این محدودیت، استفاده گسترده از مازوت بوده است؛ بهگونهای که فعالان صنعت میگویند حتی در ماههای گرم سال نیز برخی کارخانهها ناچار به استفاده از سوخت مایع شدهاند. هزینه این جایگزینی نیز کم نیست. براساس اظهارات دبیر انجمن سیمان، قیمت مازوت طی دو ماه ۶۶درصد افزایش یافته و هزینه حمل آن از جنوب کشور دستکم لیتری ۲۰۰۰ تومان است. به گفته او، مجموع این هزینهها میتواند هزینه تمامشده تولید سیمان را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. همزمان، تولید کلینکر در پنج ماه نخست سال نیز ۵/۳میلیون تن کاهش داشته است. بنابراین محدودیت انرژی میتواند از یک مسأله سوختی به مسألهای برای تولید، قیمت و صادرات تبدیل شود.
قطع گاز چاره نیست
در چنین شرایطی، راهحل را نمیتوان صرفا در قطع گاز صنایع جستوجو کرد. اگر قرار باشد هر زمستان برای حفظ مصرف خانگی، صنایع در اولویت محدودیت قرار گیرند، بخشی از هزینه ناترازی انرژی به تولیدکننده، مصرفکننده و در نهایت اقتصاد کشور منتقل میشود. راهکار اصلی باید کاهش شکاف میان عرضه و تقاضا باشد؛ هم از مسیر افزایش عرضه و هم با مدیریت مصرف.
نخستین اقدام، احیای سریع ظرفیتهای آسیبدیده تولید گاز است. پس از آسیبهای واردشده به تأسیسات پارس جنوبی در جنگ، برنامه بازگشت زودهنگام ظرفیتهای از دسترفته در دستور کار قرار گرفته است. براساس گزارشهای منتشرشده، حدود ۵۰درصد ظرفیت آسیبدیده تا پایان شهریور به مدار بازگشته و عملیات بازسازی سایر واحدها نیز ادامه دارد. هر میزان ظرفیت که پیش از ورود به اوج مصرف زمستانی احیا شود، بهمعنای کاهش فشار بر شبکه و کاهش احتمال انتقال محدودیت به صنایع است.
مسیر دوم، استفاده از ظرفیت واردات و دیپلماسی گازی است. مذاکرات ایران و روسیه برای واردات گاز ادامه دارد و طبق گزارشهای منتشرشده، موضوعاتی مانند قیمت و سازوکار پرداخت همچنان در مذاکرات مطرح است. در مورد ترکمنستان نیز ظرفیت همکاری و سوآپ گاز میتواند برای تامین مناطق شمالی و کاهش فشار بر شبکه داخلی مورد استفاده قرار گیرد. البته واردات گاز بهتنهایی جایگزین اصلاح ساختاری ناترازی نیست اما در دوره اوج مصرف میتواند بهعنوان یک ابزار کوتاهمدت و مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
در سمت تقاضا، بخش خانگی بزرگترین ظرفیت مدیریت مصرف را در اختیار دارد. یکی از مهمترین نقاط اتلاف، بخاریهای فرسوده است. طبق گزارش منتشرشده تعویض بخاریهای کمبازده میتواند ظرفیت قابل توجهی برای کاهش مصرف ایجاد کند. درواقع سرمایهگذاری در تجهیزات کممصرف میتواند بهجای آنکه هر سال با قطع گاز صنایع هزینه ناترازی پرداخت شود، بخشی از مصرف را به شکل پایدار کاهش دهد. در کنار آن باید از ظرفیت شرکتهای کارور گاز برای مدیریت مصرف استفاده کرد. مدل کارور به این معناست که شرکتهای تخصصی، با شناسایی ظرفیتهای صرفهجویی در میان مشترکان و اجرای پروژههای بهینهسازی، بخشی از مصرف را کاهش میدهند و از محل صرفهجویی ایجادشده منتفع میشوند. شرکت ملی گاز برای سال ۱۴۰۵ کاهش یک میلیارد متر مکعب مصرف و پوشش بیش از دو میلیون مشترک را در قالب این سازوکار هدفگذاری کرده است. این مدل میتواند مدیریت مصرف را از یک توصیه عمومی به یک فعالیت تخصصی و اقتصادی تبدیل کند. مدیریت مصرف باید هدفمند نیز باشد. با شروع فصل سرما، مصرف گاز ویلاهای خالی از سکنه و استخرها میتواند در اولویت بررسی و محدودسازی قرار گیرد. منطقی نیست در شرایط کمبود، مصرفهای غیرضروری بدون تغییر ادامه داشته باشد و در مقابل، واحدهای تولیدی که اشتغال و صادرات ایجاد میکنند با محدودیت مواجه شوند. همزمان برای نیروگاهها باید از پیش سوخت جایگزین کافی پیشبینی شود تا در روزهای سرد، گاز بیشتری برای مصارف ضروری و صنایع باقی بماند. این برنامه باید از ماههای پیش از زمستان انجام شود، نه زمانی که شبکه وارد شرایط بحرانی شده است. در استانهایی که بهدلیل موقعیت جغرافیایی یا محدودیت شبکه انتقال، احتمال کاهش فشار گاز بیشتر است نیز باید ذخیره و توزیع سوخت جایگزین از قبل برنامهریزی شود. تجربه محدودیتهای گاز شمال کشور و پیگیری واردات از ترکمنستان نشان میدهد مدیریت منطقهای شبکه نیز بخشی از مسأله است.
