صاحبخبر - گروه دیپلماسی-مهدی یزدی : میتوان گفت که جدال دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن وارد مرحلهای حساس و سرنوشتساز شده است. مرحلهای که در آن اهرمهای ژئوپلیتیک، دیپلماسی فعال و محاسبات تنشزای کاخ سفید در نقطهای به نام تنگه هرمز به یکدیگر گره خوردهاند. توضیحات اخیر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در مقر سازمان ملل متحد درباره «طرح هفتروزه بازگشایی تنگه هرمز» و در مقابل، ادعای روزنامه وال استریت ژورنال مبنی بر رد این پیشنهاد از سوی دونالد ترامپ، پرده از پیچیدگیهای یک بازی با حاصلجمع صفر در سیاست خارجی آمریکا برمیدارد.
یک ابتکار مبتنی بر تفاهم ژوئن
طرح هفتروزه ایران که از طریق میانجیگران قطری و در امتداد «تفاهمنامه ۱۷ ژوئن اسلامآباد» به طرف آمریکایی منتقل شده، نشاندهنده یک الگوی دیپلماتیک کاملاً محاسبهشده از سوی تهران است. گفته شده که اقدامات فنی و بسترسازی ظرف ۴ تا ۵ روز تکمیل شده، در روز ششم تردد در تنگه هرمز از سر گرفته میشود و در روز هفتم، طرفین وارد گفتوگوهای نهایی میشوند.شرط اصلی این گشایش، پایان دادن به محاصره غیرقانونی دریایی بنادر ایران و بازگشت به تعهدات قبلی است.
این اقدام نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران برخلاف تبلیغات رسانههای غربی، نه تنها مسدودکننده دیپلماسی نیست، بلکه یک «نقشه راه عملیاتی و زماندار» روی میز قرار داده است. تهران با سنجش دقیق موقعیت، نشان داده که موضوع امنیت دریانوردی بینالمللی را مستقیماً به رفع رفتارهای فراملی و تجاوزکارانه واشنگتن پیوند زده است.
به گفته سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تهران «درِ دیپلماسی را باز نگه داشته است و طی دو سال گذشته بهطور مستمر و با حسن نیت در مذاکرات مشارکت کرده است.»
عراقچی با اشاره به رویکرد دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تعامل با ایران گفت: «ایالات متحده در هر نوبت با سوءنیت پاسخ داده و بهجای دیپلماسی، به تجاوز نظامی متوسل شده است. این تجربیات، بیاعتمادی عمیقی نسبت به ازسرگیری مذاکرات بدون دریافت تضمینهای معتبر برای جلوگیری از تکرار چنین اقداماتی ایجاد کرده است.»
او که در جریان نشست مجمع عمومی سازمان ملل با استیو ویتکاف، مذاکرهکننده ارشد رئیسجمهور آمریکا و نمایندگان کشورهای میانجی در این رابطه دیدار کرده است، همچنین درباره طرح هفت روزه ایران توضیح داد: «ایران از طریق قطر، یک برنامه مشخص هفتروزه را به ایالات متحده منتقل کرده است. در صورت فراهم شدن شرایط لازم، تنگه هرمز میتواند بازگشایی شود و تردد عادی دریایی ظرف هفت روز از سر گرفته شود. اکنون انتخاب با ایالات متحده است. ایران اجبار، تهدید یا ارعاب را نمیپذیرد و تحت فشار از حقوق حاکمیتی خود صرفنظر نخواهد کرد.»
به گزارش نیویورک تایمز، عراقچی در یک نشست خبری خصوصی به خبرنگاران گفت که این اقدامات شامل آزادسازی ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران، لغو تحریمهای نفتی ایران و پایان دادن به محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده است. او همچنین گفت که تمام خصومتها، از جمله در لبنان، جایی که اسرائیل هنوز بخشی از جنوب این کشور را اشغال کرده است، باید در طول دوره هفت روزه متوقف شود.
سایه سنگین اختلافات
گزارش وال استریت ژورنال مبنی بر رد این طرح از سوی ترامپ، ابعاد ناهمگون سیاست خارجی واشنگتن را عیان میسازد. ترامپ که همواره مدعی تمایل به توافق و پایان دادن به جنگهای بیپایان است، در عمل در سردرگمی میان دیپلماسی، اقدام نظامی و تحریم نوسان میکند.
والاستریت ژورنال به نقل از این مقامات گزارش داد: مذاکرهکنندگان ایرانی این پیشنهاد را از طریق میانجیگران در قطر مطرح کردهاند و پیشنهاد دادهاند در صورت پایان محاصره غیرقانونی دریایی بنادر ایران توسط واشنگتن، تنگه هرمز بازگشایی شود و مذاکرات هستهای از سر گرفته شود.
