شناسهٔ خبر: 79920821 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

سرد کردن مردم

سرد کردن مردم از جهد در راه حق دانسته و نادانسته، از شیطان است. مردم را به شیوه‌های مختلف می‌توان سرد کرد. از راه درست حیات دنیوی باز داشت، راه اصلی معرفت و استقامت و پیروزی‌شان را تحریف نمود، خواسته و ناخواسته گمراه‌شان کرد و به‌جای عزت گرفتار ذلت‌شان نمود. سرد کردن مردم از جهد در راه حق دانسته و نادانسته، از شیطان است. مردم را به شیوه‌های مختلف می‌توان سرد کرد. از راه درست حیات دنیوی باز داشت، راه اصلی معرفت و...

صاحب‌خبر -

هم‌اکنون، عدم فهم درست از قدرت ایران، سبب واکنش‌های خطرناک ضغف‌افزا برابر دشمنی می‌شود که تنها خواستش، نابودی موجودیت قوی ایران و تکه پاره کردن این کانون و پرچم برافراشته توحید و استقلال است. صدای دوم ضد این کانون نقشش تفرقه، ایجاد تردید و کمک به شیاطین در تضعیف راه حق ماست. این صدای مقابله با راه روشن امام از اول پیروزی، کارش تخریب مقاومت به سود دشمن در سیاست ملی و کلی و در دکترین و سیاست‌های راهبردی امام و حتی نیز در رهکنش‌ها و اعمال مشخص و جزئی بوده است؛ مثل تحریف درک از قدرت جهانی و استکبار و قدرت و مقاومت و دیپلماسی و جزئیات دیپلماسی. برعکس پایداری بر صدای یکتا، بر توحید، استواری بر صدای ولی فقیه، در رفتار دیپلماتیک ما نقش دارد. فقدان قدرت ایمان در دیپلماسی داخلی به ظلم بر مستضعفان و مردم به سود اشرافیت و الیگارشی تمام می‌شود و در دیپلماسی خارجی به:
ضعف برابر دشمنان ایران و اسلام
تن دادن به زیاده‌خواهی مستکبران در حالی که ملت آماده مقاومت است.
نابودی عزت و اقتدار 
نابودی پیروزی‌های به کف آمده 
کمک به دشمن، این گرگ تیزدندان و تیزچنگال برای حل مشکلاتش و درآمدن از فشار به امید ترحم او، که منحر به کشتار تازه ملت خواهد شد و... دیپلماسی نیویورک، نشستن پشت در ترامپ و کوبیدن متبختر این فاسد اپستینی به دهان پیشنهاد ایران و باز همچنان منتظر ماندن و درخواست رحم از سوی میانجی‌های همدست ترامپ کردن، نمونه‌ای از این سقوط از حق و دیپلماسی صدای دوم است. سر کی کلاه می‌گذارید و مردم را گرفتار دروغ بازی میانجی‌های فرمانبر از آمریکا می‌کنید؟
دیگر همه ایرانیان می‌دانند صدای توحید از زمان رسول خدا (ص) و مولا امیرالمومنین (ع) و عترت رسول‌الله صلوات‌الله علیهم تا عهد امام خمینی (ره) و امام شهید قده رهرو امام زمان (عج) و تا امروز، دعوت به وحدت گرد ولایت الهی برای دفاع ازحق و دینداری و عبودیت وعدالت و استقلال و آزادی بوده و صدای دوم با هزار فرقه و تفرقه با این راه مستقیم و روشن و یکتا معارضه داشته است.
در تاریخ هستی بشر در زمین، همواره صدای دوم، صدای ضدیت با حق، فاجعه‌های دوزخی و باطل و گمگشتگی و شرک ونفاق و اشتباه در برآورد و فریب دنیا، بوده و همواره شکست‌های بزرگ علیه انسانیت به‌بار آورده است. صدای طاغوت، شیطنت، فرعونیت، استکبار، ظلم، کفر و تسلیم به دشمنان خدا، صدای رویارو با صدای ایستادگی قلبی و فکری و عملی بر حق، از قابیل و نمرود تا ابوجهل و سقیفه و بنی‌امیه و عفریت و تا انگلیس، اسرائیل، آمریکا و بردگان‌شان یک‌صدا بوده است. این صدای دوم علیه صدای ایمان و عقل، رویارو با صدای عشق به حقیقت و خرد استقامت بر حقیقت، یعنی صدای جهل، صدای شیطان، اغوا، دنیاپرستی، نفس‌پرستی و پرستش قدرت است و امروز هم میان ما کاملا قابل تشخیص است. معیار، محک و سنجه ما توحید، قرآن‌مجید و عترت، است که در امام زمان (عج) گرد آمده‌اند؛ و امروز در راس عالمان ربانی اسلام که دعوت به توحید و عدل جهانی عج می‌کنند، در عرصه عمل اجتماعی و سیاسی رهایی‌بخش از دست شیطان بزرگ، فقط سبیل امام خمینی (ره) وجود دارد که همه راه‌های استقامت بر حق را گرد می‌آورد. صدای دوم اصلی در برابر این صدا، صدای ارتجاعی، صدای غربگرایی ست. این صدای ضد توحید چه بسا با پوشش اسلام ظاهرمیگردد و دنیا پرستی و تسلیم طلبی در برابر صدای باطل را توجیه میکند. نیز با صد‌ها راه و نگاه و تفسیر، جانشین حق، می‌کوشد ملت را گمراه سازد. 
مثلا با جانشین کردن ناسیونالیسم بجای اسلام. هرگز در تاریخ ایران دوگانگی بین یکتاپرستی و توحید و ایراندوستی و تاریخ ممزوج با دین وجود نداشته است. اما درست درهمین وحدت وقتی فهمی می‌کوشد افتخارات ناسیونالیستی را جایگزین توحیدو قدرت و هویت اسلامی کنند بدانندو ندانند از وساوس شیطانی پیروی میکنند. 