شروط عبور ایمن از زمستان
زمستان که از راه برسد و وارد فصل سرد سال شویم وضعیت متفاوت خواهد بود. اگر اقدامات لازم انجام نگرفته باشد، علاوه بر قطعی گاز صنایع، شاهد قطعی گاز مشترکان خانگی در استانهای شمالی نیز خواهیم بود. از این رو باید مدیریت مصرف صورت گیرد و تصمیمات براساس شرایط اضطرار باشد. در نهایت، عبور از زمستان بدون آسیب جدی به تولید نیازمند ترکیبی از سیاستهای عرضه و تقاضاست. احیای سریع پالایشگاههای آسیبدیده، واردات و سوآپ گاز از روسیه و ترکمنستان، کاهش مصرف خانگی، استفاده از کارورهای گاز، حذف مصارف غیرضروری، نوسازی بخاریهای فرسوده و ذخیرهسازی سوخت جایگزین برای نیروگاهها و استانهای در معرض محدودیت. تجربه امسال صنعت سیمان نشان داده انتقال کامل بار ناترازی به صنایع، هزینه سنگینی برای تولید دارد. بنابراین مسأله اصلی برای زمستان پیشرو فقط تامین گاز خانهها نیست؛ مسأله این است که چگونه میتوان هم خانهها را گرم نگهداشت و هم چراغ تولید را روشن نگهداشت.
∎
در چنین شرایطی، راهحل را نمیتوان صرفا در قطع گاز صنایع جستوجو کرد. اگر قرار باشد هر زمستان برای حفظ مصرف خانگی، صنایع در اولویت محدودیت قرار گیرند، بخشی از هزینه ناترازی انرژی به تولیدکننده، مصرفکننده و در نهایت اقتصاد کشور منتقل میشود. راهکار اصلی باید کاهش شکاف میان عرضه و تقاضا باشد؛ هم از مسیر افزایش عرضه و هم با مدیریت مصرف.
نخستین اقدام، احیای سریع ظرفیتهای آسیبدیده تولید گاز است. پس از آسیبهای واردشده به تأسیسات پارس جنوبی در جنگ، برنامه بازگشت زودهنگام ظرفیتهای از دسترفته در دستور کار قرار گرفته است. براساس گزارشهای منتشرشده، حدود ۵۰درصد ظرفیت آسیبدیده تا پایان شهریور به مدار بازگشته و عملیات بازسازی سایر واحدها نیز ادامه دارد. هر میزان ظرفیت که پیش از ورود به اوج مصرف زمستانی احیا شود، بهمعنای کاهش فشار بر شبکه و کاهش احتمال انتقال محدودیت به صنایع است.
