به گزارش ایلنا،علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به اهمیت دیدار روسای جمهور چین و آمریکا در واشنگتن اظهار کرد: روابط میان آمریکا و چین از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این دو کشور، دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان هستند و بخش قابل توجهی از تجارت جهانی میان آنها انجام میشود. طبیعی است که چنین حجم گستردهای از مناسبات اقتصادی، حساسیتهای متقابلی نیز ایجاد کند.
وی افزود: در شرایط کنونی، به نظر میرسد آمریکا از نظر بازرگانی و تجاری بیش از گذشته به چین نیاز دارد. حجم تجارت میان دو کشور بسیار بالاست و رقم آن به حدود یک تریلیون دلار نزدیک میشود؛ بنابراین، همکاری یا اختلاف میان واشنگتن و پکن میتواند آثار قابل توجهی بر اقتصاد هر دو کشور و حتی اقتصاد جهانی داشته باشد.
بیگدلی ادامه داد: در چنین شرایطی، هر دو طرف ممکن است در برخی حوزهها از یکدیگر حمایت کنند. این حمایت میتواند در مسائل مختلف، از مواضع سیاسی در مجامع بینالمللی گرفته تا موضوعات اقتصادی، تجاری و فناوری، خود را نشان دهد. در حوزههایی مانند هوش مصنوعی نیز دو طرف به دنبال همکاری تنگاتنگ هستند اما از منظر اقتصادی روشن است که آمریکا در شرایط کنونی به همکاری تجاری با چین نیاز دارد و نمیتواند بهسادگی از ظرفیتهای اقتصادی و تجاری این کشور چشمپوشی کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در کنار مسائل اقتصادی، مناسبات سیاسی دو کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. چین میتواند در موضوع ایران ورود کند و بخشی از رضایت آمریکا را جلب کند. در مقابل، آمریکا نیز میتواند در برخی موضوعات مورد اختلاف با چین، از جمله مسئله تایوان، مواضع خود را تا حدودی تعدیل کند. البته بعید به نظر میرسد که واشنگتن بهراحتی بر سر مسئله تایوان با پکن به توافق برسد. ممکن است آمریکا نوعی نرمش از خود نشان دهد، اما اینکه بر سر مسائلی مانند جمعآوری پایگاههای نظامی خود از تایوان با چین به توافق برسد، در شرایط کنونی چندان محتمل نیست.
وی افزود: از سوی دیگر، هدف چین این است که تایوان بار دیگر به چین بازگردد؛ خواستهای که تحقق آن نیز در شرایط فعلی با دشواریهای جدی مواجه است. در مورد ایران نیز باید به تحولات اخیر توجه داشت. از سوی دیگر، چین چندان بیمیل نیست که آمریکا همچنان در منطقه درگیر باشد و نتواند بهطور کامل زمینه را برای ورود کالا و سرمایه آمریکایی به منطقه فراهم کند. چین میتواند از چنین شرایطی بهعنوان یک اهرم استفاده کند. در این میان، سه محور از اهمیت ویژهای برخوردار بوده که عبارتند است از تنگه هرمز، بازار خلیج فارس و تنگه تایوان. در کنار این سه محور، موضوع فناوری نیز اهمیت دارد.
بیگدلی گفت: رییسجمهور چین نیز در ملاقات با ترامپ بر این نکته تأکید داشت که بدون حضور چین، حل چالشهای جهان دشوار خواهد بود، هرچند حضور این کشور نیز بهتنهایی به معنای حل همه مشکلات نیست. این سخنان میتواند ناظر بر مجموعهای از چالشهای منطقهای و بینالمللی باشد که یکی از مهمترین آنها مسئله تنگه هرمز و پرونده ایران است.
وی افزود: بحث تایوان نیز در جای خود اهمیت دارد، اما اینکه چین تا چه اندازه بتواند در این موضوع نقش تعیینکنندهای ایفا کند، مسئله دیگری است. چین در نظام بینالملل انتظار دارد سهم بیشتری داشته باشد، اما آمریکا بهراحتی چنین سهمی را در اختیار این کشور قرار نمیدهد.
