شناسهٔ خبر: 79922223 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

پاسد اشت ۷ مهر، روز آتش‌نشانی و ایمنی

آنها که آتش را فرو می‌نشانند

اولین واحد آتش‎نشانی ایران در سال ۱۲۲۱ شمسی در شهر تبریز که آن زمان به دلیل حضور ولیعهد، پایتخت دوم به حساب می‎آمد، به وسیله روس‌ها احداث شد

صاحب‌خبر -

زهره شریفی

انسان اولیه یا همان انسانی که برای اولین بار آتش را کشف کرد، انگار می‌دانست که این انرژی مفید اگر کنترل نشود می‎تواند تمام زندگی او را در هر محیطی که باشد، نابود کند.  او یاد گرفته بود که با چه روش‌هایی آتش را مهار کند تا بتواند از آن برای گرم شدن، دور کردن حیوانات درنده، روشنایی در شب، ساخت ابزار و سلاح، پخت غذا، خلق آثار هنری و... بهره ببرد. برای یک لحظه تصور کنید چنین آگاهی و مهارتی برای استفاده درست از آتش با آن همه خطراتی که دارد، در میان انسان‌های آن زمان وجود نداشت! آیا تا به امروز تمدنی باقی می‌ماند؟ طبیعت و جنگل و دشت و... چطور؟
آتش‌سوزی‌های بزرگ تاریخ
اگر از داستان‌ها و اسطوره‌ها و افسانه‎هایی که درباره آتش روایت شده است و همه نشان از اهمیت و جایگاه مادی و معنوی این عنصر در زندگی بشر داشته بگذریم، اتفاقات مهمی بعد از ورود این انرژی در زندگی انسان رخ داده که هم بسیار مفید و مثبت و هم در مواقعی -آن هم به خاطر سهل‌انگاری یا خودخواهی خود انسان‌ها- دردناک و به معنای واقعی سوزنده بوده است. جدا از اختراعات و ساخته‌هایی که بشر با کمک گرفتن از آتش آن‌ها را خلق کرده و زمینه و وسیله‌ای برای آسیب رساندن به همنوع و غیر از آن مانند حیوانات و حتی طبیعت شده، آتش‌سوزی‌های بزرگ و گسترده، یکی از همان اثرات نادرست استفاده از آتش است؛ آتش‌سوزی‌هایی که گاهی آثار مخرب و آسیب‌زننده آن تا چندین نسل زندگی بشر را درگیر خود کرده است. 
متأسفانه بیشتر این آتش‌سوزی‎ها توسط خود انسان‎ها به صورت عمدی یا غیرعمدی پیش آمده که یکی از معروف‌ترین آن‌ها در تاریخ، آتش‌سوزی شهر «رم» است. این حادثه وحشتناک نزدیک به دو هزار سال پیش در زمان امپراتوری «نرون» معروف رخ می‌دهد که در نتیجه آن دوسوم شهر رم تخریب می‌شود. ابتدا آتش‌سوزی در مغازه‌های بازرگانان اطراف استادیوم ارابه‌های شهر رم آغاز می‌شود. پس از شش روز، آتش کنترل می‌شود اما قبل از ارزیابی خسارت، دوباره شعله می‎گیرد و سه روز دیگر شهر را می‎سوزاند. طبق نظر برخی مورخین، این آتش‌سوزی عمدا و به دستور «نرون» که آن زمان دچار بیماری روانی شده بود، انجام گرفت تا با تهمت‌زدن به مسیحیان که آنان شهر را آتش زده‎اند، بهانه ای برای نابود کردن آن‌ها داشته باشند. 
