یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: جنگ یک واقعیت جهان انسانی است و ما نه تنها میتوانیم، بلکه وظیفه داریم با کمک سلاح از خودمان در برابر تجاوز هر دشمنی دفاع کنیم. وقتی دشمن حمله میکند، وقت بحثهای میان فیلسوفان نیست. در جنگ واحد زمانی عکسالعمل ساعت است. اگر تا صبح صبر کنی، دشمن شبانه تو را از بیخ و بن نابود کرده است. دفاع نظامی اقتضای خودش را دارد و یکی از مهمترین اقتضاهای آن سرعت است.
با سلاح دفاع میکنیم اما جنگ نهایی بر سر خاک و منابع نیست که با دفاع نظامی در آن پیروز شویم. که نگاه دشمن ما نیز چنین است همیشه پرسیده است چه کسی باید بر دیگری مسلط باشد؟ و جواب داده است من. صاحبان همین نگاه گاهی با هم جنگیدهاند و بسیار هم کشتهاند. فرقی نمیکند سرکوبگر هیتلر باشد یا امپریالیزم آمریکا. این جنگها ممکن است بسیار بزرگ و خونین باشند، اما عمیق نیستند. پرسش همچنان این است که چه کسی مسلط باشد.
جنگ عمیق جای دیگری است. آنجا که در برابر این پرسش، ما پرسش دیگری میگذاریم؛ چه طور در کنار هم زندگی کنیم بی این که فرض کنیم باید ملتی بر دیگر ملتها مسلط باشد؟
جنگ ما با دشمن در پی این سئوال در میگیرد و جنگی عمیق است. برای این جنگ نمیشود با همان ابزار و همان زمانبندی جنگید. با سلاح از خودمان دفاع میکنیم، با دیپلماسی تلاش میکنیم آسیبها را حداقل و گسترۀ زمان را حداکثر کنیم، و با نبرد فعال فرهنگی به سمت پیروزی نهایی میرویم.
اما این سه کار سه زمانبندی متفاوت دارند. در عملیات نظامی ساعت تعیینکننده است. دیپلماسی قرار است در طی هفتهها و ماهها کارهایی کند از جمله برای ما زمان بخرد. اما واحد زمانی نبرد فرهنگی دههها و قرنها است. این چیزی است که فهمش آسان نیست.
بسیاری از آدمها در صبرکردن مهارت کافی ندارند. نتیجه میخواهند و ترجیح میدهند نتیجه را همین فردا ببینند. این در میدان نظامی لازم است، اما در میدان فرهنگ ویرانگر است. اگر از یک استراتژیست فرهنگی بخواهی فردا، یا حتی یک سال دیگر، پیروزی را تحویلت بدهد، عملاً راه هر استراتژی فرهنگی واقعی و عمیقی را بستهای. شاید تغییر فرهنگ به عمر ما قد ندهد. شاید کاری آغاز کنیم که نتیجۀ اصلیش را نسلهای بعد ببینند.
مسئله فقط این نیست که برای پیروزی فرهنگی باید صبور بود. مسئله این است بی صبر، معنای پیروزی هم عوض میشود. اگر بعد از دفاع موفق، پیروزی نهایی را هم در نظامیگری، قدرت بیشتر و غلبه بیشتر جستوجو کنی، آن وقت جنگ اصلی را باختهای. چون دشمن فرهنگ تجاوز و سلطۀ خود را در تو رسوخ داده است. حالا حتی اگر نتوانسته باشد خاکت را بگیرد، چیزی بسیار مهم را از تو گرفته است.
سلاح برای دفاع است. دیپلماسی برای کمکردن ضربه و زیادکردن زمان. و زمان برای آن نبرد طولانی که در پایانش قرار نیست جای سلطهگر را بگیریم؛ قرار است خود سلطه را شکست بدهیم. شاید بد نباشد برای گرفتن تصمیم درست و قرار گرفتن در جای درست، یکی از مهمترین سندهای انقلاب را باز دوباره بخوانیم؛ بیانیۀ گام دوم انقلاب.