بیگدلی گفت: پکن خواهان آن است که دستکم از نظر سطح نقشآفرینی، جایگاهی همسطح با آمریکا در نظام بینالملل داشته باشد. با این حال، به نظر میرسد واشنگتن چنین خواستهای را بهسادگی نمیپذیرد.
وی با اشاره به اینکه ترامپ در سخنان خود بر قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا تأکید کرده و این کشور را دارای قدرتمندترین ارتش و یکی از مهمترین جایگاههای اقتصادی جهان دانسته است، گفت: در واقع، طرح چنین مواضعی از سوی ترامپ را میتوان در چارچوب تأکید بر محدودیتهای چین برای تحقق همه خواستههای خود در نظام بینالملل ارزیابی کرد. او در عین حال گفته است که حضور آمریکا به معنای حل همه مشکلات جهان نیست، اما نبودن آمریکا نیز میتواند باعث پیچیدهتر شدن برخی مسائل شود. این موضع، در نهایت، به بحث درباره سهم چین در نظام بینالملل و جایگاه این کشور بهعنوان یک بازیگر مهم جهانی بازمیگردد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، مشکلات میان ایران و آمریکا و همچنین مسائل مرتبط با کشورهایی مانند قطر و پاکستان، صرفاً از طریق این کشورها قابل حل نیست. در این میان، چین بهعنوان یک قدرت بزرگ سیاسی، نظامی و اقتصادی میتواند نقش مهمی ایفا کند.
وی ادامه داد: در رابطه با تنگه هرمز نیز باید دید ایران و آمریکا چه انتظاراتی از چین دارند و در مقابل، چین چه انتظاراتی از آمریکا و ایران خواهد داشت. چین علاوه بر مسئله هرمز، میتواند در موضوعات مرتبط با ایران نیز مطالباتی داشته باشد و از نفوذ خود برای ایجاد نوعی توافق میان طرفها استفاده کند. از این منظر، نقش چین در معادلات منطقهای صرفاً به روابط این کشور با آمریکا محدود نمیشود، بلکه میتواند به یکی از عوامل مؤثر در کاهش تنش میان ایران و آمریکا و مدیریت برخی بحرانهای منطقهای تبدیل شود.
∎
وی افزود: در شرایط کنونی، به نظر میرسد آمریکا از نظر بازرگانی و تجاری بیش از گذشته به چین نیاز دارد. حجم تجارت میان دو کشور بسیار بالاست و رقم آن به حدود یک تریلیون دلار نزدیک میشود؛ بنابراین، همکاری یا اختلاف میان واشنگتن و پکن میتواند آثار قابل توجهی بر اقتصاد هر دو کشور و حتی اقتصاد جهانی داشته باشد.
بیگدلی ادامه داد: در چنین شرایطی، هر دو طرف ممکن است در برخی حوزهها از یکدیگر حمایت کنند. این حمایت میتواند در مسائل مختلف، از مواضع سیاسی در مجامع بینالمللی گرفته تا موضوعات اقتصادی، تجاری و فناوری، خود را نشان دهد. در حوزههایی مانند هوش مصنوعی نیز دو طرف به دنبال همکاری تنگاتنگ هستند اما از منظر اقتصادی روشن است که آمریکا در شرایط کنونی به همکاری تجاری با چین نیاز دارد و نمیتواند بهسادگی از ظرفیتهای اقتصادی و تجاری این کشور چشمپوشی کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در کنار مسائل اقتصادی، مناسبات سیاسی دو کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. چین میتواند در موضوع ایران ورود کند و بخشی از رضایت آمریکا را جلب کند. در مقابل، آمریکا نیز میتواند در برخی موضوعات مورد اختلاف با چین، از جمله مسئله تایوان، مواضع خود را تا حدودی تعدیل کند. البته بعید به نظر میرسد که واشنگتن بهراحتی بر سر مسئله تایوان با پکن به توافق برسد. ممکن است آمریکا نوعی نرمش از خود نشان دهد، اما اینکه بر سر مسائلی مانند جمعآوری پایگاههای نظامی خود از تایوان با چین به توافق برسد، در شرایط کنونی چندان محتمل نیست.