بر اساس این گزارش، مقامهای آمریکایی به تهران و میانجیگران گفتهاند که برنامهای برای لغو محاصره وجود ندارد و بهرغم تاکید مقامات ایران بر مقاومت در برابر جنگ اقتصادی و نپذیرفتن شروط دیکتهشدهای که خلاف منافع ملی و حقوق مشروع ایران باشد، ارزیابی میکنند که ادامه فشار اقتصادی در نهایت ایران را به توافقی با شرایط واشنگتن وادار خواهد کرد.
این گزارش میافزاید که ترامپ برخلاف ادعاهای اخیرش مبنی بر این که ایران به محض پایان انتخابات میاندورهای آمریکا مشتاق توافق است، در طی هفت ماه جنگ میان دیپلماسی، اقدام نظامی و فشار تحریمها در نوسان بوده و در داخل تردید خود را درباره موافقت تهران با برچیدن برنامه هستهایاش ابراز کرده است.
همزمان با گزارش والاستریت ژورنال ، العربیه به نقل از یک منبع آمریکایی نوشت: ترامپ به تیم مذاکرهکننده ابلاغ کرده است که بدون اقدام اولیه از سوی ایران، هیچ توافقی در کار نخواهد بود.
این مقام افزود: ترامپ به تیم مذاکرهکننده ابلاغ کرده است که امکان بازگشت به تفاهمنامه با ایران وجود ندارد.
رد پیشنهاد آتشبس و بازگشایی شریان حیاتی انرژی جهان از سوی کاخ سفید، مبتنی بر دو خطای محاسباتی تکراری است که در ذهن ترامپ سایه انداخته است.
کاخ سفید همچنان تصور میکند که ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی، ایران را وادار به پذیرش شروط دیکتهشده خواهد کرد؛ فرضیهای که تجربه مقاومت دیپلماتیک و میدانی تهران بطلان آن را بارها اثبات کرده است. نادیده گرفتن تعهدات مندرج در تفاهمنامه اسلامآباد و متوسل شدن به اقدامات یکجانبه نظامی، بیاعتمادی عمیق موجود نسبت به اراده واشنگتن برای حلوفصل پایدار بحران را تشدید کرده است.
در پی میانجیگری پاکستان و قطر، ایران و ایالات متحده در ۱۷ ژوئن تفاهمنامه اسلامآباد را امضا کردند. بر اساس بند پنجم این تفاهمنامه، ایران متعهد شد ترتیبات لازم را برای تسهیل تردد ایمن کشتیها فراهم کند. ایران بلافاصله مذاکرات فنی با سلطنت عمان را با هدف اجرای این تعهد و بازگرداندن تردد دریایی به سطح پیش از جنگ آغاز کرد. طی دو هفته پس از اجرای تفاهمنامه، تردد دریایی به حدود ۶۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشت.
با این حال، اقدامات یکجانبه بعدی آمریکا، از جمله با نقض ترتیبات ایرانی مقرر در یادداشت تفاهم برای تردد دریایی از تنگه هرمز و اقدام نظامی این کشور، اجرای تفاهمنامه را مختل و متوقف کرد. ایالات متحده بهجای استفاده از سازوکار حلوفصل اختلافات پیشبینیشده در تفاهمنامه، به تجاوز نظامی متوسل شد.
توپ در زمین واشنگتن
ارسال پیام ایران از طریق قطر و عمان نشان داد که سازوکارهای منطقهای کماکان ظرفیت ایفای نقش را دارند، اما کلید اصلی حل بحران، تغییر رفتار قلدرمآبانه واشنگتن و گذار از منطق «قانون جنگل» به سمت احترام به منشور ملل متحد است.
نهادهای تصمیمگیری در واشنگتن و شخص ترامپ اکنون بر سر یک دوراهی راهبردی قرار گرفتهاند:
مسیر اول: پذیرش واقعیتهای ژئوپلیتیک، لغو محاصره غیرقانونی و بهرهگیری از فرصت ۷ روزه برای بازگشت ثبات به خطوط مواصلاتی انرژی در خلیج فارس.
مسیر دوم: اصرار بر محاصره، تشدید تنش نظامی و استمرار بحران خودساختهای که قیمت انرژی و امنیت بینالمللی را بیش از پیش به خطر میاندازد.
پاسخ منفی ترامپ به طرح ۷ روزه در صورت صحت ادعای رسانههای آمریکایی نشان میدهد که کاخ سفید هنوز پیام صریح تهران را دریافت نکرده است: ایران نه زیر بار اجبار میرود و نه تحت فشار از حقوق حاکمیتی خود عقبنشینی خواهد کرد. دیپلماسی همچنان روی میز است، اما تحقق آن نیازمند واقعبینی واشنگتن و پایان دادن به توهم دیکته کردن شروط به یک قدرت منطقهای است.
∎