شناسهٔ خبر: 79956577 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

ناو بیشتر، گازوئیل کمتر

در روز ۲۱۵ جنگ، واشنگتن همزمان دو پیام متضاد مخابره کرد؛ از یک سو، آرایش نظامی پیرامون ایران در حال سنگین‌تر شدن است.

صاحب‌خبر -

در روز ۲۱۵ جنگ، واشنگتن همزمان دو پیام متضاد مخابره کرد؛ از یک سو، آرایش نظامی پیرامون ایران در حال سنگین‌تر شدن است. یک مقام آمریکایی به الجزیره گفته ناوگروه روزولت و یک یگان اعزامی تفنگداران دریایی با بیش از ۲هزار نیرو راهی منطقه شده‌اند و تا پایان نوامبر ممکن است سه ناو هواپیمابر و دو گروه آبی ـ خاکی پیرامون ایران مستقر باشند. برآورد منتشرشده از اعزام‌های تازه از اضافه ‌شدن حدود ۹ تا ۱۰ هزار نیروی نظامی حکایت دارد.از سوی دیگر، دولت ترامپ در حال فشار بر اروپا برای آزاد کردن ذخایر اضطراری گازوئیل است؛ همان ذخایری که برای روزهای بحران نگهداری می‌شوند. این دو تصویر کنار یکدیگر معنای بیشتری پیدا می‌کنند. توان نظامی آمریکا در حال افزایش است، اما فضای اقتصادی جنگ در حال تنگ‌تر شدن و شاید این لشکرکشی نمادین، پاسخی به همین وضعیت بحرانی است.

نفت برگشته؛ گازوئیل نه

داده‌های تازه بازار هم یک تغییر مهم را نشان می‌دهد. گاردین گزارش کرده صادرات نفت خام خلیج فارس تا حد زیادی به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است. تولیدکنندگان با خطوط لوله، انتقال کشتی به کشتی و مسیرهای جایگزین توانسته‌اند بخشی از شوک هرمز را جبران کنند.
اما در بازار فراورده‌های پالایشی داستان متفاوت است. عبور محصولاتی مانند گازوئیل از منطقه همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است؛ گاردین میزان جریان کنونی را حدود ۶۷۷ هزار بشکه در روز در برابر حدود ۶/۳میلیون بشکه پیش از جنگ گزارش کرده است. یعنی نقطه فشار انرژی در حال جابه‌جایی از کمبود نفت خام به کمبود سوخت آماده مصرف است.
در بریتانیا امروز متوسط قیمت گازوئیل برای نخستین بار از دو پوند در هر لیتر عبور کرد؛ بیش از ۴۰ درصد بالاتر از آغاز جنگ. برای ایران، این تحول از یک جهت مهم است. بازگشت بخشی از صادرات نفت به معنای پایان اثر اقتصادی بحران هرمز نیست. فشار اکنون در بخش پیچیده‌تر زنجیره انرژی (پالایش، گازوئیل، حمل‌ونقل و ذخایر) ظاهر شده است.

اختلاف بر سر مخزن اضطراری

روزهای اخیر حتی میان دو سوی آتلانتیک بر سر نحوه پرداخت هزینه بحران اختلاف علنی شکل گرفته است. دولت ترامپ از فرانسه و آلمان خواسته ذخایر گازوئیل خود را آزاد کنند و احتمال محدود کردن صادرات گازوئیل آمریکا به اروپا را نیز مطرح کرده است. کمیسیون اروپا این تهدید را «کاملاً» رد کرده و هشدار داده چنین اقدامی به اعتماد به آمریکا به‌عنوان یک تأمین‌کننده قابل اتکا آسیب خواهد زد.
اما فشار بازار آن‌قدر جدی است که همزمان که کشورهای اروپایی درباره پیشنهاد فرانسه برای آزادسازی ۵۰ میلیون بشکه گازوئیل مذاکره می‌کنند؛ طرح دیگری نیز از اعضای آژانس بین‌المللی انرژی می‌خواهد ۵۰ میلیون بشکه نفت خام دیگر وارد بازار کنند. مکرون نیز برای همین موضوع نشست اضطراری رهبران گروه هفت را فراخوانده است.
این بحران را البته نمی‌توان فقط به جنگ ایران نسبت داد. ممنوعیت صادرات فراورده‌های روسیه پس از حملات اوکراین و توقف بیشتر صادرات سوخت چین در اکتبر نیز عرضه جهانی را محدود کرده‌اند. اما جنگ ایران یکی از سه فشار اصلی این بازار شده است.