آثار تاریخی، گذشته تاریخی، قدمت تاریخی، تمدن تاریخی و.. هیچ چیز تاریخی خودبخود قدرت نمی‌سازد. اگر می‌ساخت، امروز وضع یونان، مصر، سوریه، ترکیه، وعراق و لیبی و لبنان. چنین اسف بار نبود و اینکا‌ها قدرتمند بودند و هلند و ایتالیا و اسپانیا وپرتغال و. چنین اسیر آمریکا نبودند.
 آثار تاریخی و قدمت تاریخی ایران هم استقامت نمی‌سازد.  این فریبی است که آگاهانه در جنگ شناختی با انقلاب اسلامی بوسیله سیا و موساد و غرب راه افتاده تا آن چه که از آن هراس دارد و ابرقدرت یگانه هستی و مایه اقتدار ایران است فراموش شود، یعنی خدا، اسلام، قرآن، عترت و ایرانی که اتکا به حق و ایمان دارد و مایه قدرتش اسلام است نه آثار تاریخی ساسانی! بدون تردید حقیقت ملتی یکتاپرست که هزاران سال بر علم به خداشناسی و یکتاپرستی پای فشرده، ارزشمند است. اما این ارزش و استقامت از قدمت تاریخی سرچشمه نگرفته، از توحید تاریخی و استواری بر خداوندجان و خرد ریشه گرفته است. دست کم در باره انباشت تجربه زیستی و حکمت تمدنی ایران وتاب آوری تاریخی این باور درونی مردم ایران نقش اصلی داشته است. اگر در هند بودیسم یا در چین قدرتمند کنفوسیانیسم یا کنفوسیوسیسم، کنفسیوس گرایی، قواعد و حکمت زیستن را برای آن مردم تبیین کرده، در ایران این توحید بوده که ایران را برپا داشته است. 
در جهان دو نوع قدرت وجود دارد: قدرت ظلم، شیطان، دنیاگرایی، و اتکا به ابزار‌های مادی که ریشه ندارد، وهم است و ظلمات، و قدرت اصیل الله: توحید و عبودیت ومعرفت اتکال به خدا و قیام لله، راه خاندان وحی، راه قسط و عدل جهاد. مسلما این قدرت است که نقش اصلی در ممانعت از بردگی دارد. این قدرت یکتا پرست است که بازدارندگی و شکست دشمن ببار می‌آورد. اما قدرت چگونه به کف می‌آید؟ در وهله نخست و در نگاهی سطحی قدرت در داشتن سلاح است. سلاح پیشرفته قدرت مطمئنی است. پس کشور پیرامونی، تفکر پیرامونی قدرت آویزان و ناتوان را در وابستگی به ارباب قدرتمند می‌یابد؛ و بدتر از این، اساسا این قدرت‌ها به عنوان نوکران رژیم سلطه، پدیدار شده و مدیون اربابند.
قدرت در این قلمرو، برای حکومت‌های آویزان به ابر قدرت ها، تنها زمانی محقق می‌شود که نوکر و وابسته و حرف شنو باشید. مدیون شیطان، فرعون، استکبار و سلطه گر و غارتگر جهانی بودن هر حکومت ونیروی سیاسی، سرچشمه ذلت است.
اگر پهلوی‌ها مجبور بودند مثل بردگان، فرمانبر غارتگران ایران باشند به سبب همین حقیقت بود که قدرتشان را مدیون ارباب بودند. ماندن شان بر سریر قدرت از آنجا می‌آمد و در هر قدم باید منافع ارباب را تامین میکردندومنافع 
کشور کانونی به منافع ملی آنان ترجیح داشت و ارجح بود. اگر امروز نیرو‌های غربگرا، احزاب اشرافی و مدرنواره، چشم به لطف غرب دوخته‌اند، بی تردید فردا جزحرف شنوی و گوش بفرمانی از شیطان هیچ هنری در اداره مستقل مملکت و خدمت به مردم نخواهند داشت و ابزار غارت خواهند بود. چون اگر اهل مقاومت بودند چه فرصتی عالی‌تر از امروز و این قدرت مردم بپاخاسته؟ اگر امام خمینی بین همه مراجع جهان اسلام شاخص شد، حاصل این معرفت توحیدی بود که درک روشنی ازنظم جهانی حاکم بر جهان یعنی سرمایه سالاری جهانی و ماهیت یهودی صهیونی آن پیدا کرد و دانست دیگر در این سیستم اقتصادی سیاسی وابسته حفظ بندگی عبودیت جامعه و اسلام بدون حکومت مستقل و مقاوم ممکن نیست. این رهنامه، مبتنی بر معرفت قرآنی از فرعونیت نظام شیطانی سامری و با ماهیت بنی اسراییلی بود. 
نگاه کنید به دولت الزیدی، کشور‌های نفتی خلیج‌فارس، عربستان و امارات، نیز آذربایجان و مصرو ترکیه و پاکستان و سوریه که ایران در محاصره جیرجیر موشگونه این حکومت‌های ضد مردمی غرش شیر دارد. چرا الزیدی چنین مفلوک است؟ چون قدرتش مدیون آمریکاست. چرا حشد الشعبی چنین نیست؟ و گروه‌های آزاده شیعیان اهل مقاومت؟ چون به هیچ شکل، آشکارو نهان و پشت پرده محصول ساخت و پاخت و آشپزی آمریکا و... نیستند. از امام خمینی و امام خامنه‌ای بانفوس زکیه و مقدس که امامان انقلاب اسلامی استقلال طلب بودند تا پرورش یافتگان آنان، کل مردم و فرماندهان و سیاستمداران انقلابی و عالمان ربانی مانند شهید مطهری و دیگر انوار آگاهی بخش که عالم بی عمل و گریزان از جهاد و قتال و مقاومت نبودند بلکه پیشروی آن بودند، تا نسل بعدی یعنی سید حسن نصرالله که مقاومت، عین اعتقاد الهی، واستراتژی و راه کل زندگی شان در دنیا بود و همه پیشرانان مقاومت در جهان اسلام و رزمندگان با اسراییل و. آزادگانی بوده‌اند که عظمت و قدرت آنان ریشه در بازی و رژیم چنج شیطان بزرگ و دستکاری و یاری استکبار جهانی نداشت. علیه قدرت استکبار بود نه مرعوب استکبار و قدرت شان نتیجه بندگی خداو استقلال از کفر بود. نه الطاف دشمنان خدا! 

