شناسهٔ خبر: 79864736 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: همشهری آنلاین | لینک خبر

آقای معلم به قاتل مادرش زندگی بخشید

در آستانه بازگشایی مدارس، قاتلی که ۸ سال قبل مرتکب جنایت شده بود، با گذشت اولیای دم و شرط خرید لوازم التحریر برای ۳۰ دانش آموزی که در مناطق محروم و روستاهای دور افتاده، درس می خواندند، از مجازات مرگ گریخت.

صاحب‌خبر -

همشهری آنلاین-حوادث: در آستانه بازگشایی مدارس، قاتلی که ۸ سال قبل مرتکب جنایت شده بود، با گذشت اولیای دم و شرط خرید لوازم التحریر برای ۳۰ دانش آموزی که در مناطق محروم و روستاهای دور افتاده، درس می خواندند، از مجازات مرگ گریخت. او تصمیم گرفته که درس بخواند و معلم شود تا به صورت رایگان به بچه های نیازمنددرس بدهد.

به گزارش همشهری، بهار سال ۱۳۹۷ بود که گزارش یک قتل هولناک در خانه‌ایویلایی واقع در یکی از شهرهای اطراف تهران، به پلیس اعلام شد. وقتی تیمجنایی به محل جنایت رسید، با پیکر بی‌جان زنی میانسال روبه‌رو شد که دست ‌وپایش با روسری و دهانش را با چسب پهن بسته بودند. خانه به ‌هم‌ ریخته بود و بررسی‌های اولیه نشان می‌داد سارقان با ورود از بالکن، تمامی دلارها، طلا و جواهرات زن تنها را به سرقت برده‌اند. نخستین فردی که با جسد مواجه شده بود، دختر مقتول بود که ماجرا را به پلیس گزارش کرده بود.

سارقان نقابدار

در نخستین گام، دوربین‌های مداربسته، مورد بازبینی قرار گرفت و معلوم شد ۳ جوان نقابدار سوار بر خودروی پرایدی با پلاک سرقتی، در نزدیکی محل توقف کرده و دو نفرشان وارد خانه شده و نقشه سرقت را عملی کرده بودند. درادامه بررسی ها مشخص شد که آنها به صورت سریالی دست به سرقت از خانه‌ها می زنند.

شهروند وظیفه شناس

در حالی که تحقیقات ادامه داشت، یک شب مردی که در حال عبور از خیابانی بود، متوجه شد که دو سارق نقابدار از روی دیوار خانه‌ای ویلایی بالا رفتند و به داخل حیاط پریدند. او با پلیس تماس گرفت و طولی نکشید که ماموران وارد عمل شدند. آنها با حضور در محل سرقت موفق شدند دزدان را حین سرقت کنند. در تحقیقات اولیه معلوم شد که آنها همان سارقانی هستند که در جریان سرقت از خانه زن میانسال، او را به قتل رسانده بودند.

شرکت هرمی

متهمان پس از دستگیری از مرگ زن میانسال باخبر شدند. یکی از آنها که جوان ۲۳ ساله‌ای بود و عامل اصلی جنایت به شمار می‌رفت، در بازجویی ها گفت: من هرگز سابقه کیفری نداشتم اما مدتی قبل در دام شرکت‌های هرمی افتادم. ابتدا تمام سرمایه‌ام را باختم و بعد بدهی‌ بالا آوردم. راهی برای فرار از فشار طلبکاراننداشتم و به پیشنهاد یکی از دوستانم خودش سرقت می‌کرد، تصمیم گرفتم وارد باند سرقت شوم که بتوانم پول طلبکاران را پس بدهم. او درباره شب حادثه گفت: وقتی وارد خانه شدیم، زن صاحبخانه در خانه خواب بود. غافلگیر شدیم و همدستم از من خواست دهان و دست‌ و پایش را ببندم تا سر و صدا نکند. من هم این کار را انجام دادم. آن موقع فکر نمی‌کردم او بر اثر خفگی جانش را از دست بدهد. من فقط برای تسویه بدهی‌هایم وارد این باز شده بودم و قصد داشتم بعد از اینکه بدهی‌هایم را پرداخت کردم، دور خلاف را خط بکشم اما خبر نداشتم که پایان اینماجرا، اتهام قتل باشد.

شمارش معکوس برای مرگ

عامل این جنایت پس از مدتی در دادگاه به اتهام قتل عمد محاکمه و به قصاص محکوم شد. با قطعی شدن رای، شمارش معکوس برای قصاص قاتل آغاز شد. او حتی یک‌بار تا پای چوبه دار رفت، اما به دلیل عدم حضور اولیای دم، اجرای حکم به تعویق افتاد. برای بار دوم، وقتی همه چیز برای اجرای مجازات آماده شده بود، ورق برگشت.

درس بخشش

یکی از فرزندان مقتول که معلم است، در طول ۴ ماه گذشته، مسیر دشواری را طیکرد. او تصمیم گرفته بود قاتل مادرشان را ببخشد اما خواهر و برادرانش مخالف بودند. این معلم که طعم محرومیت را در مدارس مناطق دورافتاده چشیده بود، به خانواده اش گفت: «اگر می‌خواهیم ببخشیم، باید به شکلی ببخشیم که خیری در آن باشد.»

در نهایت تلاش های آقای معلم نتیجه داد و فرزندان دیگر مقتول که اصرار بر قصاص داشتند، تصمیم به بخشش گرفتند. شرط آنها این بود که قاتل، هزینه لوازم التحریر بیش از ۳۰ دانش آموزی که در مناطق محروم و افتاده، تدریس می کردند را تا پایان سال تحصیلی تقبل کند.

قاتل که در تمام سال‌های زندان با سایه مرگ زندگی کرده بود، این شرط با پذیرفتو سرانجام بعد از ۸ سال، کابوس هایش پایان یافت و از مجازات قصاص رهایییافت. او در آستانه بازگشایی مدارس از زندان آزاد شد و هزینه های تحصیلیچندین دانش آموز را تامین کرد. علاوه بر این تصمیم گرفته که درسش را ادامه بدهد و معلم شود تا حالا که اولیای دم فرصت زندگی دوباره به او داده اند، بتواند برای جبران گذشته اش به مناطق دور افتاده برود و به صورت رایگان به بچه هاینیازمند و دانش آموزانی که بی سرپرست هستند و از مشکلات مالی رنج می برند، به صورت رایگان، درس بدهد.

∎​