به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، افشین علا، شاعر و ترانهسرا، در شعر تازهای نوشت:
امروز اگر ز شش جهت از چرخ، دلخوری
تغییر در پی است، چرا در تغیری؟
کوهی، به خود ز ناله چرا تیشه میزنی؟
سروی، ز خود به غصه چرا ریشه میبری؟
جایی برای شادی اگر در دل تو نیست
زآن روست ای عزیز که از آرزو پری
حیف تو نیست شب همه شب تا سپیدهدم
بنشینی و سیاههی اوهام بشمری؟
اجر تو با خداست، ز احسان بندگان
هرگز نمیرسد به تو پاداش درخوری
وقتی که از تو کاخ سخن گشته استوار
دل خوش مکن به خشتی و سنگی و آجری
چون عازمیم سوی وطن، شرط عقل نیست
سر را فرو کنیم در این ره به آخوری
لطف سفر به چیست؟ فقط یک پیاله چای
زین رو بسنده کن به اجاقی و چادری
گیرم بریده شد نفست در میان راه
باید زدن گریز به راه میانبری
چون گوی خالیاند در این ره، حرامیان
مثل حباب میشکنند از تلنگری
شاه بلامنازع دنیا و آخرت
در انتظار توست چرا غصه میخوری؟!