هفته گذشته در اختتاميه «جشنواره ملي برهان» كه به همت وزارت علوم، تحقيقات و فناوري براي تقويت فرهنگ گفتوگو، آزادانديشي، مسالهمحوري و بهرهگيري از ظرفيت دانشجويان براي مواجهه با مسائل و چالشهاي كشور تشكيل شد، شركت كردم. اقدامي ارزنده كه تلاش ميكرد دانشجويان را از جايگاه مخاطب مسائل، به جايگاه پرسشگر، صاحب ايده و مشاركتكننده در گفتوگوهاي ملي نزديك كند. در شرايطي كه جامعه با چالشهاي پيچيده فكري، اجتماعي و فرهنگي مواجه است، بازخواني ابعاد نظري و عملي كرسيهاي گفتوگو محور و آزادانديشي و نسبت آن با مسالهمندي، ضرورتي انكارناپذير است. در حوزه محيطزيست نيز باتوجه به مسائل و معضلات متعدد در كشور از آلودگي هوا و تغيير اقليم گرفته تا بحران كمآبي، فرونشست زمين، تخريب زيستبومها، كاهش تنوع زيستي، آلودگي درياها و سواحل و تعارض ميان حفاظت و توسعه، بيش از هر زمان ديگري به گفتوگو و مسالهمندي نياز داريم، چراكه مسائل محيطزيست، مسائلي چندبعدي و پيچيدهاند كه با يك دستگاه، يك تخصص يا يك تصميم منفرد قابل حل نيستند. هيچ فرد، سازمان و حتي هيچ رشته علمي نميتواند مدعي باشد كه براي مسائل پيچيده محيطزيست به تنهايي پاسخ كامل دارد. اقتصاددان، جامعهشناس، حقوقدان، مهندس، زيستشناس، برنامهريز، متخصص منابع طبيعي، فعال اجتماعي، صنعتگر، كشاورز و جامعه محلي، هر يك بخشي از واقعيت را ميبينند. «گفتوگو» فرصتي براي كنار هم قرار دادن اين بخشهاي پراكنده و رسيدن به تصويري كاملتر از مساله است. ازسوي ديگر محيطزيست عرصهاي است كه در آن تعارض ميان منافع كوتاهمدت و بلندمدت، منافع محلي و ملي، توسعه و حفاظت، بخشهاي مختلف اقتصادي و حتي نسل حاضر و نسلهاي آينده بهصورت جدي وجود دارد. يكي از ضرورتهاي مهم در مديريت محيطزيست، حركت از موضوعمحوري به مسالهمحوري است. موضوع ميتواند «آلودگي هوا»، «خشكسالي»، «تالاب»، «تنوع زيستي» يا «پسماند» باشد؛ اما مساله زماني شكل ميگيرد كه بتوانيم دقيقا مشخص كنيم چه چيزي، در كجا، براي چه كساني با چه علتي و با چه پيامدي رخ داده است و چه گزينههايي براي مواجهه با آن وجود دارد. مسالهمندي يعني پرسيدن سوال درست پيش از آنكه براي آن پاسخ ارايه كنيم. براي مثال، در مواجهه با بحران كمآبي، اگر مساله را صرفا «كمبود آب» بدانيم، ممكن است راهحل را در افزايش عرضه و احداث زيرساختهاي جديد جستوجو كنيم. اما اگر مساله را در قالبي جامعتر ببينيم، بايد درباره الگوي مصرف، بهرهوري، اقتصاد آب، حكمراني منابع، حقابههاي محيطزيستي، الگوي كشت، توسعه شهري و صنعتي و ظرفيت اكولوژيك سرزمين نيز گفتوگو كنيم.مساله محيطزيست نه صرفا مساله طبيعت است و نه صرفا مساله يك سازمان، بلكه يك موضوع چندوجهي با بازخوردهاي غيرقابل پيشبيني است. آلودگي هوا با حملونقل، انرژي، صنعت، شهرسازي و اقتصاد پيوند دارد. بحران كمآبي با كشاورزي، اقتصاد، توسعه منطقهاي و الگوي سكونت مرتبط است. حفاظت از تنوع زيستي با معيشت جوامع محلي، گردشگري، كشاورزي و برنامهريزي سرزمين ارتباط دارد. بنابراين، در صورتي گفتوگو محوري به حل مساله كمك ميكنند كه بينرشتهاي، بينبخشي و تا حد امكان بيننسلي باشند. در كنار استاد دانشگاه و پژوهشگر، بايد صداي مدير اجرايي، صنعتگر، كشاورز، جامعه محلي، تشكل مردمنهاد و جوانان نيز شنيده شود. نسل جوان به ويژه دانشجويان بايد در اين گفتوگوها حضور جدي داشته باشند، زيرا بسياري از پيامدهاي تصميمهاي امروز محيطزيست، در سالهاي آينده بر زندگي آنان اثر خواهد گذاشت.محيطزيست ايران امروز با چالشهايي روبهرو است كه هيچكدام با نگاههاي تكبعدي و جزيرهاي حل نميشوند. آنچه به آن نياز داريم، نه فقط دانش بيشتر، بلكه فضايي براي گفتوگوي عقلاني ميان دانشهاي متفاوت است. اقدام درخور توجه براي بسط كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها ميتواند فضايي براي ايجاد يك ساز و كار نهادي جهت صورتبندي مساله، نقد سياستها، آشكار كردن تعارض منافع و كمك به تصميمسازي باشد، آنگاه است كه اهداف جشنواره ملي برهان شامل «آزادانديشي و گفتوگو»، «مسالهمحوري» و «تعهد به جامعه» با ارتباط نزديكتر و ملموستر دانشجويان با چالشهاي مختلف كشور ازجمله مسائل محيطزيست محقق خواهد شد.
گفتوگو و مسالهمندي در محيطزيست
شينا انصاري
صاحبخبر -
∎