شناسهٔ خبر: 79866809 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه شرق | لینک خبر

گزارش «شرق» از ابتکار هفت‌روزه تهران و تلاش برای گشایش دیپلماتیک

گرگ‌ومیش نیویورک

آغاز هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد و فعال‌شدن دوباره کانال‌های میانجیگری میان تهران و واشینگتن، بار دیگر این پرسش را پیش‌روی سیاست خارجی ایران قرار داده است که آیا آنچه در نیویورک جریان دارد، می‌تواند مقدمه‌ای برای خروج از بن‌بست باشد یا صرفا وقفه‌ای دیپلماتیک در میانه یک منازعه فرسایشی است؟

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مالک مصدق: آغاز هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد و فعال‌شدن دوباره کانال‌های میانجیگری میان تهران و واشینگتن، بار دیگر این پرسش را پیش‌روی سیاست خارجی ایران قرار داده است که آیا آنچه در نیویورک جریان دارد، می‌تواند مقدمه‌ای برای خروج از بن‌بست باشد یا صرفا وقفه‌ای دیپلماتیک در میانه یک منازعه فرسایشی است؟

تماس‌های چندساعته اخیر با میانجیگری قطر، انتقال شروط ایران و ارائه طرح هفت‌روزه برای توقف خصومت‌ها، رفع محاصره و سپس بازگشایی تنگه هرمز، بدون تردید یک تحول مهم در سطح دیپلماتیک طی هفته‌ها بن‌بست سیاسی است که بارقه امید کم‌رمقی را هم پدید آورده، اما «مهم‌بودن» یک تماس، با «ثمربخش‌بودن» آن تفاوت دارد. به هر حال واقعیت نخست این است که فضای موجود هنوز فاصله زیادی با آن نقطه‌ای دارد که بتوان از آن با عنوان «مذاکرات جدی برای توافق» یاد کرد. ایران شروط خود را روشن کرده است: توقف جنگ در همه جبهه‌ها، پایان محاصره دریایی و فشار اقتصادی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و تضمین مسیر ایمن کشتیرانی، در برابر بازگشایی هرمز و بازگشت به مذاکرات هسته‌ای قرار گرفته است. این چارچوب نشان می‌دهد تهران تلاش می‌کند مذاکره را از موضع صرفا واکنشی خارج و برای آن یک نقشه راه مشخص تعریف کند. اما مسئله دوم و شاید مهم‌تر، توازن نیروهای سیاسی در داخل و خارج از میز مذاکره است. در داخل ایران، واکنش‌های تند شماری از چهره‌ها و جریان‌های سیاسی به تماس عراقچی با نمایندگان آمریکا نشان داد که اصل مذاکره همچنان موضوعی مناقشه‌برانگیز است. در عین حال، روایت رسمی وزارت خارجه بر این است که شروط ایران از طریق میانجی‌ها منتقل شده و چارچوب مواضع تهران تغییر نکرده است. گزارش‌های منتشرشده درباره اختلاف دیدگاه‌ها در تهران نیز نشان می‌دهد حتی درباره نحوه تعریف همین تماس‌ها چه در قالب مذاکره یا انتقال پیام حساسیت سیاسی بالاست. این وضعیت یک هشدار مهم در خود دارد که اگر مخالفان مذاکره از موافقان آن در میدان سیاسی دست بالاتری داشته باشند، دیپلماسی پیش از آنکه در برابر طرف خارجی با مانع مواجه شود، ممکن است در داخل فرسوده شود. مذاکره بدون اجماع حداقلی درباره هدف، حدود اختیار، خطوط قرمز و سازوکار تضمین، به‌سرعت به موضوعی برای منازعه داخلی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، مذاکره‌ای که صرفا برای اثبات امکان مذاکره انجام شود، نه الزاما به توافق منتهی می‌شود و نه می‌تواند هزینه‌های یک جنگ طولانی را کاهش دهد.

