به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، با بازگشایی مدارس، رفتوآمد روزانه دانشآموزان در مسیر خانه تا مدرسه از سر گرفته میشود؛ مسیری که برای بسیاری از خانوادهها عادی و تکراری است، اما گاهی میتواند با خطراتی همراه باشد که غفلت از آنها پیامدهای جبرانناپذیری به دنبال دارد.
پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و جرایم علیه کودکان، تنها به مراقبتهای لحظهای والدین محدود نمیشود؛ بلکه آموزش مهارتهای ایمنی به دانشآموزان، شناسایی نقاط پرخطر و مسئولیتپذیری نهادهای مرتبط را نیز میطلبد.
در یادداشت اختصاصی وحید سلطانی پاجی، جرمشناس و مدرس دانشگاه پلیس، به مهمترین راهکارهای پیشگیری از آسیبهای احتمالی در مسیر مدرسه و نقش خانواده و جامعه در تأمین امنیت دانشآموزان پرداخته شده است؛ در ادامه می توانید این یادداشت را بخوانید:
"بازگشایی مدارس، رفتوآمد روزانه کودک در مسیر خانه و مدرسه را به همراه دارد؛ مسیری که اگرچه برای بسیاری از خانوادهها عادی و تکراری است، اما از منظر جرمشناسی و پیشگیری از جرم، میتواند نیازمند توجه و مراقبت بیشتری باشد.
کودکان به دلیل سن، تجربه کمتر و توانایی محدودتر در تشخیص موقعیتهای پرخطر، در برابر برخی آسیبهای اجتماعی و جرایم، آسیبپذیرتر از بزرگسالان هستند. بنابراین پیشگیری نباید صرفاً پس از وقوع حادثه آغاز شود؛ بلکه باید از آموزش و افزایش مهارتهای مراقبتی کودک و خانواده شروع شود.
به کودکان باید آموخت که در مسیر مدرسه، از افراد ناشناس فاصله مناسب داشته باشند، سوار وسیله نقلیه افراد ناشناس نشوند، مسیرهای خلوت و ناشناخته را انتخاب نکنند و در صورت احساس خطر، بدون خجالت یا ترس از بزرگسالان مورد اعتماد کمک بخواهند. اما آموزش ایمنی به کودک نباید به چند توصیه کلیشهای مانند «با غریبهها صحبت نکن» محدود شود. یکی از اصول مهم در پیشگیری از جرم، کاهش فرصت وقوع جرم است و میتوان این اصل را به زبان ساده به کودکان آموزش داد.
نخست اینکه مسیر مدرسه را فقط بر اساس کوتاهترین فاصله انتخاب نکنیم؛ امنترین مسیر مهمتر از کوتاهترین مسیر است. مسیری که رفتوآمد بیشتری دارد، مکانهای عمومی و قابل دسترسی بیشتری در آن وجود دارد و در صورت نیاز امکان کمک گرفتن از دیگران فراهم است، میتواند انتخاب مناسبتری باشد.
دوم اینکه هر کودک یک «نقطه امن» در مسیر خود داشته باشد. کودک باید از قبل بداند اگر احساس خطر کرد، دقیقاً به کجا مراجعه کند؛ برای مثال یک فروشگاه مشخص، داروخانه، مدرسه یا محل دیگری که والدین آن را امن و قابل اعتماد میدانند. توصیه مبهم «اگر مشکلی پیش آمد، کمک بخواه» به اندازه دانستن یک مکان مشخص، کاربردی نیست.
سوم، خانواده میتواند یک رمز خانوادگی تعیین کند. اگر قرار است فرد دیگری به جای والدین به دنبال کودک بیاید، یک کلمه یا عبارت از پیش تعیینشده میتواند به کودک کمک کند تا ادعای آن فرد را بررسی کند. البته این رمز، جایگزین سایر اصول مراقبتی نیست، بلکه یک لایه اضافی از پیشگیری است.
چهارم، به کودک باید آموخت که «نه گفتن» بیادبی نیست. اگر کسی بیش از حد نزدیک شد، لمس ناخواستهای داشت، از کودک خواست همراه او به مکان دیگری برود یا از او خواست موضوعی را از والدین پنهان کند، کودک حق دارد قاطعانه مخالفت کند، فاصله بگیرد و از یک بزرگسال مورد اعتماد کمک بخواهد.