جنگ به ذخایر استراتژیک رسیده

نکته مهم‌تر، میزان استفاده از ذخایر اضطراری است. آژانس بین‌المللی انرژی در ماه مارس بزرگ‌ترین آزادسازی هماهنگ ذخایر نفتی در تاریخ خود ــ ۴۰۰ میلیون بشکه ــ را تصویب کرد. فاتح بیرول این هفته گفته حدود دوسوم این میزان تاکنون وارد بازار شده است.
تحلیل تازه اندیشکده کارنگی در اول اکتبر نیز دقیقاً همین نقطه را برجسته می‌کند. هلیما کرافت از RBC می‌گوید پس از ماه‌ها اختلال در هرمز و باب‌المندب، ذخایر تجاری و راهبردی در حال فرسایش است و کمبود ظرفیت پالایشی، بحران گازوئیل را جدی‌تر کرده است. معنای راهبردی این وضعیت این است که ذخایر اضطراری برای همیشه قابل برداشت نیستند. هر بشکه‌ای که امروز برای پایین آوردن قیمت وارد بازار می‌شود، بخشی از حاشیه امنیت فرداست.

فشار نظامی هم رایگان نیست

در همین زمان، هزینه نظامی آمریکا نیز در حال انباشته‌ شدن است. گزارش تازه رویترز درباره درس‌های نظامی ۲۰۲۶ می‌گوید عملیات گسترده آمریکا در خاورمیانه موجودی برخی مهمات و سامانه‌های دفاعی را کاهش داده، ده‌ها پهپاد ام‌کیو-۹ از دست رفته و جایگزینی برخی ذخایر موشکی ممکن است سال‌ها طول بکشد. هزینه عملیات نیز به ده‌ها میلیارد دلار رسیده است.این به معنای ناتوانی نظامی آمریکا نیست. اعزام سومین ناو دقیقاً نشان می‌دهد واشنگتن هنوز ظرفیت بزرگی برای افزایش فشار دارد. اما تفاوت امروز با ماه‌های نخست جنگ این است که هر مرحله تازه تصعید روی هزینه‌های انباشته قبلی قرار می‌گیرد.

جنوب خلیج فارس هم درس گرفته است

همزمان، کشورهای خلیج فارس برای کاهش همین آسیب‌پذیری آماده می‌شوند. خالد عظیم در تحلیل تازه آتلانتیک کانسیل در اول اکتبر می‌نویسد مهم‌ترین درس جنگ برای کشورهای شورای همکاری، ضرورت ایجاد «تاب‌آوری» مشترک است؛ یعنی شبکه‌های جایگزین، ظرفیت اضافی، اتصال زیرساخت‌های ۶کشور و جلوگیری از وابستگی به یک مسیر یا سامانه واحد. ترامپ با شروع این جنگ، فلسفه حضور آمریکا در منطقه را برای کشورهای عربی دچار ابهام کرده است.هفت ماه پس از آغاز جنگ، یک تناقض آشکارتر از همیشه شده است. آمریکا در حال فرستادن ناو، تفنگدار و جنگنده بیشتر به منطقه است؛ اما همزمان از متحدانش می‌خواهد برای مهار قیمت سوخت، درِ مخازن اضطراری خود را باز کنند. بازار نفت بخشی از راه‌های دور زدن بحران را پیدا کرده، اما بازار فراورده‌های پالایشی هنوز نتوانسته خود را با آن تطبیق دهد.

∎​