شناسهٔ خبر: 79881894 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

علمی که رسانه‌ای نشود، علم نیست

«ژورنالیسم پژوهشی» تنها راه نجات علوم انسانی و سپر دفاعی در برابر سلبریتی‌های شبه‌علم است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ تصویر کلاسیک و رومانتیک از پژوهشگری که در خلوت و تاریکی کتابخانه‌ها، زاهدانه در میان انبوهی از کتاب‌های قطور غرق شده و هیچ کاری به هیاهوی کف خیابان و افکار عمومی ندارد، دیگر نه یک فضیلت، که یک «خودکشی نهادی» تمام‌عیار است. در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی و مدل‌های زبانی هوش مصنوعی (LLMs) با سرعتی سرسام‌آور در حال بلعیدن و بازتولید اطلاعات هستند، علمی که نتواند خود را به زبان جامعه ترجمه کند، پیش از تولد مرده است.

برای کالبدشکافی این بحران عمیق معرفتی و یافتن حلقه مفقوده میان «دانشگاه» و «جامعه»، نشست علمی و تخصصی «ژورنالیسم پژوهشی در علوم انسانی» با همکاری مدیریت فرهنگی معاونت کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به‌صورت برخط برگزار شد. این نشست که دبیری آن را افسرالملوک ملکی (پژوهشگر پژوهشگاه) بر عهده داشت، با حضور چهار تن از صاحب‌نظران و استراتژیست‌های حوزه علوم انسانی، به میدانی برای نقد صریح انفعال آکادمیک و ارائه نقشه‌راهی برای اجتماعی‌کردن دانش تبدیل شد. متنی که در ادامه می‌خوانید، گزارش تفصیلی، تحلیلی و بدون تقطیع از این رویداد راهبردی است.

دکتر براتلو؛ عبور از روابط‌عمومیِ سطحی به «گردش اجتماعی دانش»

در آغاز این نشست، دکتر فاطمه براتلو، معاون کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه، صورت‌بندی دقیقی از ضرورت تغییر پارادایم در نظام دانشگاهی ایران ارائه داد. وی سخنان خود را با تأکید بر یک مفهوم بنیادین آغاز کرد: «تقویت حضور اجتماعی دانش». به باور وی، تولید علم اگر به خلق سازوکارهای مؤثر برای پیوند با حوزه عمومی منجر نشود، عقیم خواهد ماند. دکتر براتلو «ژورنالیسم پژوهشی» را صرفاً یک تکنیک رسانه‌ای ندانست، بلکه آن را یکی از مهم‌ترین «سازوکارهای واسط» معرفی کرد که وظیفه خطیرِ تسهیل گردش اجتماعی دانش را بر عهده دارد. وی در تشریح این مفهوم گفت: «ما نیازمند جریانی هستیم که زمینه ورود یافته‌ها، شواهد متقن و دستاوردهای پژوهشی را به عرصه عمومی فراهم آورد تا ظرفیت بی‌بدیل علوم انسانی بتواند در فهم، تبیین و صورت‌بندی مسائل پیچیده جامعه و بحران‌های روزمره به کار گرفته شود.»

معاون کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی با هشدار نسبت به تقلیل این مفهوم استراتژیک تصریح کرد: «یک خطای راهبردی این است که ژورنالیسم پژوهشی را به اطلاع‌رسانی‌های روزمره و گزارش‌کارهای روابط‌عمومی درباره فعالیت‌ها و دستاوردهای علمی تقلیل دهیم. ژورنالیسم پژوهشی بخش حیاتی از زنجیره ترجمان، واسطه‌گری و گردش دانش است که مأموریت آن، گسترش دامنه مخاطبان علوم انسانی و ایجاد امکان حضور مؤثرتر و عمیق‌ترِ پژوهشگران در گفت‌وگوهای عمومی است.»

