شناسهٔ خبر: 79880940 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

تحسین پزشکیان کافی نیست، فرصت عمل بدهیم

از نیویورک تا تهران

گاهی یک سخنرانی بیش از آنکه برای مخاطب بیرونی پیام داشته باشد، آینه‌ای برای داخل کشور می‌شود. سخنرانی امسال مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل از همین جنس بود؛ نطقی که در آن رئیس‌جمهور از ایرانِ مقتدر سخن گفت، از حق دفاع کشور کوتاه نیامد، بر برخورداری از دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تأکید کرد و هم‌زمان گفت ایران برای صلح از مذاکره نمی‌گریزد. مجموعه همین مواضع، واکنش‌هایی را فراتر از مرزبندی‌های معمول سیاسی در داخل برانگیخت. چهره‌هایی از جریان‌های متفاوت، از سخنان او با تعابیر مثبت یاد کردند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

امیر ستاری‌سرای-وکیل پایه‌یک دادگستری و مدرس دانشگاه: گاهی یک سخنرانی بیش از آنکه برای مخاطب بیرونی پیام داشته باشد، آینه‌ای برای داخل کشور می‌شود. سخنرانی امسال مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل از همین جنس بود؛ نطقی که در آن رئیس‌جمهور از ایرانِ مقتدر سخن گفت، از حق دفاع کشور کوتاه نیامد، بر برخورداری از دانش و فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تأکید کرد و هم‌زمان گفت ایران برای صلح از مذاکره نمی‌گریزد. مجموعه همین مواضع، واکنش‌هایی را فراتر از مرزبندی‌های معمول سیاسی در داخل برانگیخت. چهره‌هایی از جریان‌های متفاوت، از سخنان او با تعابیر مثبت یاد کردند.

این اتفاق را نباید صرفا یک حاشیه خبری دانست. اهمیت آن در این است که برای لحظه‌ای، سیاست داخلی از همان جایی عبور کرد که معمولا بیشترین اصطکاک را ایجاد می‌کند: جایی که نام رئیس‌جمهور و منافع ملی هم‌زمان در یک قاب قرار می‌گیرند. در نیویورک، پزشکیان فقط به عنوان رئیس یک دولت سخن نمی‌گفت؛ او در جایگاه نماینده جمهوری اسلامی ایران در برابر افکار عمومی جهان قرار داشت. طبیعی بود در چنین جایگاهی، دفاع از کشور و پاسخ به فشارهای خارجی، موضوعی فراتر از اختلافات جناحی باشد. اما نکته جالب‌تر اینجاست که بخشی از همان سخنان، از سوی کسانی مورد تحسین قرار گرفت که در تهران منتقد سیاست‌های دولت‌ هستند.

پس یک پرسش ساده اما مهم شکل می‌گیرد: اگر سخن رئیس‌جمهور هنگامی که پشت تریبون سازمان ملل از ایران دفاع می‌کند، شایسته تحسین است، چرا وقتی به تهران بازمی‌گردد و می‌خواهد برای همان ایران تصمیم بگیرد، فرصت آزمودن برنامه‌هایش نباید فراهم باشد؟ قرار نیست از رئیس‌جمهور چک سفید امضا بگیریم. دولت باید نقد شود، پاسخ بخواهد، درباره تصمیم‌هایش توضیح دهد و در برابر نتایج عملکرد خود مسئول باشد. اما نقد با خنثی‌سازی فرق دارد. می‌توان با یک تصمیم مخالف بود، اما اجازه داد اجرا شود و بعد درباره نتیجه آن قضاوت کرد. می‌توان با دولت اختلاف داشت، اما اختلاف را به مانعی دائمی برای اداره کشور تبدیل نکرد.

شاید یکی از مشکلات سیاست در ایران همین باشد که گاهی «مخالفت با یک دولت» از یک موضع سیاسی به یک هدف تبدیل می‌شود؛ گویی هر دستاورد دولت، امتیازی برای رقیب است و هر ناکامی آن، فرصتی برای اثبات حقانیت منتقدان. اما واقعیت زندگی مردم چنین حساب‌وکتابی را نمی‌شناسد. تورم از جناح‌بندی سیاسی نمی‌پرسد. سرمایه‌گذاری منتظر حل اختلافات جناحی نمی‌ماند. بحران آب، انرژی، اشتغال، مهاجرت نخبگان و ده‌ها مسئله دیگر نیز برایشان تفاوتی ندارد که تصمیم درست را دولت گرفته یا منتقدان دولت. اگر سیاست خارجی دولت بتواند از یک بحران بکاهد، نتیجه آن به نام همه ایران ثبت می‌شود؛ اگر یک تصمیم اقتصادی به کاهش فشار بر مردم منجر شود، منفعت آن محدود به رأی‌دهندگان یک جریان سیاسی نیست. همان‌طور که اگر سیاستی شکست بخورد، هزینه آن را نیز همه خواهند پرداخت.