از این منظر، «گرگ‌ومیش نیویورک» تعبیر دقیقی برای شرایط کنونی است؛ زیرا این روزها پنجره دیپلماسی باز شده است، اما هنوز نور کافی برای دیدن مقصد وجود ندارد. از یک سو، میانجی‌ها در تلاش‌اند مسیر گفت‌وگو را زنده نگه دارند و حتی گزارش‌هایی درباره تلاش برای انتقال روند به عمان منتشر شده است. از سوی دیگر، واشینگتن همچنان گزینه فشار و اقدام نظامی را از روی میز برنداشته است و برخی متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز خواهان تداوم فشار بر تهران هستند. بنابراین نباید در ارزیابی وضعیت، یک خطای محاسباتی دیگر تکرار شود؛ نه می‌توان مذاکره را معادل تسلیم دانست و نه صرف مذاکره را معادل پیروزی دیپلماسی. مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند منافع مشخص و قابل سنجش را تأمین کند و در عین حال خطوط قرمز امنیت ملی ایران را محفوظ نگه دارد. پیشنهاد هفت‌روزه تهران دقیقا در همین نقطه اهمیت دارد؛ زیرا می‌کوشد میان توقف جنگ، رفع فشار و بازگشت به میز مذاکرات یک رابطه مرحله‌بندی‌شده برقرار کند. با این حال، مسئله اساسی همچنان تضمین اجرای تعهدات طرف آمریکایی است؛ موضوعی که تجربه توافق‌های پیشین، آن را به یکی از دشوارترین مسائل تبدیل کرده است.

در سوی مقابل نیز نباید محاسبات واشینگتن را دست‌کم گرفت. دولت آمریکا از یک طرف از مذاکره سخن می‌گوید و از طرف دیگر فشار اقتصادی، محاصره و تهدید نظامی را به‌ عنوان اهرم حفظ کرده است. گزارش رویترز نیز نشان می‌دهد در گفت‌وگوهای اخیر، مسئله اصلی این بوده که کدام طرف باید نخست بخشی از اهرم فشار خود را واگذار کند؛ تهران بازگشایی هرمز را به رفع فشارها گره زده و واشینگتن خواهان آزادی کشتیرانی در این آبراه است. بنابراین خطر اصلی برای تهران آن نیست که «چرا مذاکره می‌کند»؛ پرسش مهم‌تر این است که با چه هدفی، با چه تضمینی و با چه معماری‌ای مذاکره می‌کند. اگر مذاکرات صرفا به یک روند رفت‌وبرگشتی از پیام‌ها تبدیل شود، بدون آنکه سازوکار روشن برای توقف جنگ، رفع محاصره، رفع تحریم‌ها، تضمین عدم تکرار حملات و تعیین‌تکلیف پرونده هسته‌ای وجود داشته باشد، احتمالا حاصل آن بیش از آنکه گشایش باشد، خریدن زمان خواهد بود.

از سوی دیگر، فرض قطعی اینکه پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا حتما جنگ دوباره آغاز خواهد شد نیز نیازمند احتیاط است. این احتمال در محاسبات سیاسی تهران اهمیت دارد، اما هنوز یک واقعیت قطعی نیست. حتی برخی تحلیل‌های منتشرشده در وال‌استریت‌ ژورنال این پرسش را مطرح کرده‌اند که اگر بازگشایی هرمز و کاهش فشار انرژی منافع اقتصادی و سیاسی قابل ‌توجهی برای آمریکا ایجاد کند، محاسبات واشینگتن پس از انتخابات الزاما به سمت تشدید درگیری نخواهد رفت. این، البته یک تحلیل است و نه یک پیش‌بینی قطعی.

بنابراین آنچه را در نیویورک رخ داده، نه باید کوچک شمرد و نه بزرگ‌نمایی کرد. یقینا یک روزنه باز شده است، اما هنوز کانال خروج از بحران نیست. مهم آن است که ایران در این فضای گرگ‌ومیش، نه گرفتار خوش‌بینی دیپلماتیک شود و نه در دام بدبینی مطلق بیفتد. حفظ خطوط قرمز، تأمین تضمین‌های واقعی، جلوگیری از فرسایش سرمایه داخلی و استفاده دقیق از ظرفیت میانجی‌ها می‌تواند تعیین کند این تماس‌ها سرآغاز یک مسیر واقعی باشند یا صرفا یکی دیگر از فصل‌های طولانی بحران تهران و واشینگتن.

