شناسهٔ خبر: 79959639 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

پیامدهای بین‌المللی چاپ مستقل قرآن بریل

حسین عبدالملکی، نویسنده و پژوهشگر، فعال فرهنگی حوزه نابینایان معتقد است: آنچه طی چند دهه در پیرامون قرآن بریل شکل گرفته را نمی‌توان صرفاً تاریخ توزیع بین‌المللی یک منبع ویژه نابینایان دانست.

صاحب‌خبر -

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حسین عبدالملکی، نویسنده و پژوهشگر، فعال فرهنگی حوزه نابینایان: دسترسی مستقیم به متن قرآن، مطالبه‌ای دیرپا در میان نابینایان مسلمان بوده است؛ اما پاسخ به این مطالبه از مسیر بریل، هیچ‌گاه به سادگیِ برگرداندن یک متن از خطی به خط دیگر نبوده است. پیچیدگی‌های دینی و رسم‌الخطی قرآن، الزامات تخصصی بریل و ضرورت همراه‌شدن مجموعه‌ای از ظرفیت‌های علمی، نهادی و فنی، چاپ مستقل آن را به امکانی تبدیل کرد که برای دهه‌ها تنها در اختیار شمار محدودی از کشورها قرار داشت. با این همه، جغرافیای استفاده از مصحف‌های تولیدشده بسیار زود از جغرافیای تولید آن‌ها فراتر رفت.

از زمانی که کشورهایی چون مصر و اردن هاشمی در شمار نخستین تولیدکنندگان مستقل قرآن بریل قرار گرفتند و سپس کشورهای دیگری به این مسیر پیوستند، مصحف‌های بریل نیز راه خود را به بیرون از مرزهای محل تولید باز کردند. سابقه حضور یک مصحف بریل اردنی در مالزی در اوایل دهه ۱۹۵۰ نشان می‌دهد که این نگره فرامرزی پدیده‌ای متأخر و برآمده از گسترش تولید در سال‌های اخیر نیست. آنچه در دهه‌های بعد تغییر کرد، اصل این رویه نبود؛ شمار کشورهایی بود که با دستیابی به تولید مستقل، امکان ورود به این حوزه را پیدا کردند.

اهمیت این نگره زمانی بیشتر آشکار می‌شود که اهدای خارجی الزاماً پس از پوشش کامل نیاز داخلی اتفاق نمی‌افتد. در برخی تجربه‌ها، درحالی که جامعه نابینایان کشور تولیدکننده، همچنان به نسخه‌های بیشتری نیاز دارد، سازوکار ارسال مصحف به خارج نیز فعال شده است. الجزایر نمونه روشنی از این همزمانی است. در نخستین مرحله توزیع مصحف بریل در سال ۲۰۲۳، درحالی که توزیع داخلی قرار بود به‌تدریج همه استان‌ها را دربرگیرد و چاپ نوبت‌های بعدی نیز متناسب با تقاضا ادامه یابد، سهم خارجی مصحف نیز از همان ابتدا برای فرانسه و سپس کشورهای ساحل و دیگر مقاصد آفریقایی پیش‌بینی شده بود.

در چنین وضعیتی دیگر دشوار است که توزیع خارجی را صرفاً مرحله نهاییِ تأمین نیاز یا راهی برای مصرف مازاد تولید بدانیم. مصحفی که هنوز در داخل موردنیاز است، در بیرون از مرزها نیز ارزشی پیدا کرده که اختصاص بخشی از تولید به آن را معنادار می‌کند. همین رفتار، یکی از نخستین نشانه‌های عبور قرآن بریل از کارکرد اولیه خود و ورود آن به ساحتی وسیع‌تر است.

در این سطح، پای بازیگرانی نیز به میان می‌آید که معمولاً انتظار نمی‌رود پیرامون یک محصول تخصصی ویژه نابینایان حضور داشته باشند. در کشورهای مختلف، تولید، رونمایی، حمایت یا توزیع خارجی قرآن بریل فقط در اختیار انجمن‌ها و مؤسسات نابینایان نمانده و وزارتخانه‌ها، نهادهای رسمی دینی، بنیادهای حکومتی یا وابسته به خاندان حاکم و گاه دستگاه‌های دیپلماتیک نیز در آن نقش گرفته‌اند. حضور این بازیگران اتفاق کوچکی نیست.

