نویسنده: سجاد عابدی، دکترای مطالعات امنیت ملی
دیپلماسی ایرانی: انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) دیگر یک رقابت معمولی کنگره نیست. جنگی که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، سیاست داخلی آمریکا را به گونهای بیسابقه به سیاست خارجی پیوند زده است. به تعبیر تحلیلگران، این جنگ در ذات خود «محکوم به آمریکای انتخاباتی بر آمریکای حکمرانی» بود؛ اما اکنون همان جنگ در حال بلعیدن چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان است. پرسش اصلی این است که چگونه یک جنگ که برای ساختن «توهم پیروزی» راهاندازی شد، به بدهبستان انتخاباتی تبدیل شده است.
۱. از سیاست خارجی به سبد خرید آمریکایی
قانون نانوشته انتخابات آمریکا این است که رأیدهندگان معمولاً به اقتصاد رأی میدهند، نه به ژئوپلیتیک؛ مگر آنکه جنگ مستقیماً به کیف پولشان ضربه بزند — و دقیقاً همین اتفاق افتاده است. بسته شدن تنگه هرمز و اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، قیمت بنزین آمریکا را از حدود ۳٫۱۶ دلار به بیش از ۴٫۱۰ دلار و در اوج تا ۴٫۵۵ دلار در هر گالن رساند؛ رشدی بیش از یک دلار در سال. تورم به ۳٫۴ درصد رسیده و رشد اقتصادی به حدود ۱٫۵ درصد افت کرده است.
نتیجه این پیوند مستقیم است: نظرسنجی Politico نشان داد بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها معتقدند ترامپ برای محافظت از آنان در برابر پیامدهای اقتصادی جنگ کافی نکرده — و این دیدگاه میان رأیدهندگان خودِ ترامپ هم رایج است. ۵۳ درصد میگویند هزینه زندگی بدترین دورانی است که به یاد دارند. در نظرسنجی FT/Focaldata، ۵۸ درصد گفتهاند جنگ ارزش هزینهاش را نداشت و ۴۴ درصد معتقدند آمریکا از نظر موقعیت در برابر ایران ضعیفتر شده است. نظرسنجی CNN هم نشان داد ۶۷ درصد آمریکاییها تصمیمات نظامی ترامپ را برای آمریکا زیانبار میدانند.
به این ترتیب، پرسش رأیدهنده از «آیا آمریکا قدرت نشان داد؟» به «هزینه این سیاست برای فیش حقوقی من چقدر بود؟» تغییر کرده است.
۲. سقوط محبوبیت ترامپ و ریاضیات کرسیها
محبوبیت ترامپ از حدود ۴۰ درصد در آغاز جنگ به ۲۹ تا ۳۶ درصد در نظرسنجیهای مختلف رسیده و خالص محبوبیت او (تفاضل تأیید/رد) به ۳۲- رسیده؛ بدترین رکورد دور دومش. تأیید عملکردش در جنگ با ایران فقط ۲۸ درصد است. طبق الگوی تاریخی، وقتی محبوبیت رئیسجمهور زیر آبراه است، حزبش در میاندورهای کرسی از دست میدهد — همانگونه که در ۲۰۱۸ اتفاق افتاد.
پیامدهای عددی روشن است:
مجلس نمایندگان: جمهوریخواهان با اکثریت ناچیز ۲۱۸–۲۱۴؛ بازارهای پیشبینی (Kalshi و Polymarket) شانس دموکراتها برای کسب اکثریت را ۹۲ تا ۹۳ درصد برآورد میکنند.
سنا: جمهوریخواهان ۵۳–۴۷ جلوترند، اما دموکراتها با شانس ۶۲ تا ۶۳ درصد، میدان را به ایالتهای سنتی جمهوریخواه مثل تگزاس، اوهایو، آیووا و کانزاس گسترش دادهاند.
