گاهی درد اصلی، نرسیدن به خواسته نیست؛ این است که آدم احساس میکند صدایش به جایی نرسیده. برای درمان یک بیماری، برای برگشتن یک رابطه، پیدا کردن کار، نجات از بدهی یا آرامشدن خانه، شبهای زیادی گفتی «خدایا»، اما اتفاقی که منتظرش بودی نیفتاد. آنوقت است که این سوال گریبان ذهنت را میگیرد: اگر خدا نزدیک است پس چرا خواستهام را برآورده نکرد؟
قرآن کریم وعده میدهد: «و چون بندگانم درباره من از تو بپرسند، بگو من نزدیکم؛ دعای دعاکننده را هنگامی که مرا بخواند اجابت میکنم» (بقره، ۱۸۶). و باز: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم» (غافر، ۶۰). این آیات مطلق به نظر میرسند. پس چرا بسیاری از دعاها به ظاهر بیپاسخ میمانند؟
پاسخ را باید در لایههای عمیقتری جست.
روایات معتبر شیعه، به ویژه از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، این معما را با صراحت میگشایند. مردی نزد حضرت آمد و گفت: خداوند فرموده دعا کنید تا اجابت کنم، اما ما دعا میکنیم و اجابت نمیشود. امام فرمود: دلهای شما در هشت چیز خیانت کرده است:
«خدا را شناختید اما حق او را ادا نکردید؛ به پیامبر ایمان آوردید اما با سنت او مخالفت کردید؛ قرآن را خواندید اما به آن عمل نکردید؛ از عذاب میترسید اما به سوی آن میروید؛ به بهشت رغبت دارید اما از آن دور میشوید؛ نعمتهای خدا را میخورید اما شکر نمیگزارید؛ دشمن شیطان هستید اما عملاً با او دوستی میکنید؛ عیب دیگران را میبینید اما عیب خود را فراموش میکنید. با این حال چگونه انتظار اجابت دارید؟ تقوا پیشه کنید، اعمالتان را اصلاح کنید و امر به معروف و نهی از منکر نمایید تا دعاهایتان مستجاب شود.»
این روایت، که در منابعی چون سفینة البحار آمده، وعده الهی را مشروط میداند؛ نه مطلق. گناهان، بهویژه حرامخواری، تأخیر نماز، سوءظن به مؤمنان، نفاق و ترک صدقه، از موانع اصلی هستند که امام سجاد علیهالسلام نیز بر آنها تأکید کردهاند. امام باقر علیهالسلام گناه را مهمترین عامل محرومیت از استجابت معرفی میکند.
اما همه چیز به گناه ختم نمیشود. گاهی دعا مستجاب میشود، اما نه به شکلی که ما میخواهیم. امام رضا علیهالسلام فرمودهاند: خداوند اجابت دعای مؤمن را به تأخیر میاندازد چون دوست دارد صدای بندهاش را بیشتر بشنود؛ اما دعای منافق را زود اجابت میکند تا صدایش را نشنود. گاهی نیز آنچه میخواهیم، به مصلحت ما نیست. قرآن میفرماید: «چه بسا چیزی را دوست دارید و برای شما بد است، و چه بسا چیزی را ناخوش میدارید و برای شما خوب است؛ و خدا میداند و شما نمیدانید» (بقره، ۲۱۶).
حکمت الهی، کرم را نقض نمیکند؛ امیرالمؤمنین میفرماید خداوند حکمت خویش را نقض نمیکند، از این رو هر دعایی را مستجاب نمیسازد.
گاهی پاسخ، دفع بلایی است که نمیدانیم، یا ذخیره ثوابی در آخرت. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند: هر مسلمانی که چیزی غیر از گناه یا قطع رحم بخواهد، یکی از سه چیز نصیبش میشود: حاجتش برآورده میشود، یا برای آخرتش ذخیره میگردد، یا بلایی معادل آن از او دفع میشود.
حال برگردیم به سؤال اصلی: چطور با این احساس شنیدهنشدن صادقانه مواجه شویم؟
نخست، بپذیریم که خدا همیشه میشنود. آیه بقره ۱۸۶ تأکید میکند که او نزدیک است. احساس سکوت، اغلب از غفلت قلب ماست، نه از دوری او. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: خدا را در حالی بخوانید که یقین به اجابت دارید؛ و بدانید که خداوند دعایی از قلب غافل را نمیپذیرد.