اصلاح طلبی غربگرا چه از نظر بردگی فکر و چه منافع و چه کسب قدرت آویزان کمک‌های شیطان و راه باز کردن دشمن است. برای همین مدام ناچار است برای آمریکا کوچه باز کند. نه در تصور و نه در اقدام، امکان مقاومت در تفکر و کنش و موجودیتش صفر است.
در جامعه توحیدی و انقلابی و توانا به ایستادگی ایران، وقتی با هزاران کمک تبلیغی و جراحی ذهن اقشار با شبکه‌ها و ترور شهید رئیسی و نفوذ و مشاوران نوکر مآب، چون سریع القلم‌ها و. بر رأس قدرت قرار می‌گیرند، برنامه مخفی شان نابودی وسرد کردن مقاومت و تسلیم به شیطان وبباد دادن و تضغیف سرچشمه قدرت ایران، یعنی قرآن و نشر سکولاریسم و جدایی دین از سیاست و اعتقادات دینی و نفی نماد قدرت دین در حکمرانی، یعنی نفی ولایت فقیه و زدود
غروی قوچانی: ن توان مقاومت و تضعیف سپاه مومن و سلاح ایمان و قدرت هسته‌ای و موشکی است و نفی روح اسلامی حکومت و تربیت اسلامی مردم و ایجاد صدای تردید و غربگرایی و دوستی و صلح و سپردن منابع ایستادگی به خصم ایران و اسلام وظیفه شان است. بدین سان آنان دین خود را به ارباب که مدیون فکری و سیاسی او در کسب قدرت هستند ادا می‌نمایند. در اینجاست که امروز جهان اسلام محل ظهور دو صدا در قدرت و حکمرانی است. صدای اسلام و توحید و قران و عترت و استقلال ومقاومت و پیشرفت واقعی و عدالت که رهبرش امام خمینی قده،  است و در تداوم آن راه، عمل امام شهید (ره) ضامن حقانیت امام لاحق است و صدای دوم غرب پرستی مدیون غرب و وابستگی است که بناگزیر کارش گدایی و التماس وگوش بفرمانی و شرک و بندگی؛ و وظیفه اش پایان دادن به انقلاب اسلامی، شکستن کمر مقاومت مردمی و مقاومت فرزندان شجاع اهل مقاومت یعنی سپاه پاسداران و نابودی محور مقاومت و رها کردن متحدان ایستادگی اسلامی برابر کفر متجاوز و تقویت اقشار شیطانگرا و استثمارگر حرامخوار و الیگارش فاسد است و بیرون راندن مردم از صحنه مقاومت و نفی مردم سالاری اسلامی و دایر کردن دموکراسی فریبنده آمریکایی و سرمایه‌سالاری وغربی سازی و فقیرتر کردن فقرا!