دکتر براتلو در پایان سخنان خود، نقشه راه عملیاتی برای تحقق این ایده را نیز ترسیم کرد. وی توانایی برقراری گفت‌وگوی علمی با مخاطبان عمومی و گروه‌های مختلف اجتماعی را حلقه‌ای مفقوده در جامعه دانشگاهی ایران دانست و بر لزوم توانمندسازی اعضای هیئت علمی در این زمینه تأکید ورزید. پیشنهادهای اجرایی وی شامل «طراحی برنامه‌های مهارتی مبتنی بر نیازسنجی»، «شبکه‌سازی ارگانیک میان پژوهشگران، روزنامه‌نگاران و کنشگران مرزی» و در نهایت ایده نوآورانه «تدوین دانشنامه مفاهیم اقماری مرتبط با ایده ژورنالیسم پژوهشی» بود که می‌تواند چارچوب مفهومی این حوزه را در ایران نهادینه کند.

دکتر محمدی‌کیا؛ ژورنالیسم دانشی؛ سلاح پنهان دیپلماسی و قدرت نرم

آیا روزنامه‌نگاری علمی می‌تواند معادلات قدرت در جهان را تغییر دهد؟ دکتر طیبه محمدی‌کیا، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات سیاسی و روابط بین‌الملل و حقوق، سخنرانی خود را با عنوان «ژورنالیسم دانشی و نقش آن در گسترش توان سیاست خارجی کشور» ارائه داد و به این پرسش، پاسخی مثبت و قاطع داد. وی با عبور از تعاریف سنتی قدرت گفت: «در عصر اطلاعات، قدرت کشورها دیگر منحصراً بر تعداد کلاهک‌های هسته‌ای، توان نظامی یا شاخص‌های کلان اقتصادی استوار نیست. امروز، توانایی "تولید، تفسیر و انتشار دانش" به یکی از مؤلفه‌های اصلی و تعیین‌کننده قدرت ملی تبدیل شده است.»

دکتر محمدی‌کیا «ژورنالیسم دانشی» (Knowledge Journalism) را رویکردی نوین در روزنامه‌نگاری توصیف کرد که برخلاف ژورنالیسم زرد یا هیجانی، اتکای مطلق بر داده‌های معتبر، پژوهش‌های علمیِ همتاداوری‌شده، تحلیل‌های تخصصی و روایت‌های مستندِ مبتنی بر شواهد دارد. وی پیوند این نوع روزنامه‌نگاری با منافع ملی را این‌گونه تشریح کرد: «این نوع روزنامه‌نگاری یک ابزار مؤثر در دیپلماسی عمومی است. در عرصه سیاست خارجی، انتشار روایت‌های مستند و علمی درباره ظرفیت‌های سرزمینی، پیشرفت‌های فناورانه، دستاوردهای دانشگاهی، و توانمندی‌های اقتصادی و فرهنگی ایران، می‌تواند تصویر مخدوش‌شده کشور در عرصه بین‌الملل را ترمیم کرده، اعتمادسازی کند و بستری امن برای توسعه همکاری‌های استراتژیک در حوزه‌های علمی، اقتصادی و سیاسی فراهم آورد.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل، همزمان به لبه دیگر شمشیر در عصر دیجیتال اشاره کرد. گسترش رسانه‌های جدید و هوش مصنوعی، گرچه فرصت‌های بی‌نظیری برای بسط قدرت نرم فراهم کرده‌اند، اما تهدیداتی هولناک نیز به همراه دارند. وی تصریح کرد: «ما امروز با چالش‌های ویرانگری نظیر انتشار اخبار جعلی (Fake News)، جنگ شناختی تمام‌عیار، سوگیری‌های هدفمند رسانه‌ای و رقابت شدید اطلاعاتی مواجهیم. در چنین کارزاری، ضرورت ارتقای سواد رسانه‌ای، تربیت خبرنگاران تخصصیِ مسلط به روش تحقیق، و ایجاد سازوکارهای دقیق اعتبارسنجی اطلاعات، مأموریتی است که مستقیماً بر امنیت ملی و اعتبار بین‌المللی ما تأثیر می‌گذارد.»

