شناسهٔ خبر: 79925097 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

چرا هنوز مولانا می‌خوانیم؟

پژوهشگر و مدرس ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه مولانا در ادبیات فارسی گفت: مولانا تنها شاعری بزرگ در تاریخ ادبیات ایران نیست، بلکه اندیشمندی است که در آثار خود از عشق، انسان، حقیقت، رهایی و مسیر رسیدن به کمال سخن گفته و همین نگاه عمیق، شعر او را پس از قرن‌ها همچنان زنده و اثرگذار نگه داشته است.

صاحب‌خبر -

مینا همتی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا درباره جایگاه مولانا در ادبیات فارسی اظهار کرد: وقتی از مولانا سخن می‌گوییم، نمی‌توان او را تنها در جایگاه یک شاعر قرار داد. مولانا شاعری است که شعر را به ابزاری برای بیان عمیق‌ترین پرسش‌های انسان درباره زندگی، عشق، خدا، حقیقت و معنای بودن تبدیل کرده است.

وی افزود: مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در سال ۱۲۰۷ میلادی در بلخ متولد شد و بخش مهمی از زندگی خود را در قونیه گذراند. آثار او، به‌ویژه مثنوی معنوی و دیوان شمس از مهم‌ترین آثار ادبی و عرفانی زبان فارسی به شمار می‌روند.

این پژوهشگر ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه مثنوی در آثار مولانا تصریح کرد: مثنوی فقط مجموعه‌ای از شعرهای عرفانی نیست؛ مولانا در این اثر از داستان، تمثیل، گفت‌وگو و حکایت استفاده می‌کند تا مخاطب را با مفاهیمی مانند عشق، خودشناسی، اخلاق و رابطه انسان با حقیقت روبه‌رو کند. همین شیوه روایت موجب شده است که مثنوی برای مخاطبان مختلف، در دوره‌های متفاوت، قابل خواندن و تفسیر باشد.

همتی ادامه داد: یکی از ویژگی‌های مهم شعر مولانا، عشق است؛ اما عشق در جهان مولانا تنها یک احساس انسانی نیست، بلکه مفهومی گسترده‌تر دارد و با حرکت انسان از ظاهر به باطن و جست‌وجوی حقیقت پیوند می‌خورد. به همین دلیل، بسیاری از اشعار او حتی زمانی که با زبان عشق زمینی سخن می‌گویند، لایه‌های عمیق عرفانی و معنوی دارند.

وی درباره تأثیر شمس تبریزی بر زندگی و شعر مولانا گفت: دیدار مولانا با شمس یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی او بود و پس از این دیدار، مسیر فکری و شعری مولانا دستخوش تحول عمیقی شد. شمس برای مولانا تنها یک استاد یا دوست نبود، بلکه حضوری تأثیرگذار بود که نگاه او به عشق، انسان و حقیقت را دگرگون کرد. منابع تاریخی نیز سال ۱۲۴۴ میلادی را زمان دیدار این دو شخصیت می‌دانند.

این مدرس ادبیات فارسی افزود: در دیوان شمس، شور و هیجان این رابطه را می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد. مولانا در بسیاری از غزل‌های خود از شمس سخن می‌گوید و نام او به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تحول روحی و ادبی مولانا تبدیل شده است.

همتی با بیان اینکه زبان مولانا در عین سادگی، بسیار عمیق است، گفت: یکی از دلایل ماندگاری مولانا این است که برای بیان مفاهیم پیچیده، از داستان‌ها و موقعیت‌های آشنا استفاده می‌کند. مخاطب ممکن است در ظاهر با یک حکایت ساده روبه‌رو باشد، اما در لایه‌های زیرین آن پرسشی جدی درباره انسان و زندگی مطرح شده است.

وی خاطرنشان کرد: مولانا درباره انسان نیز نگاه ویژه‌ای دارد. در آثار او انسان موجودی ایستا نیست، بلکه همواره در مسیر شدن، شناختن و یافتن حقیقت قرار دارد. از این منظر، بسیاری از اشعار مولانا را می‌توان دعوتی به شناخت خویشتن و عبور از محدودیت‌های درونی دانست.

این پژوهشگر ادبیات فارسی درباره ماندگاری مولانا در جهان امروز گفت: شاید مهم‌ترین دلیل ماندگاری مولانا این باشد که دغدغه‌های او هنوز دغدغه‌های انسان امروز است؛ انسان امروز نیز با پرسش‌هایی درباره عشق، تنهایی، مرگ، معنای زندگی، رابطه با دیگری و یافتن آرامش روبه‌رو است و به همین دلیل می‌تواند با شعر مولانا ارتباط برقرار کند.

همتی ادامه داد: مولانا از شاعری متعلق به قرن هفتم هجری فراتر رفته و به بخشی از میراث مشترک ادبی و فرهنگی جهان تبدیل شده است. آثار او در کشورهای مختلف ترجمه و خوانده شده و این استقبال نشان می‌دهد که مفاهیمی همچون عشق، انسان‌دوستی و جست‌وجوی حقیقت، محدود به یک زمان و جغرافیا نیستند.

وی خاطرنشان کرد: برای شناخت مولانا نباید تنها چند غزل یا بیت مشهور او را خواند؛ باید به جهان فکری او وارد شد و مثنوی، غزلیات و دیگر آثارش را در کنار یکدیگر دید. مولانا شاعری است که هر بار خواندن او می‌تواند دریچه‌ای تازه به سوی بخشی از جهان انسان و معنای زندگی باز کند.

∎​