شناسهٔ خبر: 79865851 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه همشهری | لینک خبر

پرداخت هزینه لوازم‌التحریر برای‌ مناطق محروم، شرط بخشش بود

بخشش به نام بچه‌های محروم

در آستانه بازگشایی مدارس، قاتلی که 8سال قبل مرتکب جنایت شده بود، با گذشت اولیای‌دم و شرط خرید لوازم‌التحریر برای 30دانش‌آموزی که در مناطق محروم و روستاهای دور افتاده، درس می‌خواندند، از مجازات مرگ گریخت. روزنامه همشهری امروز،روزنامه همشهری صبح،صفحه روزنامه همشهری،دانلود روزنامه همشهری امروز،همشهری آنلاین

صاحب‌خبر -

الهه فراهانی | روزنامه‌نگار

در آستانه بازگشایی مدارس، قاتلی که 8سال قبل مرتکب جنایت شده بود، با گذشت اولیای‌دم و شرط خرید لوازم‌التحریر برای 30دانش‌آموزی که در مناطق محروم و روستاهای دور افتاده، درس می‌خواندند، از مجازات مرگ گریخت. او تصمیم گرفته که درس بخواند و معلم شود تا به‌صورت رایگان به بچه‌های نیازمند درس بدهد.

 به گزارش همشهری، بهار سال 1397بود که گزارش یک قتل هولناک در خانه‌ای ویلایی واقع در یکی از شهرهای اطراف تهران، به پلیس اعلام شد. وقتی تیم جنایی به محل جنایت رسید، با پیکر بی‌جان زنی میانسال روبه‌رو شد که دست ‌و پایش را با روسری و دهانش را با چسب پهن بسته بودند. خانه به ‌هم‌ ریخته بود و بررسی‌های اولیه نشان می‌داد سارقان با ورود از بالکن، تمامی دلارها، طلا و جواهرات زن تنها را به سرقت برده‌اند. نخستین فردی که با جسد مواجه شده بود، دختر مقتول بود که ماجرا را به پلیس گزارش کرده بود.

سارقان نقابدار
در نخستین گام، دوربین‌های مداربسته مورد بازبینی قرار گرفت و معلوم شد 3جوان نقابدار سوار بر خودروی پرایدی با پلاک سرقتی، در نزدیکی محل توقف کرده و 2نفرشان وارد خانه شده و نقشه سرقت را عملی کرده بودند. در ادامه بررسی‌ها مشخص شد که آنها به‌صورت سریالی دست به سرقت از خانه‌ها می‌زنند.

شهروند وظیفه‌شناس
درحالی‌که تحقیقات ادامه داشت، یک شب مردی که در حال عبور از خیابانی بود، متوجه شد که 2سارق نقابدار از روی دیوار خانه‌ای ویلایی بالا رفتند و داخل حیاط پریدند. او با پلیس تماس گرفت و طولی نکشید که مأموران وارد عمل شدند. آنها با حضور در محل سرقت، موفق شدند دزدان را حین سرقت دستگیر کنند. در تحقیقات اولیه معلوم شد که آنها همان سارقانی هستند که در جریان سرقت از خانه زن میانسال، او را به قتل رسانده بودند.

شرکت هرمی
متهمان پس از دستگیری از مرگ زن میانسال باخبر شدند. یکی از آنها که جوان 23ساله‌ای بود و عامل اصلی جنایت به شمار می‌رفت، در بازجویی‌ها گفت: من هرگز سابقه کیفری نداشتم اما مدتی قبل در دام شرکت‌های هرمی افتادم. ابتدا تمام سرمایه‌ام را باختم و بعد بدهی‌ بالا آوردم. راهی برای فرار از فشار طلبکاران نداشتم و به پیشنهاد یکی از دوستانم که خودش هم سرقت می‌کرد، تصمیم گرفتم وارد باند آنها شوم که بتوانم پول طلبکاران را پس بدهم. او درباره شب حادثه گفت: وقتی وارد خانه شدیم، زن صاحبخانه در خانه خواب بود. غافلگیر شدیم و همدستم از من خواست دهان و دست‌ و پایش را ببندم تا سر و صدا نکند؛ من هم این کار را انجام دادم. آن موقع فکر نمی‌کردم او بر اثر خفگی جانش را از دست بدهد. من فقط برای تسویه بدهی‌هایم وارد این بازی شده بودم و قصد داشتم بعد از پرداخت بدهی‌هایم، دور خلاف را خط بکشم اما خبر نداشتم که پایان این ماجرا، اتهام قتل باشد.

شمارش معکوس برای مرگ
عامل این جنایت پس از مدتی در دادگاه به اتهام قتل عمد محاکمه و به قصاص محکوم شد. با قطعی شدن رای، شمارش معکوس برای قصاص قاتل آغاز شد. او حتی یک‌بار تا پای چوبه دار رفت، اما به‌دلیل عدم‌حضور اولیای‌دم، اجرای حکم به تعویق افتاد. برای بار دوم، وقتی همه‌‌چیز برای اجرای مجازات آماده شده بود، ورق برگشت.

درس بخشش 
یکی از فرزندان مقتول که معلم است، در طول ۴‌ماه گذشته، مسیر دشواری را طی کرد. او تصمیم گرفته بود قاتل مادرشان را ببخشد اما خواهر و برادرانش مخالف بودند. این معلم که طعم محرومیت را در مدارس مناطق دورافتاده چشیده بود، به خانواده‌اش گفت:« اگر می‌خواهیم ببخشیم، باید به شکلی ببخشیم که خیری در آن باشد.» در نهایت تلاش‌های آقای معلم نتیجه داد و فرزندان دیگر مقتول که اصرار بر قصاص داشتند، تصمیم به بخشش گرفتند. شرط آنها این بود که قاتل، هزینه لوازم‌التحریر بیش از 30دانش‌آموزی را که در مناطق محروم‌تحصیل می‌کردند را تا پایان سال تحصیلی تقبل‌کند. قاتل که در تمام سال‌های زندان با سایه مرگ زندگی کرده بود، این شرط را پذیرفت و سرانجام بعد از 8سال، کابوس‌هایش پایان و از مجازات قصاص رهایی یافت. او در آستانه بازگشایی مدارس از زندان آزاد شد و هزینه‌های تحصیلی چندین دانش‌آموز را تامین کرد. علاوه بر این، تصمیم گرفته که درسش را ادامه بدهد و معلم شود تا حالا که اولیای‌دم فرصت زندگی دوباره به او داده‌اند، بتواند برای جبران گذشته‌اش به مناطق دور افتاده برود و به‌صورت رایگان به بچه‌های نیازمند و دانش‌آموزانی که بی‌سرپرست هستند و از مشکلات مالی رنج می‌برند، آموزش بدهد.

 

∎​