اما قبل‎تر از آن، سرزمین خودمان همزمان با پایان حکومت هخامنشیان مورد حمله و غارت وحشیانه اسکندر مقدونی و سپاهیانش قرار گرفت و به دستور او تخت‌جمشید به آتش کشیده شد. در مورد آتش زدن تخت جمشید دو روایت وجود دارد، اول آن که اسکندر آگاهانه تخت‌جمشید را به تلافی آتش زدن شهر «آتن» به ‌دست ایرانیان به آتش کشید. به دیگر روایت، اسکندر پس از فتح تخت جمشید، جشنی برپا کرد که در آن معشوقه او در حالت مستی با مشعلی که در دست داشته، پرده کاخ را آتش می‌زند که باعث آتش گرفتن کل بنا می‌شود. البته گفته شده چون اسکندر بعدا متوجه شد که آتش زدن عمدی تخت‌جمشید کار درستی نبوده است، اطرافیانش روایت دوم را ساخته‌اند و آتش زدن تخت‌جمشید را به معشوقه او نسبت داده‌اند!
نزدیک‎تر که می‎آییم باز شاهد آتش‌سوزی‎های بزرگ‎تری هستیم که بیشتر آنان در محیط شهری و گاه به دلیل سهل‌انگاری یک شخص شکل گرفته است؛ از جمله انفجار گسترده یک انبار باروت در یکی از شهرهای هلند نزدیک به ۳۰۰ سال پیش که علت آن فانوسی بود که بازرس انبار آن را همراه خود وارد انبار می‌کند. انفجار انبار باروت و آتش‎سوزی بعد از آن، حدود یک‎‎چهارم شهر را نابود می‌کند و حدود یکصد کشته و هزاران زخمی برجای می‏گذارد. 
نمونه دیگر، آتش‎سوزی مهیبی در ژاپن است که همزمان با شیوع بیماری سل رخ می‌دهد. در آن زمان به نظر می‎رسید یک کیمونو (نوعی لباس در ژاپن) خاص انتقال‎دهنده بیماری بوده، چرا که سه نفر از کسانی که آن را به تن کرده ‎بودند، جان خود را بر اثر سل از دست دادند. با این باور، یک راهب بودایی این لباس را آتش می‎زند اما باد شعله‎‌های آتش را پخش می‎کند. به همین سادگی بخش گسترده‎ای از شهر دچار آتش‎سوزی شدیدی به مدت دو روز می‎شود که در اثر آن حدود ۶۰ درصد شهر از بین می‌رود  و صد هزار نفر یعنی حدود یک‎‌سوم جمعیت آن جان خود را از دست می‎دهند. 
قدیمی‎ترین روش‌های مهار آتش
در حاشیه تمامی این آتش‎سوزی‎ها چه آن‎هایی که نتیجه تغییرات و تأثیرات آب و هوایی بوده و چه آن‌هایی که به دست انسان شکل گرفته، موضوعی نهفته است که نمی‎توان آن را نادیده گرفت: چگونگی خاموش شدن و به قولی مهار آتش. مطمئنا این آتش‎سوزی‎ها به غیر از مواردی که بارش باران و خود طبیعت آن را مهار کرده، خود به‌خود خاموش نشده و پایان نیافته‎اند و اینجاست که انسان خود دست به‌کار می‌شود و با هر وسیله‎ای -که بر اساس سطح آگاهی‎هایش در هر دوره از تاریخ تغییر کرده است- پا به میدان می‌گذارد و آتش‌سوزی را مهار می‎کند. 
استفاده از آب یا خاک، شن، ماسه و ریختن آن روی آتش، یکی از قدیمی‎ترین روش‎های مهار آتش بود که البته باید به صورت دسته‎جمعی انجام می‎گرفت، چرا که در این نبرد یک نفر تا چند نفر کافی نبوده و نیست و نیاز به یک جمعیت وجود دارد؛ جمعیتی که در ابتدا از مردمی بودند که یا خانه و کاشانه‌شان درگیر آتش‎سوزی بود یا اطرافیانشان و ناخودآگاه دست در دست هم به همان شیوه سنتی، آتش را مهار می‏کردند.
