شناسهٔ خبر: 79947924 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

نیمروزی زیر سایه سنگین جامعه

اهمیت «نیمروزی در ینی‌شهیر» تنها به شرایط سیاسی زمان نگارش یا تجربه شخصی نویسنده محدود نمی‌شود. سویسال در این رمان، به‌جای روایت مستقیم رویدادهای بزرگ تاریخی، سراغ لحظه‌ای ظاهراً عادی از زندگی شهری می‌رود: «نیمروزی در ینی‌شهیر»، محله‌ای در آنکارا. اما همین زمان محدود و همین فضای شهری، در نگاه او به صحنه‌ای گسترده برای نمایش مناسبات قدرت، روابط خانوادگی، نابرابری طبقاتی، میل به رهایی و فشارهای اجتماعی تبدیل می‌شود.

صاحب‌خبر -

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - فاطیما احمدی، روزنامه‌نگار: سوگی سویسال، نویسنده ترک، مشهورترین اثرش، «نیمروزی در ینی‌شهیر»، را در زندان نوشت؛ رمانی که در سال ۱۹۷۴، دو سال پیش از درگذشت نویسنده، جایزه ادبی اورهان کمال را برای او به ارمغان آورد و جایگاهش را در ادبیات معاصر ترکیه تثبیت کرد. این رمان با ترجمه مژده الفت از سوی نشر افق منتشر شده است. سویسال در سال‌های پرالتهاب دهه ۱۹۷۰، زمانی که جامعه ترکیه زیر فشار کشمکش‌های سیاسی، نابرابری اجتماعی و خشونت‌های فزاینده قرار داشت، به دلیل دیدگاه‌های سیاسی خود بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند. تجربه زندان، در کنار شناخت عمیق او از زندگی روزمره و مناسبات اجتماعی، در شکل‌گیری جهان ادبی این نویسنده نقش مهمی داشت.

بااین‌حال، اهمیت «نیمروزی در ینی‌شهیر» تنها به شرایط سیاسی زمان نگارش یا تجربه شخصی نویسنده محدود نمی‌شود. سویسال در این رمان، به‌جای روایت مستقیم رویدادهای بزرگ تاریخی، سراغ لحظه‌ای ظاهراً عادی از زندگی شهری می‌رود: «نیمروزی در ینی‌شهیر»، محله‌ای در آنکارا. اما همین زمان محدود و همین فضای شهری، در نگاه او به صحنه‌ای گسترده برای نمایش مناسبات قدرت، روابط خانوادگی، نابرابری طبقاتی، میل به رهایی و فشارهای اجتماعی تبدیل می‌شود.

«سپیدار طوری لرزید که گویی با صدایی مهیب واژگون خواهد شد. آنهایی که از دیدن وقایع و تغییرات عاجزند، این اتفاق را پیش‌بینی نکردند. نیمروز بود...» رمان «نیمروزی در ینی‌شهیر» داستانی درباره یک اتفاق بزرگ نیست؛ درباره انباشته‌شدن اتفاق‌های کوچک است. شخصیت‌های داستان در ظاهر مشغول امور معمول زندگی‌اند: راه‌رفتن در خیابان، گفت‌وگو با اعضای خانواده، انجام‌دادن کارهای روزمره و تلاش برای حفظ نظم ظاهری زندگی. بااین‌حال، زیر این سطح آرام، تنش‌هایی دائمی جریان دارد. هر شخصیت با گذشته، خواسته‌ها، ترس‌ها و محدودیت‌هایی زندگی می‌کند که به‌تدریج در روند روایت آشکار می‌شوند. سویسال نشان می‌دهد که واقعیت اجتماعی فقط در رخدادهای استثنایی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه در سکوت‌ها، نگاه‌ها، عادت‌های روزانه، گفت‌وگوهای ساده و روابط به‌ظاهر معمول نیز حضور دارد.