از این منظر، حمایت از دولت الزاما به معنای حمایت سیاسی از همه تصمیم‌های آن نیست. گاهی حمایت واقعی از یک دولت، دقیقا در این است که اجازه دهیم ایده‌هایش در میدان عمل سنجیده شود. آنچه نیاز داریم، نه دولت بی‌منتقد است و نه منتقدان بی‌دولت؛ چیزی میان این دو: دولتی که بتواند کار کند و جامعه‌ای سیاسی که بتواند هم‌زمان با کار دولت، بر آن نظارت کند. این نکته در سیاست خارجی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پزشکیان در سازمان ملل تلاش کرد تصویری دووجهی از سیاست ایران ارائه دهد: کشوری که در برابر زور کوتاه نمی‌آید و در عین حال از گفت‌وگو فرار نمی‌کند. در سخنان او، مذاکره به معنای عقب‌نشینی نبود و ایستادگی نیز به معنای بستن درهای دیپلماسی تعریف نشد. همین ترکیب، از جمله مضامینی بود که در واکنش‌های مثبت داخلی به سخنرانی برجسته شد. اکنون سؤال این است که آیا می‌توان این منطق را از نیویورک به تهران آورد؟

اگر مذاکره در خارج از کشور، هنگامی که در خدمت منافع ملی تعریف می‌شود، قابل دفاع است، چرا گفت‌وگوی داخلی درباره شیوه اداره کشور نباید جدی گرفته شود؟ اگر از رئیس‌جمهور انتظار داریم در برابر فشار خارجی محکم بایستد، آیا نباید در داخل نیز به او امکان داد برنامه‌هایش را بدون اصطکاک‌های فرساینده اجرا کند؟

وفاق قرار نیست همه را شبیه هم کند. اگر قرار بود چنین باشد، دیگر نامش وفاق نبود؛ یکسان‌سازی بود. وفاق یعنی اختلاف‌ها باقی بمانند، اما کشور در میان آنها متوقف نشود.

شاید سخنرانی پزشکیان یک فرصت غیرمنتظره برای بازخوانی همین مفهوم باشد. وقتی چهره‌هایی از جریان‌های متفاوت سیاسی در دفاع از بخش‌هایی از سخنان رئیس‌جمهور به نقطه مشترک می‌رسند، چرا این نقطه مشترک را فقط به یک روز در نیویورک محدود کنیم؟ چرا آن را به تهران نیاوریم و به عرصه حل مسائل کشور نکشانیم؟ ایران امروز بیش از آنکه به تشویق‌های مقطعی یا مخالفت‌های دائمی نیاز داشته باشد، به فرصت آزمون نیاز دارد. دولت باید کارنامه ارائه کند؛ منتقدان باید کارنامه را بررسی کنند؛ و جامعه باید نتیجه را ببیند. این چرخه اگر درست شکل بگیرد، هم دولت را پاسخ‌گوتر می‌کند و هم سیاست را از فضای «هرچه او بگوید، من مخالفم» دور می‌کند. تحسین پزشکیان در نیویورک، اگر قرار است فراتر از یک واکنش خبری باشد، باید معنای بزرگ‌تری پیدا کند: اینکه می‌توان در دفاع از ایران اختلافات را کنار گذاشت، و شاید بتوان در اداره ایران نیز اختلافات را به شکلی سازنده‌تر مدیریت کرد.

اینکه یک رئیس‌جمهور در سازمان ملل بتواند صدای ایران را نمایندگی کند، اتفاق مهمی است؛ اما مهم‌تر آن است که وقتی به تهران بازمی‌گردد، بتواند همان سیاست‌هایی را که برای کشورش ضروری می‌داند، در میدان عمل بیازماید؛ نه مصونیت از نقد، نه حمایت بی‌قیدوشرط؛ فقط فرصت عمل. زیرا اگر قرار باشد هر بار که رئیس‌جمهور در خارج از کشور از ایران دفاع کرد، او را تحسین کنیم، اما وقتی که برای حل مشکلات ایران دست به اقدام زد، پیش از نتیجه‌گیری او را درگیر منازعات سیاسی کنیم، در حقانیت میان «تحسین ایران» و «کمک به ایران» فاصله‌ای ساخته‌ایم که خودمان مسئول آن هستیم. از نیویورک تا تهران، شاید وقت آن رسیده باشد که این فاصله کمتر شود. پس تحسین پزشکیان کافی نیست؛ باید عملا نیز به او فرصت عمل بدهیم.

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​