پنجم، به جای هشدارهای صرف، موقعیتهای فرضی را تمرین کنیم. والدین میتوانند در خانه از کودک بپرسند: «اگر کسی گفت مادرت من را فرستاده دنبالت، چه میکنی؟» یا «اگر احساس کردی کسی دنبالت میآید، کجا میروی؟» تمرین قبلی میتواند باعث شود کودک در موقعیت واقعی، سریعتر و منطقیتر واکنش نشان دهد.
نکته مهم دیگر این است که کودک نباید تصور کند خطر همیشه از سوی یک «غریبه» میآید. معیار اصلی باید رفتار و موقعیت باشد، نه صرفاً ظاهر، لباس، سن یا آشنایی قبلی. کودک باید بداند حتی اگر فردی را بشناسد، در صورت مشاهده رفتار نامناسب یا احساس ناامنی، حق دارد فاصله بگیرد و موضوع را با فرد مورد اعتماد در میان بگذارد.
همچنین اگر کودک احساس کرد کسی او را تعقیب میکند، بهتر است مستقیماً به خانه نرود. در چنین شرایطی رفتن به یک مکان عمومی و امن و درخواست کمک از یک فرد مورد اعتماد، میتواند گزینه مناسبتری باشد.
از سوی دیگر، والدین بهتر است گاهی مسیر مدرسه را از نگاه کودک تجربه کنند. یک بار مسیر را همراه فرزند طی کنند و از او بپرسند: «کجای این مسیر احساس خوبی نداری؟» ممکن است کودک نقاطی را ناامن یا اضطرابآور بداند که برای یک بزرگسال کاملاً عادی به نظر میرسد.
در کنار آموزش کودکان، نقش والدین نیز بسیار مهم است. والدین باید مسیر رفتوآمد فرزندشان را بشناسند و درباره اتفاقات مسیر، گفتوگویی آرام و بدون ایجاد هراس داشته باشند. هدف از آموزش، ترساندن کودک از جامعه نیست؛ بلکه ایجاد توانایی تشخیص موقعیت نامناسب و انتخاب واکنش مناسب است.
از منظر جرمشناسی نیز نباید همه مسئولیت پیشگیری را بر دوش کودک گذاشت. اگر نقطهای از مسیر مدرسه دائماً خلوت، کمنور یا فاقد نظارت است، مسئله فقط «بیاحتیاطی کودک» نیست؛ بلکه یک مسئله محیطی است که نیازمند مداخله است. مدرسه، مدیریت شهری، پلیس، خانوادهها، رانندگان و سایر شهروندان، همگی در ایجاد محیط امن برای رفتوآمد دانشآموزان نقش دارند.
توجه به نقاط کمنور و خلوت، کنترل عبور و مرور خودروها در اطراف مدارس، آموزش مهارتهای ایمنی، شناسایی نقاط پرخطر و فراهم کردن امکان گزارش سریع موقعیتهای مشکوک، از جمله اقداماتی است که میتواند فرصت وقوع جرم و آسیب را کاهش دهد.
یک اصل مهم در پیشگیری از جرم این است که به جای آنکه پس از وقوع حادثه به دنبال مقصر بگردیم، از قبل عوامل خطر را شناسایی و مدیریت کنیم.
بنابراین، پیام ما به کودکان نباید این باشد که «از همه بترسید»؛ بلکه باید این باشد: «هوشیار باشید، به احساس ناامنی خود توجه کنید، از موقعیتهای خطرناک فاصله بگیرید، بدانید در شرایط غیرعادی به کجا مراجعه کنید و اگر لازم شد، بدون خجالت از یک بزرگسال مورد اعتماد کمک بخواهید.»
امنیت کودکان در مسیر مدرسه، مسئولیت مشترک خانواده و جامعه است؛ و پیشگیری، همیشه کمهزینهتر و انسانیتر از جبران یک آسیب پس از وقوع آن است. هدف از آموزش ایمنی به کودک، ترساندن او از جامعه نیست؛ هدف این است که کودک بداند در یک موقعیت غیرعادی، چه واکنشی میتواند از او محافظت کند."
انتهای پیام/