شناسهٔ خبر: 79937821 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

روایت یک کوهنورد و غارنورد خراسانی از سال‌ها فعالیت برای حفاظت از طبیعت و دنیای زیر زمین/ ۱۵ سال تلاش برای نجات غارها

میهمان این هفته من حمید نظام‌دوست از آن دسته آدم‌هایی است که کوه برایش فقط صعود و غار تنها مقصد یک برنامه ماجراجویانه نیست. مسیر زندگی او از کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی در سال‌های کودکی و نوجوانی آغاز شد و به صعودهای بلند و بعدها به عشق به غارها رسید.

صاحب‌خبر -

میهمان این هفته من حمید نظام‌دوست از آن دسته آدم‌هایی است که کوه برایش فقط صعود و غار تنها مقصد یک برنامه ماجراجویانه نیست. مسیر زندگی او از کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی در سال‌های کودکی و نوجوانی آغاز شد و به صعودهای بلند و بعدها به عشق به غارها رسید. او در این سال‌ها علاوه بر آموزش و توسعه غارنوردی، بخش مهمی از فعالیت خود را به حفاظت از غارها، پاک‌سازی آن‌ها و مطالبه‌گری برای تدوین ضوابط حفاظتی اختصاص داده است. در کارنامه فعالیت‌های عاشقانه و داوطلبانه او با همراهی دوستانش، از پاک‌سازی غارهای ارزشمند خراسان رضوی تا راه‌اندازی کارگروه‌های محیط‌ زیست کوهستان و تدوین آیین‌نامه درجه‌بندی غارها و دیگر فعالیت‌های داوطلبانه زیست محیطی دیده می‌شود. روایت او حکایت سال‌هایی است که بخش قابل توجهی از زندگی‌اش را برای طبیعت گذاشته است آن هم با عشق فراوان.

قصه من از سنگ شروع شد

من متولد خرداد ۱۳۵۵ هستم و در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم. ورزش از همان سال‌های کودکی در خانواده ما جدی بود. پدرم ورزشکار بود و برادرم جواد هم ورزشکار خوبی بود. پسرخاله‌ام مرحوم عباس جعفری؛ کوهنورد، نویسنده و عکاس هم از فعالان این حوزه بود و در راه‌اندازی باشگاه کوه‌نوردی آزادگان نقش داشت.

آن زمان من بچه بودم؛ حدوداً نه‌ساله. عباس خانه‌اش نزدیک کوه خلج بود و ما هم در محدوده ۷۱شهریور زندگی می‌کردیم. هر وقت آن‌ها به کوه می‌رفتند، من هم با آن‌ها می‌رفتم. کم‌کم متوجه شدند که به قول عباس «زبر و زرنگ» هستم و عباس به برادرم می‌گفت: «جواد، این حمید را بیاوریم توی کار سنگ‌نوردی» همین شد که سنگ‌نوردی وارد زندگی من شد. هر جا آن‌ها برای سنگ‌نوردی می‌رفتند، من هم می‌رفتم. سنگ‌ها و دیواره‌ها برایم جذاب بود و بالا می‌رفتیم. حدود ۱۲-۱۱سالگی سنگ‌نوردی را شروع کردم و در ۱۵سالگی جزو سنگنوردهای حرفه‌ای خراسان بودم. در چند مسابقه شرکت کردم و مقام‌هایی هم بدست آوردم.

پس از آن، وارد دیواره‌های بلند شدم. چندین مسیر از دیواره علم کوه را صعود کردم و چندین مرحله از مسیر گرده آلمان‌ها، علم‌کوه را در برنامه‌های زمستانی و غیرزمستانی صعود کردم. در بعضی دیواره‌ها کار بازسازی انجام می‌دادم تا دیگران بتوانند با ایمنی بیشتری وارد مسیر شوند. دیواره‌های بیستون را هم صعود کردم و تقریباً از اوایل دهه ۷۰ تا سال‌های ۷۷ و ۷۸ بخش زیادی از فعالیت من سنگ‌نوردی بود. پس از آن علاقه‌ام دوباره به صعودهای بلند و کوه‌نوردی بیشتر شد. دماوند زمستانی، علم‌کوه زمستانی، هزارمسجد، سبلان و ارتفاعات مختلف ایران را تجربه کردم.

سال ۱۳۷۸ به اردوهای تیم ملی فدراسیون کوه‌نوردی دعوت شدم و چند دوره در اردوها شرکت کردم. حتی با آقای امانی برای اردوهای چوآیو و شیشاپانگما دعوت شدم، اما در نهایت صعود قله در برنامه تیم ملی برای من اتفاق نیفتاد.

پس از آن همراه باشگاه آزادگان به قله لنین در قرقیزستان رفتم. آن صعود برای من اهمیت ویژه‌ای داشت، چون نخستین فرد از خراسان رضوی بودم که قله‌ای در ارتفاع ۷‌هزار متر را صعود می‌کرد.

روایت یک کوهنورد و غارنورد خراسانی از سال‌ها فعالیت برای حفاظت از طبیعت و دنیای زیر زمین/ ۱۵ سال تلاش برای نجات غارها

وقتی وارد دنیای زیر زمین شدم

در سال‌های ۸۸-۸۷ با تشویق برادرم جواد نظام‌دوست که آن موقع با کمک تعدادی از اعضای باشگاه کلوپ دماوند تهران درصدد تشکیل انجمن غار و غارشناسی کشور بودند وارد دنیای زیر زمین شدم.

همزمان با تشکیل انجمن غار و غارشناسی، دعوتی از متخصصان غارنوردی و غارشناسی بین‌المللی در تهران نیز شکل گرفت و تعدادی از علاقه‌مندان از اقصی نقاط کشور در این رویداد شرکت کردند. در این دوره‌ها نحوه پیمایش و تکنیک‌های غارنوردی تک‌طناب و در حوزه نقشه‌برداری، عکاسی و زمین‌شناسی آموزش‌ها به حاضران داده شد.آنجا بود که متوجه شدیم غارنوردی فقط رفتن به داخل یک حفره و پیمایش آن نیست. دنیای زیر زمین، دانش و قواعد خودش را دارد و برای شناخت آن باید آموزش تخصصی دید. پس از پایان دوره، با خودمان گفتیم این آموزش نباید فقط برای همین ۳۰ نفر بماند. اگر قرار است غارنوردی در کشور توسعه پیدا کند، باید این دانش را به دیگران هم منتقل کنیم. همین موضوع زمینه تشکیل انجمن غار و غارشناسی ایرانیان را فراهم کرد. انجمن در اواخر سال ۸۸ و اوایل سال ۸۹ در وزارت کشور ثبت و قرار شد در استان‌ها هم دفتر نمایندگی داشته باشد. از سال ۱۳۹۰ مدیریت انجمن غار و غارشناسی خراسان رضوی را در مشهد برعهده گرفتم و تا امروز حدود ۱۵ سال است که در این حوزه فعالیت می‌کنم.در همان سال‌ها روی تکنیک‌های تخصصی غارنوردی هم کار کردیم. یکی از آن‌ها «سینگل راپ تکنیک» بود؛ یعنی صعود و فرودهای عمیق با یک طناب. ما این تکنیک را توسعه و آموزش دادیم. انجمن در سال‌های نخست، اکسپدیشن‌های بین‌المللی هم برگزار می‌کرد، اما بعدها به دلیل مشکلاتی که برای مجوز انجمن پیش آمد، تصمیم گرفتیم فعالیت‌های بین‌المللی را متوقف کنیم و به‌سراغ برنامه‌های داخلی برویم. آن زمان دیگر نیروهایی داشتیم که در حوزه‌های مختلف آموزش دیده بودند؛ غارنورد حرفه‌ای، عکاس و نقشه‌بردار غار تربیت شده بود و می‌توانستیم کار را در داخل کشور ادامه دهیم. حاصل آن سال‌ها، شکل‌گیری یک شبکه از غارنوردان و علاقه‌مندان در استان‌های مختلف بود که هر کدام در منطقه خودشان کار را ادامه دادند.

نخستین مأموریت؛ پاک کردن غارها

از همان سال‌های نخست انجمن، بحث پاک‌سازی غارها را هم شروع کردیم. برای من روشن بود که آموزش غارنوردی بدون آموزش حفاظت از غار کامل نیست. نمی‌شود مردم را به غار برد و فقط مسیر و طناب را به آن‌ها یاد داد؛ باید به آن‌ها یاد داد که این محیط چه ارزشی دارد. نخستین فعالیت‌ها از غار یخ‌مراد تهران شروع شد و بعد به استان‌های مختلف رسید. حالا اگر سابقه این برنامه را حساب کنیم، از هفدهمین سال پاک‌سازی غارها صحبت می‌کنیم. در خراسان رضوی هم حدود ۱۵ سال است که سرپرستی برنامه‌های پاک‌سازی را برعهده دارم.

در این سال‌ها چندین تن زباله از غارها و دره‌های استان خارج کرده‌ایم. از غار مغان حدود ۲تن زباله جمع شد. از غار کارده حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ کیلوگرم و از غار مزدوران هم حدود ۹۰۰ کیلوگرم زباله خارج کردیم. از دره‌های اطراف هم در چند مرحله حجم قابل توجهی زباله جمع‌آوری شد. شروع کار اما اصلاً ساده نبود.

یک سال برای پاک‌سازی فراخوان دادیم و در نهایت چند نفر بیشتر نیامدند. یادم هست در غار مزدوران حدود پنج نفر بودیم. غار در اختیار ارتش بود و برای ورود باید هماهنگ می کردیم و مجوز می‌گرفتیم. حتی در آنجا برنامه‌های «خشم شب» برگزار می‌شد.

نامه زدیم و توضیح دادیم که می‌خواهیم غار را پاک‌سازی کنیم. در نهایت مجوز گرفتیم که تعداد معدودی وارد شوند. بخش زیادی از زباله‌ای که آنجا وجود داشت، مربوط به پوکه بود. نزدیک هزار پوکه از غار بیرون آوردیم.بعد برای مسئولان توضیح دادیم که اینجا یک محیط معمولی نیست.این برای من مهم‌ترین بخش آن برنامه بود؛ اینکه فقط چند کیسه زباله جمع نکردیم، بلکه تلاش کردیم نگاه مسئولان و مردم به غار تغییر کند.غار مغان نمونه دیگری است. سال‌های اول، از یک برنامه پاک‌سازی چیزی حدود ۷۰۰ یا ۸۰۰ کیلو زباله بیرون می‌آوردیم. یک سال حتی هفت نیسان بار زباله داشتیم. اما امسال وقتی رفتیم، حدود ۱۰ کیلو زباله جمع شد.این برای من اتفاق کوچکی نیست. یعنی ۱۵ سال کار فرهنگی، آموزش، تذکر و پیگیری نتیجه داده است. ما سال‌ها همان‌ جا کلاس و برنامه برگزار کردیم و به مردم گفتیم زباله نریزند. وقتی می‌بینم غاری که روز اول صدها کیلو زباله داشت، امروز تقریباً پاکیزه است، لذت می‌برم. همین برای من حقوق است.

روایت یک کوهنورد و غارنورد خراسانی از سال‌ها فعالیت برای حفاظت از طبیعت و دنیای زیر زمین/ ۱۵ سال تلاش برای نجات غارها

غار فقط یک حفره نیست

یکی از مشکلات ما این است که هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند چرا باید از غارها حفاظت کنند. اگر بخواهم ساده بگویم، غارها قلب زمین هستند. همان‌طور که قلب برای بدن انسان اهمیت دارد، غارها هم در چرخه طبیعی زمین نقش مهمی دارند.

یکی از مهم‌ترین دلایل، آب است. بسیاری از غارها در ساختارهای آهکی و کارستی شکل گرفته‌اند و این لایه‌ها می‌توانند آب را در خود ذخیره کنند. بخشی از منابع و سرچشمه‌های آب با همین ساختارهای طبیعی ارتباط دارند. بنابراین وقتی یک غار تخریب می‌شود، فقط یک فضای زیرزمینی از بین نمی‌رود؛ ممکن است بخشی از یک سیستم طبیعی آب هم آسیب ببیند. غارها از نظر زمین‌شناسی و تاریخی هم اهمیت دارند. بعضی از آن‌ها میلیون‌ها سال قدمت دارند و در طول تاریخ محل حضور انسان بوده‌اند. سنگ‌نگاره‌ها، نوشته‌ها و آثار مختلفی که در برخی غارها وجود دارد، اطلاعاتی درباره گذشته در اختیار ما قرار می‌دهد.

از نظر علمی هم غارها یک آزمایشگاه طبیعی هستند. ما در غار مغان چند مرحله کار علمی انجام دادیم و چهار گونه میکروسکوپی خاص شناسایی شد. چون امکانات لازم برای بررسی در داخل کشور نداشتیم، نمونه‌ها برای بررسی تخصصی‌تر در اختیار یکی از دوستان قرار گرفت و به خارج از کشور ارسال که مشخص شد این گونه‌ها از نظر علمی اهمیت دارند.حتی یک بخش کوچک از ساختار غار می‌تواند اطلاعات زیادی درباره گذشته منطقه به دست بدهد. متخصصان از روی نمونه‌های سنگ و رسوبات می‌توانند درباره شرایط گذشته زمین، جانورانی که در یک منطقه زندگی کرده‌اند و تغییرات محیطی اطلاعات بدست آورند. از طرف دیگر، غارها زیستگاه جانوران خاصی هستند و خفاش یکی از مهم‌ترین آن‌هاست. خفاش در طبیعت نقش مهمی در کنترل آفات دارد. وقتی زیستگاه خفاش را از بین می‌بریم، در واقع بخشی از چرخه طبیعی را مختل می‌کنیم. در نخستین سال‌هایی که غار مغان را پاک‌سازی کردیم، کلونی‌های ۶۰۰-۵۰۰تایی خفاش در آن می‌دیدیم. امروز دیگر آن کلونی‌های بزرگ را نداریم. گردشگری نادرست و رفت‌وآمد بی‌ضابطه یکی از عواملی است که می‌تواند چنین محیطی را تحت تأثیر قرار دهد.غار با محیط بیرون فرق دارد. در طبیعت نور خورشید و جریان هوا به تجزیه مواد کمک می‌کند، اما داخل غار یک محیط ایزوله است. چیزی که وارد غار می‌شود ممکن است مدت زیادی همان ‌جا باقی بماند و روی اکوسیستم اثر بگذارد.برای همین با ورود بی‌ضابطه گروه‌های بزرگ به غار مخالفم. ما برای پاک‌سازی غار مغان نهایتاً حدود ۱۵ نفر را وارد می‌کنیم، در حالی که بعضی تورها صدها نفر را یک جا وارد محیطی می‌کنند که ظرفیتش بسیار محدود است.حتی تنفس انسان و افزایش دی‌اکسیدکربن می‌تواند روی فرایندهای غارزایی اثر داشته باشد؛ چه برسد به سر و صدای زیاد و رفت‌وآمد گسترده. غار یک اکوسیستم بسیار حساس است و نباید با آن مثل یک محیط معمولی برخورد کرد.

برای غارها قانون خواستیم

پس از مدتی فهمیدیم پاک‌سازی به تنهایی جواب نمی‌دهد. اگر امروز غار را تمیز کنیم و فردا دوباره بدون ضابطه صدها نفر وارد آن شوند، همه چیز از اول تکرار می‌شود. بنابراین از همان سال‌ها به‌دنبال تدوین آیین‌نامه و ایجاد ساختار قانونی برای حفاظت از غارها رفتیم. یکی از مطالبات ما تشکیل کارگروه غارشناسی کشور بود تا محیط ‌زیست، میراث فرهنگی، آب منطقه‌ای، نیروی انتظامی، استانداری و متخصصان غار کنار هم قرار بگیرند و درباره این حوزه تصمیم بگیرند.

در خراسان هم از سال‌های ۹۲ و ۹۳ روی آیین‌نامه درجه‌بندی غارها کار کردیم. غارها را به چهار گروه تقسیم کردیم؛ غارهای درجه یک، غارهایی هستند که از نظر علمی و حفاظتی اهمیت بسیار بالایی دارند و اصل بر این است که درِ آن‌ها بسته باشد. غارهای درجه دو هم باید کنترل‌شده باشند. ممکن است برای یک کار علمی، استاد دانشگاه یا متخصص با مجوز وارد شود و در کنار او غارنوردان حرفه‌ای حضور داشته باشند. درجه سه شرایط متفاوتی دارد و می‌توان با مجوز و نظارت، گردشگری کنترل‌شده را در آن‌ها دنبال کرد. حتی می‌توان یک نفر از جامعه محلی را آموزش داد تا مسئول ورود و خروج و راهنمایی گردشگران باشد. این کار هم به حفاظت کمک می‌کند و هم می‌تواند برای منطقه درآمد ایجاد کند. درجه چهار هم غارهایی هستند که از نظر علمی ارزش ویژه‌ای ندارند، اما تشخیص این موضوع کار متخصص است. گاهی ممکن است ما وارد یک غار شویم و تصور کنیم چیز خاصی ندارد، اما یک زمین‌شناس یا آب‌شناس در همان غار چیزی ببیند که ارزش علمی بالایی داشته باشد.برای غار مغان هم با توجه به آسیب‌هایی که در طول سال‌ها دیده، پیشنهاد دادیم قسمت‌هایی که هنوز ارزش علمی، زمین‌شناسی و آبی دارند، بسته بمانند. بارها نامه زدیم و گفتیم اگر قرار است کاری برای حفاظت از غارهای استان انجام شود، مغان می‌تواند نقطه شروع باشد. یکی از دغدغه‌های اصلی من این است که این آیین‌نامه‌ها فقط روی کاغذ نمانند. وقتی برای غار درجه‌بندی انجام داده و گفته‌ایم درِ یک غار باید بسته باشد، باید سازوکار اجرایی هم داشته باشیم. حتی درباره شکل درِ غار هم فکر کرده‌ایم تا ورود و خروج خفاش‌ها دچار مشکل نشود.در این ۱۵ سال، بخش زیادی از وقتم را در همین مسیر گذاشته‌ام؛ از پاک‌سازی و آموزش گرفته تا معرفی غارها و پیگیری‌های اداری. اگر همه فعالیت‌هایی را که در سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی داشته‌ام کنار بگذارم، باز هم حجم کاری که در حوزه غارنوردی انجام داده‌ام، برای خودم بسیار مهم‌تر است.

روایت یک کوهنورد و غارنورد خراسانی از سال‌ها فعالیت برای حفاظت از طبیعت و دنیای زیر زمین/ ۱۵ سال تلاش برای نجات غارها

میراثی برای نسل بعد

پس از مشکلاتی که برای انجمن پیش آمد، با خودمان گفتیم اگر روزی مجوز انجمن را نداشته باشیم، نباید فعالیت غارنوردی متوقف شود. همه ما آموزش دیده بودیم، بنابراین تصمیم گرفتیم باشگاه‌های تخصصی غارنوردی را راه‌اندازی کنیم. در سال ۱۳۹۳ نخستین باشگاه تخصصی غارنوردی خراسان با نام «کاوشگران» را راه‌اندازی کردیم و بعد استان‌های دیگر هم به سمت راه‌اندازی باشگاه رفتند.

سال ۱۳۹۵ مسئولیت کارگروه حفظ محیط کوهستان خراسان را پذیرفتم. همان ابتدا گفتم اگر قرار است مسئولیت داشته باشم، باید اختیار دفاع از محیط ‌زیست را هم داشته باشم. اگر یک کوه یا دیواره در حال تخریب است، نمی‌توانم به خاطر روابط افراد سکوت کنم. در آن هفت سال تلاش کردم ۲۳ شهرستان را وارد کار کنم و آموزش‌های محیط ‌زیستی را در حوزه‌های مختلف پیش ببریم. حتی در سنگ‌نوردی به خودمان هم ایراد گرفتیم که چرا باید بی‌دلیل روی دیواره‌ها رول‌کوبی کنیم. برای حفظ دیواره‌ها ضوابطی تدوین کردیم تا اگر امکان استفاده از ابزارهای کم‌آسیب‌تر وجود دارد، از میخ‌کوبی و ایجاد آسیب غیرضروری جلوگیری شود.

در این سال‌ها از وقت خانواده‌ام هم زدم. بخشی از تجربه‌ها و پیگیری‌های این سال‌ها را هم در قالب کتاب «کوهی که زنده ماند» جمع کردم. هر چند بخشی از این مطالب به دلیل حساسیت‌های منطقه‌ای و مسائل مختلف امکان انتشار پیدا نکرد. خودم مطالب را جمع‌آوری کردم، اما در تمام این سال‌ها دوستان و همکاران زیادی کنارم بودند. اگر کاری انجام شده، حاصل تلاش یک مجموعه است، نه یک نفر.

حالا اگر بخواهم یک آرزو برای آینده داشته باشم، این است که خراسان جایگاهش را در غارشناسی حفظ کند. خراسان در این حوزه سابقه دارد و افراد مهمی از این منطقه در شکل‌گیری دانش و آیین‌نامه‌های غارشناسی نقش داشته‌اند. بیش از ۱۵ گونه جانوری هم از غارهای این منطقه به دنیا معرفی شده است.

دوست دارم این «اولین‌ها» حفظ شود و جوان‌هایی بیایند که این مسیر را ادامه دهند و از آن جلوتر بروند. آرزو دارم خراسان در آینده یکی از قطب‌های مهم غارشناسی در شرق کشور باشد. من از سنگ و دیواره شروع کردم و به اعماق زمین رسیدم، اما امروز مهم‌ترین دغدغه‌ام حفاظت است. اینکه غارها را بشناسیم، ارزششان را بفهمیم، پاکشان کنیم، برایشان ضابطه داشته باشیم و کاری کنیم که نسل بعد هم بتواند این میراث طبیعی را ببیند.

∎​