این است معنای سرد کردن مردم به سود آمریکا و بدل کردن پیروزی به شکست و مجموع اعمال اقتصادی و سیاسی سازشگرانه و دیپلماتیک و ضعف پراکنی و گریز از اقتصاد جنگی و ایجاد تردید به مقاومت و اجرای صد‌ها سیاست ضد مقاومت نظیر رهاکردن بازی خلق پول به سود الیگارشی و بانک‌ها و... قشر اشرافیت نوکیسه وجبهه سیاسی خدمتگزار غربی سازی همدست ومتحد فاسدان حرامخوار ازمردم به عنوان سپر قدرت خود سود می‌جویند، یعنی ایستادگی برابر تجاوز تاجایی که به حفظ آنان و به سود سهم خواهی شان و منصرف کردن فرعون سلطه از تغییر آنان و پذیرش شان به عنوان خدمتگزار بیانحامد. از این به بعد هرگونه سهم خواهی مردم از قدرتی که ولینعمت آن خوانده شدند، هرگونه اجرای احکام اجتماعی و سیاسی اسلام، هرگونه تقاضای عدالت و دفع و رفع ظلم و استثمار و سلطه اجنبی ازنظر این قدرت طلبان امتیازجو حرام است. آنان با وجدان راحت اقدامات نابودکننده زندگی مردم زحمتکش ومیلیون‌ها ایرانی بسود الیگارشی فاسد را، مردم سالاری و حمایت ازمردم نام می‌نهند و طلبکار هم هستند. در حالی که نابودگر انقلاب و عدالت و راه امام ره بشمار می‌آیند، از همه مقدسات برای مشروعیت بخشی به حرامکاری‌های اقتصادی وسیاسی و فرهنگی استفاده میکنند، زیرا برای انان اصل دنیا و تصاحب زینت دنیا، با ظلم به صاحبان اصلی ایران در عمل و بیچاره‌تر کردن مدام آنان و فربه کردن استثمارگران انحصارگری است که مهار حکومت را به کف گرفته‌اند. 
 
