شناسهٔ خبر: 79867456 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

چرا باید از کودکی مراقب مغزمان باشیم؟

اصفهان - ایرنا - مغز تنها فرمانده بدن نیست، بلکه یکی از پرمصرف‌ترین اندام‌های بدن از نظر انرژی است و عملکرد آن به‌طور مستقیم با آنچه می‌خوریم، میزان فعالیت بدنی، خواب و حتی شرایط محیطی و روانی زندگی ارتباط دارد به نحوی که پژوهش‌های سال‌های اخیر نشان داده‌اند که مواد مغذی تنها برای تأمین انرژی و ساخت سلول‌های بدن ضروری نیستند، بلکه می‌توانند بر عملکرد نورون‌ها، حافظه، یادگیری، خلق‌وخو و توانایی‌های شناختی نیز اثر بگذارند.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، طبق تحقیقات انجام شده، ارتباط میان تغذیه و مغز بسیار پیچیده‌تر از این تصور است که یک ماده غذایی خاص بتواند از یک بیماری عصبی پیشگیری کند، برخی ترکیبات غذایی می‌توانند از مسیرهای متابولیک و مولکولی بر عملکرد سلول‌های عصبی اثر بگذارند. در این راستا عواملی مانند اسیدهای چرب امگا-۳ و الگوی کلی رژیم غذایی در پژوهش‌های علمی مورد توجه قرار گرفته‌اند و در مقابل، پیامدهای نامطلوب مصرف الگوهای غذایی نامناسب و سرشار از چربی‌های اشباع نیز برای سلامت مغز مشاهده شده است.

چرا باید از کودکی مراقب مغزمان باشیم؟

پژوهش‌ها همچنین بر نقش ارتباط میان دستگاه گوارش و مغز و تأثیر هورمون‌ها و پیام‌رسان‌های مرتبط با تغذیه بر عملکرد عصبی تأکید دارند، موضوعی که نشان می‌دهد سلامت مغز را نمی‌توان جدا از سلامت عمومی بدن و سبک زندگی بررسی کرد، البته بسیاری از این یافته‌ها همچنان نیازمند مطالعات بیشتر، به‌ویژه در انسان، هستند و نباید آن‌ها را به معنای وجود یک «غذای معجزه‌گر» برای پیشگیری یا درمان بیماری‌های عصبی تلقی کرد.

با توجه به اهمیت این موضوع و اینکه بسیاری از عوامل مؤثر بر سلامت مغز در طول سال‌های زندگی شکل می‌گیرند، این پرسش مطرح است که چگونه باید مراقبت از مغز را در کودکی آغاز کرد و تغذیه چه نقشی در حفظ توانایی‌های شناختی و کاهش خطر بیماری‌های نورودژنراتیو نظیر آلزایمر در سال‌های بعدی زندگی دارد؟

چرا باید از کودکی مراقب مغزمان باشیم؟

در همین زمینه با رضا امانی، متخصص تغذیه و استاد دانشگاه علوم پزشکی اصفهان درباره ارتباط تغذیه با سلامت مغز، نقش سبک زندگی در پیشگیری از بیماری‌هایی مانند آلزایمر و پارکینسون، اهمیت خواب و فعالیت بدنی، تأثیر استرس و آلاینده‌های محیطی و همچنین واقعیت علمی ادعاهای مطرح‌شده درباره برخی مواد غذایی گفت‌وگو کرده‌ایم.

در سال‌های اخیر درباره ارتباط تغذیه و بیماری‌های مغزی و عصبی بیشتر صحبت می‌شود، آیا واقعاً آنچه می‌خوریم می‌تواند بر سلامت مغز اثر بگذارد؟

به‌طور قطع تغذیه با سلامت مغز ارتباط دارد اما باید علمی و واقع‌بینانه درباره آن صحبت کنیم، سلامت مغز حاصل مجموعه‌ای از عوامل است و نمی‌توان آن را به یک ماده غذایی، یک مکمل یا یک رفتار خاص محدود کرد.

در سال‌های اخیر نگاه علمی ما نسبت به بیماری‌های نورودژنراتیو یا (تخریب کننده عصب) از جمله آلزایمر و پارکینسون، تغییر کرده است. در گذشته ژنتیک بسیار پررنگ بود و همچنان هم اهمیت دارد اما امروز عوامل محیطی، آلاینده‌ها، سبک زندگی، تغذیه و ارتباط دستگاه گوارش و مغز نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

یعنی تحقیقات جدید نقش اصلی را به ژنتیک نمی دهد؟

چنین برداشتی درست نیست، ژنتیک همچنان می‌تواند زمینه ابتلا را ایجاد کند اما امروز می‌دانیم که نباید همه چیز را به ژنتیک نسبت دهیم. ممکن است فردی زمینه ژنتیکی داشته باشد اما عوامل محیطی و سبک زندگی نیز در مسیر سلامت او اثرگذار باشند، بنابراین وقتی درباره پیشگیری صحبت می‌کنیم، باید روی عواملی تمرکز کنیم که امکان اصلاح آن‌ها وجود دارد و این نگاه بسیار مهم است، چون اگر همه چیز را ژنتیکی بدانیم، عملاً بخش بزرگی از اقدامات پیشگیرانه را نادیده گرفته‌ایم.

