شناسهٔ خبر: 79886056 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

از میراث جهانی تا طبیعت بکر؛

گردشگری، گنجی که زیر پای ایران است

ایران روی گنجی نشسته که نه در دل معدن، بلکه در تاریخ، طبیعت و فرهنگ آن پنهان شده است، گنجی که اگر درست شناخته و مدیریت شود، می‌تواند گردشگر جذب کند، اشتغال بسازد و بخشی از اقتصاد کشور را از مسیر تازه‌ای به حرکت در آورد.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گردشگری برای ایران فقط به معنای چند روز سفر و بازدید از بناهای تاریخی نیست؛ صنعتی است که می‌تواند برای هتل، حمل‌ونقل، رستوران، صنایع‌دستی، موزه‌ها، روستاها، کسب‌وکارهای محلی و حتی حفاظت از میراث فرهنگی درآمد ایجاد کند. با این حال، فاصله میان ظرفیت‌های ایران و سهم کشور از بازار جهانی گردشگری همچنان قابل توجه است؛ فاصله‌ای که کارشناسان بخش مهمی از آن را به ضعف زیرساخت، نبود برنامه‌ریزی یکپارچه و تبدیل‌نشدن جاذبه‌ها به محصولات واقعی گردشگری نسبت می‌دهند.

ایران کشوری است که می‌توان در آن در فاصله‌ای نه‌چندان طولانی از یک بنای چند هزار ساله به کویر از جنگل به ساحل و از یک بازار تاریخی به روستایی با معماری و فرهنگ بومی رسید. تنوع اقلیمی و فرهنگی، میراث تاریخی گسترده، غذاهای محلی، صنایع‌دستی، آیین‌ها و ظرفیت گردشگری مذهبی، مجموعه‌ای از مزیت‌ها را در اختیار ایران قرار داده است.

کشورمان اکنون ۳۰ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو دارد و در برنامه هفتم توسعه نیز هدف‌گذاری شده است که تعداد گردشگران ورودی به کشور تا پایان برنامه به ۱۵ میلیون نفر برسد؛ در حالی که رقم مبنا در سال ۱۴۰۱ حدود ۴.۲ میلیون گردشگر اعلام شده بود، اما رسیدن از چند میلیون گردشگر به ۱۵ میلیون نفر، فقط با معرفی آثار تاریخی یا تبلیغات گردشگری امکان‌پذیر نیست؛ مسئله اصلی، ساختن صنعتی است که بتواند جاذبه را به محصول، محصول را به تجربه و تجربه را به درآمد تبدیل کند.

گردشگری، گنجی که زیر پای ایران است

گردشگری؛ صنعتی فراتر از سفر

در اقتصاد جهانی، گردشگری دیگر یک فعالیت فرعی محسوب نمی‌شود. بانک جهانی اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۴، سفر و گردشگری حدود ۱۰.۹ تریلیون دلار به اقتصاد جهان کمک کرده و از حدود ۳۵۷ میلیون شغل پشتیبانی کرده است.

همین ارقام نشان می‌دهد چرا کشورهای مختلف برای جذب گردشگر با یکدیگر رقابت می‌کنند؛ زیرا گردشگر فقط یک نفر نیست که وارد کشور می‌شود و یک اتاق هتل رزرو می‌کند. پشت هر سفر، زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی قرار دارد؛ از هواپیما و قطار و تاکسی گرفته تا هتل، رستوران، فروشگاه، صنایع‌دستی، موزه، تور و کسب‌وکارهای محلی. برای ایران نیز همین زنجیره می‌تواند اهمیت داشته باشد؛ به‌ویژه در مناطقی که امکان ایجاد صنایع بزرگ وجود ندارد اما از جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی برخوردارند.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در سال ۱۴۰۳ حدود هفت میلیون و ۳۹۹ هزار گردشگر خارجی وارد ایران شده‌اند؛ رقمی که نسبت به حدود ۶.۲ میلیون گردشگر سال ۱۴۰۲ افزایش داشته است.

یک بنای تاریخی به‌تنهایی مقصد گردشگری نمی‌سازد

زهرا حسینی، کارشناس گردشگری و میراث فرهنگی با تاکید بر اهمیت کیفیت فضای گردشگری و تجربه حضور گردشگر در محیط به خبرنگار ایمنا می‌گوید: گردشگر باید بتواند با آن اثر ارتباط برقرار کند، داستان آن را بشناسد، در فضای پیرامونی آن حضور پیدا کند، خدمات دریافت کند و تجربه‌ای به دست آورد که ارزش سفر را برای او افزایش دهد.

وی می‌افزاید: برای نمونه، میدان نقش جهان فقط یک میدان تاریخی نیست؛ بازار، معماری، صنایع‌دستی، غذا، موزه‌ها، روایت‌های تاریخی و زندگی شهری اطراف آن می‌توانند مجموعه‌ای از تجربه‌های گردشگری را بسازند، همین نگاه می‌تواند درباره تخت‌جمشید، یزد، کاشان، کرمان، تبریز، شهرهای شمالی، مناطق کویری و سواحل جنوبی نیز به کار گرفته شود.