دکتر گرامی؛ شلیک به برج عاج؛ اگر «کیوریتور علمی» نشوید، هوش مصنوعی شما را حذف می‌کند

یکی از ساختارشکنانه‌ترین، فلسفی‌ترین و در عین حال هشداردهنده‌ترین بخش‌های این نشست، سخنرانی دکتر سیدمحمدهادی گرامی، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات قرآنی بود. وی با موضوع «درنگی در اهمیت رسانه و ترویج برای کنشگری آکادمیک»، تیغ تند نقد خود را به سمت سنت‌های رسوب‌کرده در آکادمیای ایران نشانه رفت. دکتر گرامی سخنان خود را با حمله به پندار سنتی «روشنفکر منزوی» آغاز کرد؛ تفکری که ترویج علم در سطح عمومی را مترادف با «سطحی‌نگری» و «ابتذال» می‌داند و معتقد است دانشمند باید زاهدانه در معبد آکادمی بماند. وی برای ابطال این گزاره، به «نظریه شبکه-کنشگر» (Actor-Network Theory) از برونو لاتور، جامعه‌شناس نامدار علم، استناد کرد و گفت: «بر اساس این نظریه، حیات یک واقعیت یا حقیقت علمی کاملاً در گروی گردش آن در یک "سیستم عروقی علم" است. علمی که ترویج نشود، به لایه معرفت‌شناختیِ "کالعَدَم" (انگار که اصلاً وجود ندارد) سقوط می‌کند؛ چرا که نتوانسته هیچ فرآیند کنشگری یا تغییری را در شبکه پیچیده جهان واقع تحریک کند. علمِ محبوس در کشوی میز، علم نیست.»

وی در ادامه برای نقد تفکر «پرهیز از خودنمایی علمی» که در میان برخی اساتید یک ارزش اخلاقی پنداشته می‌شود، به سراغ نظریه «میدان علمی» (Scientific Field) پیر بوردیو رفت. دکتر گرامی توضیح داد: «در دستگاه فکری بوردیو، "سرمایه علمی" شکلی از سرمایه نمادین است و سرمایه نمادین هرگز بدون تأیید، دیده شدن و مصرف اجتماعی شکل نمی‌گیرد. پژوهشگر ناگزیر است که اثر خود را مانند یک "عرضه اولیه" در بورس (IPO) وارد بازار رقابتی اندیشه کند. محصولی که در قفسه‌ها پنهان بماند، هرگز پتانسیل مرئی شدن، نقد شدن و اثرگذاری را نخواهد یافت.»

دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی سپس به یک مرزبندی بسیار ظریف و حیاتی پرداخت: تفاوت «کنشگری آکادمیک» با «توده‌گرایی زرد». وی تأکید کرد: «ترویج علم به هیچ‌وجه به معنای ساده‌سازی مبتذل مفاهیم نیست. ترویج علم، هنر پیچیده "ترجمان فرهنگی" است؛ یعنی توانایی انتقال مفاهیم از اتمسفر سنگین و پیچیده تولید متن، به اتمسفر پویای "زیست‌جهان" (Lifeworld) و روزمره جامعه. وظیفه ژورنالیسم پژوهشی، تبدیل اسناد خشک روایی به روایت‌های عینی و لمس‌کردنی از "دین زیسته" است؛ به نحوی که ترویج‌کننده بتواند روش تفکر انتقادی را در کالبد رسانه‌ها تزریق کند.»

اما مهیب‌ترین هشدار دکتر گرامی مربوط به پدیده ظهور مدل‌های زبانی هوش مصنوعی (LLMs) بود. وی رسماً از مرگ حتمیِ «پژوهشگران صرفاً گردآورنده» خبر داد و گفت: «اگر کار یک استاد یا پژوهشگر صرفاً جمع‌آوری و دسته‌بندی داده‌هاست، هوش مصنوعی این کار را در چند ثانیه و بسیار بهتر انجام می‌دهد. در عصر دیجیتال، نقش سنتی نویسنده منسوخ شده و باید به یک "کیوریتور علمی" (Curator) ارتقا یابد. کیوریتور علمی کسی است که به کمک هوش مصنوعی، داده‌های خام و انبوه را می‌گیرد و برای هویت مادی، فرهنگی و تاریخیِ جامعه خود، به آن‌ها "معنا" می‌بخشد.»

