به گزارش برنا، چند سالی است که سفر برای بسیاری از خانوادههای ایرانی صرفاً به انتخاب مقصد و بستن چمدان محدود نمیشود. پیش از هر تصمیمی باید هزینه بلیت، اقامت، غذا، حملونقل و کلی خرد و ریز دیگر را حساب و کتاب کرد و اگر با جیب جور درآمد، بار سفر بست. آمارهای رسمی تصویری قابل تأمل از وضعیت سفر خانوارها در دو سال گذشته ارائه میدهد. در بهار ۱۴۰۴ حدود ۵۵ درصد خانوارها هیچ سفری نداشتهاند. افزایش هزینه خدمات مرتبط با سفر در سال جاری نیز، سفر را برای بسیاری از خانوادهها به تصمیمی اقتصادی تبدیل کرده است. برآوردهای بازار نشان میدهد یک سفر چهارروزه خانوادگی در سال ۱۴۰۵، در حداقلترین کیفیت میتواند تا ۳۵ میلیون تومان هزینه داشته باشد. حالا در هفته گردشگری، این پرسش مطرح است، مردمان کشوری با دهها جاذبه و مقصد گردشگری، تا کجا توان سفر به این مقصدها را دارند؟
۵۵ درصد ایرانیها در سال گذشته سفر نرفتهاند
عدد ۵۵ درصد شاید گویاترین بخش ماجرا باشد. براساس نتایج طرح آمارگیری از گردشگران ملی در بهار ۱۴۰۴، حدود ۴۵ درصد خانوارهای ایرانی حداقل یک عضو سفرکرده داشتهاند و در مقابل، حدود ۵۵ درصد خانوارها در این فصل هیچ سفری نداشتهاند. از سوی دیگر، از سفرهای بومی انجامشده در این فصل، ۵۳ درصد بدون اقامت شبانه و ۴۷ درصد با اقامت شبانه بوده است.
برآوردهای منتشرشده از هزینه سفر داخلی در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد یک خانواده چهار نفره برای یک سفر چهارروزه، بسته به نوع حملونقل و اقامت، ممکن است از حدود ۱۵ تا بیش از ۳۰ میلیون تومان هزینه کند. این رقم با توجه به مقصد، زمان سفر و سطح خدمات تغییر میکند و در انتخابهای گرانتر میتواند بیشتر هم باشد. برای درک بهتر این تفاوت، کافی است یک سفر سهروزه از تهران به مشهد را در نظر بگیریم. برآوردهای بازار برای سال ۱۴۰۵، هزینه سفر اقتصادی یک خانواده چهار نفره را حدود ۲۰ تا ۳۲ میلیون تومان و سفر با سطح خدمات متوسط را حدود ۳۳ تا ۵۰ میلیون تومان اعلام کردهاند. این اعداد برای همه خانوادهها یکسان نیست، اما نشان میدهد سفر رفتن دیگر یک هزینه واحد ندارد و سطح درآمد، نوع وسیله نقلیه و انتخاب اقامتگاه میتواند تجربه دو خانواده از یک مقصد را کاملاً متفاوت کند.
وقتی سفر هم نیاز به حسابوکتاب دارد
افزایش هزینهها لزوما به معنای حذف کامل سفر نیست، اما شکل آن را تغییر میدهد. الهام که سال گذشته همراه خانوادهاش به سفر رفته، درباره تجربه خود به برنا میگوید: «سال گذشته برای سفر خانوادگیمان از قبل بودجه مشخصی کنار گذاشته بودیم، اما در زمان سفر متوجه شدیم هزینهها بیشتر از چیزی است که تصور میکردیم. حملونقل، اقامت و غذا سه هزینه اصلی ما بود و در کنار آن هزینههای داخل مقصد هم به مبلغ نهایی اضافه شد. اگر بخواهیم امسال همان سفر را با همان کیفیت تکرار کنیم، قطعاً باید هزینه بیشتری کنار بگذاریم. اما تورم اجازه این کار را نمیدهد برای همین اگر دوباره بخواهیم سفر برویم، مجبوریم مدت سفر را کمتر یا اقامت ارزانتری انتخاب کنیم.»