در نظرسنجی NYT/Siena، دموکراتها ۵۱ به ۴۳ درصد پیشتازند و دموکراتها در اقتصادی، سلامت و هزینه زندگی اعتماد بیشتری دارند.
۳. شکاف درونحزبی جمهوریخواهان: فرقه ماگا در برابر انزواطلبان
جنگ ایران فقط دیوار حزبی نساخته؛ دیوار درونحزبی نیز ساخته است. نظرسنجی Data For Progress نشان داد ۴۳ درصد رأیدهندگان به دلیل جنگ کمتر به جمهوریخواهان رأی میدهند و مهمتر: ۶۱ درصد جمهوریخواهان زیر ۴۵ سال خواهان کاهش حمایت از اسرائیل و مشابه آن، خستگی از جنگافروزی هستند. این شکاف نسلی میان «فرقه جنگ» و بال انزواطلب «America First»، پایگاه سنتی ترامپ را میترکاند — چون وعده ۲۰۲۴ ترامپ پایان دادن به جنگهای بیپایان بود، نه شروع یکی از بزرگترینشان.
۴. گره اسرائیلی و ناآرامی دوگانه
نزدیکی انتخابات اسرائیل (۲۷ اکتبر) و میاندورهای آمریکا (۳ نوامبر) در فاصله یک هفته، پارادوکس ناخوشایندی ساخته است: نتانیاهو برای بقای ائتلاف راستگرایش به تداوم جنگ نیاز دارد، در حالی که تداوم جنگ برای ترامپ سم انتخاباتی است. مخالفت تلآویو با طرح صلح غزه نشان میدهد ساعت سیاسی دو متحد به برخورد رسیده. همچنین اکثریت آمریکاییها (۵۶ درصد) معتقدند این جنگ بیش از آنکه به سود آمریکا باشد به سود اسرائیل است و ۴۳ درصد نفوذ بیش از حد اسرائیل بر سیاست خارجی واشنگتن را مسئلهدار میدانند — زمینهای که میتواند به بلوک مسلمانان و عربها و چپ جدید درون حزب دموکرات قدرت بدهد.
۵. سناریوهای پس از ۳ نوامبر
الف) پیروزی دموکراتها (احتمال غالب): مجلس دموکرات میتواند با تحقیقات، استیضاحهای رسیدگی و مصوبات اختیارات جنگی، هزینه سیاسی و حقوقی ادامه جنگ را برای ترامپ سرسامآور کند. دموکراتها نمیتوانند جنگ را یکجانبه متوقف کنند، اما میتوانند بپرسند: هدف چیست؟ هزینه چند؟ اختیار قانونی کجاست؟ واشنگتن وارد دوره دو ساله تقابل شدید میشود و سیاست ایران محور رسواییهای congressional میشود.
ب) حفظ کنگره توسط جمهوریخواهان (احتمال کمتر): روایت «ترامپ ایران را مهار کرد» تقویت میشود و جنگ به دارایی ۲۰۲۸ تبدیل میشود.
در هر دو حالت، به گفته تحلیلگران، ایران ناخواسته به یکی از محورهای اصلی انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تبدیل خواهد شد.
نتیجهگیری
درس بزرگ این انتخابات آن است که جنگ در دموکراسیهای مدرن دیگر در میدان نبرد، بلکه در پمپ بنزین و سبد خرید و فیش حقوقی برنده یا بازنده میشود. جنگی که ترامپ آن را «گشتگذاری کوچک» خواند، به همهپرسی عملکرد او تبدیل شده است. اگر روند فعلی ادامه یابد، احتمال زیاد دست دموکراتها به دستکم مجلس نمایندگان میرسد، جنگ وارد فاز اقتصادی و تحریمیِ کمسر و صداتر میشود — همانطور که رویترز گزارش کرده — و پارادایم پس از میاندورهای نه صلح و نه تشدید، بلکه «مدیریت یک بنبست ساختاری» خواهد بود که در آن هیچ طرفی نه پیروزی قاطع دارد و نه عقبنشینی آبرومندانه.