حال می‌توانیم به روشنی دریابیم قدرت سیاسی و نظامی و اقتصادی توانا به مقاومت علیه اجنبی چپاولگر به اعتقاد و ایمان و قرآن و عترت گویا و به محبت به مردم و حمایت آنان جهت مقاومت محتاج است، نه آثار تاریخی لال! آنان که اسلام، عدالت، مردم اهل دینداری و ایمان را با بیعدالتی‌ها و تبعیض‌ها به سردی و انفعال میکشند نه تنها به خواست‌های شیطان بزرگ خدمت می‌کنند بلکه خود را هم در دنیا و آخرت گرفتار آتش و ننگ مینمایند. قدرت ایران در پایه اصلیش به مردمی دارای ایمان و نیز دارای رهبری مورد اعتماد مردم و فقیه خالی ازاهوا و انقلابی نیازمند است. این مردم بدینسان است که به قله‌ها دست می‌یابند.
پیام رهبر انقلاب و یک درس ماندگار

دفاع مقدس را نباید تنها در قاب خاطرات هشت سال جنگ دید؛ دفاع‌مقدس یک «دانش تاریخی» و یک سرمایه ملی است؛ سرمایه‌ای که اگر درست روایت، تحلیل و به نسل‌های آینده منتقل شود، می‌تواند در شناخت مسیر پیش‌روی کشور و مواجهه با بحران‌های آینده راهگشا باشد.

رهبر معظم انقلاب در پیام روز گذشته خود با استناد به آیه شریفه «وَذَکِّرْهُم بِأَیامِ الله» بر اهمیت یادآوری روز‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز تأکید کرده‌اند. این آیه، یک نگاه عمیق به تاریخ را پیش روی ما قرار می‌دهد. خداوند نمی‌فرماید فقط حوادث گذشته را نقل کنید؛ بلکه می‌فرماید «یادآوری» کنید. زیرا جامعه‌ای که گذشته خود را فراموش کند، ممکن است با چالش‌هایی مواجه شود.

در منطق قرآن، تاریخ عرصه عبرت است: «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصَارِ». عبرت یعنی گذشته را از حالت خاطره خارج کنیم و از آن برای فهم امروز و ساختن فردا بهره بگیریم. از همین منظر، دفاع‌مقدس را نباید صرفاً مجموعه‌ای از عملیات‌ها، نام فرماندهان، خاطرات رزمندگان و تصاویر جبهه دانست. دفاع‌مقدس یک تجربه بزرگ اجتماعی، مدیریتی، انسانی و ملی است.

