به گزارش گروه رسانهای شرق،
بخش بزرگی از درختان یکی از قدیمیترین بوستانهای جنگلی تهران خشک شدهاند؛ میگویند ۶۹ درصد. شهرداری از آفت و ضعف درختان میگوید و کارشناسان از کمآبی و سالهایی که برای نگهداشت این عرصه از دست رفت.
در بخشهایی از چیتگر، فاصله میان درختان زیاد شده است. درختان خشک و آفتزده را قطع کردهاند و در نقاطی، کندهها کنار نهالهای تازه دیده میشوند. توضیح مدیریت شهری این است که پایههای آلوده باید از عرصه خارج شوند تا آفت به درختان سالم نرسد. این اما فقط وضعیت امروز چیتگر را توضیح میدهد. درختی که اکنون با تشخیص آلودگی قطع میشود، پیش از آن دورهای از ضعف و زوال را پشت سر گذاشته است. درباره چیتگر این دوره کوتاه نبوده است. هشدار درباره کاهش آب و خشکیدگی درختان به چند سال قبل برمیگردد و حالا کار به جایی رسیده که یک منبع آگاه، میزان درختان ازدسترفته بوستان را حدود ۶۹ درصد برآورد میکند. چیتگر در دهه ۴۰ شمسی جنگلکاری شد. درختانی که امروز بخشی از آنها خشک شدهاند، حاصل چند دهه نگهداشت یک عرصه سبز در غرب تهران بودند. در این سالها، منطقه پیرامون چیتگر نیز تغییر کرد؛ دریاچه خلیج فارس ساخته شد و بعد برجها و مجموعههای بزرگ یکی پس از دیگری در منطقه ۲۲ بالا رفتند. همان زمان شماری از کارشناسان محیط زیست درباره افزایش بارگذاری در غرب تهران و فشار بر منابع آب و فضای سبز هشدار میدادند. نگرانی آنها فقط درباره خود دریاچه نبود؛ مسئله این بود که توسعه سنگین در منطقهای با منابع محدود آب، چه اثری بر فضای سبز موجود ازجمله بوستان جنگلی چیتگر خواهد گذاشت.
زوال از چند سال قبل شروع شده بود
امیرحسین عبداللهزاده، دانشآموخته دکترای شهرسازی دانشگاه تربیتمدرس، میگوید: خشکشدن یک یا چند درخت در یک عرصه وسیع میتواند طبیعی باشد، اما خشکیدگی تودهای را نمیتوان با همین توضیح کنار گذاشت. او میگوید هشدارها درباره وضعیت درختان چیتگر دستکم از سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ وجود داشته است: «وقتی حجم زیادی از درختان به شکل گسترده و تودهوار خشک میشوند، دیگر موضوع فقط یک ناظر ناحیه یا منطقه نیست. این عرصه قرارداد نگهداشت داشته و برای آن هزینه شده است. نظارت عالی بر فضای سبز شهر تهران نیز بر عهده سازمان بوستانهاست».
کارشناس دیگری که وضعیت عرصههای جنگلکاری تهران را بررسی کرده نیز میگوید مقایسه تصاویر هوایی دستکم یک دهه گذشته با وضعیت فعلی، نشان میدهد خشکیدگی ابتدا آرام پیش رفته و در سه، چهار سال اخیر سرعت آن بیشتر شده است. او تأکید میکند مرگ سریع یک درخت سبز و سالم معمولا با حمله ناگهانی آفت آغاز نمیشود. درخت ابتدا تحت فشار قرار میگیرد و وقتی توانش کاهش پیدا کرد، آفات و عوامل بیماریزا فرصت بیشتری برای گسترش پیدا میکنند.
این روایت با وضعی که امروز در چیتگر دیده میشود، همخوان است. سوسکهای چوبخوار و پوستخوار و بیماریهای قارچی روی بخشی از درختان دیده شدهاند، اما کارشناسان میگویند باید یک مرحله عقبتر رفت و پرسید چه شد این درختان تا این اندازه برای آفت آماده شدند.