به گفته او، سالهای قبل، مقصد و جاذبههای در مسیر اولین عامل سفر بود، اما حالا شرایط متفاوت از قبل است: «قبلاً بیشتر به این فکر میکردیم که کجا برویم و کدام قسمت شهر مقصد را ببینیم، اما الان اول باید ببینیم چقدر پول داریم و بعد مقصد را انتخاب کنیم. حتی ممکن است به جای یک سفر چندروزه، سفر کوتاهتر و حتی نزدیکتری داشته باشیم. سفر هنوز برای من و خانوادهام مهم است، ولی وقتی هزینهها بالا میرود، اولین چیزی که تغییر میکند کیفیت سفر و لذت از آن است.»
مردم بیشتر به دنبال سفر ارزان هستند
رضایی، صاحب یک آژانس مسافرتی، هم درباره وضعیت بازار سفربه برنا میگوید برای خیلی از مسافران قیمت، قبل از مقصد اهمیت پیدا کرده است: «امسال با مشتریهایی مواجه هستیم که قبل از هر چیز درباره قیمت سؤال میکنند. خیلیها مقصد را انتخاب کردهاند، اما وقتی هزینه نهایی سفر را میبینند، سراغ گزینههای ارزانتر میروند.»
این فعال حوزه گردشگری، از تغییر شیوه مسافرت به خاطر افزایش تورم و هزینهها میگوید و معتقد است با ادامه این روند گردشگری از سبد تفریحات جامعه حذف میشود: «افزایش هزینه حملونقل تأثیر مستقیمی روی قیمت تمامشده سفر دارد. وقتی قیمت بلیت بالا میرود، مخصوصا برای خانوادههای چندنفره، رقم نهایی خیلی سریع افزایش پیدا میکند و همین موضوع باعث میشود بعضی خانوادهها از سفر صرفنظر کنند یا مقصد نزدیکتری را انتخاب کنند. اگر هزینههای حملونقل و اقامت همچنان بالا بماند، احتمالاً سفرهای کوتاهتر، نزدیکتر و اقتصادیتر سهم بیشتری از بازار خواهند داشت. مردم همچنان علاقهمند به سفر هستند، اما قدرت خریدشان تعیین میکند این سفر با چه کیفیت و به چه مقصدی انجام شود.»
هزینه سفر تنها بلیت و هتل نیست. خانوادهای که قصد سفر دارد باید هزینه غذا، حملونقل داخل شهر، ورودی جاذبهها، خرید و سوغات را هم در نظر بگیرد. برای نمونه، در یک برآورد بازار از سفر چهارروزه یک خانواده چهار نفره در سال ۱۴۰۵، هزینه حملونقل بینشهری در حالت اقتصادی با اتوبوس حدود ۴ تا ۶ میلیون تومان میشود، در حالی که همین هزینه برای سفر هوایی حدود ۳۲ تا ۷۲ میلیون تومان برآورد میشود. هزینه سه شب اقامت اقتصادی نیز حدود ۹۰۰ هزار تا ۳ میلیون تومان و اقامت در هتل متوسط حدود ۴.۵ تا ۱۰.۵ میلیون تومان است. این تفاوت نشان میدهد حتی پیش از رسیدن به مقصد، انتخاب وسیله حملونقل میتواند فاصله بزرگی در بودجه خانوار ایجاد کند.
از سوی دیگر، دادههای تورمی نیز فشار هزینهها را نشان میدهد. براساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه فروردین ۱۴۰۵، ۷۳.۵ درصد اعلام شده و شاخص قیمت گروه حملونقل نسبت به مدت مشابه سال قبل ۸۸.۲ درصد افزایش داشته است. برای گروه رستوران و هتل نیز افزایش ۳۷.۲ درصدی گزارش شده است. البته تورم عمومی یا تورم یک گروه کالایی را نمیتوان معادل افزایش دقیق هزینه یک سفر دانست. سفر ترکیبی از چندین کالا و خدمت است و هزینه نهایی آن به مقصد و سبک سفر وابسته است. اما همین ارقام نشان میدهد چرا خانوارها هنگام برنامهریزی برای سفر با هزینههای بالاتری نسبت به گذشته مواجه میشوند. در چنین شرایطی، سفر اقتصادی به راهی برای حفظ اصل سفر تبدیل میشود. مسئله، اما از جایی جدیتر میشود که حتی ارزانترین شکل سفر نیز از توان مالی بخشی از خانوارها خارج شود.
گردشگری برای همه یا برای کسانی که توان پرداخت دارند؟
در ادبیات گردشگری، افزایش تعداد گردشگران معمولاً یکی از شاخصهای رونق این صنعت است، اما تعداد سفرها به تنهایی نمیتواند تصویر کاملی از دسترسی مردم به گردشگری ارائه دهد. برای مثال، در نوروز ۱۴۰۴ حدود ۳۵ میلیون و ۸۷۱ هزار نفر سفر کردند و بر اساس اعلام وزیر میراث فرهنگی، از حدود ۲۷ میلیون خانوار ایرانی، بیش از ۱۱ میلیون خانوار سفر داشتند، به بیان دیگر، حدود ۴۰ درصد جمعیت کشور در آن بازه سفر کردند. این عدد در کنار آمار بهار ۱۴۰۴ درباره ۵۵ درصد خانوارهای بدون سفر، یک نکته مهم را نشان میدهد؛ بخش قابل توجهی از خانوارها در مقاطع مختلف سال اساساً وارد بازار سفر نمیشوند. در طرف دیگر، سفر همچنان یک بازار اقتصادی بزرگ است. برای نمونه، در نوروز ۱۴۰۴ بیش از ۳۶ میلیون سفر ثبت شده و برآوردی از گردش مالی سفرهای نوروزی رقمی در حدود ۱۱۴.۶ هزار میلیارد تومان را نشان میدهد؛ البته این رقم یک برآورد است و نه آمار مستقیم هزینهکرد تکتک مسافران. بنابراین با بازاری روبهرو هستیم که از یک سو گردش مالی قابل توجهی دارد و از سوی دیگر، بخش بزرگی از خانوارها در آن مشارکت نمیکنند.
سهیلا جوادزاده، کارشناس ارشد جامعهشناسی، معتقد است سفر را نباید صرفاً یک فعالیت تفریحی و لوکس تلقی کرد. سفر بخشی از اوقات فراغت و در نتیجه یکی از مؤلفههای کیفیت زندگی است. افراد از طریق سفر میتوانند برای مدتی از روزمرگی فاصله بگیرند، تجربههای تازهای به دست آورند و زمان بیشتری را در کنار اعضای خانواده سپری کنند. او به برنا میگوید حذف سفر فقط حذف یک تفریح نیست: «مسئله زمانی جدی میشود که افزایش هزینههای زندگی باعث شود سفر به یکی از نخستین هزینههایی تبدیل شود که خانوادهها از سبد خود حذف میکنند. وقتی خانوار برای تأمین هزینههای ضروری مانند مسکن، خوراک، درمان و آموزش ناچار به حذف سفر میشود، در واقع بخشی از اوقات فراغت و فرصت تجربههای جدید نیز از زندگی او حذف شده است. این مسئله بر امکان برخورداری خانوادهها از تجربههای متنوع تأثیر میگذارد.»