یکی از موضوعاتی که در سخنان و مصاحبه‌های قبلی شما بسیار پررنگ است، ارتباط روده و مغز است، این ارتباط به چه معناست؟

امروز «محور روده ـ مغز» یکی از موضوعات جدی در پژوهش‌های تغذیه و علوم اعصاب است. دستگاه گوارش فقط محلی برای هضم غذا نیست، ارتباط بسیار پیچیده‌ای میان دستگاه گوارش، سیستم عصبی، سیستم ایمنی و مغز وجود دارد، بنابراین آنچه مصرف می‌کنیم، وضعیت دستگاه گوارش و حتی شرایط میکروبیوم روده می‌تواند با عملکرد مغز ارتباط داشته باشد.

ما گاهی در زندگی روزمره هم این ارتباط را احساس می‌کنیم به‌طور مثال وقتی فرد تحت فشار و استرس قرار می‌گیرد، ممکن است خیلی سریع علائم گوارشی را تجربه کند و این ارتباط از نظر فیزیولوژیک قابل توضیح است و تنها یک برداشت ذهنی نیست.

در این میان استرس چه جایگاهی دارد؟

استرس را نباید فقط یک مساله روانی بدانیم، فشارهای اقتصادی، اجتماعی، کاری و حتی برخی فشارهای جسمی می‌توانند بار استرس را افزایش دهند.

حتی ورزش، اگر درست و متناسب انجام شود، یک نوع فشار فیزیولوژیک است که می‌تواند «استرس مثبت» باشد. مساله زمانی ایجاد می‌شود که مجموع فشارها آن‌قدر زیاد شود که بدن فرصت بازگشت به وضعیت طبیعی را پیدا نکند.

ما در سال‌های اخیر تغییرات اجتماعی و اقتصادی بزرگی را تجربه کرده‌ایم و نمی‌توان تأثیر این فشارها بر کیفیت زندگی و سلامت افراد را نادیده گرفت، استرس می‌تواند از مسیرهای مختلف بر بدن، دستگاه گوارش، خواب، خلق و عملکرد مغز اثر بگذارد.

آیا می‌توان گفت استرس یکی از عوامل مؤثر در آلزایمر و پارکینسون است؟

باید در استفاده از واژه «عامل» دقت کنیم. در علم پزشکی، یک موضوع ممکن است «علت قطعی» یک بیماری باشد یا فقط یکی از عوامل زمینه‌ساز یا اثرگذار محسوب شود.

در مورد بسیاری از عوامل مرتبط با بیماری‌های نورودژنراتیو(تخریب کننده عصب)، نمی‌توان با قطعیت گفت که یک عامل به تنهایی علت بیماری است، آنچه امروز مورد توجه قرار گرفته، مجموعه‌ای از عوامل است که در کنار یکدیگر می‌توانند بر سلامت مغز اثر بگذارند، بنابراین باید از ساده‌سازی موضوع پرهیز کنیم.

درباره آلودگی هوا و آلاینده‌ها چه شواهدی وجود دارد؟

آلودگی‌های محیطی در سال‌های اخیر بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته‌اند. ذرات معلق، فلزات سنگین و برخی مواد شیمیایی می‌توانند بر سلول‌ها و سیستم عصبی اثر بگذارند.

در پژوهش‌های جدید، ارتباط میان آلودگی محیطی و بیماری‌های نورولوژیک(تخریب کننده عصب) بیشتر بررسی می‌شود، بنابراین کاهش مواجهه با آلاینده‌ها فقط برای قلب و ریه اهمیت ندارد، سلامت مغز نیز باید در این معادله دیده شود.

در بحث تغذیه، آیا ماده غذایی خاصی وجود دارد که بتوان آن را برای پیشگیری از آلزایمر یا پارکینسون «معجزه‌آسا» دانست؟

خیر، علم امروز چنین چیزی نمی‌گوید. ممکن است یک ماده غذایی یا ترکیب خاص، بر اساس مطالعات علمی، اثرات مفیدی داشته باشد اما اینکه بگوییم مصرف یک ماده به تنهایی از آلزایمر یا پارکینسون جلوگیری می‌کند، ادعای علمی دقیقی نیست.