 اما کم‌کم با توجه به گسترده شدن جوامع شهری و بالا رفتن هوش اجتماعی، نیاز به وجود گروهی منسجم و متخصص در چنین مواقع بحرانی حس شد و نتیجه آن شکل‏‎گیری یک گروه از اشخاص معروف به «آتش‌نشان»ها بود. طبق برخی نوشته‌ها -که البته باید بررسی دقیق‌تری صورت گیرد- اولین دسته تعلیم‌دیده برای کار آتش‌نشانی در «رم» توسط فردی از یک خانواده بسیار ثروتمند رومی حدود ۱۱۵ سال قبل از میلاد مسیح شکل گرفته است. این دسته بزرگ متشکل از چندین مرد تنومند برای مبارزه با آتش بود که به محض شنیدن اولین پیغام از وقوع آتش برای مهار آن به محل آتش‎سوزی می‌رفتند. 
با گذشت زمان، گذر از تجربه‎های تلخی که برخی کشورهای اروپایی از آتش‌سوزی‌های گسترده در شهرهایشان داشتند باعث شد چند شرکت تحت عنوان شرکت‎های بیمه آتش‌سوزی متشکل از دسته‎هایی برای مبارزه با آتش تشکیل شوند اما این شرکت‎ها فقط برای مهار آتش منازلی که پول بسیار زیادی بابت هزینه بیمه آتش‌سوزی می‌پرداختند، می‎رفتند. 
آتش‌نشانی در ایران
تاریخچه آتش‎نشانی در ایران به حدود ۱۵۰ سال پیش بازمی‎گردد. اولین واحد آتش‎نشانی در سال ۱۲۲۱ شمسی در شهر تبریز که آن زمان با حضور ولیعهد، پایتخت دوم به حساب می‎آمد، به وسیله روس‌ها احداث شد و بعد از آن، آتش‌نشان‌ها در تهران و دیگر شهرهای ایران نه‌تنها به شکل یک واحد که به صورت سازمانی زیر نظر «بلدیه» یا همان شهرداری شروع به کار کردند. 
این که آتش‎نشان‌ها در آن دوران از چه روش و ابزاری برای مهار آتش استفاده می‌کردند و از چه زمانی گروه‎های کوچک تبدیل به سازمان شدند، بحثی مفصل است که نیاز به پرداختن جداگانه‌ای دارد، اما در کنار تمام این تحولات ساختاری، مهم وجود نیروی انسانی است که همیشه در سخت‎ترین شرایط چه به صورت استخدامی و چه داوطلبانه در تمامی عملیات آتش‌نشانی و دیگر عملیات امداد و نجاتی که به‌مرور زمان به فهرست مسئولیت‌های این گروه اضافه شده است، تا به امروز حضور داشته‎اند. 
در همین ایران خودمان می‌توان از آتش‎نشانانی یاد کرد که با وجود کمترین امکانات در وحشتناک‏ترین شرایط دل به آتش زده و برای ادامه زندگی دیگر همنوعان خود، آن شعله‎های سوزنده را سرد کرده و خود سوختند؛ چنان که همزمان با همین روزهای مهر ماه البته ۴۶ سال پیش، زمانی که پالایشگاه آبادان مورد حمله هوایی قرار گرفت آتش‌نشانان برای مهار آتش وارد عمل شدند اما هنگام عملیات، بار دیگر این پالایشگاه توسط عراقی‌های بعثی بمباران شد و ۱۸ نفر از آتش‎نشانان مظلومانه به شهادت رسیدند. 