وی افزود: از سوی دیگر، هدف چین این است که تایوان بار دیگر به چین بازگردد؛ خواستهای که تحقق آن نیز در شرایط فعلی با دشواریهای جدی مواجه است. در مورد ایران نیز باید به تحولات اخیر توجه داشت. از سوی دیگر، چین چندان بیمیل نیست که آمریکا همچنان در منطقه درگیر باشد و نتواند بهطور کامل زمینه را برای ورود کالا و سرمایه آمریکایی به منطقه فراهم کند. چین میتواند از چنین شرایطی بهعنوان یک اهرم استفاده کند. در این میان، سه محور از اهمیت ویژهای برخوردار بوده که عبارتند است از تنگه هرمز، بازار خلیج فارس و تنگه تایوان. در کنار این سه محور، موضوع فناوری نیز اهمیت دارد.
بیگدلی گفت: رییسجمهور چین نیز در ملاقات با ترامپ بر این نکته تأکید داشت که بدون حضور چین، حل چالشهای جهان دشوار خواهد بود، هرچند حضور این کشور نیز بهتنهایی به معنای حل همه مشکلات نیست. این سخنان میتواند ناظر بر مجموعهای از چالشهای منطقهای و بینالمللی باشد که یکی از مهمترین آنها مسئله تنگه هرمز و پرونده ایران است.
وی افزود: بحث تایوان نیز در جای خود اهمیت دارد، اما اینکه چین تا چه اندازه بتواند در این موضوع نقش تعیینکنندهای ایفا کند، مسئله دیگری است. چین در نظام بینالملل انتظار دارد سهم بیشتری داشته باشد، اما آمریکا بهراحتی چنین سهمی را در اختیار این کشور قرار نمیدهد.
بیگدلی گفت: پکن خواهان آن است که دستکم از نظر سطح نقشآفرینی، جایگاهی همسطح با آمریکا در نظام بینالملل داشته باشد. با این حال، به نظر میرسد واشنگتن چنین خواستهای را بهسادگی نمیپذیرد.
وی با اشاره به اینکه ترامپ در سخنان خود بر قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا تأکید کرده و این کشور را دارای قدرتمندترین ارتش و یکی از مهمترین جایگاههای اقتصادی جهان دانسته است، گفت: در واقع، طرح چنین مواضعی از سوی ترامپ را میتوان در چارچوب تأکید بر محدودیتهای چین برای تحقق همه خواستههای خود در نظام بینالملل ارزیابی کرد. او در عین حال گفته است که حضور آمریکا به معنای حل همه مشکلات جهان نیست، اما نبودن آمریکا نیز میتواند باعث پیچیدهتر شدن برخی مسائل شود. این موضع، در نهایت، به بحث درباره سهم چین در نظام بینالملل و جایگاه این کشور بهعنوان یک بازیگر مهم جهانی بازمیگردد.
بیگدلی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، مشکلات میان ایران و آمریکا و همچنین مسائل مرتبط با کشورهایی مانند قطر و پاکستان، صرفاً از طریق این کشورها قابل حل نیست. در این میان، چین بهعنوان یک قدرت بزرگ سیاسی، نظامی و اقتصادی میتواند نقش مهمی ایفا کند.
وی ادامه داد: در رابطه با تنگه هرمز نیز باید دید ایران و آمریکا چه انتظاراتی از چین دارند و در مقابل، چین چه انتظاراتی از آمریکا و ایران خواهد داشت. چین علاوه بر مسئله هرمز، میتواند در موضوعات مرتبط با ایران نیز مطالباتی داشته باشد و از نفوذ خود برای ایجاد نوعی توافق میان طرفها استفاده کند. از این منظر، نقش چین در معادلات منطقهای صرفاً به روابط این کشور با آمریکا محدود نمیشود، بلکه میتواند به یکی از عوامل مؤثر در کاهش تنش میان ایران و آمریکا و مدیریت برخی بحرانهای منطقهای تبدیل شود.