وی در پایان با استفاده از مفهوم روان‌کاوانه «نارسیسیزم تفاوت‌های کوچک» (Narcissism of small differences)، به جنگ‌های زرگری و وسواس‌های بیمارگونه برخی اساتید منزوی بر سر مسائل خرد متنی تاخت و هشدار داد: «وقتی دانشگاهیان مرجعیت خود را با انزواطلبی تخلیه می‌کنند، فضا برای هجوم همه‌جانبه سلبریتی‌های باسوادنما و دلالان شبه‌علم به افکار عمومی کاملاً باز می‌شود. پافشاری بر مدل انزوا، یک خودکشی نهادی است. اگر امروز ترویج و ژورنالیسم پژوهشی را به عنوان یک وظیفه عینی و قطعی نپذیریم، فردا به طور کامل از سوی جامعه، رسانه‌ها و حتی ساختارهای مادی بودجه‌ریزیِ حاکمیت حذف و بایکوت خواهیم شد.»

دکتر مبلغی؛ کارویژه معرفت‌شناختی؛ از مونولوگ نخبگانی تا دیالوگ همگانی

در ادامه، دکتر عبدالمجید مبلغی، مدیر گروه پژوهشی جامعه‌شناسی سیاسی پژوهشکده انقلاب اسلامی، با ورود به ساحت معرفت‌شناسی، فلسفه وجودی ژورنالیسم دانشی را واکاوی کرد. وی بحث خود را با تعریفی عمیق آغاز نمود: «ژورنالیسم دانشی در علوم انسانی، صرفاً یک ابزار انتقال نیست، بلکه به مثابه یک "کنش معرفتی"، پاسخی ضروری به شکاف معرفت‌شناختیِ عمیق میان دو ساحت است: "زیست‌جهانِ نظریِ دانشگاه" و "زیست‌جهانِ زیسته‌ی عمومی".»

دکتر مبلغی در تبیین تفاوت ماهوی علوم انسانی با علوم دقیقه گفت: «در علوم طبیعی و مهندسی، دستاوردها در قالب "فناوری" و ابزار (مثل گوشی هوشمند یا داروی جدید) به‌طور خودکار وارد جامعه شده و تأثیر خود را می‌گذارند. اما در علوم انسانی که با دغدغه‌های معنایی، هویتی و ارزشی سروکار دارد، مفاهیم به‌خودی‌خود ملموس نیستند. علوم انسانی برای تأثیرگذاری در جامعه، به شدت نیازمند و ناگزیر از "ترجمه‌ی زبانی" مفاهیم انتزاعی به قالبی است که برای شهروندان مأنوس و در عین حال به لحاظ علمی دقیق باشد.»

این جامعه‌شناس سیاسی با اشاره به لزوم بلوغ پرسش‌های بنیادین افزود: «از منظر معرفت‌شناسی اجتماعی، ژورنالیسم پژوهشی یک چرخه کاملاً دوسویه را فعال می‌کند. یک پرسش فلسفی یا جامعه‌شناختی، تنها زمانی به بلوغ می‌رسد که از دیوارهای دانشگاه خارج شده، در فضای عمومی بازتاب یابد و با بازخوردهای تجربی، انضمامی و روایی مردم عادی محک بخورد. این برخورد با واقعیتِ کف خیابان، به غنی‌تر شدن خود نظریه می‌انجامد و دانشگاه را از یک "مونولوگ و تک‌گویی نخبگانی" ملال‌آور، به یک "دیالوگ همگانی" با شهروندانی که اکنون به "سوژگان معرفتی" تبدیل شده‌اند، ارتقا می‌دهد.»