زهره شریفی

انسان اولیه یا همان انسانی که برای اولین بار آتش را کشف کرد، انگار می‌دانست که این انرژی مفید اگر کنترل نشود می‎تواند تمام زندگی او را در هر محیطی که باشد، نابود کند.  او یاد گرفته بود که با چه روش‌هایی آتش را مهار کند تا بتواند از آن برای گرم شدن، دور کردن حیوانات درنده، روشنایی در شب، ساخت ابزار و سلاح، پخت غذا، خلق آثار هنری و... بهره ببرد. برای یک لحظه تصور کنید چنین آگاهی و مهارتی برای استفاده درست از آتش با آن همه خطراتی که دارد، در میان انسان‌های آن زمان وجود نداشت! آیا تا به امروز تمدنی باقی می‌ماند؟ طبیعت و جنگل و دشت و... چطور؟
آتش‌سوزی‌های بزرگ تاریخ
اگر از داستان‌ها و اسطوره‌ها و افسانه‎هایی که درباره آتش روایت شده است و همه نشان از اهمیت و جایگاه مادی و معنوی این عنصر در زندگی بشر داشته بگذریم، اتفاقات مهمی بعد از ورود این انرژی در زندگی انسان رخ داده که هم بسیار مفید و مثبت و هم در مواقعی -آن هم به خاطر سهل‌انگاری یا خودخواهی خود انسان‌ها- دردناک و به معنای واقعی سوزنده بوده است. جدا از اختراعات و ساخته‌هایی که بشر با کمک گرفتن از آتش آن‌ها را خلق کرده و زمینه و وسیله‌ای برای آسیب رساندن به همنوع و غیر از آن مانند حیوانات و حتی طبیعت شده، آتش‌سوزی‌های بزرگ و گسترده، یکی از همان اثرات نادرست استفاده از آتش است؛ آتش‌سوزی‌هایی که گاهی آثار مخرب و آسیب‌زننده آن تا چندین نسل زندگی بشر را درگیر خود کرده است. 
متأسفانه بیشتر این آتش‌سوزی‎ها توسط خود انسان‎ها به صورت عمدی یا غیرعمدی پیش آمده که یکی از معروف‌ترین آن‌ها در تاریخ، آتش‌سوزی شهر «رم» است. این حادثه وحشتناک نزدیک به دو هزار سال پیش در زمان امپراتوری «نرون» معروف رخ می‌دهد که در نتیجه آن دوسوم شهر رم تخریب می‌شود. ابتدا آتش‌سوزی در مغازه‌های بازرگانان اطراف استادیوم ارابه‌های شهر رم آغاز می‌شود. پس از شش روز، آتش کنترل می‌شود اما قبل از ارزیابی خسارت، دوباره شعله می‎گیرد و سه روز دیگر شهر را می‎سوزاند. طبق نظر برخی مورخین، این آتش‌سوزی عمدا و به دستور «نرون» که آن زمان دچار بیماری روانی شده بود، انجام گرفت تا با تهمت‌زدن به مسیحیان که آنان شهر را آتش زده‎اند، بهانه ای برای نابود کردن آن‌ها داشته باشند. 
اما قبل‎تر از آن، سرزمین خودمان همزمان با پایان حکومت هخامنشیان مورد حمله و غارت وحشیانه اسکندر مقدونی و سپاهیانش قرار گرفت و به دستور او تخت‌جمشید به آتش کشیده شد. در مورد آتش زدن تخت جمشید دو روایت وجود دارد، اول آن که اسکندر آگاهانه تخت‌جمشید را به تلافی آتش زدن شهر «آتن» به ‌دست ایرانیان به آتش کشید. به دیگر روایت، اسکندر پس از فتح تخت جمشید، جشنی برپا کرد که در آن معشوقه او در حالت مستی با مشعلی که در دست داشته، پرده کاخ را آتش می‌زند که باعث آتش گرفتن کل بنا می‌شود. البته گفته شده چون اسکندر بعدا متوجه شد که آتش زدن عمدی تخت‌جمشید کار درستی نبوده است، اطرافیانش روایت دوم را ساخته‌اند و آتش زدن تخت‌جمشید را به معشوقه او نسبت داده‌اند!
نزدیک‎تر که می‎آییم باز شاهد آتش‌سوزی‎های بزرگ‎تری هستیم که بیشتر آنان در محیط شهری و گاه به دلیل سهل‌انگاری یک شخص شکل گرفته است؛ از جمله انفجار گسترده یک انبار باروت در یکی از شهرهای هلند نزدیک به ۳۰۰ سال پیش که علت آن فانوسی بود که بازرس انبار آن را همراه خود وارد انبار می‌کند. انفجار انبار باروت و آتش‎سوزی بعد از آن، حدود یک‎‎چهارم شهر را نابود می‌کند و حدود یکصد کشته و هزاران زخمی برجای می‏گذارد. 
نمونه دیگر، آتش‎سوزی مهیبی در ژاپن است که همزمان با شیوع بیماری سل رخ می‌دهد. در آن زمان به نظر می‎رسید یک کیمونو (نوعی لباس در ژاپن) خاص انتقال‎دهنده بیماری بوده، چرا که سه نفر از کسانی که آن را به تن کرده ‎بودند، جان خود را بر اثر سل از دست دادند. با این باور، یک راهب بودایی این لباس را آتش می‎زند اما باد شعله‎‌های آتش را پخش می‎کند. به همین سادگی بخش گسترده‎ای از شهر دچار آتش‎سوزی شدیدی به مدت دو روز می‎شود که در اثر آن حدود ۶۰ درصد شهر از بین می‌رود  و صد هزار نفر یعنی حدود یک‎‌سوم جمعیت آن جان خود را از دست می‎دهند. 
قدیمی‎ترین روش‌های مهار آتش
در حاشیه تمامی این آتش‎سوزی‎ها چه آن‎هایی که نتیجه تغییرات و تأثیرات آب و هوایی بوده و چه آن‌هایی که به دست انسان شکل گرفته، موضوعی نهفته است که نمی‎توان آن را نادیده گرفت: چگونگی خاموش شدن و به قولی مهار آتش. مطمئنا این آتش‎سوزی‎ها به غیر از مواردی که بارش باران و خود طبیعت آن را مهار کرده، خود به‌خود خاموش نشده و پایان نیافته‎اند و اینجاست که انسان خود دست به‌کار می‌شود و با هر وسیله‎ای -که بر اساس سطح آگاهی‎هایش در هر دوره از تاریخ تغییر کرده است- پا به میدان می‌گذارد و آتش‌سوزی را مهار می‎کند. 
استفاده از آب یا خاک، شن، ماسه و ریختن آن روی آتش، یکی از قدیمی‎ترین روش‎های مهار آتش بود که البته باید به صورت دسته‎جمعی انجام می‎گرفت، چرا که در این نبرد یک نفر تا چند نفر کافی نبوده و نیست و نیاز به یک جمعیت وجود دارد؛ جمعیتی که در ابتدا از مردمی بودند که یا خانه و کاشانه‌شان درگیر آتش‎سوزی بود یا اطرافیانشان و ناخودآگاه دست در دست هم به همان شیوه سنتی، آتش را مهار می‏کردند.
 اما کم‌کم با توجه به گسترده شدن جوامع شهری و بالا رفتن هوش اجتماعی، نیاز به وجود گروهی منسجم و متخصص در چنین مواقع بحرانی حس شد و نتیجه آن شکل‏‎گیری یک گروه از اشخاص معروف به «آتش‌نشان»ها بود. طبق برخی نوشته‌ها -که البته باید بررسی دقیق‌تری صورت گیرد- اولین دسته تعلیم‌دیده برای کار آتش‌نشانی در «رم» توسط فردی از یک خانواده بسیار ثروتمند رومی حدود ۱۱۵ سال قبل از میلاد مسیح شکل گرفته است. این دسته بزرگ متشکل از چندین مرد تنومند برای مبارزه با آتش بود که به محض شنیدن اولین پیغام از وقوع آتش برای مهار آن به محل آتش‎سوزی می‌رفتند. 
با گذشت زمان، گذر از تجربه‎های تلخی که برخی کشورهای اروپایی از آتش‌سوزی‌های گسترده در شهرهایشان داشتند باعث شد چند شرکت تحت عنوان شرکت‎های بیمه آتش‌سوزی متشکل از دسته‎هایی برای مبارزه با آتش تشکیل شوند اما این شرکت‎ها فقط برای مهار آتش منازلی که پول بسیار زیادی بابت هزینه بیمه آتش‌سوزی می‌پرداختند، می‎رفتند. 
آتش‌نشانی در ایران
تاریخچه آتش‎نشانی در ایران به حدود ۱۵۰ سال پیش بازمی‎گردد. اولین واحد آتش‎نشانی در سال ۱۲۲۱ شمسی در شهر تبریز که آن زمان با حضور ولیعهد، پایتخت دوم به حساب می‎آمد، به وسیله روس‌ها احداث شد و بعد از آن، آتش‌نشان‌ها در تهران و دیگر شهرهای ایران نه‌تنها به شکل یک واحد که به صورت سازمانی زیر نظر «بلدیه» یا همان شهرداری شروع به کار کردند. 
این که آتش‎نشان‌ها در آن دوران از چه روش و ابزاری برای مهار آتش استفاده می‌کردند و از چه زمانی گروه‎های کوچک تبدیل به سازمان شدند، بحثی مفصل است که نیاز به پرداختن جداگانه‌ای دارد، اما در کنار تمام این تحولات ساختاری، مهم وجود نیروی انسانی است که همیشه در سخت‎ترین شرایط چه به صورت استخدامی و چه داوطلبانه در تمامی عملیات آتش‌نشانی و دیگر عملیات امداد و نجاتی که به‌مرور زمان به فهرست مسئولیت‌های این گروه اضافه شده است، تا به امروز حضور داشته‎اند. 
در همین ایران خودمان می‌توان از آتش‎نشانانی یاد کرد که با وجود کمترین امکانات در وحشتناک‏ترین شرایط دل به آتش زده و برای ادامه زندگی دیگر همنوعان خود، آن شعله‎های سوزنده را سرد کرده و خود سوختند؛ چنان که همزمان با همین روزهای مهر ماه البته ۴۶ سال پیش، زمانی که پالایشگاه آبادان مورد حمله هوایی قرار گرفت آتش‌نشانان برای مهار آتش وارد عمل شدند اما هنگام عملیات، بار دیگر این پالایشگاه توسط عراقی‌های بعثی بمباران شد و ۱۸ نفر از آتش‎نشانان مظلومانه به شهادت رسیدند. 

∎​