 طرح هفت‌روزه ایران؛ تنگه هرمز در برابر توقف جنگ و بازگشت به مذاکره

در تازه‌ترین فصل از تحولات دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن، حاشیه هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل به صحنه‌ای برای ازسرگیری تماس‌های غیرمستقیم دو طرف و طرح ابتکار هفت‌روزه ایران تبدیل شده است؛ محورهای اصلی ابتکار ایران ناظر بر توقف اقدامات نظامی و خصومت‌ها، رفع محاصره دریایی و محدودیت‌های اقتصادی علیه ایران، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و در نهایت بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات جامع هسته‌ای است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در نیویورک اعلام کرده است این طرح از طریق میانجی‌ها به طرف آمریکایی ارائه شده و در صورت پذیرش شروط تهران، تنگه هرمز در پایان روز هفتم باز خواهد شد. گزارش‌های تازه نیز اصل ارائه چنین طرحی را تأیید کرده‌اند.

براساس گزارش «نیویورک‌تایمز» و «ان‌بی‌سی»، تهران این پیشنهاد را نسخه‌ای فشرده‌تر از تفاهمی می‌داند که پیش‌تر میان دو طرف شکل گرفته بود. تفاوت مهم، در جدول زمانی اجرای آن است؛ در حالی که تفاهم قبلی یک دوره طولانی‌تر برای حرکت به سمت مذاکرات هسته‌ای در نظر گرفته بود، پیشنهاد جدید ایران بر یک بازه هفت‌روزه متمرکز است.

عراقچی گفته است شروط تهران موضوعاتی جدید یا فراتر از توافق قبلی نیستند. در روایت ارائه‌شده از سوی مقام‌های ایرانی، توقف خصومت‌ها در همه جبهه‌ها، پایان محاصره دریایی، رفع فشارهای اقتصادی، آزادسازی اموال ایران و پذیرش مسیر ایمن کشتیرانی از جمله عناصر اصلی طرح هستند. سپس در روز هفتم، با تحقق این شروط، تنگه هرمز بازگشایی و مذاکرات جامع هسته‌ای آغاز خواهد شد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز از برگزاری دور دیگری از تبادل پیام میان تهران و واشینگتن با میانجیگری قطر خبر داده و گفته است این روند حدود دو ساعت ادامه داشته است. به گفته او، مواضع و شروط ایران برای احیای دیپلماسی به‌صورت شفاف به طرف آمریکایی منتقل شده است.

در سوی مقابل، مقام‌های آمریکایی اصل تماس‌های غیرمستقیم را رد نکرده‌اند، اما مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، تأکید کرده نباید مذاکرات انجام‌شده را یک «پیشرفت بزرگ» تلقی کرد و دستیابی به توافق به تلاش مستمر نیاز دارد. این موضع نشان می‌دهد تماس‌های دیپلماتیک برقرار شده، اما هنوز فاصله قابل ‌توجهی میان دو طرف وجود دارد.

 عمان در کانون رایزنی‌ها؛ میانجیگری قطر و مخالفت برخی کشورهای خلیج فارس

در همین حال، موضوع برگزاری دور جدید مذاکرات در عمان به یکی از محورهای اصلی رایزنی‌ها تبدیل شده است. بر اساس گزارش «وال‌استریت‌ ژورنال»، میانجی‌هایی از جمله قطر برای برگزاری دور تازه مذاکرات تلاش می‌کنند و احتمال دارد عمان بار دیگر میزبان گفت‌وگوهای ایران و آمریکا باشد. گزارش جدید وال‌استریت ‌ژورنال نیز از تلاش برای احیای مذاکرات و نقش عوامل منطقه‌ای در این روند خبر داده است. قطر در روزهای اخیر به کانال مهم انتقال پیام میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است. دیدار عباس عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده آمریکا‌ و جرد کوشنر با میانجیگری قطری‌ها، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فعال‌شدن دوباره مسیر دیپلماتیک به شمار می‌رود؛ هرچند تهران تأکید کرده است این تماس‌ها الزاما به معنای آغاز مذاکرات مستقیم نیست و بخش مهمی از پیام‌ها همچنان از طریق واسطه‌ها منتقل می‌شود.