دوم، خود را بازبینی کنیم. آیا هنگام دعا، زبان و قلبمان همسوست؟ به گفتۀ علامه طباطبایی، دو گونه دعا هست که به هدف اجابت نمیرسد:
اول: «زمانی که دعا، واقعی نیست، و امر بر دعاکننده مشتبه شده، مثل کسی که اطلاع ندارد خواستهاش نشدنی است، و از روی جهل همان را درخواست میکند، یا کسی که حقیقت امر را نمیداند، و اگر بداند هرگز آنچه را میخواست درخواست نمیکرد، مثلاً اگر میدانست که فلان مریض مردنی است و درخواست شفای او درخواست مرده زنده شدن است هرگز درخواست شفا نمیکند...یا اگر میدانست که بهبودی فرزندش چه خطرهائی برای او در پی دارد دعا نمیکرد، حالا هم که از جهل به حقیقت حال دعا کرده مستجاب نمیشود.
دوم: دعا، دعای واقعی هست، لیکن در دعا خدا را نمیخواند، به این معنا که به زبان از خدا مسئلت میکند، ولی در دل همه امیدش به اسباب عادی یا امور وهمی است، اموری که توهم کرده در زندگی او مؤثرند. پس در چنین دعائی شرط دوم (اذا دَعانِ، در صورتی که مرا بخواند) وجود ندارد، چون دعای خالص برای خدای سبحان نیست، و در حقیقت خدا را نخوانده چون آن خدائی دعا را مستجاب میکند که شریک ندارد، و خدائی که کارها را با شرکت اسباب و اوهام انجام میدهد، او خدای پاسخگوی دعا نیست» (ترجمه تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۴۷)
سوم، صبر را تمرین کنیم. دعا عبادت است، نه معامله. اصرار در دعا پسندیده است، اما عجله و ناامیدی در را میبندد. امام صادق علیهالسلام هشدار میدهد که مؤمن تا وقتی از رحمت خدا امیدوار است، در خیر قرار دارد؛ اما شتابزدگی ممکن است او را به نومیدی و ترک دعا بکشاند. وقتی از حضرت پرسیدند شتاب در دعا چیست، فرمود: اینکه شخص بگوید: «مدتی است دعا کردهام، ولی اجابتی نمیبینم.» (الکافی، ج ۲، ص۴۹۰، حدیث ۸ )
نکته درخور تامل در این روایت این است که انسان حق ندارد از طولانیشدن انتظار خسته شود. مسئله، تبدیل «من هنوز نتیجه را نمیبینم» به «پس خدا مرا نشنیده است» است. جمله اول گزارش تجربه ماست؛ جمله دوم داوری قطعی درباره خدا.
قرآن نمونه جالبی دارد: پس از دعای موسی و هارون، خدا میفرماید: «قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا فَاسْتَقِیمَا» «دعای شما دو نفر پذیرفته شد؛ پس استقامت کنید.» (یونس: ۸۹)
بعد از اعلام اجابت، فرمان استقامت میآید. یعنی میان پذیرفتهشدن دعا و دیدهشدن نتیجه میتواند فاصله باشد. در این فاصله، کار انسان فقط نشستن نیست؛ باید استقامت کند، تصمیم درست بگیرد و مسیرش را ادامه دهد.
چهارم، دعای خود را اصلاح کنیم: با حمد و ثنا آغاز کنیم، صلوات بر محمد و آل محمد بفرستیم، به گناهان اعتراف کنیم، و با حضور قلب و یقین بخوانیم. توسل به اهل بیت علیهمالسلام، بهویژه در شرایط سخت، راه را هموار میکند.
و در نهایت، بپذیریم که گاهی «نشدن» همان اجابت است. دعا، بیش از برآوردن حاجت، رابطه است. رابطهای که در آن بنده میآموزد تسلیم باشد، نه دیکتهکننده. احساس شنیدهنشدن، اگر صادقانه با آن روبرو شویم، میتواند به عمیقترین معرفت منجر شود: اینکه خدا ما را میشنود، حتی وقتی ما صدای او را نمیشنویم.