این کارشناس جامعهشناسی معتقد است دسترسی به فرصتهای تفریحی، فرهنگی و اجتماعی، از جمله امکان سفر، بخشی از رفاه اجتماعی محسوب میشود و حذف آن از تجربه بخشی از جامعه بر بخشهای دیگر زندگی هم تاثیر میگذارد: «مسئله فقط سفر رفتن یا نرفتن نیست، بلکه تفاوت در توان سفر کردن نیز اهمیت دارد. خانوادهای که میتواند چند بار در سال سفر کند، مقصدهای مختلف را تجربه کند و از امکانات مناسب اقامتی استفاده کند، فرصتهای متفاوتی برای فراغت و تجربه نسبت به خانوادهای دارد که سفر برایش به یک هزینه غیرضروری تبدیل شده است. این تفاوت در مورد کودکان و نوجوانان نیز اهمیت دارد، زیرا سفر میتواند فرصتی برای آشنایی با فرهنگها، محیطهای طبیعی، شیوههای مختلف زندگی و تجربه موقعیتهای جدید باشد. در نتیجه، کاهش دسترسی به سفر به معنای کاهش تعداد سفرهای خانوادگی نیست، این مسئله میتواند از میزان برخی تجربههای مشترک خانوادگی و اجتماعی نیز بکاهد.»
جوادزاده معتقد است سیاستگذاری گردشگری نباید صرفاً بر افزایش تعداد گردشگران متمرکز باشد، بلکه باید به این موضوع نیز توجه شود که گروههای مختلف جامعه تا چه اندازه امکان استفاده از ظرفیتهای گردشگری را دارند. او میگوید توسعه سفرهای کوتاه و کمهزینه، حملونقل عمومی مناسب، اقامتگاههای اقتصادی و امکانات گردشگری در شهرهای کوچک و اطراف کلانشهرها میتواند به افزایش دسترسی خانوارها به فرصتهای فراغتی کمک کند: «سفر اگرچه برای ادامه زندگی ضروری نیست، اما برای کیفیت زندگی، تجربه، آرامش و فاصله گرفتن از روزمرگی اهمیت دارد و نابرابری در دسترسی به آن میتواند بخشی از نابرابری در کیفیت زندگی گروههای مختلف جامعه را نیز نشان دهد.»
پیامدهای حذف سفر از سبد خانوار
راضیه احمدی، کارشناس اقتصاد هم، پیامدهای حذف سفر از سفره خانواده را مسئله مهمی در اقتصاد میداند. او به برنا میگوید اگر هدف توسعه گردشگری داخلی است، باید به سمت کاهش هزینههای دسترسی خانوارها به سفر حرکت کرد چرا که صرف افزایش ظرفیت گردشگری یا معرفی مقصدهای جدید، بدون توجه به قدرت خرید مردم، الزاما به افزایش تقاضا منجر نمیشود: «برای بررسی وضعیت سفر خانوارها باید علاوه بر تعداد سفرها، شاخصهایی مانند هزینه سفر نسبت به درآمد خانوار، مدت اقامت، نوع حملونقل و سطح اقامت نیز مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا ممکن است آمار تعداد سفرها ثابت بماند، اما توان واقعی خانوار برای تجربه یک سفر مناسب کاهش پیدا کرده باشد. موضوعی که در نهایت در این چرخه بر اقتصاد گردشگری هم اثر میگذارد»
توان سفر مردم هم بخشی از زیرساخت گردشگری است
توسعه گردشگری داخلی نیازمند توجه همزمان به عرضه و تقاضاست. افزایش ظرفیت هتلها و ایجاد جاذبههای جدید بدون توجه به قدرت خرید خانوار، الزاما به افزایش سفر منجر نمیشود. در مقابل، توسعه اقامتگاههای اقتصادی، حملونقل عمومی مناسب، بستههای سفر خانوادگی، تخفیفهای واقعی در فصلهای کمتقاضا و تقویت گردشگری نزدیک میتواند بخشی از هزینه سفر را کاهش دهد. گردشگری زمانی میتواند به یک صنعت فراگیر تبدیل شود که تنها مقصدهای جذاب در دسترس نباشند، هزینه رسیدن و ماندن در آنها نیز با توان اقتصادی بخش بزرگتری از جامعه تناسب داشته باشد. اگر قرار است گردشگری داخلی رونق بگیرد، توان سفر مردم هم بخشی از زیرساخت گردشگری است.
انتهای پیام/