شناسهٔ خبر: 79938677 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایبنا | لینک خبر

وقتی اطلاعات به قدرت تبدیل شد

دیوید کولون، مورخ و پژوهشگر برجسته فرانسوی، با وسواسی مثال‌زدنی، تاریخ سی سال گذشته را از منظری نو می‌کاود و نشان می‌دهد که چگونه اطلاعات از یک منبع قدرت، به خودِ «قدرت» تبدیل شده است، قدرتی که گاه بُرنده‌تر از موشک‌ها و ویرانگرتر از بمب‌ها عمل می‌کند.

صاحب‌خبر -

سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «جنگ جهانی اطلاعات» با عنوان فرعی تاریخ تحلیلی تلاش قدرت‌های جهانی برای تسخیر اذهان تالیف دیوید کولون با ترجمه اسماعیل یزدان‌پور از سوی انتشارات ثانیه به بازار کتاب آمد.

وقتی اطلاعات به قدرت تبدیل شد

ما در جنگی بودیم و خودمان نمی‌دانستیم. نه اعلام جنگی در کار بود، نه فراخوانی برای بسیج عمومی، نه سخنرانی‌های آتشینی در رسانه‌ها شنیده می‌شد و نه حتی دشمنی مشخصی در میان بود. همه چیز حکایت از آن داشت که با فروریختن دیوار برلین و پایان جنگ سرد در سال ۱۹۸۹ و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱، دموکراسی لیبرال به پیروزی نهایی خواهد رسید. گمان می‌رفت که با آن، جریان آزاد اطلاعات نیز که رسانه‌های جمعی آن را فراتر از مرزها منتشر می‌کردند، به اوج خود خواهد رسید. ماشین تبلیغات جنگ سرد که دو مدل رقیب را در برابر یکدیگر قرار داده بود، ناگهان کارآیی خود را از دست داد. جهانی شدن رسانه‌ها- یعنی انتشار محتوا در مقیاس جهانی که از طریق فناوری‌های نوین ممکن شد- نوید دسترسی همگانی به آگاهی را می‌داد. در بازاری که اینک آزاد بود قرار بود ایده‌های برتر ایده‌های نامطلوب را پس بزنند و حقیقت جای دروغ‌ها را بگیرد. طولی نکشید که سخن از «انقلاب سی‌ان‌ان»، «انقلاب وب» و «بزرگراه‌های اطلاعاتی» نیز به میان آمد. این‌ها ابزارهایی بودند که برای تضعیف آخرین دولت‌های اقتدارگرا و تشویق ملت‌ها به رهایی طراحی شده بودند و قرار بود با نزدیک کردن فرهنگ‌ها و ترویج درک متقابل به صلح یاری رسانند.

وقتی اطلاعات به قدرت تبدیل شد دیوید کولون، مورخ و پژوهشگر فرانسوی

دیوید کولون، مورخ و پژوهشگر برجسته فرانسوی، با وسواسی مثال‌زدنی، تاریخ سی سال گذشته را از منظری نو می‌کاود و نشان می‌دهد که چگونه اطلاعات از یک منبع قدرت، به خودِ «قدرت» تبدیل شده است، قدرتی که گاه بُرنده‌تر از موشک‌ها و ویرانگرتر از بمب‌ها عمل می‌کند.

او این تاریخ را از نقطه عزیمتی روشن، یعنی جنگ اول خلیج‌فارس، آغاز می‌کند، جایی که پنتاگون برای اولین بار به شکلی سیستماتیک و مدرن با کنترل شدید خبرنگاران، صحنه‌سازی رویدادها و تولید «جنگ پاک» و «جراحی‌شده» برای تلویزیون‌ها، نبرد برای روایت‌ها را به اندازه نبرد در میدان فیزیکی جدی گرفت. پس از آن، کتاب ما را به سفری پرفرازونشیب در تاریخ این جنگ پنهان می‌برد: از تلاش ایالات متحده در دهه ۱۹۹۰ برای دستیابی به «سلطه جهانی اطلاعات» از طریق کنترل زیرساخت‌های اینترنت، ماهواره‌ها و غول‌های دیجیتال تا شکل‌گیری مقاومت‌ها در برابر این هژمونی.