اول تشنگی یا اول آفت؟
یکی از اختلافهای اصلی بر سر همین نقطه است. مدیریت شهری میگوید خشکیدگی چیتگر حاصل مجموعهای از عوامل است. کارشناسانی که با آنها گفتوگو شده، سهم کمآبی و ضعف نگهداشت را پررنگتر میدانند. به گفته یکی از این کارشناسان، در بخشهایی از چیتگر شبکه آبیاری زیرسطحی اجرا شده، اما وجود لوله به معنای رسیدن منظم آب به ریشه درخت نیست. او میگوید: در فاز غربی بوستان که وسعت زیادی دارد، نیروی آبیاری بسیار محدود بوده و درختانی وجود داشتهاند که دورههای طولانی آب کافی دریافت نکردهاند. از نگاه او وقتی درخت ماهها تحت تنش آبی باشد، حمله آفت مرحله بعدی ماجراست.
عبداللهزاده هم همین موضوع را مطرح میکند: درختی که دچار تنش شود و به سمت زوال برود، دچار آفت و قارچ و انواع بیماریها میشود. درخت سرحال بهصورت طبیعی در برابر بسیاری از پاتوژنها مقاومت دارد. مسئله آب در چیتگر سابقه طولانیتری دارد. بوستان چاه داشته و از حقابه نیز برخوردار بوده است. در سالهای گذشته از کاهش آب چاهها و استفاده از پساب برای جبران بخشی از کمبود صحبت شده است، اما هنوز روشن نیست در هر سال چه میزان آب مورد نیاز بوستان بوده و چه میزان آب واقعا به عرصه رسیده است. عبداللهزاده میگوید وضعیت حقابه چیتگر باید روشن شده و مشخص شود آیا تمام آبی که برای این عرصه در نظر گرفته شده، به درختان رسیده است یا نه.
دریاچه آمد، برجها آمدند، هشدارها ماند
زمان ساخت دریاچه خلیج فارس و بعد از آن با شدتگرفتن برجسازی در منطقه ۲۲، گروهی از کارشناسان محیط زیست درباره آینده فضای سبز غرب تهران هشدار داده بودند. نگرانی آنها به تغییرات یک پروژه محدود نبود. ساختوساز متراکم به جمعیت بیشتر، مصرف بیشتر آب و تغییر در ساختار منطقه منجر میشد و در همان محدوده، یکی از قدیمیترین عرصههای جنگلکاری تهران قرار داشت. نمیتوان بدون بررسی فنی، دریاچه یا برجسازی را علت مستقیم خشکیدگی امروز چیتگر معرفی کرد، اما هشدارهایی که آن سالها درباره فشار بر منابع آب و ظرفیت محیطی منطقه داده شد، حالا دوباره اهمیت پیدا کرده است؛ بهویژه وقتی یکی از مهمترین مشکلاتی که در توضیح وضعیت چیتگر تکرار میشود، تأمین آب است.
روایت سازمان بوستانها؛ مشکل فقط آب نیست
عباسعلی نوبخت، مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران، علت خشکیدگی را فقط کمآبی نمیداند. او از ساختار جنگلکاری قدیمی چیتگر میگوید؛ جنگلکاریهایی که با تراکم بالا و عمدتا با گونههای محدود ایجاد شدند. نوبخت میگوید: در زمان ایجاد این عرصهها، برای حفظ رطوبت، در هر هکتار بین هزارو ۵۰۰ تا دو هزارو ۵۰۰ پایه کاشته شد. این تعداد قرار نبود برای همیشه باقی بماند و با رشد درختان باید بهتدریج کاهش پیدا میکرد. به گفته او، وقتی تاج درختان به یکدیگر میرسد، نور کافی به بخشهای مختلف درخت نمیرسد، فتوسنتز کاهش پیدا میکند و درخت ضعیف میشود. همین ضعف احتمال درگیری با آفات و بیماریها را بیشتر میکند. او میگوید وجود آفت در طبیعت عادی است، اما مدیریت باید مانع طغیان آن شود. نوبخت درباره وضعیت فعلی میگوید: «متأسفانه به طغیان رسیده است». این توضیح یک بخش مهم از سابقه اداره چیتگر را روشن میکند. اگر توده متراکم درختان نیازمند تنککردن و عملیات پرورشی بوده، این کار باید در طول سالها انجام میشد. نوبخت خود میگوید یکی از مشکلات پارکهای جنگلی تهران این بوده که کتابچههای فنی و پرورشی از سالهای قبل برای آنها تهیه نشده بود. این کتابچه قرار است مشخص کند در چه زمان و در کدام قسمت عرصه، چه عملیات فنیای انجام شود. چیتگر اما نزدیک به شش دهه سابقه دارد. نبود چنین برنامهای در سالهای گذشته فقط یک نقص اداری نیست؛ نتیجه آن را باید در تودهای دید که همسن شده و بازکاشت در آن محدود بوده و حالا بخش بزرگی از درختانش همزمان به سن بالا و دوره ضعف رسیدهاند.
کاجها مقصرند؟
بخشی از توضیحات درباره چیتگر به گونههای کاشتهشده برمیگردد. بیشتر جنگلکاریهای قدیمی این محدوده با سوزنیبرگان انجام شده و کاج تهران یا کاج الدار سهم زیادی در آن داشته است. نوبخت میگوید انتخاب این گونهها در زمان خود الزاما اشتباه نبوده است. شرایط اقلیمی ۶۰ یا ۷۰ سال پیش متفاوت بود و این گونهها در صورت تأمین آب، توان تحمل سرما و گرما را دارند. مشکل دیگر تکگونهایبودن بخش بزرگی از عرصه است. اگر یک آفت به گونه غالب حمله کند، خسارت میتواند بخش بزرگی از توده را درگیر کند. برنامه اعلامشده سازمان بوستانها این است که در احیای جنگلکاریهای تهران ترکیب گونهای متنوعتر و ساختار چندآشکوبه جای جنگلهای یکطبقه و کمتنوع را بگیرد. اما مشکل چیتگر فقط با تغییر فهرست گونهها حل نمیشود. همان کارشناسی که وضعیت بوستان را بررسی کرده، میگوید اگر نهال جدید بدون اصلاح آبیاری و خاک و بدون برنامه نگهداشت کاشته شود، چند سال بعد دوباره با همان مسئله روبهرو خواهیم شد.
دادستانی پیشتر هم وارد شده بود
بازدید و ورود دستگاه قضائی به وضعیت چیتگر اتفاق تازهای نیست؛ پیش از این نیز دادستانی در موضوعات مرتبط با این محدوده ورود کرده بود و وضعیت درختان و ساختوسازهای این پهنه موضوع بررسی قرار گرفته بود. با این حال، خشکیدگی درختان ادامه پیدا کرده است. چیتگر پروندهای ندارد که فقط با شمارش درختان قطعشده بسته شود؛ بخش مهم ماجرا در اسناد سالهای قبل است. قراردادهای نگهداشت و گزارشهای پایش و میزان آب تحویلی و تعداد پایههای خشک و آلوده در هر سال میتواند نشان دهد زوال چه زمانی از کنترل خارج شده است.
احیا با نهالهای جوان
در قسمتهایی از چیتگر، طرح احیا در حال اجراست. درختان خشک از عرصه خارج میشوند و نهالهای تازه جای آنها کاشته میشوند. سازمان بوستانها میگوید قرار است ترکیب گونهای تغییر کند و جنگل آینده متنوعتر باشد.
کارشناسان اما درباره شکل اجرای احیا سؤال دارند. نهال سهساله یا چهارساله جای درختی را میگیرد که چند دهه رشد کرده است، اما اگر آب و نگهداشت آن تأمین نشود، این جایگزینی فقط روی کاغذ انجام شده است. احیای چیتگر به تعداد نهالهایی که امسال کاشته میشوند محدود نیست؛ میزان ماندگاری آنها در پنج سال و ۱۰ سال آینده معیار مهمتری است. یکی از کارشناسان از خطر دیگری هم حرف میزند؛ با حذف گسترده درختان، بخشی از تپهماهورهای عرصه بدون پوشش باقی میمانند و در بارندگیهای شدید احتمال فرسایش و رواناب بیشتر میشود. بنابراین حذف درختان خشک اگر با بازکاشت و تثبیت پوشش همراه نباشد، خود میتواند مسئله تازهای ایجاد کند.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.