حسینی می‌گوید: اگر قرار باشد ایران در برنامه هفتم به ۱۵ میلیون گردشگر برسد، افزایش ظرفیت اقامتی و زیرساخت‌های گردشگری اجتناب‌ناپذیر است، اما زیرساخت فقط هتل نیست؛ راه دسترسی، حمل‌ونقل ریلی و هوایی، جاده، اینترنت، خدمات بهداشتی، تابلوهای راهنما، مراکز اطلاع‌رسانی، خدمات گردشگری، آموزش نیروی انسانی و حتی امکانات ساده‌ای مانند سرویس بهداشتی در مقصدهای گردشگری بخشی از همین زنجیره هستند.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در بررسی اخیر خود تأکید کرده که ارتقای کمی و کیفی تأسیسات گردشگری نیازمند جذب سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌هایی همچون حمل‌ونقل، جاده، آب، برق و گاز است. این مرکز در عین حال هشدار داده که توسعه گردشگری تنها با قانون‌گذاری جدید محقق نمی‌شود و برنامه‌ریزی هدفمند و هماهنگی میان دستگاه‌ها نیز ضرورت دارد.

گردشگری، گنجی که زیر پای ایران است

گردشگر باید دلیل ماندن داشته باشد

این کارشناس گردشگری و میراث فرهنگی با بیان اینکه یکی از مسائل مهم گردشگری ایران، افزایش مدت اقامت گردشگر است، ادامه می‌دهد: اگر یک گردشگر خارجی تنها یک یا دو شهر را ببیند و کشور را ترک کند، بخش محدودی از ظرفیت اقتصادی سفر فعال می‌شود، اما اگر برای او یک مسیر چندروزه طراحی شود که تاریخ، طبیعت، غذا، صنایع‌دستی و فرهنگ را در کنار هم قرار دهد، هزینه‌کرد و اثر اقتصادی سفر نیز افزایش پیدا می‌کند.

وی توسعه مقصدهای کمتر شناخته شده را یکی از فرصت‌های مهم ایران در حوزه گردشگری می‌داند و می‌گوید:روستاها، شهرهای کوچک، مناطق کویری، سواحل مکران، مناطق غربی و شمال‌غربی و بسیاری از نقاط دیگر کشور ظرفیت‌هایی دارند که هنوز در بازار گردشگری ایران به اندازه کافی معرفی نشده‌اند.

حسینی می‌افزاید: توسعه این مناطق یک مزیت اقتصادی مهم هم دارد، اینکه درآمد گردشگری را از چند مقصد اصلی خارج می‌کند و به مناطق بیشتری می‌رساند.

در گزارش کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس نیز بر توسعه انواع گردشگری از جمله گردشگری سلامت، علمی، ورزشی، مذهبی، ساحلی و تندرستی و همچنین بوم‌گردی‌ها و خدمات رفاهی بین‌راهی تأکید شده است،بنابراین آینده گردشگری ایران فقط در افزایش تعداد هتل‌های شهرهای بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ باید سبد محصولات گردشگری کشور نیز متنوع شود.

گردشگری؛ فرصت اشتغال برای میلیون‌ها نفر

سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که برای حفظ اشتغال موجود در صنعت گردشگری، کشور به جذب گردشگر خارجی نیاز دارد و از فعالیت حدود ۲۲ هزار مرکز اقامتی، شش هزار آژانس مسافرتی، ۱۵ هزار راهنمای گردشگری و سه هزار بوم‌گردی سخن گفته بود، این اعداد نشان می‌دهد گردشگری به شکل مستقیم و غیرمستقیم با طیف گسترده‌ای از مشاغل ارتباط دارد.

از راهنمای تور و راننده گرفته تا فروشنده صنایع‌دستی، آشپز، هتل‌دار، تولیدکننده محصولات محلی و فعال حوزه میراث فرهنگی، همگی بخشی از اقتصاد گردشگری هستند، حتی یک روستای کوچک نیز می‌تواند از طریق اقامتگاه بوم‌گردی، فروش محصولات محلی، صنایع‌دستی و خدمات گردشگری سهمی از این اقتصاد داشته باشد.

گردشگری، گنجی که زیر پای ایران است

به گزارش ایمنا، ایران امروز با یک دوگانه روبه‌رو است؛ از یک طرف، کشوری با یکی از متنوع‌ترین مجموعه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی منطقه است و از طرف دیگر، هنوز برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه خود در جذب گردشگر به توسعه زیرساخت، سرمایه‌گذاری، بازاریابی، آمار دقیق و مدیریت یکپارچه نیاز دارد.

هدف برنامه هفتم، رساندن تعداد گردشگران ورودی به ۱۵ میلیون نفر است. در سال ۱۴۰۳، حدود ۷.۴ میلیون ورود گردشگر اعلام شده است؛ یعنی برای رسیدن به هدف برنامه، ظرفیت جذب باید تقریباً دو برابر شود، اما شاید مهم‌تر از خود عدد ۱۵ میلیون، این باشد که هر گردشگر چه تجربه‌ای داشته باشد، چند روز بماند و چه میزان ارزش اقتصادی در مقصد ایجاد کند.

ایران اگر تنها به دنبال افزایش تعداد گردشگران باشد، بخشی از مسئله را حل کرده است؛ اما اگر بتواند گردشگر را به شهرها و روستاهای بیشتری ببرد، مدت اقامت را افزایش دهد، تجربه سفر را ارتقا دهد و زنجیره صنایع‌دستی، غذا، اقامت، حمل‌ونقل و میراث را به یکدیگر متصل کند، آن زمان گردشگری می‌تواند از یک ظرفیت بالقوه به یک صنعت اثرگذار تبدیل شود.

∎​