سرویس بین الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: اعلام فهرست شش رمان نهایی بوکر بار دیگر پرسشهای بیپاسخ اهالی کتاب را زنده کرد: آیا سلیقه ناشران بزرگ دست بالا را دارد؟ چرا صدای شخصیتهای زن خاموش مانده است؟ و حضور سلبریتیها در جایگاه داور چقدر وزن ادبی رقابت را تغییر میدهد؟ دبیران کتاب گاردین در پاسخ به پرسشهای تند و صریح مخاطبان، پرده از سازوکار پیچیده و پشتپرده این رویداد مهم ادبی برداشتند.
آیا بوکر حیاطخلوت ناشران بزرگ است؟
یکی از دغدغههای جدی اهالی نشر، سنگینی ترازوی رقابت به سود غولهای تجاری کتاب است. رسیدن به فهرست نهایی هزینههای سرسامآوری روی دست ناشران مستقل میگذارد؛ درست مانند اتفاقی که در سال ۲۰۱۹ برای نشر کوچک «گالی بگر» با رمان اردکها، نیوبوریپورت (Ducks, Newburyport) لوسی المن رخ داد و آن را به ورطه بحران مالی کشاند. سیستم گزینش بوکر ناگزیر به موفقیتهای پیشین پاداش میدهد؛ یعنی ناشرانی که سابقه راهیابی به فهرست اولیه را دارند، سهمیه ارسال آثار بیشتری دریافت میکنند. با این همه، سازوکار «فهرست فراخواندهشدهها» همچنان برقرار است و هر ناشر کوچک دستکم این بخت را دارد که اثر پیشنهادیاش توسط پنج داور حرفهای بررسی شود.
بوکتاک و شبکههای اجتماعی؛ رقیب یا همراه ادبیات جدی؟
امروزه پادکستهای چهرههایی چون دوآ لیپا و ویدیوهای مروجان کتاب در شبکههای اجتماعی نظیر جک ادواردز و اریک کارل اندرسون، تحولی شگفت در بازخوانی آثار آفریدهاند؛ تا جایی که حتی رمانی فراموششده چون شبهای روشن (White Nights) فئودور داستایفسکی به فروشهای میلیونی میرسد. اما جایزه بوکر در میان این هیاهو جایگاهی بیبدیل دارد. بوکر به جای نگاه فردی یک بلاگر، بر ارزیابی متمرکز هیئتی کارشناس از میان صدها عنوان کتاب تکیه دارد و همچنان اصلیترین راهنمای کتابخوانها برای انتخاب آثار داستانی معاصر است.
چرا شخصیتهای زن در فهرست نهایی ناپدید شدهاند؟
یکی از تندترین انتقادها به فهرست امسال، تمرکز بیش از حد بر تم «مردان در بحران» و نبود شخصیتهای اصلی زن است. در میان نامزدها تنها مارنی در رمان پایان همهچیز (The End of Everything) نقشی زنانه را در محوریت دارد و شخصیت راوی در رمان شاید بتوانیم پادشاه را سیر کنیم (May We Feed the King) اساساً بدون جنسیت مشخص روایت میشود. جالب آنکه جرویس کوکر، از داوران امسال، پیشتر اذعان کرده بود رمانهای ارسالی نویسندگان زن کیفیتی بهمراتب بالاتر از مردان داشتهاند. حضور نویسندگانی چون مارلون جیمز و داگلاس استوارت نشان میدهد با وجود غلبه دیدگاههای مردانه، مضامینی چون اضطراب آینده، هویت و سرکوب تاریخی در لایههای کتابها تنیده شده است؛ ضمن اینکه نویسندهای چون الیزابت استرات از زاویه دید یک مرد و ام. جان هریسون از نگاه یک زن نوشتهاند.

معمای انتخاب داوران؛ سلبریتیها برای چه میآیند؟
ترکیب هیئت داوران همواره فرایندی مبهم میان سبکسنگین کردن چهرهها و دعوت مستقیم بوده است. حضور جرویس کوکر، ترانهسرا و نوازنده، یا سارا جسیکا پارکر در دورههای قبل، بخشی از جذابیت رسانهای برای جلب نگاه عموم به کتاب است. با این حال، حضور چهرههایی با روایتگری قوی و کتابخانههای غنی، به جریان بحثها طراوت میبخشد؛ سنتی که از زمان حضور جوانا لاملی در ۱۹۸۵ آغاز شد.
سودای شاعران در جهان رمان
راهیابی دو شاعر-رماننویس، یعنی لوک کنارد با رمان ابزورد و طنزآمیز کیف سیاه (Black Bag) و ربکا پری به فهرست نهایی، همزمان با حضور دو شاعر نامآور (پاتریشیا لاکوود و ریموند آنتروبوس) در میان داوران، بحث پیوند شعر و نثر را داغ کرده است. اگرچه باریکبینی زبانی، ایجاز و درک ریتم در شعر مزیتی چشمگیر برای نویسنده به شمار میآید، اما حفظ این شکوه زبانی در چندصد صفحه آزمونی دشوار است که عبور موفقیتآمیز از آن مستقیماً اثر را راهی بوکر میکند.
فهرستی سنتی یا تجربهگرا؟
در حالی که مخاطبان با حذف عناوینی چون زندهشکافان (The Vivisectors)، هلنِ ناکجا (Helen of Nowhere)، سوئیتزی (Switzy) اثر اما کلاین و سایه ابژه (Shadow of the Object)، فهرست نهایی را محافظهکارانه میدانند، سردبیران ادبی بر این باورند که بخش عمدهای از فهرست همچنان ساختارشکن است. خلاصهسازی رمانها در قالب عبارات دمدستی نظیر «مردانگی سمی» یا «فقدان» همیشه حق مطلب را ادا نمیکند و ارزش ادبی واقعی تنها در خوانش تماموکمال اثر نمود مییابد.
چگونه ۱۶۳ رمان در شش ماه خوانده میشود؟
داوری بوکر شبیه به یک ماراتن طاقتفرساست؛ مطالعه روزانه نزدیک به یک رمان در طول ۱۸۰ روز، آن هم در کنار تعهدات خانوادگی و شغلی. ارزیابی دقیق، بازخوانیهای چندباره و بررسی همهجانبه کتابها سبب میشود این ماراتن پنجنفره به پنجرهای بینظیر برای تماشای کل صحنه نشر سال بدل شود. داوران سالهای اخیر از گزینش آثاری چون رمان موجز مداری (Orbital) و اثر متعهد گوشت (Flesh) یا سرزمین در زمستان (The Land in Winter) اندرو میلر با قدرت دفاع میکنند.
آیا هنر نیازمند رتبهبندی و برنده واحد است؟
مقایسه کیفی شاهکارهای ادبی اساساً امری ذهنی است و نمیتوان به سادگی خطکشی کرد که آیا اثری مثل دندانهای سفید (White Teeth) برتر از وداع با اسلحه (A Farewell to Arms) است یا خیر. با این وجود، معرفی یک برنده نهایی نبض بازار کتاب را به تپش میاندازد و توجه میلیونها نفر را به ادبیات فاخر جلب میکند. تجربه ناکام سال ۲۰۱۹ در تقسیم مشترک جایزه میان برناردین اواریستو و مارگارت اتوود نشان داد که شکستن این قاعده، تنها از شکوه و درخشش دستاورد هر دو نویسنده میکاهد.
منبع: گاردین