شناسهٔ خبر: 79895334 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

اخبار عجیب

در حالی‌که قطع ارتباط بخش‌های علمی و دانشگاهی کشور با بین‌الملل طب، بی‌تردید عمیق‌ترین زخم در دانش پزشکی ما به شمار می‌رود، هیچ‌چیز عجیب‌تر از آن نبود که خبر آمد پیشنهاد شده این ارتباط محدود هم تحت نظارت و محدودیت‌های امنیتی قرار بگیرد تا آخرین منافذ تنفس علمی کشور نیز مسدود شود.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در حالی‌که قطع ارتباط بخش‌های علمی و دانشگاهی کشور با بین‌الملل طب، بی‌تردید عمیق‌ترین زخم در دانش پزشکی ما به شمار می‌رود، هیچ‌چیز عجیب‌تر از آن نبود که خبر آمد پیشنهاد شده این ارتباط محدود هم تحت نظارت و محدودیت‌های امنیتی قرار بگیرد تا آخرین منافذ تنفس علمی کشور نیز مسدود شود.

واقعیت آن است که برخلاف تصور عموم، با وجود تمام پیشرفت‌های اخیر در دانش طب و سهولت دسترسی به منابع علمی، به‌هیچ‌وجه نمی‌توان نتیجه گرفت که عامل انسانی و مهارت‌هایی که باید حضوری فراگرفته شوند، دیگر ضرورتی ندارند و همه چیز با اطلاعات خام حل‌شدنی است. برعکس، این پیشرفت‌ها ضرورت مهارت در کسب شرح حال و معاینه و تصمیم‌گیری درباره نحوه استفاده از این تکنولوژی پیچیده را بیشتر و بیشتر کرده‌اند.

بسیاری از مشکلات سلامت در کشور ما، اساسا به دلیل نگاه عادت‌شده و بیمارگونه‌ای است که تکثیر پی‌دی‌اف‌های متعدد در رشته‌های بالینی و درخواست برای از‌بر‌‌کردن آنها و گرفتن امتحان از آنها به شکل امتحان حافظه را برای کاربرد دانش طب مدرن و ارتقای سلامت مردم کافی می‌داند. بازتاب این روحیه را در افزایش ظرفیت‌ها و بی‌اعتنایی نسبت به تعداد و کیفیت هیئت‌ علمی مشاهده می‌کنیم.

مهم‌تر از همه آنکه با قطع ارتباط بین‌المللی، مدیریت روزآمد سلامت نیز امکان‌پذیر نیست. مدیران سیستم سلامت در کشور ما عمدتا پزشکان متخصصی هستند که نه‌تنها هیچ دوره مدیریتی ندیده‌اند، بلکه هیچ‌گاه نحوه مدیریت سلامت در طب مدرن را در هیچ کشور خارجی از نزدیک تجربه نکرده‌اند.

از ابتدا این‌طور نبود. در سال‌های دور، در کشور ما استاد و پزشک خارجی، هم به صورت استخدامی و هم به صورت میهمان، حضور داشت. بسیاری از پزشکان بلافاصله بعد از دوره عمومی برای تخصص به اروپا یا آمریکا می‌رفتند؛ عمدتا با این هدف که بتوانند در ایران در یکی از دانشگاه‌ها استخدام شوند. بعد از انقلاب هنوز بقایای این سیستم وجود داشت. مسئولان آن زمان با درک اهمیت ارتباطات بین‌المللی، دوره‌هایی با عنوان «فرصت مطالعاتی» تعریف کردند که هیئت علمی برای دوره‌ای مشخص به یک بخش دانشگاهی در خارج از کشور می‌رفت. علاوه بر این، سال‌ها برای شرکت هیئت علمی در کنگره‌های بین‌المللی تسهیلاتی به شکل ارز دولتی برای ثبت‌نام کنگره و مبلغی برای سایر هزینه‌های سفر پرداخت می‌شد. حتی معرفی به وزارت امور خارجه برای دریافت ویزا وجود داشت که متأسفانه رفته‌رفته همه رو به تعطیلی گذاشتند. هر سفر علمی به شکل یک مهاجرت اجتماعی درآمد. دانش پزشکی در کشور ما در انزوای کامل از بین‌الملل طب و تنها بر پایه پی‌دی‌اف‌های رایگان رشد کرد و هرجا که مهارت و هماهنگی انسانی، اخلاقیات و بومی‌سازی ضرورت بیشتری داشت، بیش از پیش لنگ زد.

گذاشتن یک پروتز در زانو مثل راه‌اندازی یک دستگاه خانگی از طریق پی‌دی‌اف و احیانا راهنمایی فروشنده دستگاه مقدور است؛ اما نحوه انتخاب بیمار و فرهنگ استفاده از زانوی مصنوعی چیزی است که به این سادگی به دست نمی‌آید. کل این درمان مکانیکی و تکنولوژیک در کشور ما، نسبت به درمان سکته مغزی حاد که بیش از هر چیز بر مهارت انسانی، آگاهی و هماهنگی اجتماعی، فرهنگ، اقتصاد و مدیریت متکی است -چیزهایی که تنها در ارتباط تنگاتنگ بین‌المللی می‌توان فرا گرفت- پیشرفت بیشتری داشته است.

حالا که به دلیل جنگ و بحران اجتماعی حتی پروازهای خارجی هم دشوار و اندک می‌شوند، تأثیرات این قطع ارتباط بر دانش طب و در نتیجه سلامت مردم از نظرها دور می‌ماند؛ و نه‌تنها این، بلکه زمزمه امنیتی‌دیدن این ارتباط می‌رود تا آخرین منافذ را هم ببندد. استادانی که شرکت در کنگره‌های بین‌المللی و روزآمد‌کردن اطلاعات خود را با هزینه‌ها و دشواری‌های سفر، وظیفه تعطیل‌ناپذیر اخلاقی خود می‌دانند، از اینکه کسی به این موضوع از زاویه امنیتی بنگرد، شاخ درمی‌آورند.

نکته عجیب و بسیار عجیب‌تر در کشور ما، آن است که کسانی که در پی محدود‌کردن هرچه بیشتر فضا به بهانه‌های امنیتی هستند، نه‌تنها آزادی عمل بیشتری دارند، بلکه پایداری و پیگیری بیشتری هم در آمال و اهداف خود به عمل می‌آورند و از هر روشی برای نیل به آن استفاده می‌کنند. تردید نباید کرد که در هر موقعیتی، با کوتاه‌آمدن دولت، مجددا آن را علم می‌کنند. در مقابل، اکثریتی که درک می‌کنند نبود ارتباطات آشکار بین‌المللی در زمینه‌های علمی یک خطر امنیتی است، تنها به تذکر و نصیحت اکتفا می‌کنند، کار را به دولت می‌سپارند ‌‌و‌ بعد از اولین مقابله دولت با این طرح، به‌سرعت، بعد از انجام «وظیفه خود»، یعنی همین پند و اندرز، سر به کار خود می‌گیرند‌. حال آنکه چاره کار، تداوم در مطالبه مدنی است؛ نه‌فقط دفاع برای حفظ روزنه‌های باقی‌مانده، بلکه حمله برای به دست آوردن فضای بیشتر و ارتباطات گسترده‌تر. عجیب آنکه آن اقلیت محدود اما پایدار، این مهارت را به‌خوبی آموخته‌اند که هر بار به جای دفاع، حمله کنند و با استفاده از هر فرصتی، فضای بیشتری به دست آورند؛ در‌حالی‌که دولت و اکثریت عقل‌گرا، حتی در برابر این حملات، عمدتا به دفاع و حفظ آنچه باقی مانده است، اکتفا می‌کنند و با سرعت ممکن است نا‌امید شوند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​