حتی درباره موادی مانند کورکومین و زردچوبه نیز باید همین نگاه را داشته باشیم، مطالعاتی درباره خواص آن‌ها انجام شده و موضوع قابل بررسی است اما نباید از آن یک «داروی معجزه‌گر» ساخت.

ما باید به مجموعه الگوی غذایی نگاه کنیم، نه یک ماده غذایی منفرد. برای بهره‌گیری بهتر از مواد مغذی و ارتقای کارایی مغز، علاوه بر ضرورت داشتن داشتن یک الگوی غذایی متنوع و سرشار از میوه‌ها و سبزی‌ها نوشیدن آب و مایعات کافی در طول روز را نباید فراموش کرد و مصرف متعادل چای و قهوه نیز می‌تواند در افزایش کارایی مغز به‌ویژه توان تمرکز مؤثر باشد.

آهن چه نقشی در سلامت و عملکرد مغز دارد و منابع غذایی مناسب آن کدام است؟

آهن برای عملکرد طبیعی مغز بسیار حیاتی است و در کنار نقش آن در عملکرد سیستم عصبی در تقویت سیستم ایمنی و حفظ وضعیت مناسب خلقی نیز نقش دارد. با این حال، افزایش بیش از حد آهن در بدن می‌تواند اثرات نامطلوبی به همراه داشته باشد برای مثال در بیماری‌هایی مانند تالاسمی، تجمع آهن می‌تواند آسیب‌های بافتی از جمله در مغز را تشدید کند.

اما از منابع غذایی مناسب آهن می‌توان به گوشت قرمز، آلو خشک، خرما، حبوباتی مانند عدس و سبزی‌هایی مانند اسفناج و لبو اشاره کرد. البته میزان جذب آهن از منابع غذایی مختلف متفاوت است و آهن موجود در منابع حیوانی به‌طور معمول چند برابر بیشتر از منابع گیاهی جذب می‌شود.

بنابراین، همان‌طور که تأمین آهن مورد نیاز بدن اهمیت دارد، دریافت بیش از نیاز آن نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد و مصرف مکمل آهن بهتر است بر اساس نیاز واقعی بدن و نظر پزشک انجام شود.

پس مردم در برابر تبلیغات گسترده مکمل‌ها و محصولات موسوم به تقویت‌کننده حافظه چه رویکردی داشته باشند؟

اولین توصیه این است که هر ادعایی را باور نکنند، اگر یک محصول ادعا می‌کند حافظه را تقویت می‌کند، باید دید شواهد علمی آن چیست.

مکمل در شرایط خاص و برای فردی که نیاز دارند می‌تواند کاربرد داشته باشد اما مصرف خودسرانه مکمل‌ها به امید پیشگیری از بیماری‌های مغزی کار درستی نیست و به‌عنوان استاد دانشگاه، معتقدم آموزش عمومی باید بر پایه شواهد علمی باشد، نه تبلیغات.

در مورد زردچوبه و کورکومین که مورد توجه مردم قرار گرفته، چه نکاتی باید مورد توجه باشد؟

کورکومین یکی از ترکیبات مورد مطالعه است اما یک مساله مهم جذب آن در بدن است و به همین دلیل درباره افزایش فراهمی زیستی آن مطالعات مختلفی انجام شده است. از طرف دیگر، حتی ترکیبات طبیعی نیز ممکن است با داروها برهم‌کنش داشته باشند، برای مثال فردی که داروهای ضدانعقاد یا ضدپلاکت مصرف می‌کند، نباید بدون مشورت پزشک یا متخصص تغذیه سراغ مکمل‌های غلیظ برود، زیرا ممکن است خطر خونریزی افزایش یابد. بنابراین «طبیعی بودن» به معنای «بی‌خطر بودن برای همه افراد» نیست.

در مصرف غذاهای فرآوری‌شده و یا دارای میزان بالای قند، مردم هنگام خرید مواد غذایی باید به چه چیزی توجه کنند؟

باید برچسب مواد غذایی را بخوانند، گاهی محصولی با عنوانی تبلیغ می‌شود که تصور می‌کنیم سالم است اما وقتی ترکیبات آن را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم مقدار قابل توجهی قند دارد.

برای مثال ممکن است فرد تصور کند یک محصول شکلاتی یا غلاتی انتخاب مناسبی است اما باید میزان قند، چربی و ترکیبات آن را در برچسب غذایی بررسی کند. هدف من این نیست که بگویم مردم هیچ محصولی مصرف نکنند، هدف، آگاهی است. چرا که اگر فرد بداند چه چیزی مصرف می‌کند، می‌تواند انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشد.