موضوعی که از نیاز گروهی خاص برای دسترسی به قرآن آغاز شده، اکنون می‌تواند در نقطه تلاقی سیاست معلولیت، سیاست فرهنگی و سیاست دینی قرار گیرد و به سطحی از سیاست عمومی برسد که کنش فرامرزی دولت و نهادهای رسمی نیز در پیرامون آن شکل بگیرد؛ «حضور همزمان وزرای امور دینی و اوقاف، آموزش ملی، فرهنگ و هنر، آموزش و پرورش حرفه‌ای و همبستگی ملی الجزایر در رونمایی و آغاز توزیع رسمی مصحف بریل این کشور در سال ۲۰۲۳»، «رونمایی ملی مصحف قرآن بریل مالزی با حضور وزیرامور دینی و در دفتر نخست‌وزیر در سال ۲۰۲۲»، «پروژه مصحف محمدی بریل کشور مراکش با نقش‌آفرینی و کانونییت بنیاد محمد ششم وابسته به عالی‌ترین سطح ساختار رسمی کشور» و «حضور همزمان سفیر قطر و مقامات و کارگزارن دولتی عالی‌رتبه اندونزی در مراسم توزیع دو هزار نسخه مصحف بصیره در اندونزی در سال ۲۰۱۵» تنها گوشه‏ای از شواهد موجود در این زمینه است.

از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌هایی که با ورود قرآن بریل به عرصه فرامرزی مجال ظهور پیدا می‌کند، در حوزه دیپلماسی فرهنگی است. در ادبیات روابط بین‌الملل، دیپلماسی فرهنگی ناظر بر بهره‌گیری کشورها از منابع فرهنگی برای پیشبرد اهداف و مناسبات خارجی است و از همین رو با دیپلماسی عمومی و قدرت نرم پیوندی نزدیک دارد. قرآن بریل از این منظر حامل فرهنگیِ کم‌نظیری است. کشوری که چنین مصحفی را در اختیار نابینایان کشوری دیگر قرار می‌دهد، بدون نیاز به بیان مستقیم، مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها و ارزش‌های خود را نیز در معرض مشاهده قرار می‌دهد: توجه به امر دینی، امکان دسترسی نابینایان به متن مقدس، توان علمی و فنی لازم برای تولید یک محصول تخصصی و آمادگی برای امتداد این ظرفیت به خارج از مرزهای ملی. اگر این انتقال در قالب اهدا صورت گیرد، معنای همبستگی و بخشش نیز به این مجموعه افزوده می‌شود.

از همین رو، ارزش خارجی قرآن بریل را نمی‌توان با شمار مخاطبان آن سنجید. حتی یک محموله محدود می‌تواند حامل مجموعه‌ای از معانی باشد که بسیار فراتر از ارزش مادی و حتی معنوی نسخه‌های اهدایی است. کشوری که قرآن بریل خود را به خارج می‌فرستد، فقط نمی‌گوید از توان تولید چنین مصحفی برخوردار است؛ محصولی را عرضه می‌کند که آن توان در آن عینیت یافته است. توجه به نابینایان، امر دینی و ظرفیت تخصصی نیز نه در قالب ادعا، بلکه در قالب یک برونداد قابل لمس سیاست عمومی ظاهر می‌شوند. وقتی همین برونداد در اختیار نابینایان کشوری دیگر قرار می‌گیرد، بخشی از آنچه در داخل ساخته شده، قابلیت آن را پیدا می‌کند که در عرصه خارجی نیز به یک سرمایه نمادین تبدیل شود.

در همین نقطه نسبت قرآن بریل با قدرت نرم نیز معنا پیدا می‌کند. قدرت نرم بیش از آنکه بر اجبار متکی باشد، از جاذبه، اعتبار و توان شکل‌دادن به ترجیحات و برداشت‌ها تغذیه می‌کند و فرهنگ یکی از منابع مهم آن است. با این حال، صرف عرضه یک محصول فرهنگی به خارج به معنای تحقق خودکار قدرت نرم نیست؛ چگونگی دریافت آن از سوی مخاطب نیز تعیین‌کننده است. ادبیات دیپلماسی فرهنگی نیز بر همین فاصله میان «ظرفیت اثرگذاری» و «اثرگذاری تحقق‌یافته» تأکید کرده است. با این ملاحظه، قرآن بریل را می‌توان واجد ظرفیتی قابل توجه برای قدرت نرم دانست: محصولی که کشور مبدأ از طریق آن می‌تواند بدون صورت‌بندی یک پیام سیاسی مستقیم، بخشی از توانایی‌ها، اولویت‌ها و ارزش‌های مورد ادعای خود را در معرض دید مخاطب خارجی قرار دهد.

این ظرفیت به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که توزیع خارجی قرآن بریل در امتداد یک نگره دینی فرامرزی قرار گیرد. نمونه عربستان از این حیث قابل توجه است. سیاست چاپ و توزیع قرآن این کشور اساساً مخاطب خود را به مرزهای ملی محدود نکرده و توزیع مصحف میان مسلمانان در نقاط مختلف جهان بخشی از این رویکرد بوده است. این نگره درباره قرآن بریل نیز به‌صراحت دیده می‌شود؛ مطابع خادم حرمین شریفین در سال ۲۰۱۰ توزیع رایگان مصحف بریل میان نابینایان مسلمان در داخل و خارج عربستان را اعلام کرد و دامنه مأموریت خود را خدمت به نابینایان در سراسر جهان دانست. در چنین صورت‌بندی‌ای، مخاطب مصحف دیگر «نابینای سعودی» نیست؛ نابینای مسلمانی است که بیرون از مرزهای کشور نیز در دایره این سیاست قرار می‌گیرد. توجه به نابینایی در اینجا نه حاشیه سیاست دینی، بلکه بخشی از امکان گسترش جغرافیایی آن می‌شود.

چنین کنش فرامرزی‌ای می‌تواند بر تصویر و اعتبار بین‌المللی کشور تولیدکننده نیز اثر بگذارد. این موضوع با دیپلماسی فرهنگی مرتبط است، اما با آن یکی نیست. در اینجا مسئله بیش از آنکه خودِ کنش خارجی باشد، تصویری است که آن کنش قابلیت بازنمایی آن را دارد. تولید و توزیع خارجی قرآن بریل می‌تواند کشوری را در جایگاه برخوردار از توان تخصصی، متعهد به امر دینی و قادر به پاسخ‌گویی به نیاز گروهی خاص بازنمایی کند؛ به‌ویژه هنگامی که دامنه این پاسخ‌گویی از شهروندان خود کشور فراتر می‌رود.

البته میان قابلیت بازنمایی چنین تصویری و شکل‌گیری واقعی آن نزد مخاطبان خارجی باید تمایز گذاشت؛ اما همین قابلیت، بخشی از ارزش سیاستی محصول در عرصه بین‌المللی است. این وجه در صورت‌بندی رسمی کویت به خوبی دیده می‌شود. در متنی منتشرشده در پرتال رسمی دولت، اهدای مصحف‌های بریل به نهادهای مشابه در «کشورهای برادر»، بازتابی از «نقش انسانی دولت کویت» خوانده شده است؛ تعبیری که کنش فرامرزی قرآن بریل را آشکارا با تصویری که کشور مبدأ از نقش انسانی خود عرضه می‌کند، پیوند می‌زند.

در این میان مرجعیت دینی و فرهنگی، پیامد دیگری است که در برخی تجربه‌ها وزن بیشتری پیدا می‌کند. قرآن بریل تولیدشده در کشورهای مختلف الزاماً حامل یک سنت مصحفی یا قرائتی واحد نیست. در نتیجه، هنگامی که یک مصحف ملی وارد چرخه خارجی می‌شود، ممکن است همراه با دسترسی به قرآن، صورت مشخصی از سنت مصحفی مورد حمایت کشور مبدأ نیز وارد جغرافیایی دیگر شود. نمونه الجزایر از این حیث معنادار است؛ وزیر امور دینی و اوقاف این کشور، چاپ مصحف بریل به روایت ورش از نافع را با «حفاظت از هویت دینی و ملی» پیوند داده است؛ همان مصحفی که توزیع آن برای کشورهای ساحل، دیگر مناطق آفریقا و سپس کشورهای عربی و سایر کشورها در دستور کار قرار گرفت. در چنین وضعیتی، حرکت فرامرزی مصحف می‌تواند همزمان به گسترش جغرافیایی یکی از مؤلفه‌های مرجعیت دینی مورد تأکید کشور مبدأ نیز بینجامد.

از سوی دیگر، فعال‌شدن چرخه خارجی می‌تواند موقعیت خود کشور تولیدکننده را نیز تغییر دهد. کشوری که پیش‌تر برای دسترسی به قرآن بریل به خرید، واردات یا دریافت نسخه از خارج متکی بوده، با دستیابی به تولید مستقل امکان حضور متفاوتی در همین عرصه پیدا می‌کند. اکنون می‌تواند نه فقط نیاز داخلی خود، بلکه بخشی از نیاز جامعه نابینایان در جغرافیایی دیگر را نیز پاسخ دهد.

