به گزارش شهرآرانیوز؛ نخستین شبی نبود که پسر از مغازه پدرش در محدوده خیابان پنجتن، به خانه نمیآمد. او شیفت شب مغازه را برعهده داشت و تازه از ساعت۱۰ شب به مغازه میرفت و حدود ساعت۲صبح مغازه باز بود. مغازهدار راهی مغازهاش شد، وقتی به آنجا رسید، دید که کرکره سوپرمارکت پایین است، اما قفلهای آن بسته نشده بود. او با ریموت، کرکره مغازهاش را بالا داد و دید اجناس مغازهاش بههمریخته است و پسرش بیهوش کف مغازه افتاده است. نفس پیرمرد با دیدن پسر جوانش به شماره افتاد و با داد و فریاد از همسایههایش کمک خواست.
با حضور همسایهها مشخص شد پسر جوانِ این مرد بیهوش شده است. مرد پسرش را در آغوش گرفت و با کمک سایر کسبه او را به یک مرکز درمانی در همان محدوده منتقل کرد. ساعتی بعد حال عمومی پسر، درحالیکه کادر درمان علت بیحالیاش را مصرف تعدادی قرص خوابآور تشخیص داده بودند، بهتر شد و او را ترخیص کردند. پدر و پسر به کلانتری پنجتن رفتند و مدعی شدند که بامداد آن روز فردی با بیهوشکردن پسر جوان از مغازه آنها میلیونها تومان کالا دزدیده است. در پی مراجعه و اظهارات این پدر و پسر، سرهنگ احمد داورپناه، رئیس کلانتری پنجتن، شخصا نظارت به این پرونده را برعهده گرفت. او با صدور دستوراتی تخصصی تیمی از مأموران دایره آگاهی این مرکز پلیس را مسئول رسیدگی به این پرونده و انجام تحقیقات میدانی کرد.
در گام نخست رسیدگی به این پرونده، پسر جوان در گفتوگو با مأموران اعلام کرد: مغازه ما یک سوپرمارکت در محلی پرتردد و شلوغ است، برای همین تا ساعت ۲ صبح همیشه باز هستیم و من آخر شبها به مغازه میروم. شب پیش پدرم و شریکش چندینکیسه برنج به مغازه آوردند. پس از خالیکردن برنجها ما همه آنها را در گوشهای چیدیم تا صبح زود آنها را به انبار ببریم. آنها که رفتند، من یک قوطی آبمیوه برداشتم و میخواستم از آن بنوشم که زنی جوان که با لجهه اتباع خارجی حرف میزد، وارد مغازه شد. زن جوان در مغازه ما دوری زد و بعد از من خواست یک بسته دستمال کاغذی برایش بیاورم. من به انتهای مغازه رفتم و دستمال را برایش آوردم. او دستمال را که گرفت، گفت وسایل دیگری هم میخواهد بخرد و اگر اشکالی ندارد کمی اینجا منتظر بماند تا پدرش بیاید دنبالش. من هم قبول کردم. آخرین چیزی که به یاد دارم این است که آبمیوه را خوردم و دیگر چیزی بهخاطر ندارم. وقتی به هوش آمدم، فهمیدم در مرکز درمانی هستم و گوشی همراهم نیز دزدیده شده است.
دوربینهایی که خاموش و روشن میشدند
پس از ثبت اظهارات این پسر جوان، تیم تحقیق به مغازه آنها رفتند. مأموران متوجه شدند که دوربین داخل مغازه بعد از بیهوشی پسر جوان خاموش شده است، اما بیرون از مغازه دو دستگاه دوربین مداربسته دیگر نصب بود که برق آنها از یک ساختمان مسکونی تأمین میشد.
مأموران ابتدا در بازبینی دوربینهای داخل مغازه تا پیش از خاموشی، میبینند که زنی جوان وارد مغازه شده است. این زن ابتدا در مغازه گشتی میزند و از پسر میخواهد یک بسته دستمال برایش بیاورد. همزمان با دورشدن پسر، زن پودری سفید را در قوطی آبمیوه میریزد و بطری را خیلیسریع تکان میدهد. زن جوان پس از آمدن پسر جوان دوباره به انتهای مغازه میرود و منتظر میماند تا پسر آبمیوهاش را بنوشد. زن پس از نوشیدن آبمیوه جلو میآید. او با پسر جوان مشغول گفتوگو میشود تا اینکه پسر پس از گذشت چنددقیقه بیهوش میشود و روی زمین میافتد.
طبق تصاویری که دوربینهای داخل مغازه ضبط کرده بودند، زن جوان در اولین اقدام برای قطعکردن دوربینها، برق مغازه را قطع میکند. ساعت۳ بامداد زن جوان دوباره برق را وصل میکند. دوربینهای بیرون مغازه نشان داد که زن درحالیکه گوشی همراهش را روی ویترین مغازه گذاشته است، کیسههای برنج، قوطیهای روغن و اجناس زیادی را به خودرویی در بیرون مغازه منتقل میکند و از آنجا میرود. یکساعتو۳۵دقیقه بعد همان زن یکبار دیگر با خودروی دیگری به محل این مغازه بازمیگردد. درحالی که راننده داخل خودرو منتظر میماند، زن جوان با بالادادن کرکره وارد مغازه میشود. او در ابتدا گوشی همراهش را که روی ویترین جا گذاشته بود، برمیدارد؛ بعد از آن هم اجناس دیگری را از مغازه به داخل خودرو میبرد و بلافاصله محل را ترک میکند.
شناسایی راننده
با ردپای به جامانده از متهم، تیم تحقیق در گام نخست، رانندهای را که متهم را به مغازه آورده بود، به کلانتری فراخواند. این فرد در اظهاراتش بیان کرد که راننده تاکسی اینترنتی است. پس از حضور راننده، او با ارائه مستنداتی نشان داد که راننده تاکسی اینترنتی است و متهم با گوشی همراه فروشنده درخواست سفر کرده بود. راننده در ادامه تعریف کرد: وقتی این زن جوان را دیدم، او به من گفت که باید برای برادشتن وسایلی به مغازهاش برود. وقتی به مغازه رسیدیم، دیدم این زن با ریموت در مغازه را بالا داد و کلید را در اختیار داشت. با دیدن این صحنه اصلا شک نکردم. در ادامه راننده، مأموران را به محلی راهنمایی کرد که زن جوان را در آن پیاده کرده بود. تیم تحقیق با انجام تحقیقات محلی، توانست محل اختفای زن را ردزنی کند.
اعتراف به جرم
تیم تحقیق پس از گذشت چند ساعت سرانجام متهم را شناسایی و در یک عملیات ضربتی دستگیر کردند. متهم که اسمش ملاله و از اتباع خارجی بود در بازجویی اولیه گفت: من برای دزدی از این مغازه رفته بودم. وقتی دیدم فروشنده دارد آبمیوه مینوشد، او را به عقب فروشگاه کشاندم و دو قرص خوابآور را که پیشتر پودر کرده بودم، در داخل بطری او ریختم. او بعد از چنددقیقه بیهوش شد. دفعه اول گوشی فروشنده و مقداری اقلام گرانقیمت برداشتم. وقتی دیدم راننده تاکسی اینترنتی به من مشکوک شده است، در آخرین لحظه دستهکلید و ریموت مغازه را نیز برداشتم، برق را وصل کردم و در را بستم.
فروش اجناس دزدی به مغازه دیگر
متهم در پاسخ به اینکه چرا دوباره برگشته است، مدعی شد: پانزده دقیقه پس از اینکه به مخفیگاهم رسیدم، متوجه جاماندن گوشی همراهم در مغازه شدم. اگر گوشی پیدا میشد، من بهراحتی دستگیر میشدم؛ برای همین با تاکسی اینترنتی به آنجا برگشتم. وقتی رسیدیم، گوشی همراهم را برداشتم، اما با خودم گفتم تا اینجا که آمدهام، اقلام بیشتری ببرم. به راننده گفتم که باید مقداری مواد غذایی از مغازه به خانهام ببرم؛ لطفا کمی صبر کنید. من شروع به برداشتن مواد غذایی از جمله نوشیدنی انرژیزا، چای، شکلات، شامپو و دیگر اقلام گران قیمت کردم. بعد همه اقلام را به مخفیگاهم بردم. صبح زود من به یک واحد تجاری در محل خودمان رفتم و بیشتر اقلامی را که برداشته بودم، یکدهم قیمت به او فروختم.
با تکمیل پرونده این سرقت، متهم به همراه پروندهاش به مقام قضایی معرفی شد تا به جرم او رسیدگی شود.