در پیشگفتار مترجم با عنوان «نبردی برای تسخیر ذهن ما» می‌خوانیم: «دهم اکتبر ۱۹۹۰، در تالار کنگره ایالات متحده، دختری پانزده ساله که تنها با نام کوچک «نیره» معرفی شد، در برابر کمیته حقوق بشر شهادت داد. او با صدایی لرزان و چشمانی اشک‌بار روایتی هولناک از حمله عراق به کویت را تعریف کرد: «وقتی آنجا بودم، دیدم سربازان عراقی با تفنگ وارد بیمارستان شدند. آن‌ها نوزادان را از دستگاه‌های انکوباتور بیرون آوردند، انکوباتورها را بردند و بچه‌ها را روی زمین سرد رها کردند تا بمیرند، وحشتناک بود.»

این شهادت تکان‌دهنده که به صورت زنده از تلویزیون پخش شد، قلب ده‌ها میلیون آمریکایی را جریحه‌دار کرد. تصویری بی‌رحمانه از ارتش صدام حسین در ذهن افکار عمومی جهان حک شد و فریادها برای مداخله نظامی بالا گرفت. چند ماه بعد، عملیات «طوفان صحرا» با حمایت گسترده مردمی آغاز شد.

اما یک حقیقت ناگفته باقی ماند. نیره، دختر سعود آل‌صباح، سفیر کویت در واشینگتن بود. شهادت او بخشی از یک کارزار نفوذ اطلاعاتی ۱۲ میلیون دلاری بود که توسط دولت در تبعید کویت و با مدیریت شرکت روابط‌عمومی آمریکایی، هیل اند نولتون، طراحی و اجرا شده بود. داستان نوزادان رها شده دروغ محض بود، دروغی که با مهارت در چرخه تولید اطلاعات جهانی قرار گرفت و بهانه‌ای برای یکی از بزرگ‌ترین جنگ‌های اواخر قرن بیستم شد.

این رویداد، آن‌گونه که دیوید کولون در این کتاب به شکلی درخشان نشان می‌دهد، تنها یک فریب سیاسی نبود، بلکه نقطه آغاز رسمی «جنگ جهانی اطلاعات» بود، جنگی که از آن پس هرگز متوقف نشده است، جنگی که در آن زندگی می‌کنیم، بی آن‌که اغلب از قواعد، بازیگران و حتی میدان نبرد آن آگاه باشیم، جنگی که دیگر نه بر سر تسخیر سرزمین بلکه بر سر تسخیر اذهان ماست.

وقتی اطلاعات به قدرت تبدیل شد

دیوید کولون تاریخ جنگ اطلاعات را از نقطه عزیمتی روشن، یعنی جنگ اول خلیج‌فارس، آغاز می‌کند، جایی که پنتاگون برای اولین بار به شکلی سیستماتیک و مدرن با کنترل شدید خبرنگاران، صحنه‌سازی رویدادها و تولید «جنگ پاک» و «جراحی‌شده» برای تلویزیون‌ها، نبرد برای روایت‌ها را به اندازه نبرد در میدان فیزیکی جدی گرفت. پس از آن کتاب ما را به سفری پرفرازو نشیب در تاریخ این جنگ پنهان می‌برد: از تلاش ایالات متحده در دهه ۱۹۹۰ برای دستیابی به «سلطه جهانی اطلاعات» از طریق کنترل زیرساخت‌های اینترنت، ماهواره‌ها و غول‌های دیجیتال تا شکل‌گیری مقاومت‌ها در برابر این هژمونی.

کولون با دقتی موشکافانه نشان می‌دهد که چگونه بازیگران دیگر، از دولت‌های قدرتمند گرفته تا «قدرت‌های کوچک» و حتی گروه‌های غیردولتی، به سرعت قواعد این بازی جدید را آموختند. روسیه با درک این‌که جنگ سرد را در میدان اطلاعات باخته است، دکترین «جنگ ترکیبی» و «کنترل بازتابی» را تدوین و با ابزارهایی چون شبکه RT (راشاتودی) و «مزارع ترول»، تهاجمی تمام‌عیار علیه پایه‌های دموکراسی‌های غربی آغاز کرد. چین با هراس از «انقلاب‌های رنگی» «دیوار بزرگ آتشین» خود را برای ایزوله کردن فضای اطلاعاتی‌اش برپا ساخت و هم‌زمان، با تکیه بر قدرت نرم «راه‌های ابریشم نوین» و دیپلماسی «گرگ جنگجو»، در پی بازآرایی نظم اطلاعاتی جهان به نفع خود برآمد.

اما این جنگ تنها میان قدرت‌های بزرگ در جریان نیست. این کتاب به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه بازیگران به ظاهر ضعیف‌تر اطلاعات را به سلاحی نامتقارن تبدیل کردند. از چریک‌های زاپاتیستا در مکزیک که با چند بیانیه اینترنتی ارتش را متوقف کردند تا شبکه‌هایی چون الجزیره که موازنه قدرت رسانه‌ای در خاورمیانه را بر هم زدند و البته ظهور بازیگران غیردولتی مانند القاعده و داعش که با «۲.۰» و نظامی‌سازی رسانه‌های اجتماعی وحشت را به خانه‌های ما آوردند و نشان دادند که در عصر دیجیتال یک ویدئوی خوش‌ساخت می‌تواند تاثیری به اندازه یک حمله تروریستی داشته باشد.

دیوید کولون اما از سنت فکری اروپایی و به طور خاص فرانسه می‌آید، سنتی که نگاهی انتقادی‌تر به مفهوم قدرت، به ویژه هژمونی آمریکا دارد. این دیدگاه به او اجازه می‌دهد تا با فاصله‌ای تحلیلی هم استراتژی‌های «سلطه اطلاعاتی» آمریکا را کالبدشکافی کند و هم مقاومت‌های شکل گرفته در برابر آن را نه صرفا به عنوان «اقدامات بدخواهانه»، بلکه به عنوان واکنش‌هایی ژئوپلیتیک در موازنه قدرت جهانی درک کند. این نگاه متفاوت که ریشه‌های آن را می‌توان در افکار اندیشمندانی چون میشل فوکو یا ژان بودریار جست‌وجو کرد، به کتاب عمقی فلسفی و جامعه‌شناختی می‌بخشد که آن را از گزارش‌های صرفا فنی یا نظامی متمایز می‌کند. برای ما که اغلب جهان را از طریق بازتاب رسانه‌های انگلیسی زبان می‌بینیم، شنیدن این «صدای دیگر» غنیمتی است که به درک پیچیدگی‌های این نبرد جهانی کمک شایانی می‌کند.

در بخش‌هایی از این کتاب، نویسنده به نقش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران فعال در جنگ اطلاعات جهانی پرداخته است. او به تلاش‌های ایران برای شکستن انحصار رسانه‌های غربی، به‌ویژه در جهان اسلام و آمریکای لاتین، از طریق شبکه‌هایی چون «العالم»، «پرس‌ تی‌وی» و «هیسپان تی‌وی» اشاره می‌کند. همچنین، راهبردهای ایران در جنگ سایبری و تلاش برای حفاظت از فضای اطلاعاتی داخلی در برابر آنچه «تهاجم فرهنگی» غرب می‌خواند بررسی شده است. از سوی دیگر، در بخش‌هایی نیز به ایران به عنوان هدف عملیات‌های اطلاعاتی قدرت‌های دیگر، به ویژه در زمینه برنامه هسته‌ای، اشاره شده است.»

این کتاب صرفا مجموعه‌ای از تحلیل‌های پراکنده درباره پروپاگاندا یا اخبار جعلی نیست. این اثر یک تاریخ تحلیلی دقیق و جامع است که تاکنون درباره مفهوم «جنگ اطلاعات» در دوران معاصر نوشته شده است.

کتاب «جنگ جهانی اطلاعات» با عنوان فرعی تاریخ تحلیلی تلاش قدرت‌های جهانی برای تسخیر اذهان تالیف دیوید کولون با ترجمه اسماعیل یزدان‌پور از سوی انتشارات ثانیه منتشر شد.

∎​