شناسهٔ خبر: 79928583 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

پشت میله‌های ناتوانی مالی؛ روایت ۲۰ هزار زندانی بی‌جرم و جنایت

جغرافیای بدهی

زندان در تصور عمومی، جایگاهی برای نگهداری مجرمان خطرناک، قانون‌شکنان خشن و کسانی است که نظم و امنیت جامعه را به مخاطره انداخته‌اند. زندان در تصور عمومی، جایگاهی برای نگهداری مجرمان خطرناک، قانون‌شکنان خشن و کسانی است که نظم و امنیت جامعه را به مخاطره انداخته‌اند.

صاحب‌خبر -

با این حال، ورای دیوار‌های بلند و راهرو‌های خاکستری ندامتگاه‌های سراسر کشور، آمار‌های رسمی تصویر تلخ و واقع‌بینانه‌تری از یک بحران اجتماعی و ساختاری را بازگو می‌کند. گزارش‌های اخیر قضایی حاکی از آن است که در حال حاضر بالغ بر ۲۰ هزار و ۶۴۰ نفر به‌دلیل ناتوانی در پرداخت دیون مالی در حبس به سر می‌برند؛ جمعیتی چشمگیر که بیش از آن‌که حاصل انحراف رفتاری باشد، ثمره تکانه‌های اقتصادی، تورم افسارگسیخته و چالش‌های حقوقی نهاد خانواده است. 
 جغرافیای آماری بحران بدهی
بررسی ساختار جمعیتی این زندانیان نشان می‌دهد که سهم عمده این پرونده‌ها به تعهدات پرداخت‌نشده و ورشکستگی‌های خرد و کلان بازمی‌گردد. از میان مجموع ۲۰ هزار و ۶۴۰ بدهکار دربند، ۱۶ هزار و ۴۲۸ نفر را محکومان مالی غیرکلاهبرداری تشکیل می‌دهند؛ کسبه ورشکسته، بدهکاران چک و ضامنان معامله‌های نافرجامی که نوسانات بازار، سرمایه و اعتبارشان را یک‌شبه بر باد داده است. این افراد در شرایطی پشت میله‌ها قرار گرفته‌اند که حبس آنها نه تنها کمکی به جبران خسارت طلبکاران نمی‌کند، بلکه عملا توان کار، بازتولید ثروت و بازپرداخت دیون را از آنها سلب می‌کند. 
از سوی دیگر، آمار ۴۰۴۳ نفری زندانیان مهریه و نفقه، گواهی روشن بر استمرار بحرانی است که سال‌هاست کارشناسان حقوقی و جامعه‌شناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. در این میان، ۱۶۹ نفر نیز به دلیل عدم توانایی در پرداخت 
دیه ناشی از حوادث کارگاهی دوران محکومیت خود را سپری می‌کنند؛ افرادی که عمدتا به دلیل نقص ایمنی محیط کار یا ناتوانی در تهیه بیمه‌نامه‌های کامل، ناخواسته در گرداب بدهی‌های سنگین گرفتار شده‌اند. 
 سکه بی‌ثباتی بر مدار زندگی مشترک
شاید ملموس‌ترین و در عین حال دردناک‌ترین بخش این آمار، وضعیت ۴۰۴۳ بدهکار مهریه و نفقه باشد. در جامعه‌ای که تعیین مهریه با معیار‌های سنتی و متکی بر «سکه تمام‌بهار آزادی» پیوند خورده، هر جهش ناگهانی در بازار طلا و ارز مستقیما به بسته‌شدن دستبند بر دست صد‌ها بدهکار بدل می‌شود. جوان یا مردی که چند سال پیش تعهد پرداخت تعدادی سکه را بر‌عهده گرفته بود، امروز در برابر ارقامی قرار می‌گیرد که با درآمد‌های جاری و حتی پس‌انداز سال‌های متمادی وی همخوانی ندارد. 