هم‌زمان، یک عامل مهم دیگر نیز در معادلات دیپلماتیک وارد شده است؛ موضع کشورهای عربی تولیدکننده نفت در خلیج فارس. وال‌استریت ‌ژورنال گزارش داده برخی از این کشورها نسبت به هرگونه توافق یا مصالحه با تهران موضع محتاطانه‌تری اتخاذ کرده‌اند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که بازگشایی تنگه هرمز فقط مسئله‌ای میان ایران و آمریکا نیست و مستقیم با صادرات نفت و گاز، امنیت کشتیرانی و اقتصاد کشورهای منطقه ارتباط دارد. گزارش‌های اقتصادی اخیر نیز نشان می‌دهد تحولات مربوط به هرمز همچنان بر بازار انرژی و هزینه حمل‌ونقل اثرگذار است. از این منظر، عمان می‌تواند برای مذاکرات بعدی اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ کشوری که سابقه میزبانی و تسهیل تماس‌های غیرمستقیم ایران و آمریکا را دارد. با این حال، هنوز زمان قطعی و چارچوب نهایی دور بعدی مذاکرات اعلام نشده و آنچه مطرح شده، در حد تلاش میانجی‌ها برای فراهم‌کردن شرایط گفت‌وگو است.

 فشارهای داخلی و خارجی؛ از اختلاف روایت درباره دیدار عراقچی تا آینده جنگ

در داخل ایران نیز درباره نحوه مدیریت این تماس‌ها بحث‌هایی شکل گرفته است. مجتبی زارعی، نماینده مجلس، در اظهاراتی در شبکه اجتماعی «ایکس» مدعی شده است دیدار عراقچی با ویتکاف با مجوز ساختارهای حاکمیتی انجام شده و آنچه صورت گرفته، مذاکره مستقیم نبوده، بلکه انتقال شروط ایران به طرف آمریکایی بوده است. این اظهارات، دیدگاه یک نماینده مجلس است و باید در چارچوب همین موضع سیاسی مورد توجه قرار گیرد. در مقابل، وزارت امور خارجه ایران با اعلام جزئیات بیشتری درباره تماس‌های غیرمستقیم، تأکید کرده است شروط تهران از طریق میانجی قطری به آمریکا منتقل شده است. بنابراین، یکی از محورهای مهم در ادامه روند دیپلماتیک، چگونگی تعریف همین تماس‌هاست؛ تهران بر انتقال پیام و شروط تأکید دارد، در حالی که طرف آمریکایی از گفت‌وگوهایی سخن می‌گوید که هنوز به پیشرفت تعیین‌کننده منجر نشده‌اند.

هم‌زمان، مسئله آینده جنگ و تأثیر انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز به یکی از متغیرهای مهم تبدیل شده است. لارنس نورمن، خبرنگار وال‌استریت ژورنال، این احتمال را مطرح کرده که اگر بازگشایی هرمز موجب کاهش قیمت انرژی شود، ممکن است محاسبات سیاسی واشینگتن درباره ادامه درگیری تغییر کند؛ با این حال، او این موضوع را صراحتا در حد یک گمانه‌زنی مطرح کرده است. در آمریکا نیز مخالفت‌ها با ادامه جنگ در کنگره ادامه دارد. الجزیره گزارش داده مجلس نمایندگان آمریکا پیش‌تر چند بار درباره محدودکردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور رأی‌گیری کرده و در یکی از آخرین موارد، قطع‌نامه محدودکننده با ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی تصویب شده است؛ این مصوبات برای تبدیل‌شدن به قانون با موانع سیاسی و حقوقی روبه‌رو هستند. آنچه اکنون در مسیر تهران-واشینگتن شکل گرفته، هنوز یک توافق نهایی نیست، بلکه مجموعه‌ای از تماس‌های غیرمستقیم، پیشنهادهای مشخص و تلاش‌های میانجیگرانه است. طرح هفت‌روزه ایران، بازگشایی تنگه هرمز را به مجموعه‌ای از اقدامات آمریکا گره زده و در مقابل، واشینگتن همچنان بر ضرورت مذاکرات و تضمین‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای تأکید دارد. در چنین شرایطی، احتمال برگزاری دور تازه مذاکرات در عمان، ادامه میانجیگری قطر و واکنش کشورهای عربی تولیدکننده انرژی، سه متغیر مهم در مسیر آینده دیپلماسی میان ایران و آمریکا خواهند بود.