در آن هشت سال، جامعه ایران با مسأله‌ای مواجه شد که موجودیت، امنیت و استقلال کشور را تهدید می‌کرد. اما در دل همان شرایط دشوار، ظرفیت‌هایی آشکار شد که شاید پیش از آن کمتر شناخته شده بود؛ از مشارکت اقشار مختلف مردم و شکل‌گیری روحیه ایثار و مسئولیت‌پذیری گرفته تا ابتکار، خوداتکایی، مدیریت منابع محدود و تلاش برای حل مسأله در شرایط بحرانی.

این تجربه برای امروز اهمیت دارد. کشوری که تاریخ دفاع‌مقدس خود را دقیق مطالعه می‌کند، می‌تواند بفهمد چگونه در شرایط فشار، تهدید و محدودیت، ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی خود را فعال کند. مهم‌تر آن‌که می‌توان از اشتباهات، موفقیت‌ها، تصمیم‌های درست و حتی دشواری‌های آن دوران برای سیاست‌گذاری‌های آینده درس گرفت.

امام علی (ع) می‌فرمایند: «اَلا وَ اِنَّ فِی التَّجَارِبِ عِلماً مُستَأنَفاً»؛ در تجربه‌ها دانشی تازه نهفته است. اگر این سخن را معیار قرار دهیم، دفاع‌مقدس یکی از بزرگ‌ترین منابع تجربه تاریخی معاصر ایران است. مسأله فقط حفظ خاطرات نیست؛ مسأله تبدیل خاطره به «دانش» و دانش به «تجربه قابل استفاده» است.
از این منظر، انتقال تاریخ دفاع‌مقدس به نسل جوان نیز نباید صرفاً به بیان روایت‌های حماسی محدود شود. نسل جدید باید بداند چرا جنگ آغاز شد، جامعه چگونه با آن مواجه شد، چه تصمیم‌هایی گرفته شد، چه دشواری‌هایی وجود داشت، مردم چگونه نقش‌آفرینی کردند و چه عواملی موجب شد کشور از یک بحران بزرگ عبور کند. چنین نگاهی، دفاع‌مقدس را از یک موضوع صرفاً تاریخی به یک موضوع آموزشی و تمدنی تبدیل می‌کند.

در واقع، اگر نسل آینده فقط نام شهیدان و عملیات‌ها را حفظ کند، اما منطق حوادث را نشناسد، بخش مهمی از میراث دفاع‌مقدس از دست رفته است. شهیدان و رزمندگان، علاوه بر آن‌که قهرمانان یک دوره تاریخی‌اند، حاملان مجموعه‌ای از ارزش‌ها و تجربه‌هایی هستند که می‌تواند برای نسل‌های بعدی الهام‌بخش باشد.

همبستگی اجتماعی یکی از مهم‌ترین درس‌های دفاع‌مقدس است؛ درسی که نشان می‌دهد سرمایه یک کشور فقط در منابع طبیعی، تجهیزات و امکانات اقتصادی خلاصه نمی‌شود، بلکه اعتماد، مشارکت و احساس مسئولیت مردم نیز بخشی از قدرت ملی است. سوابق درخشان در انقلاب اسلامی باعث شد دشمنان در رسیدن به اهداف شومشان ناکام بمانند و مردم همیشه در صحنه هر شب و روز بر وحدت و انسجامشان افزوده شود.

بنابراین، بزرگداشت دفاع‌مقدس زمانی از سطح مراسم و مناسبت فراتر می‌رود که به یک فرآیند مستمر برای شناخت تجربه‌های گذشته تبدیل شود. باید تاریخ را خواند، روایت‌ها را حفظ کرد، اسناد را بررسی کرد، پرسش‌های نسل جدید را شنید و از دل این مجموعه، دانشی برای امروز و فردا استخراج کرد.

دفاع مقدس، گذشته‌ای است که هنوز حرف‌های بسیاری برای آینده دارد؛ گذشته‌ای که اگر درست فهمیده شود، می‌تواند چراغی برای عبور از تاریکی‌های پیش‌رو باشد. به تعبیر قرآن کریم: «فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصَارِ»؛ تاریخ را ببینیم، بشناسیم و از آن برای ساختن آینده‌ای بهتر بهره بگیریم.

∎​

برچسب‌ها: