فرارو– ایلان برمن، کارشناس ارشد مسائل بین الملل در شورای روابط خارجی آمریکا
به گزارش فرارو به نقل از نشریه نیوزویک، سفر رسمی شی جینپینگ، رئیسجمهور چین به واشنگتن در هفته گذشته با تشریفاتی کمسابقه همراه بود؛ از استقبال شخصی دونالد ترامپ در پایگاه هوایی اندروز گرفته تا مراسم رسمی ورود به کاخ سفید و ضیافت دولتی.
ترامپ پس از دیدار با شی، روابط دو کشور را در چارچوب «دوستی، قدرت و موفقیت» توصیف کرد. پشت این نمایش دیپلماتیک اما هدفی راهبردی قرار داشت: کاخ سفید پس از نزدیک به دو سال روابط پرتنش با پکن، اکنون تلاش میکند رقابت میان آمریکا و چین را دستکم کنترل و از تشدید آن جلوگیری کند.
از کاهش تنش تجاری تا «ثبات راهبردی»
روند نزدیکشدن نسبی واشنگتن و پکن از ماهها قبل آغاز شده بود. در سفر ترامپ به پکن در ماه مه، دو طرف سازوکارهای جدیدی برای تجارت و سرمایهگذاری ایجاد کردند و برای کاهش تنشهای اقتصادی گامهایی برداشتند. چین همچنین پذیرفت بخشی از نگرانیهای آمریکا درباره عناصر کمیاب و مواد معدنی راهبردی را مورد توجه قرار دهد و در اقدامی که بهعنوان یک حرکت اعتمادساز تلقی شد، خرید گسترده هواپیماهای بوئینگ را در دستور کار قرار داد.
نشست متقابل هفته گذشته نیز بر همین روند استوار بود. آمریکا و چین درباره حرکت به سمت شرایط تعرفهای مطلوبتر برای بخشی از کالاهای دو کشور گفتوگو کردند و پکن متعهد شد طی دو سال آینده، هر سال دستکم ۱۰ میلیون تن زغالسنگ از آمریکا خریداری کند.
در نتیجه، در ظاهر روابط واشنگتن و پکن در مسیر شکلدادن به چیزی قرار گرفته که کاخ سفید آن را «رابطه سازنده مبتنی بر ثبات راهبردی» توصیف میکند. اما همین رویکرد، یک تناقض مهم را برای سیاست خارجی دولت ترامپ ایجاد کرده است: سیاست آمریکا در قبال چین با اهداف واشنگتن در جنگ ایران همخوانی ندارد.
فشار اقتصادی بر ایران و نقش حیاتی چین
هفت ماه پس از آغاز جنگ ایران، سیاست آمریکا در قبال تهران از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی بیشتر حرکت کرده است. رویکرد فعلی دولت ترامپ، که در رأس آن اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا قرار دارد، بر محدودکردن صادرات انرژی ایران، کاهش دسترسی تهران به ارزهای خارجی و افزایش هزینههای اقتصادی ادامه جنگ متمرکز است.
اما چین در نقطه مقابل این سیاست قرار دارد. پکن به مهمترین شریان اقتصادی ایران تبدیل شده و خرید نفت ایران توسط چین نقش مهمی در حفظ «اقتصاد مقاومت» تهران داشته است. حتی محاصره دریایی تنگه هرمز از سوی دولت ترامپ نیز تاکنون نتوانسته این تجارت را بهطور کامل متوقف کند.
چین علاوه بر خرید نفت، به ایران برای دورزدن تحریمهای بینالمللی نیز کمک میکند. بر اساس گزارشی از رویترز، یکی از سازوکارهای مبادلهای مستقر در چین این امکان را فراهم کرده است که درآمد حاصل از فروش نفت ایران به کالاهای چینی تبدیل شود، بدون آنکه پول از مسیر نظام مالی بینالمللی عبور کند. به این ترتیب، تهران میتواند بخشی از محدودیتهای مالی غرب را دور بزند.
همکاریهای فناوری و تقویت توان نظامی ایران
نقش چین تنها به حوزه اقتصادی محدود نمیشود. ادعا شده است که در روزهای نخست جنگ ایران، تصاویر اطلاعاتی چین به ایران برای هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در منطقه کمک کرده است. همچنین گزارشی از والاستریت ژورنال مدعی شده است که تأمینکنندگان چینی در نیمه نخست سال جاری حدود ۱۳۰۰ محموله فناوری دومنظوره به ایران ارسال کردهاند.
این تجهیزات شامل قطعات الکترونیکی بوده که میتوانند در ساخت اجزای پهپادها و سامانههای هدایت موشکهای بالستیک مورد استفاده قرار گیرند؛ موضوعی که اهمیت آن با توجه به تلاش تهران برای بازسازی بخشی از توان موشکی خود افزایش یافته است.
این مجموعه تحولات نشان میدهد که فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران با یک مانع مهم روبهرو است: کشوری که واشنگتن همزمان تلاش میکند روابط خود با آن را تثبیت کند، یکی از مهمترین منابع حمایت اقتصادی و فناورانه ایران محسوب میشود.
ترامپ میان فشار بر تهران و توافق با پکن
دولت ترامپ امیدوار است فشار اقتصادی، تهران را در نهایت به میز مذاکره بازگرداند. ترامپ در سخنرانی خود در سازمان ملل نیز احتمال دستیابی به توافقی جدید با ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا را مطرح کرده است. اما تحقق این هدف تا حد زیادی به میزان موفقیت واشنگتن در محدودکردن منابع خارجی حمایت از ایران بستگی دارد و چین در صدر این منابع قرار دارد.
گزارش شده است که ترامپ در دیدار اخیر خود با شی جینپینگ، مستقیماً موضوع حمایت چین از ایران را مطرح کرده و رئیسجمهور چین نیز اطمینان داده است که پکن از تهران حمایت نمیکند. با این حال، شواهدی، تصویری متفاوت ارائه میکنند و نشان میدهند که همکاری اقتصادی و فناورانه میان چین و ایران همچنان ادامه دارد.
دوراهی دشوار کاخ سفید
در نهایت، دولت آمریکا با یک انتخاب دشوار روبهرو است. اگر واشنگتن بخواهد فشار بر ایران را مؤثرتر کند، ممکن است ناچار شود شرکتها و نهادهای چینی دخیل در تجارت با تهران را هدف تحریم قرار دهد. چنین اقدامی میتواند توان آمریکا برای فشار بر ایران را افزایش دهد، اما همزمان خطر آسیبزدن به روند جدید کاهش تنش با چین را نیز به همراه خواهد داشت.
به این ترتیب، تلاش ترامپ برای ایجاد «ثبات راهبردی» با پکن ممکن است با سیاست فشار حداکثری اقتصادی علیه تهران در تضاد قرار گیرد. چین از یک سو شریک اصلی آمریکا در مذاکرات مربوط به تجارت و کاهش تنشهای دوجانبه است و از سوی دیگر، یکی از مهمترین مسیرهای اقتصادی و فناورانه ایران برای مقابله با فشارهای آمریکا محسوب میشود.