 بن‌بست با ایران دیگر قابل ادامه نیست؛ راه خروج، بازگشت به دیپلماسی است

پیرو تکاپوها برای احیای مذاکرات، ریچارد هاس، رئیس سابق مؤسسه شورای روابط خارجی آمریکا و کارولین کیسین، معاون آموزشی و استاد بالینی در مرکز امور جهانی دانشکده مطالعات حرفه‌ای دانشگاه نیویورک هم طی مطلبی در فارن‌افرز استدلال می‌کنند جنگ و فشار اقتصادی علیه ایران دیگر قابل ادامه نیست و واشینگتن باید برای پایان‌دادن به درگیری، بار دیگر به دیپلماسی روی آورد. به باور آنها، طی شش ماه نخست جنگ، نظام انرژی جهان توانست شوک ناشی از بسته‌شدن عملی تنگه هرمز را با افزایش تولید خارج از خلیج فارس، استفاده از ذخایر راهبردی و تجاری، کاهش تقاضا و فعال‌کردن مسیرهای جایگزین صادرات نفت تا حدی جذب کند. اما این سازوکارهای جبرانی اکنون در حال فرسوده‌شدن هستند. نویسندگان هشدار می‌دهند گسترش حملات به زیرساخت‌های انرژی، نقطه عطف خطرناکی ایجاد کرده است. حمله به خط لوله شرق-غرب عربستان و تهدیدهای حوثی‌ها علیه کشتیرانی در دریای سرخ، مسیرهای جایگزینی را که برای دورزدن تنگه هرمز ایجاد شده بودند نیز ناامن کرده است. در شرایطی که ذخایر اضطراری کاهش یافته، ظرفیت تولید اضافی محدود است و کاهش بیشتر مصرف می‌تواند به رکود منجر شود، اختلال جدید در عرضه ممکن است قیمت نفت را تا ۱۵۰ یا حتی ۲۰۰ دلار افزایش دهد و بحران انرژی، تورم و رکود جهانی ایجاد کند.

از نگاه هاس و کیسین، شش ماه حملات نظامی و فشار اقتصادی نتوانسته ایران را وادار به تسلیم یا تغییر اساسی رفتار کند، بنابراین ادامه همین راهبرد چشم‌انداز روشنی ندارد. آنها پیشنهاد می‌کنند واشینگتن برای دستیابی به توافقی جدید با تهران تلاش کند؛ توافقی که صرفا احیای تفاهم ژوئن نباشد، بلکه از ابتدا مذاکره شود یا دست‌کم مفاد آن بازنگری شود. محور اصلی توافق پیشنهادی، آتش‌بس میان طرف‌های درگیر و توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی خواهد بود. آمریکا و متحدانش در برابر توقف اقدامات ایران، حوثی‌ها و گروه‌های همسو، باید امتیازهایی مانند کاهش بخشی از تحریم‌ها، آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و کمک بازسازی ارائه کنند. در مقابل، ایران باید وضعیت توانمندی هسته‌ای خود را تغییر ندهد. همچنین پایان محاصره کشتی‌های ایرانی و توقف مین‌گذاری و حمله به نفتکش‌ها در تنگه هرمز باید بخشی از توافق باشد.

