زنی که برگزارکننده بازی مافیا در یکی از کافههای معروف تهران بود، بعد از خیانت به شوهرش، شرایط قتل او را فراهم کرد.
به گزارش اعتمادآنلاین، این زن با گرداننده بازی مافیا رابطه عاشقانه برقرار کرد و وقتی متوجه شد شوهرش خیانت را فهمیده، نقشه قتل او را کشید.
۲۷ آذر ۱۴۰۱ مرد میانسالی در تهران به اداره پلیس رفت و از گم شدن ناگهانی پسرش به نام علی شکایت کرد.
او گفت: «پسرم استاد دانشگاه است و چند سال قبل با دختری به نام شهین نامزد کرد، اما آنها هنوز با هم زندگی مشترکشان را آغاز نکردهاند. یک روز قبل او خیلی عصبانی بود و از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. تلفن همراه پسرم و نامزدش خاموش است و نگرانیم برای آنها اتفاقی رخ داده باشد.»
با شکایت مرد میانسال، پرونده به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی، در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
ماموران در بررسیهای میدانی و فنی هیچ ردی از زوج گمشده پیدا نکردند تا اینکه مدتی بعد یکی از دوستان نزدیک شهین به نام رویا به اداره پلیس رفت و راز گم شدن استاد دانشگاه را فاش کرد.
او توضیح داد: من در یک کافیشاپ با شهین آشنا شدم و فهمیدم او با شوهرش اختلاف دارد. از طرفی خبر داشتم شهین با پسر جوانی به نام کامران در ارتباط است. یک شب شهین مهمان من بود و کامران به خانه ما آمد و گفت استاد دانشگاه را به قتل رسانده است. آنها جسد استاد را در حوالی جاده دماوند آتش زدند و فرار کردند.
با اطلاعاتی که رویا در اختیار ماموران قرار داد، بررسیها نشان داد ماموران جسد سوزاندهشدهای را کشف و به پزشکی قانونی منتقل کردهاند. با شناسایی هویت جسد، پرونده وارد مرحله تازهای شد و ماموران شهین و کامران را پس از چند ماه در مخفیگاهشان بازداشت کردند. ماموران دریافتند دو متهم دو بار قصد خروج از ایران داشتهاند که موفق نشدهاند.
دو متهم در بازجوییها به قتل اعتراف کردند. کامران گفت: «مدتی پیش با شهین در کافیشاپ آشنا و متوجه شدم با شوهرش اختلاف دارد. روز حادثه من و شهین با شوهرش قرار گذاشتیم تا با هم صحبت کنیم که در درگیری او به قتل رسید. پس از آن جسد را به جاده دماوند بردیم و آتش زدیم.»
شهین هم در بازجوییها به جرم خود اعتراف کرد و گفت کامران قاتل است.
به این ترتیب، دو متهم راهی زندان شدند و کیفرخواست علیه آنها صادر شد. پرونده برای رسیدگی به شعبه ۸ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی اولیای دم که پدر و مادر مقتول بودند درخواست قصاص کردند. در ادامه متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من و علی همدیگر را میشناختیم. علی مدتی قبل با زنی جوان عقد کرد و من با آنها رفتوآمد خانوادگی پیدا کردم. مدتی بود که با زن علی ارتباط داشتم. وقتی علی این موضوع را فهمید خیلی ناراحت شد و اختلاف ما از آنجا شروع شد. روز حادثه علی از من خواست قرار ملاقاتی با هم بگذاریم. ما سوار ماشین سوزوکی علی بودیم که به من گفت دست از سر زنم بردار و ارتباطت را با او قطع کن. من هم گفتم او را دوست دارم و این کار را نمیکنم. علی عصبانی شد و روی من چاقو کشید. من هم در دفاع از خودم او را زدم. بعد به کمک شهین جسد را آتش زدیم.
وقتی نوبت به شهین رسید، او اتهام را قبول نکرد و گفت: من اصلاً در جریان قتل نبودم. این مرد با رویا قتل را مرتکب شد و جسد را آتش زد. آنها به من گفتند علی را کشتهاند. اینطور بود که در جریان قرار گرفتم چون از قبل با کامران رابطه عاشقانه داشتم، ترسیدم همهچیز را گردن من بیندازند، به همین خاطر هم سکوت کردم و با کامران و رویا فرار کردم. اما رویا به ما خیانت کرد و همهچیز را لو داد.
در نهایت قضات وارد شور شدند و کامران را به قصاص و شهین را به 10 سال حبس محکوم کردند. رأی صادره نیز به تایید دیوان عالی کشور رسید. پرونده کامران برای اجرا آماده شد اما شهین همچنان اصرار داشت که در قتل نقشی نداشته و درخواست اعاده دادرسی داد. صبح امروز جلسه بررسی پرونده به منظور اعاده دادرسی در شعبه 10 برگزار شد. در جلسه رسیدگی متهم پرونده در جایگاه قرار گرفت. شهین گفت: من و علی هفت سال بود که عقد کرده بودیم. هنوز برای خودمان خانه مستقل نداشتیم و در خانه پدر من زندگی میکردیم. یک سال و نیم بود که من با کامران رابطه عاشقانه داشتم، البته اشتباه کردم. شوهرم موضوع را فهمید و همه زندگیام را زیر و رو و مرا کنترل میکرد.
او در جواب این سوال که چطور با کامران آشنا شده بود گفت: دوست شوهرم بود. به کافه من رفتوآمد میکرد. ما با هم مهمانی زیاد میرفتیم و با شوهرم ارتباط کاری هم داشت. من حتی با رویا که دوستدختر سابق شوهرم بود هم ارتباط داشتم. وقتی قتل اتفاق افتاد کامران به من گفت حتماً باید تو را ببینم، من را به خانه رویا دعوت کرد و من هم رفتم. آنجا گفت علی را کشته و به کمک رویا جسد را آتش زدهاند. من خیلی ترسیدم. به من گفتند باید با ما بیایی. من هم از ترسم قبول کردم.
متهم ادامه داد: من هیچ نقشی در قتل نداشتم ولی چون خیانت کرده بودم ترسیدم و رفتم. ما سعی کردیم از کشور خارج شویم که نشد و دستگیر شدیم. من مستحق این مجازات نیستم.
در پایان قضات برای تصمیمگیری درباره اعاده دادرسی وارد شور شدند.