به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان مرکزی، بهمناسبت هفته دفاع مقدس، پوستر معرفی کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» از مجموعه «پیشنهاد خواندنی» منتشر شد.
کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» نوشته حمید حسام و مسعود امیرخانی و منتشرشده توسط انتشارات سوره مهر، روایت زندگی پرفرازونشیب کونیکو یامامورا، بانوی ژاپنیتبار ساکن ایران و مادر شهید بابایی است؛ زنی که مسیر زندگیاش از ژاپن آغاز شد و در ایران به تجربهای متفاوت از عشق، ایمان، خانواده و ایثار رسید.
کونیکو یامامورا در ژاپن متولد و در خانوادهای بودایی بزرگ شد. آشنایی او با یک مسلمان ایرانی، مسیر زندگیاش را تغییر داد و سرانجام او را از سرزمین مادریاش به ایران کشاند. تصمیمی که با مخالفت و نگرانی خانواده همراه بود و دشواریهای فراوانی برای او به همراه داشت، اما نقطه آغاز فصل تازهای از زندگیاش شد.
حمید حسام پس از دیداری با کونیکو یامامورا در مراسمی که در آن، گفتوگوی جانبازان شیمیایی ایران و بازماندگان بمباران اتمی هیروشیما را ترجمه میکرد، به روایت زندگی او علاقهمند شد. حاصل این دیدار، کتابی است که با همراهی مسعود امیرخانی، خاطرات و تجربههای این بانوی ژاپنی را به مخاطب منتقل میکند.
«مهاجر سرزمین آفتاب» از کودکی کونیکو در ژاپن و زندگی در میان خانواده و فضای فرهنگی آن کشور آغاز میشود و سپس به آشنایی او با همسر ایرانی، مهاجرت به ایران، پذیرش فرهنگ و دین جدید و شکلگیری خانوادهای متفاوت میرسد. در ادامه، روایت به روزهای انقلاب و دفاع مقدس و تجربه تلخ شهادت فرزندش میرسد؛ جایی که کونیکو، که بعدها با نام سبا شناخته شد، به عنوان مادری داغدار اما استوار، روایتی متفاوت از مفهوم ایثار و ایمان ارائه میکند.
یکی از جذابیتهای کتاب، قرار گرفتن دو فرهنگ متفاوت در کنار یکدیگر است؛ ژاپن و ایران، شرق دور و خاورمیانه، و زنی که در مسیر زندگی خود میان این دو جهان پل میزند. همین ویژگی، «مهاجر سرزمین آفتاب» را فراتر از یک خاطرهنگاری معمول، به روایتی درباره مهاجرت، انتخاب، عشق، هویت، ایمان و خانواده تبدیل کرده است.
این کتاب مورد توجه رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز قرار گرفته و ایشان در تقریظ خود نوشتهاند: «سرگذشت پرماجرا و پرجاذبهی این بانوی دلاور، که با قلم رسا و شیوای حمید حسام نگارش یافته است، جداً خواندنی و آموختنی است. من این بانوی گرامی و همسر بزرگوار او را سالها پیش در خانهشان زیارت کردم. خاطرهی آن دیدار در ذهن من ماندگار است. آن روز جلالت قدر این زن و شوهر با ایمان و با صداقت و با گذشت را مثل امروز که این کتاب را خواندهام، نمیشناختم؛ تنها گوهر درخشانِ شهید عزیزشان بود که مرا مجذوب میکرد. رحمت و برکت الهی شامل حال رفتگان و ماندگان این خانواده باد.»