وی تحقق این آرمان‌شهر علمی را منوط به عبور از سه چالش سهمگین دانست: «نخست؛ فقدان نهادهای واسط و روزنامه‌نگارانی که دارای سواد دوگانه (هم علمی و هم رسانه‌ای) باشند. دوم؛ دشواریِ راه رفتن بر لبه تیغِ حفظ دقت نظری در عین ایجاد جذابیت عمومی. و سوم؛ مقاومتِ متصلبانه درون‌دانشگاهی در برابر عمومی‌سازی علم، که متأثر از همان نگاه سنتی، اجتماعی شدن علم را مترادف با کاهش اعتبار علمی می‌پندارد.»

دکتر مبلغی در پایان تأکید کرد که موفقیت ژورنالیسم دانشی نیازمند گذار از سنجش‌های کمیِ مرسوم (مانند تعداد کلیک یا تیراژ) به معیارهای کیفی و هرمنوتیکی است. وی گفت: «معیار موفقیت یک متن در ژورنالیسم پژوهشی این است که چقدر توانسته بدیهیاتِ غلط عمومی را به چالش بکشد، در مفروضاتِ منجمدِ جمعی تغییر ایجاد کند و پرسش‌های تازه‌ای در ذهن جامعه بگشاید. ژورنالیسم دانشی در نهایت نوعی "عاملیت معرفتی" است که ثمره آن، تولد جامعه‌ای پرسشگر و آگاه است؛ جامعه‌ای که در آن فهمیدن، دیگر انحصار یک طبقه خاص نیست، بلکه فرآیندی مشارکتی و همگانی است.»

دکتر بختیاری؛ اوج بلوغ خبرنگاری در خدمت شفافیت و حل مسئله

حسن ختام این نشست، سخنان دکتر آمنه بختیاری، مدیر فرهنگی معاونت کاربردی‌سازی علوم انسانی و فرهنگی پژوهشگاه بود. وی ضمن جمع‌بندی مباحث و قدردانی از اساتید حاضر، نگاه ساختاری و فرهنگی به این پدیده را تکمیل کرد. دکتر بختیاری با تأکید بر اینکه ژورنالیسم پژوهشی در حقیقت «اوج کار و بلوغ حرفه خبرنگاری» است، گفت: «تبدیل دانش غامض و تخصصی علوم انسانی به محتوایی قابل فهم، اثرگذار و جریان‌ساز، یکی از ظرفیت‌های بی‌نظیر و رسالت‌های اصلی مدیریت فرهنگی در کشور است. پژوهش‌های فاخر و بنیادین در حوزه علوم انسانی، هرچند که در کتابخانه‌ها تحسین شوند، تنها زمانی می‌توانند در ارتقای فرهنگ عمومی، اصلاح ساختارها و حل بحران‌های ملموس جامعه نقش‌آفرینی کنند که از مرزهای محدود دانشگاهی عبور کرده و با بیانی ساده و جذاب در ویترین جامعه قرار گیرند.»

وی با اشاره به روان‌شناسی مخاطب در مواجهه با محتوای علمی افزود: «زمانی که مردم عادی گزارش‌های خوش‌خوان، مستند و تحلیلی از آخرین یافته‌های علمی را مطالعه می‌کنند، نه‌تنها آگاهیِ لحظه‌ای پیدا می‌کنند، بلکه قلابِ کنجکاوی علمی در ذهن آن‌ها گیر می‌کند و خودشان به شکل خودجوش به دنبال تحقیق و مطالعه بیشتر در آن زمینه‌ها می‌روند. این همان فرآیند ارتقای نامحسوس سطح سواد عمومی است.»

دکتر بختیاری در پایان، بر یک الزام حرفه‌ای در این مسیر تأکید کرد و گفت: «تضمین موفقیت در این عرصه، نیازمند شفافیت مطلق در سه مرحله "پیش‌تولید (ایده‌یابی پژوهشی)"، "تولید (انجام پژوهش)" و "پساتولید (ترویج و نشر رسانه‌ای)" است. تنها با رعایت این شفافیت سه‌گانه است که ژورنالیسم پژوهشی می‌تواند سناریوهای غیرخطی، تعاملی و زنده‌ای را با جامعه تولید کند و چرخه تولید علم را در خدمت توسعه ملی قرار دهد.»

انتهای پیام/

 
∎​