تلاش‌های قانونی در سال‌های گذشته برای تعدیل اقساط مهریه و جلوگیری از حبس‌های بی‌رویه با ابلاغیه‌های گوناگون قضایی همراه بوده است؛ با این حال، بروکراسی طولانی‌مدت اثبات اعسار (ناتوانی مالی)، هزینه‌های کارشناسی و ناتوانی بسیاری از جوانان در برآوردن پیش‌قسط‌های تعیین‌شده توسط دادگاه‌ها، همچنان مسیر زندان را برای این گروه باز نگه داشته است. 
پرونده‌هایی از این دست نه تنها بنیان یک خانواده را پیش از این از بین برده، بلکه با حبس یکی از طرفین، زمینه بازپروری اجتماعی و پرداخت مستمر دین را نیز به بن‌بست کشانده است. 
 ایمنی کارگاهی از غفلت فنی تا تاوان حبس
محکومان حوادث کارگاهی، هرچند از حیث عددی با ۱۶۹ نفر بخش کوچک‌تری از این جامعه آماری را در بر می‌گیرند، اما پرونده‌های آنان گویای خلأ‌های جدی در استاندارد‌های کارگری و صنعت بیمه است. بسیاری از این افراد، کارفرمایان خرد، پیمانکاران ساختمانی جزء یا استادکارانی هستند که در اثر یک غفلت انسانی یا سانحه‌ای غیرمترقبه، با حکم دیه نفس یا نقص عضو روبه‌رو شده‌اند. 
نبود سازوکار‌های نظارتی دقیق و اجباری برای پوشش‌های بیمه‌ای کامل در بنگاه‌های اقتصادی خرد، در کنار افزایش مداوم نرخ دیه مصوب سالانه، سبب می‌شود که بروز یک حادثه تلخ در یک کارگاه به فروپاشی کامل زندگی اقتصادی کارفرما و در نهایت حبس او منتهی شود. در این فرآیند، نه خانواده آسیب‌دیده با سرعت به حق خود و هزینه‌های درمان می‌رسد و نه‌فرد مقصر توانایی احیای کارگاه و جبران مافات را پیدا می‌کند. 
 چرخه معیوب حبس بدهکاران
تحلیل کارشناسان اقتصادی و جرم‌شناسان بر یک نکته محوری متمرکز است: «زندان، محل تسویه‌حساب مالی نیست». وقتی فردی به‌دلیل ناتوانی مالی روانه بند می‌شود، خانواده او با از دست دادن نان‌آور اصلی در معرض انواع آسیب‌ها، فقر شدید و بحران‌های روانی قرار می‌گیرند. همزمان بار مالی سنگینی شامل هزینه‌های نگهداری، بهداشت و تغذیه زندانیان بر دوش بودجه عمومی کشور و سازمان زندان‌ها تحمیل می‌شود. 
گرچه نهاد‌های مردمی، ستاد دیه و خیرین در طول سال‌ها با برگزاری جشن‌های گلریزان گره از کار هزاران زندانی گشوده‌اند، اما این قبیل اقدامات تنها نقش مسکن موقت را ایفا می‌کنند. تا زمانی که ریشه‌های اقتصادی این پدیده از جمله تورم ساختاری، تزلزل بازار‌ها و ناکارآمدی سازوکار‌های اعتبارسنجی اصلاح نشود، ورودی محکومان مالی به زندان‌ها متوقف نخواهد شد. 
برای خروج از این بحران، اصلاح قوانین مربوط 
به چک و ضمانت، توسعه بیمه‌های مسئولیت مدنی اجباری برای تمامی کارگاه‌ها و مشاغل خرد، بازنگری جدی در شیوه رسیدگی به ادعای اعسار و از همه مهم‌تر، بازتعریف سازوکار‌های قانونی مهریه ضروری به نظر می‌رسد. جامعه نیازمند جایگزین‌هایی است که به بدهکار فرصت بازپرداخت بدهی از طریق اشتغال و مراقبت الکترونیک را بدهد؛ چرا که تداوم حضور بیش از ۲۰ هزار نفر در حبس تنها به دلیل بی‌پولی، نتیجه‌ای جز تعمیق فقر و استمرار ناامیدی برای طلبکار و بدهکار به همراه ندارد.

∎​