مسیر دوم، استفاده از ظرفیت واردات و دیپلماسی گازی است. مذاکرات ایران و روسیه برای واردات گاز ادامه دارد و طبق گزارشهای منتشرشده، موضوعاتی مانند قیمت و سازوکار پرداخت همچنان در مذاکرات مطرح است. در مورد ترکمنستان نیز ظرفیت همکاری و سوآپ گاز میتواند برای تامین مناطق شمالی و کاهش فشار بر شبکه داخلی مورد استفاده قرار گیرد. البته واردات گاز بهتنهایی جایگزین اصلاح ساختاری ناترازی نیست اما در دوره اوج مصرف میتواند بهعنوان یک ابزار کوتاهمدت و مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
در سمت تقاضا، بخش خانگی بزرگترین ظرفیت مدیریت مصرف را در اختیار دارد. یکی از مهمترین نقاط اتلاف، بخاریهای فرسوده است. طبق گزارش منتشرشده تعویض بخاریهای کمبازده میتواند ظرفیت قابل توجهی برای کاهش مصرف ایجاد کند. درواقع سرمایهگذاری در تجهیزات کممصرف میتواند بهجای آنکه هر سال با قطع گاز صنایع هزینه ناترازی پرداخت شود، بخشی از مصرف را به شکل پایدار کاهش دهد. در کنار آن باید از ظرفیت شرکتهای کارور گاز برای مدیریت مصرف استفاده کرد. مدل کارور به این معناست که شرکتهای تخصصی، با شناسایی ظرفیتهای صرفهجویی در میان مشترکان و اجرای پروژههای بهینهسازی، بخشی از مصرف را کاهش میدهند و از محل صرفهجویی ایجادشده منتفع میشوند. شرکت ملی گاز برای سال ۱۴۰۵ کاهش یک میلیارد متر مکعب مصرف و پوشش بیش از دو میلیون مشترک را در قالب این سازوکار هدفگذاری کرده است. این مدل میتواند مدیریت مصرف را از یک توصیه عمومی به یک فعالیت تخصصی و اقتصادی تبدیل کند. مدیریت مصرف باید هدفمند نیز باشد. با شروع فصل سرما، مصرف گاز ویلاهای خالی از سکنه و استخرها میتواند در اولویت بررسی و محدودسازی قرار گیرد. منطقی نیست در شرایط کمبود، مصرفهای غیرضروری بدون تغییر ادامه داشته باشد و در مقابل، واحدهای تولیدی که اشتغال و صادرات ایجاد میکنند با محدودیت مواجه شوند. همزمان برای نیروگاهها باید از پیش سوخت جایگزین کافی پیشبینی شود تا در روزهای سرد، گاز بیشتری برای مصارف ضروری و صنایع باقی بماند. این برنامه باید از ماههای پیش از زمستان انجام شود، نه زمانی که شبکه وارد شرایط بحرانی شده است. در استانهایی که بهدلیل موقعیت جغرافیایی یا محدودیت شبکه انتقال، احتمال کاهش فشار گاز بیشتر است نیز باید ذخیره و توزیع سوخت جایگزین از قبل برنامهریزی شود. تجربه محدودیتهای گاز شمال کشور و پیگیری واردات از ترکمنستان نشان میدهد مدیریت منطقهای شبکه نیز بخشی از مسأله است.
شروط عبور ایمن از زمستان
زمستان که از راه برسد و وارد فصل سرد سال شویم وضعیت متفاوت خواهد بود. اگر اقدامات لازم انجام نگرفته باشد، علاوه بر قطعی گاز صنایع، شاهد قطعی گاز مشترکان خانگی در استانهای شمالی نیز خواهیم بود. از این رو باید مدیریت مصرف صورت گیرد و تصمیمات براساس شرایط اضطرار باشد. در نهایت، عبور از زمستان بدون آسیب جدی به تولید نیازمند ترکیبی از سیاستهای عرضه و تقاضاست. احیای سریع پالایشگاههای آسیبدیده، واردات و سوآپ گاز از روسیه و ترکمنستان، کاهش مصرف خانگی، استفاده از کارورهای گاز، حذف مصارف غیرضروری، نوسازی بخاریهای فرسوده و ذخیرهسازی سوخت جایگزین برای نیروگاهها و استانهای در معرض محدودیت. تجربه امسال صنعت سیمان نشان داده انتقال کامل بار ناترازی به صنایع، هزینه سنگینی برای تولید دارد. بنابراین مسأله اصلی برای زمستان پیشرو فقط تامین گاز خانهها نیست؛ مسأله این است که چگونه میتوان هم خانهها را گرم نگهداشت و هم چراغ تولید را روشن نگهداشت.