نویسندگان همچنین بر توافق جداگانه عربستان و حوثی‌ها تأکید دارند و پیشنهاد می‌کنند واشینگتن ریاض را به مذاکره پیش از تشدید بیشتر درگیری در یمن ترغیب کند. در سطح منطقه‌ای نیز آنها ایجاد نوعی نهاد چندجانبه برای مدیریت تنگه هرمز با مشارکت کشورهای ساحلی خلیج فارس را مطرح می‌کنند. در نهایت، استدلال اصلی مقاله این است که هزینه‌های ادامه جنگ اکنون می‌تواند بسیار بیشتر از هزینه‌های امتیازدادن در مذاکرات باشد. از دید نویسندگان، دیپلماسی ممکن است ایران را در موقعیت بهتری قرار دهد و برای ترامپ هزینه سیاسی داشته باشد، اما می‌تواند خطر بحران انرژی و رکود جهانی را کاهش دهد و به واشینگتن امکان دهد نیروها و منابع نظامی خود را بازیابی کند.

 مانع اصلی مذاکرات و توافق

اگرچه ریچارد هاس معتقد است بن‌بست کنونی با ایران دیگر قابل تداوم نیست و راه خروج از آن را بازگشت به دیپلماسی می‌داند، اما گزارش رویترز تصویری پیچیده‌تر از مسیر احتمالی مذاکرات ارائه می‌کند. بر اساس این گزارش، یکی از سناریوهای مطرح برای پایان جنگ، دستیابی به توافقی مرحله‌ای است که در چارچوب آن، تهران در ازای رفع محاصره اقتصادی و احتمالا آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، امکان کشتیرانی در تنگه هرمز را دوباره برقرار کند. با این حال، مانع اصلی در مسیر چنین توافقی آن است که هیچ‌یک از دو طرف حاضر نیست پیش از دریافت امتیاز متقابل، مهم‌ترین اهرم فشار خود را واگذار کند. در این چارچوب، ایران ظاهرا آمادگی نشان داده است از مطالبه دریافت هزینه عبور از تنگه، دست‌کم در مقطع کنونی، صرف‌نظر یا آن را به آینده موکول کند، اما در مقابل، بر حفظ نوعی نقش و کنترل اداری بر سازوکار عبور و مرور در تنگه هرمز تأکید دارد. این خواسته با مخالفت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس روبه‌رو شده است؛ آنها بر آزادی کشتیرانی و عدم پذیرش کنترل یک‌جانبه ایران بر این آبراه تأکید دارند. در همین حال، یک مقام ارشد ایرانی به رویترز گفته است حل مرحله‌ای بحران می‌تواند واقع‌بینانه‌ترین مسیر پیش‌رو باشد؛ به این معنا که گام نخست با پایان محاصره اقتصادی و بازگشایی تنگه هرمز آغاز شود و سپس سایر مسائل در چارچوب مذاکرات دنبال شود. تهران همچنین اعلام کرده است در صورت فراهم‌شدن شرایط مورد نظر، امکان بازگشایی تنگه در مدت کوتاهی وجود دارد. اما مسئله صرفا دستیابی به یک توافق اولیه نیست؛ چالش اساسی، ایجاد سازوکاری برای دوام توافق است. تجربه تفاهم پیشین که در تابستان فروپاشید، باعث شده هر دو طرف نسبت به اجرای تعهدات طرف مقابل با تردید نگاه کنند. از این رو، مذاکره‌کنندگان باید علاوه بر تعیین ترتیب امتیازدهی، تضمین‌هایی قابل اتکا برای جلوگیری از فروپاشی دوباره توافق ایجاد کنند؛ به‌ویژه آنکه موضوع تنگه هرمز اکنون به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است.

 پزشکیان؛ تهران می‌خواهد پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای با آمریکا به توافق برسد

