شناسهٔ خبر: 79883540 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: صراط‌نیوز | لینک خبر

آمریکا وعدۀ بمباران ایران پس از انتخابات کنگره را داد؛

نتیجۀ پیام‌های ضعف و مذاکره‌خواهی

صاحب‌خبر -

به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان، گزارش وال‌استریت ژورنال درباره رد پیشنهاد هفت‌روزه ایران از سوی ترامپ و احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، در کنار تشدید فشار‌های اقتصادی و حتی محدودیت‌های ارتباطی علیه ایران، یک پرسش جدی را پیش رو قرار می‌دهد: اگر مذاکره در میانه جنگ و فشار، در محاسبات طرف مقابل به جای کاهش خصومت، به فرصتی برای افزایش امتیازخواهی تبدیل شود، اصرار بر ارسال مکرر پیام مذاکره چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که سخنان اخیر رئیس‌جمهور را کنار تحولات امروز بگذاریم. مسعود پزشکیان در گفت‌و‌گو‌های خود در نیویورک بار‌ها به این واقعیت اشاره کرده که در مقاطع پیشین، همزمان با مذاکره، حمله نیز رخ داده است. او در گفت‌و‌گو با رسانه‌های آمریکایی با اشاره به تجربه‌های گذشته، از بی‌اعتمادی ناشی از حمله در جریان گفت‌و‌گو‌ها سخن گفت.

اما مسئله دقیقاً همین‌جاست: وقتی خود سیاستگذار می‌پذیرد که الگوی «مذاکره ـ حمله» چند بار تکرار شده، تکرار همان مسیر بدون تغییر در محاسبات طرف مقابل، چه تفاوتی با خطای محاسباتی دارد؟

در هفته گذشته، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، عباس عراقچی و استیو ویتکاف نیز با میانجیگری قطر دیدار کردند؛ دیداری که بنا بر گزارش‌های منتشرشده حدود سه ساعت به طول انجامید. همزمان، مواضع ایران درباره شروط پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز به طرف آمریکایی منتقل شد.

این در حالی است که واشنگتن نه‌تنها فشار را متوقف نکرده، بلکه بنا بر گزارش وال‌استریت ژورنال، در حال گسترش کارزار فشار اقتصادی و دیپلماتیک برای محدود کردن روابط بانکی و هوایی ایران با سایر کشورهاست. در این گزارش آمده است که مقام‌های آمریکایی به شرکای تجاری ایران هشدار داده‌اند ادامه همکاری با تهران می‌تواند دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا را به خطر بیندازد.

حالا گزارش تازه وال‌استریت ژورنال معنای این تحولات را سنگین‌تر می‌کند: ترامپ پیشنهاد هفت‌روزه ایران را رد کرده و، بنا بر گفته مقام‌های آمریکایی به این روزنامه، به دستیاران خود گفته است انتظار دارد حملات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر از سر گرفته شود.

در چنین شرایطی، موضوع دیگر صرفاً مذاکره یا عدم مذاکره نیست؛ مسئله، زمان‌بندی و نسبت میان دیپلماسی و قدرت بازدارندگی است. اگر طرف مقابل در حال استفاده از فشار اقتصادی، محاصره و تهدید نظامی برای تغییر محاسبات ایران است، توافقی موقت که پیش از انتخابات آمریکا قیمت انرژی را پایین بیاورد و بخشی از فشار اقتصادی داخلی بر دولت ترامپ را کاهش دهد، باید با دقت مضاعف سنجیده شود. حتی گزارش گاردین نیز به فشار آمریکا برای کاهش قیمت نفت و افزایش عرضه فرآورده‌های نفتی پیش از انتخابات اشاره کرده است.

اینجاست که تجربه سه مرحله پیشین ــ آن‌گونه که رئیس‌جمهور نیز خود بر آن تأکید کرده ــ اهمیت پیدا می‌کند. اگر نتیجه یک روش در چند نوبت مشابه بوده است، مسئله فقط «اشتباه در اجرا» نیست؛ باید خود روش را دوباره بررسی کرد.

در سوی دیگر، فشار‌ها در حال گسترش است. آمریکا علاوه بر محاصره دریایی، کارزار محدود کردن ارتباطات هوایی و مالی ایران با جهان را نیز دنبال می‌کند؛ بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا ارسال مداوم سیگنال آمادگی برای توافق، در شرایطی که طرف مقابل همزمان فشار را افزایش می‌دهد، به‌جای کاهش هزینه‌ها، ممکن است محاسبه هزینه تجاوز را برای او پایین بیاورد؟

تجربه مذاکرات گذشته دست‌کم یک درس روشن دارد: مذاکره زمانی می‌تواند به ابزار تأمین منافع ملی تبدیل شود که با اهرم قدرت و تضمین اجرای تعهدات همراه باشد؛ نه آنکه خود به سیگنالی برای کاستن از فشار طرف مقابل تبدیل شود.

اگر قرار است این بار خطای محاسباتی تکرار نشود، نقطه آغاز آن شاید همین باشد: پیش از آنکه درباره شکل توافق بعدی سخن گفته شود، باید درباره نتیجه توافق‌های قبلی، نسبت مذاکره و فشار، و مهم‌تر از همه، درباره محاسبه‌ای که دشمن از رفتار ما انجام می‌دهد، صریح‌تر اندیشید.

∎​