روزنامه خراسان نوشت: عباس عراقچی در نیویورک برابر دوربینها ایستاد و برای خروج از بنبست، زمان تعیین کرد. پیشنهاد ایران این بود که اگر آمریکا اقدامات لازم را انجام دهد، تردد در تنگه هرمز میتواند ظرف هفت روز به وضعیت عادی بازگردد و گفتوگو برای توافق نهایی آغاز شود. این پیشنهاد پس از انتقال شروط ایران از مسیر میانجیها و مذاکرات غیرمستقیم با نمایندگان واشنگتن مطرح شد. تهران میخواست نشان دهد برای پایان دادن به بحران، راهی مشخص روی میز گذاشته است؛ راهی که از آمریکا اقدام میخواهد و دربرابر آن، بازگشایی تنگه را در یک جدول زمانی کوتاه قرار میدهد.
چند ساعت بعد، والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد ترامپ طرح آتشبس هفتروزه را رد کرده است. معنای این خبر فراتر از مخالفت با یک جدول زمانی است. ترامپ ظاهراً حاضر نیست محاصره بنادر ایران را دربرابر بازشدن هرمز کنار بگذارد؛ اهرمی را نگه داشته که به اقتصاد ایران فشار روزانه وارد میکند و همزمان درباره پرونده هستهای نیز امتیاز میخواهد. تهدید علنی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل و سخن گفتن او از توافقی پس از انتخابات میاندورهای، به این برداشت وزن بیشتری میدهد.
همچنین سیدمحمد مرندی، کارشناس مسائل بینالملل، احتمال میدهد فشار نتانیاهو و متحدانش در رد پیشنهاد ایران نقش داشته باشد. او همچنین هشدار میدهد که اگر نتانیاهو شکست انتخاباتی را محتمل ببیند، ممکن است تشدید جنگ را راهی برای عقبانداختن رأیگیری یا ایجاد فضای همبستگی ببیند. این سناریو هنوز قابل اثبات نیست، اما یک ملاحظه جدی برای تهران دارد. در محاسبه آینده مذاکرات، نباید تصمیم واشنگتن را جدا از انگیزههای سیاسی تلآویو دید.
در قلب این رویارویی، دو اهرم قرار دارد. تنگه برای ایران و محاصره برای آمریکا. هر طرف میکوشد اهرم خود را تا لحظه توافق حفظ کند و از قدرت اهرم طرف مقابل بکاهد. ایران با محدودیت عبور از هرمز، هزینه جنگ را به بازار انرژی و شرکای منطقهای آمریکا منتقل کرده است. آمریکا نیز با محاصره دریایی، فشار بر پروازهای ایرانی و کمک به عبور بخشی از نفتکشها میکوشد زمان را به زیان تهران به حرکت درآورد. عبور نفت از تنگه با روشهای جایگزین ادامه دارد، هرچند با هزینه بالاتر؛ در مقابل، محدودیتهای دریایی و هوایی نیز برای ایران واقعی و فرسایندهاند. هیچیک از دوطرف اهرم دیگری را از کار نینداخته است.
خطر اصلی برای ایران همینجاست. اگر آمریکا بتواند محاصره را ادامه دهد و در همان حال از شدت اثر هرمز بر بازار بکاهد، در دور بعدی مذاکره انگیزه بیشتری برای افزودن مطالبات خواهد داشت. امروز موضوع هستهای در کنار بازگشایی تنگه قرار میگیرد؛ فردا ممکن است واشنگتن پروندههای موشکی و منطقهای را نیز با رفع محاصره گره بزند. این هنوز تصمیم اعلامشده آمریکا نیست، اما امتداد قابل پیشبینی مذاکرهای است که در آن یک طرف، هزینه حفظ اهرم خود را قابل تحملتر از هزینه اهرم طرف مقابل ببیند.
اقدام پزشکیان و عراقچی را باید در چنین صحنهای سنجید. ایران پس از بیان مواضع خود در مجمع عمومی، از مسیر قطر وارد تبادل پیام شد و سپس پیشنهاد را علنی کرد. علنیکردن طرح، محاسبه ترامپ را از اتاق مذاکره به صحنه سیاست داخلی آمریکا میبرد. رئیسجمهوری که از گرانی انرژی و انتخابات
پیش رو سخن میگوید، اکنون باید توضیح دهد چرا راهی با زمانبندی کوتاه برای کاهش تنش را نمیپذیرد. از سوی دیگر، ایران نیز با این اقدام به مردم خود و کشورهای منطقه نشان میدهد که پیش از هر تشدید احتمالی، امکان توافق را آزموده است. گزارش مذاکرات نیویورک و نقش میانجی قطری منتشر شده، اما میزان اثر این مانور بر تصمیم ترامپ را تنها رفتار بعدی آمریکا روشن خواهد کرد.
معادله منطقهای نیز یکدست نیست. قطر پیامهای تهران و واشنگتن را منتقل میکند و عمان طرف گفتوگوی ایران درباره ترتیبات عبور از تنگه هرمز است. اما عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی دغدغهها و مطالبات یکسانی ندارند. عربستان تحولات یمن و امنیت مسیر صادرات نفت خود را میسنجد؛ امارات نگران امنیت کشتیرانی و تجارت در خلیجفارس است؛ و اسرائیل از توافقی که فشار بر ایران را کاهش دهد، استقبال نمیکند. پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ نیز عبور از مسیر جایگزین هرمز را دشوارتر کرده، اما این تحول بهتنهایی عربستان را به حمایت از پیشنهاد ایران نمیرساند.
رد طرح هفتروزه ایران توسط ترامپ، نشانه سختتر شدن کار دیپلماسی است. ایران برای دفاع از حقوق مردمش درست عمل میکند که همچنان راه توافق را پیش روی آمریکا بگذارد. اما همزمان نباید اجازه دهد محاصره به وضعیتی عادی و سپس به سکویی برای مطالبات تازه آمریکا تبدیل شود. همزمان با پیشنهاد مذاکره، بازسازی توان نظامی ایران با سرعت دنبال میشود؛ از تقویت پدافند و بازیابی ظرفیتهای آسیبدیده تا آمادهسازی برای پاسخ به حمله احتمالی. نیروهای مسلح اجرای این برنامه را به نتیجه گفتوگوها موکول نکردهاند، چون در تهران خوشبینیای به نیت آمریکا وجود ندارد. منطق تصمیم در تهران این گونه است که ایران راه دیپلماسی را بازمیگذارد، اما اگر آمریکا یا اسرائیل دوباره حمله کنند، دفاع از کشور نباید حتی یک روز معطل سرنوشت توافق مانده باشد.