تغذیه سالم به معنای محرومیت مطلق نیست و مساله مقدار، دفعات مصرف و الگوی کلی غذایی است. اگر فردی گاهی یک محصول خاص مصرف می‌کند، باید بداند چه چیزی وارد بدنش می‌شود، آموزش تغذیه قرار نیست زندگی را برای مردم سخت کند، قرار است انتخاب آن‌ها آگاهانه‌تر شود.

شما همیشه در گفتارتان بر آموزش تأکید زیادی دارید از نگاه شما مهم‌ترین خروجی فعالیت یک متخصص تغذیه چیست؟

آموزش یکی از مهم‌ترین وظایف ماست و معتقدم متخصص باید هر جا که می‌تواند، آگاهی علمی را به مردم منتقل کند. اگر بیماری با مشکل دیگری به مطب مراجعه کند و در جریان گفت‌وگو متوجه شوم موضوعی در تغذیه یا سبک زندگی او نیازمند اصلاح است تا جایی که در حیطه تخصص من باشد، وظیفه علمی و اخلاقی خود می‌دانم که درباره آن توضیح بدهم.

ممکن است این کار یک خروجی بزرگ به نظر نرسد اما وقتی یک نفر مطلبی را یاد می‌گیرد و آن را به خانواده و دوستانش منتقل می‌کند، همین نیز بخشی از فرآیند آگاهی‌بخشی است.

با توجه به اینکه بخشی از بیماری‌های نورودژنراتیو (تخریب کننده عصب) از سال‌های بسیار قبل زمینه‌سازی می‌شوند، پیشگیری باید از چه زمانی آغاز شود؟

هرچه زودتر، بهتر. نباید منتظر سالمندی بمانیم تا درباره سلامت مغز صحبت کنیم. تغذیه سالم، فعالیت بدنی، خواب مناسب، کنترل استرس و کاهش مواجهه با عوامل آسیب‌رسان باید از سال‌های ابتدایی زندگی مورد توجه قرار گیرد.

سرمایه‌گذاری برای سلامت در کودکی و جوانی می‌تواند در سال‌های بعد اثر خود را نشان دهد و این نگاه پیشگیرانه برای جامعه‌ای که به سمت سالمندی حرکت می‌کند، اهمیت بسیار زیادی دارد.

چرا باید از کودکی مراقب مغزمان باشیم؟

با توجه به افزایش جمعیت سالمند، آیا نظام سلامت برای این تغییر جمعیتی آماده است؟

این موضوع نیازمند برنامه‌ریزی جدی است، وقتی ساختار جمعیتی تغییر می‌کند، نیازهای سلامت نیز تغییر خواهد کرد. ما نمی‌توانیم فقط زمانی که تعداد بیماران افزایش پیدا کرد به فکر زیرساخت بیفتیم.

آموزش، پیشگیری، پژوهش، خدمات تخصصی و حمایت از خانواده‌ها باید از قبل مورد توجه قرار گیرد و این موضوع فقط مسوولیت یک دانشگاه یا یک انجمن نیست، مجموعه نظام سلامت، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و جامعه باید در آن نقش داشته باشند.

رسانه یکی از مهم‌ترین ابزارهای آگاهی‌بخشی است. متخصصان ممکن است پژوهش کنند و اطلاعات علمی تولید کنند اما اگر این اطلاعات به زبان قابل فهم به جامعه منتقل نشود، اثر اجتماعی آن محدود خواهد بود.

رسانه می‌تواند بین دانشگاه، متخصص، انجمن‌های علمی و مردم ارتباط ایجاد کند. از طرف دیگر، رسانه فقط وظیفه اطلاع‌رسانی ندارد، مطالبه‌گری نیز بخشی از رسالت آن است و اهمیت زیادی دارد. حتی فعالیت‌های کوچک آموزشی نیز اگر درست منتقل شوند، می‌توانند اثرگذار باشند.

پیام کوتاه و کاربردی شما درباره سلامت مغز به مردم چیست؟

سلامت مغز را نباید از سلامت کل بدن جدا کرد، تغذیه سالم، تحرک، خواب کافی، مدیریت استرس، کاهش مواجهه با آلاینده‌ها و توجه به بیماری‌های زمینه‌ای، همگی در کنار هم اهمیت دارند.

نباید دنبال یک ماده غذایی جادویی باشیم، سلامت مغز نتیجه یک سبک زندگی است که باید از سال‌های ابتدایی زندگی برای آن برنامه‌ریزی کنیم و مهم‌تر از همه اینکه در حوزه سلامت، باید به علم اعتماد کنیم نه به تبلیغاتی که یک ماده غذایی یا مکمل را به‌عنوان درمان همه مشکلات معرفی می‌کنند.

∎​