در چنین بن‌بستی که رویترز ترسیم کرده و مسئله اصلی آن این است که تهران یا واشینگتن کدام‌یک حاضر خواهد شد نخست اهرم فشار خود را در ازای دریافت امتیاز واگذار کند، به نظر می‌رسد ایران نسبت به هفته‌های گذشته، نشانه‌های بیشتری از نرمش و انعطاف نشان داده است؛ همچنان که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در گفت‌وگویی اختصاصی با برنامه «Special Report» شبکه فاکس‌نیوز، ضمن رد صریح تلاش تهران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، گفت ایران برای کاهش تنش‌های هسته‌ای، کاهش سطح غنی‌سازی و پذیرش راستی‌آزمایی بین‌المللی آمادگی دارد. او با اشاره به فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت سلاح‌های کشتارجمعی تأکید کرد ایران اساسا به دنبال بمب هسته‌ای نیست و آماده است برنامه خود را تحت نظارت خارجی قرار دهد. پزشکیان همچنین گفت تهران همچنان آماده ادامه مسیر تفاهم‌نامه‌ای است که به گفته او در ماه ژوئن با آمریکا درباره توقف درگیری‌ها و ایجاد چارچوبی برای توافق گسترده‌تر شکل گرفته بود. او تأکید کرد «چارچوب» مورد توافق قرار گرفته و ایران برای ادامه آن آمادگی دارد. پزشکیان در عین حال آمریکا را مسئول فروپاشی روند دیپلماتیک دانست و گفت واشینگتن به‌جای گفت‌وگو، ابتدا به ایران حمله کرده و سپس با تحریم و محاصره اقتصادی، فشار را افزایش داده است. او درباره تنگه هرمز نیز گفت ایران آن را نبسته بود و تأکید کرد پس از حملات آمریکا و ترور مقام‌ها، فرماندهان و دانشمندان ایرانی، تهران خود را موظف به دفاع از خود می‌داند. پزشکیان گفت ایران خواهان کشتن آمریکایی‌ها یا ادامه جنگ نیست و این آمریکاست که باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد به وضعیت کنونی پایان دهد یا نه. رئیس‌جمهور ایران همچنین گفت تهران در برابر تحریم‌ها به مقاومت ادامه خواهد داد و حتی در شرایط دشوار اقتصادی، راه‌هایی برای ادامه حیات کشور پیدا خواهد کرد. درباره گزارش استفاده ایران از تصاویر ماهواره‌ای چین برای حمله به پایگاه آمریکا در اردن نیز گفت اطلاع مستقیمی از این موضوع ندارد. پزشکیان در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل و در گفت‌وگویی با شبکه NBC News و چند رسانه دیگر، تأکید کرد ایران خواهان دستیابی به توافق با آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر است. او گفت تهران نمی‌خواهد مذاکرات تا زمان انتخابات ادامه پیدا کند و ترجیح می‌دهد پیش از آن، دو طرف به تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن برای ایجاد چارچوب آتش‌بس و توافق گسترده‌تر منعقد شده بود، بازگردند. این اظهارات پس از آن مطرح شد که دونالد ترامپ گفته بود احتمالا ایران تا پس از انتخابات برای دستیابی به توافق صبر خواهد کرد. پزشکیان در مقابل تأکید کرد ایران آمادگی دارد زودتر به تفاهم برسد. سخنگوی کاخ سفید نیز در پاسخ، هدف دولت ترامپ را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای عنوان کرد. پزشکیان بار دیگر اعلام کرد دولت ایران نسبت به بازرسی از تأسیسات هسته‌ای کشور موضعی باز دارد و تأکید کرد تهران به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست. او همچنین اتهام تلاش جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ یا اعضای خانواده او را رد کرد و گفت این موضوع هیچ‌گاه موضع دولت ایران نبوده است. محور اصلی اظهارات پزشکیان در این گفت‌وگوهای انجام‌شده، آمادگی تهران برای بازگشت به چارچوب تفاهم پیشین، پذیرش نظارت بر برنامه هسته‌ای، مخالفت با ادامه جنگ و تلاش برای دستیابی به توافق پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا بود. در نهایت، مسئله امروز سیاست خارجی ایران شاید بیش از «مذاکره یا عدم مذاکره»، چگونگی مدیریت فاصله میان دیپلماسی و بازدارندگی باشد. ایران اگر مذاکره را می‌پذیرد، باید روشن کند این مسیر برای خرید زمان یا نمایش سیاسی تا مقاطع زمانی مانند انتخابات کنست در اسرائیل یا انتخابات کنگره آمریکا نیست، بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی است و اگر مذاکره به نتیجه نرسید، باید از پیش برای سناریوهای بعدی آماده باشد. در مقابل، طرف آمریکایی نیز باید بداند فشار حداکثری الزاما به امتیاز حداکثری منجر نمی‌شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.

∎​