یکی از ویژگی‌های برجسته رمان، ساختار چندصدایی آن است. سویسال جهان داستان را به یک شخصیت مرکزی یا یک زاویه دید واحد محدود نمی‌کند. او ینی‌شهیر را از خلال تجربه و نگاه آدم‌های گوناگون می‌سازد؛ آدم‌هایی که هرکدام بخشی از واقعیت اجتماعی را نمایندگی می‌کنند، بی‌آنکه به شخصیت‌هایی ساده و تک‌بعدی تبدیل شوند. در این جهان، زن و مرد، کارمند و صاحب‌منصب، انسان سنتی و فرد گرفتار سودای تغییر، هرکدام با پیچیدگی‌ها و تناقض‌های خود حضور دارند. هیچ‌کس صرفاً قربانی یا مقصر نیست. شخصیت‌ها از یک‌سو محصول شرایط اجتماعی‌اند و از سوی دیگر، با انتخاب‌ها و واکنش‌های خود در بازتولید همان شرایط نقش دارند.

سویسال در پرداخت شخصیت‌های زن، نگاهی انتقادی و پیشرو دارد. زنان رمان در چارچوب نقش‌هایی گرفتارند که خانواده و جامعه برایشان تعیین کرده‌اند؛ نقش‌هایی مانند همسر، مادر، دختر یا زن خانه‌دار. اما نویسنده آنان را به این نقش‌ها فرونمی‌کاهد. زنان در «نیمروزی در ینی‌شهیر» صاحب میل، خشم، تردید، آرزو و اراده‌اند. آنان می‌خواهند خودشان باشند، اما میان خواست فردی و انتظارات اجتماعی گرفتار می‌شوند. از همین‌جا است که خانواده در رمان، هم‌زمان دو چهره پیدا می‌کند: از یک‌سو پناهگاهی برای زندگی و امنیت است و از سوی دیگر، ساختاری محدودکننده که می‌تواند فردیت انسان، به‌ویژه فردیت زنان، را سرکوب کند.

بااین‌همه، نگاه سویسال به زنان تنها افشاگرانه یا قربانی‌محور نیست. او در شخصیت‌های خود امکان مقاومت را نیز جست‌وجو می‌کند؛ مقاومتی که همیشه به‌شکل شورشی آشکار یا تصمیمی بزرگ بروز نمی‌یابد. گاهی یک امتناع کوچک، یک سکوت معنادار، گفت‌وگویی صریح یا میل به داشتن زندگی متفاوت، نشانه‌ای از ایستادگی در برابر نظم مسلط است. در جهان این رمان، رهایی لزوماً با گسستی ناگهانی آغاز نمی‌شود؛ ممکن است از لحظه‌ای شروع شود که فرد درمی‌یابد آنچه طبیعی و اجتناب‌ناپذیر تصور می‌کرده، درواقع نتیجه قراردادهای اجتماعی و تاریخی است.

نیمروزی زیر سایه سنگین جامعه

عنوان رمان نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. نیمروز زمانی از روز است که نور به بیشترین شدت خود می‌رسد؛ زمانی که سایه‌ها کوتاه‌تر می‌شوند و اشیا، دست‌کم در ظاهر، روشن‌تر دیده می‌شوند. اما نیمروز سویسال الزاماً زمان روشن‌شدن حقیقت نیست. تابش شدید نور، تناقض‌های شهر را از میان نمی‌برد؛ فقط آن‌ها را آشکارتر می‌کند. ینی‌شهیر با خیابان‌ها، خانه‌ها، اداره‌ها، مناسبات خانوادگی و روابط اجتماعی‌اش، تصویری کوچک‌شده از جامعه‌ای است که در آن سنت و تجدد، فردیت و جمع، آزادی و انضباط، میل و وظیفه، پیوسته با یکدیگر درگیرند.

از این منظر، شهر در رمان صرفاً محل وقوع حوادث نیست؛ خود یکی از عناصر اصلی اثر است. شهر به آدم‌ها شکل می‌دهد، آن‌ها را در خود جای می‌دهد و هم‌زمان محدودشان می‌کند. فضاهای عمومی و خصوصی در تقابل با یکدیگر قرار می‌گیرند. خانه می‌تواند محل امنیت باشد، اما گاهی به زندان شباهت پیدا می‌کند. خیابان می‌تواند امکان حرکت و رهایی فراهم کند، اما در آن نیز نگاه دیگران، سلسله‌مراتب اجتماعی و فشار هنجارها حضور دارد. سویسال با دقتی نزدیک به نگاه جامعه‌شناسانه، اما با زبانی ادبی و زنده، نشان می‌دهد که چگونه مناسبات کلان سیاسی و اقتصادی به کوچک‌ترین جزئیات زندگی روزمره نفوذ می‌کنند.

رمان از نظر شیوه روایت نیز به‌سادگی در قالب داستانی خطی و متعارف قرار نمی‌گیرد. حرکت میان ذهن شخصیت‌ها، تغییر زاویه دید و کنار هم قرارگرفتن صداهای مختلف، تصویری چندلایه از واقعیت می‌سازد. خواننده به‌تدریج درمی‌یابد که هیچ روایت واحدی نمی‌تواند تمام حقیقت را در خود جای دهد. هر شخصیت بخشی از جهان را می‌بیند و بخشی دیگر را پنهان می‌کند؛ هر نگاه، هم روشن‌کننده است و هم محدود. این شیوه روایت با مضمون اصلی اثر هماهنگ است: جامعه مجموعه‌ای از تجربه‌های هم‌زمان و گاه متناقض است و برای فهم آن باید از مرز نگاه فردی عبور کرد.

باوجود زمینه سیاسی رمان، «نیمروزی در ینی‌شهیر» اثری شعاری نیست. سویسال به‌جای آن‌که شخصیت‌ها را به بلندگوی عقاید خود تبدیل کند، اجازه می‌دهد تناقض‌هایشان باقی بماند. طنز نیز یکی از ابزارهای مهم او برای رسیدن به این هدف است. طنز در این رمان وسیله‌ای برای سبک‌کردن واقعیت نیست؛ بلکه راهی است برای آشکارکردن پوچی و خشونت پنهان در مناسبات روزمره. موقعیت‌هایی که در نگاه نخست خنده‌آور به نظر می‌رسند، اغلب لایه‌ای تلخ دارند؛ زیرا نشان می‌دهند انسان‌ها چگونه به نقش‌هایی عادت می‌کنند که خودشان نیز از آن‌ها رنج می‌برند.

اهمیت سیاسی رمان نیز از همین‌جا ناشی می‌شود. سویسال برای نشان‌دادن جامعه‌ای گرفتار بحران، لزوماً به زندان، بازداشت، تظاهرات یا خشونت خیابانی نیاز ندارد. سیاست در زندگی خصوصی شخصیت‌ها حضور دارد: در شیوه تربیت فرزندان، در مناسبات زن و مرد، در تقسیم کار، در زبان گفت‌وگوها، در ترس از قضاوت دیگران و در ناتوانی افراد برای انتخاب آزادانه مسیر زندگی. رمان نشان می‌دهد که سرکوب فقط در نهادهای رسمی اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی در خانواده، عرف، اخلاق پذیرفته‌شده و عادت‌های روزانه نیز بازتولید می‌شود.

«نیمروزی در ینی‌شهیر» از این جهت، هم رمانی اجتماعی درباره ترکیه دهه ۱۹۷۰ است و هم اثری فراتر از زمان و مکان خود. خواننده امروز، حتی اگر با تاریخ سیاسی ترکیه آشنا نباشد، می‌تواند در آن تجربه‌هایی نزدیک به زندگی خود پیدا کند: فشار خانواده، نابرابری جنسیتی، میل به استقلال، ترس از داوری جمعی، فرسودگی زندگی اداری و فاصله میان آنچه جامعه از انسان می‌خواهد و آنچه انسان برای خود می‌خواهد. توانایی رمان در عبور از زمینه تاریخی و رسیدن به تجربه‌های مشترک انسانی، یکی از نشانه‌های ماندگاری آن است.

∎​