اهمیت این تغییر صرفاً در جابه‌جایی عنوان «دریافت‌کننده» و «تأمین‌کننده» نیست؛ مسئله اصلی افزایش دامنه کنش است. تولید مستقل امکان‌هایی را در اختیار کشور قرار می‌دهد که بدون برخورداری از محصول مستقل اساساً قابل استفاده نبودند. تجربه کویت صورت عینی همین تغییر موقعیت را نشان می‌دهد. مؤسسه تحقیقات علمی کویت، توسعه سامانه چاپ قرآن بریل را عاملی می‌داند که انجمن نابینایان این کشور را از واردکننده مصحف بریل به چاپ‌کننده و توزیع‌کننده عمده آن برای کویت و کشورهای عربی تبدیل کرد.

در دو سه دهه اخیر، با افزایش محسوس کشورهایی که به تولید مستقل قرآن بریل روی آورده‌اند، امکان فعال‌شدن این ظرفیت‌ها نیز در جغرافیای گسترده‌تری فراهم شده است. زمانی شمار مبدأهایی که می‌توانستند مصحف بریل خود را وارد چرخه خارجی کنند بسیار محدود بود؛ امروز کشورهای بیشتری چنین امکانی در اختیار دارند. از این رو، گسترش چاپ‌های مستقل فقط به معنای افزایش تعداد مصحف‌های بریل ملی نیست؛ به معنای افزایش بازیگرانی نیز هست که بالقوه می‌توانند از این محصول در مناسبات فرهنگی، دینی و فرامرزی خود استفاده کنند.

پیامد این فرایند حتی می‌تواند از رابطه مستقیم کشور تولیدکننده و دریافت‌کننده فراتر رود. هر تجربه موفق، پس از ورود به عرصه خارجی، به بخشی از محیط قابل مشاهده کشورهای دیگر تبدیل می‌شود. مصحفی که تولید، توزیع و در خارج از مرزهای مبدأ مورد استفاده قرار گرفته، یک امکان تحقق‌یافته را پیش چشم دیگران قرار می‌دهد. چنین تجربه‌ای به‌تنهایی علت حرکت کشور دیگری به سوی چاپ مستقل نیست، اما می‌تواند در کنار ظرفیت‌های داخلی، فناوری، منابع و تصمیم‌های سیاستی، به یکی از عناصر محیط بیرونی آن کشور تبدیل شود. به این معنا، پیامد خارجی چاپ مستقل یک کشور می‌تواند خود بخشی از محیط برون‌زای کشور دیگری باشد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین ویژگی چرخه بین‌المللی قرآن بریل در همین چندلایه‌شدن پیامدهای آن باشد. چاپ مستقل در نقطه آغاز، امکان تولید مصحفی را در داخل یک کشور فراهم می‌کند؛ اما هنگامی که نگره فرامرزی بر آن حاکم می‌شود و مصحف بریل از مرز عبور می‌کند، ظرفیت‌هایی امکان ظهور پیدا می‌کنند که در محدوده ملی اساساً مجال فعلیت نداشتند. دیپلماسی فرهنگی، ظرفیت قدرت نرم، تصویر بین‌المللی و مرجعیت دینی از همین نقطه معنا پیدا می‌کنند و همین ظرفیت‌ها نیز می‌توانند به نوبه خود، ارزش و انگیزه‌ای برای استمرار حضور فرامرزی مصحف ایجاد کنند.

از این منظر، آنچه طی چند دهه در پیرامون قرآن بریل شکل گرفته را نمی‌توان صرفاً تاریخ توزیع بین‌المللی یک منبع ویژه نابینایان دانست. محصولی که مخاطبان مستقیم آن نسبتاً محدودند، توانسته پای دولت‌ها، نهادهای رسمی دینی و بازیگران سیاست خارجی را نیز به میان آورد و در ساحت‌هایی عمل کند که بسیار فراتر از کارکرد اولیه آن قرار دارند. قرآن بریل در این سطح، فقط یک مصحف دسترس‌پذیر نیست؛ بروندادی از سیاست عمومی است که با ورود به عرصه فرامرزی، می‌تواند به حامل ظرفیت‌های دینی، فرهنگی، انسانی و نمادین کشور تولیدکننده تبدیل شود.

∎​

برچسب‌ها: