به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز، کتاب «چند داستان کوتاه» به قلم مصطفی راحمی دربرگیرنده ۹ داستان است.
پسران کی بانو، مثلث آبی...، با کلیه وسایل، استوار هیچکس، مهر آباد، یک جشن شبانه، سرباز دل، هیچ کس و با یک فنجان قهوه در سر راه اتفاق نام داستانهای این کتاب است.
در یکی از داستان های این کتاب میخوانیم: کافه ادری هیپورن همان سمت راست نرسیده به مسجد است. اصلا امکان ندارد کافه باز نباشد همان طور که امکان ندارد خورشید یادش رفته باشد طلوع کند... اصلا جمشید همانجا میخوابد داخل خودِ کافه تا بیدار میشود قفل در چوبی سبزرنگ را باز میکند حتی وقتی برای دستشویی میرود داخل مسجد در را نمیبندد.

وقتی وارد کافه میشوی جمشید را نمیبینی نگاهت فقط به عکس های آدری هیپورن است که به در و دیوار چسبیده شده. ادری هیپورن با چوب سیگار بلند و موهای کوتاه در «صبحانه در تیفانی»؛ ادری هیپورن نشسته زیر درخت کنار رودخانه با موهایی که از دو طرف با روبان قرمز بسته شده در فیلم «عشق در بعد از ظهر»؛ آدری هیپورن با لباسی اشرافی که تا روی کفش پایین آمده و گردنبند گران قیمتی که به پهنای یک کف دست گردن بلندش را چسبیده است در فیلم «بانوی زیبای من». روی تمام دیوارها چشمان شوخ و خندان ادری هیپورن به تو نگاه میکند گاهی به نظرم میآید که یکی از عکسها به من چشمک زده است. چشمکی پیدا و ناپیدا به همراه همان لبخندی که ردیف دندان های صدفیاش را نمایان میکند.
پیشتر کتاب «رفته بودم هیزم بیاورم» از مصطفی راحمی در نشر عینک به چاپ رسیده است.
به گزارش ایبنا؛ کتاب چند داستان کوتاه تابستان ۱۴۰۵ در ۵۰۰ نسخه به بهای ۴۰۰ هزار تومان راهی بازار نشر شد.