پس از نشست کمیسیون اجتماعی مجلس با احمد میدری، وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی، برخی رسانهها با شتاب از ارجاع استیضاح به صحن نوشتند و این خبر در فضای مجازی هم دستبهدست شد و در ساعاتی کوتاه به یکی از داغترین موضوعات خبری بدل گشت. اما محمدعلی محسنی بندپی، معاون پارلمانی وزارتخانه، میگوید این روایت با فضای واقعی جلسه فاصله دارد. به گفته او، نشست از ابتدا بر پایه گفتوگو و همدلی آغاز شد و تا پایان هم در همین فضای سازنده ادامه یافت. جلسه فرصتی بود برای اینکه وزیر، بدون تنش و رویارویی، با نمایندگان سخن بگوید، دغدغههایشان را از نزدیک بشنود و دربارهی مسائل مطرحشده توضیح بدهد؛ فرصتی که به تعبیر او، هدف اصلی مجلس از دعوت وزیر بوده است، نه ارجاع پرونده به صحن.
نکته جالبتر، سخنی است که از قول یکی از درخواستکنندگان استیضاح نقل شده است. طبق این روایت، او در همان جلسه تأکید کرده که شرایط امروز کشور بیش از هر چیز به همراهی، همدلی و همکاری دولت و مجلس نیاز دارد تا بتوان به مطالبات مردم پاسخ داد و از دشواریهای موجود عبور کرد. اگر چنین باشد، حتی در میان منتقدان هم این درک وجود دارد که زمان، زمان رویارویی نیست. البته تصویر نهایی جلسه را فقط روایتهای رسمی و غیررسمی کامل نمیکنند و انتشار گزارش دقیقتر از مذاکرات میتوانست به روشنشدن ماجرا کمک کند و جای حدس، برداشت و شایعه را کمتر کند. تا آن زمان، خواننده محتاط باید هم روایت وزارتخانه را بشنود و هم منتظر روایتهای تکمیلی بماند.
• چرا این تعامل مهم است؟
کشور در دورهای قرار دارد که مسئولان آن را دوران جنگ و محاصره توصیف میکنند. در چنین دورهای، هر اختلاف نهادی هزینه مضاعف دارد: هم انرژی و زمان مسئولان را میگیرد، هم بر آرامش روانی جامعه اثر میگذارد و هم به رسانههای بیگانه و بدخواهان، مجال بزرگنمایی میدهد. مردمی که هر روز با گرانی و نگرانی معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، از مسئولانشان بیش از هر چیز انتظار دارند که مشغول حل مسئله باشند، نه درگیر منازعهای که نتیجهاش به سفرهی آنها نمیرسد. معاون وزارتخانه میگوید دو قوه در یک مسئله اساسی اشتراک نظر دارند: صیانت از معیشت، رفاه و کرامت مردم و حمایت ویژه از کارگران و بازنشستگان. کالابرگ هم یکی از محورهای مورد توافق معرفی شده و وزارتخانه اعلام کرده همه ظرفیت خود را برای حمایت از دهکهای پایین و تأمین حداقلهای زندگی به کار گرفته است. اینکه این توافق تا چه اندازه در عمل محقق شود و به بهبود محسوس زندگی مردم بینجامد، پرسشی است که فقط زمان و شاخصهای روشن میتوانند پاسخش را بدهند. توافق روی کاغذ، تا وقتی در قیمتها، حقوق و سفرهها دیده نشود، فقط یک نیت خوب است.
• همکاری بدون نادیدهگرفتن نقد
همکاری به معنای سکوت نیست. نمایندگان حق دارند درباره کارآمدی سیاستهای حمایتی بپرسند، توضیح بخواهند و مطالبه کنند، چون در نهایت نماینده مردم و صدای حوزههای انتخابیهی خود هستند. استیضاح هم ابزار قانونی مجلس است و هیچکس نباید طرح آن را بهخودیخود نشانه خصومت بداند. تفاوت در شیوه است: پرسشی که در کمیسیون و پشت میز گفتوگو مطرح میشود، به طور معمول به پاسخ و اصلاح میرسد؛ اما پرسشی که در قالب رویارویی رسانهای بیان شود، بیشتر به تنش میانجامد و کمتر به نتیجه. مدیر زیر فشار تیتر، بیشتر به دفاع فکر میکند تا به اصلاح. گفتوگوی مستقیم مزیت دیگری هم دارد: طرفین فرصت مییابند بدون فشار افکار عمومی و هیاهوی رسانهای، محدودیتها و واقعیتهای اجرایی را با هم بسنجند. نماینده از دشواریهای اجرای یک سیاست، از محدودیت منابع تا پیچیدگیهای اداری، آگاهتر میشود و مجری هم دغدغههای واقعی حوزههای انتخابیه را دقیقتر و بیواسطهتر میشنود. همین شنیدن دوطرفه، پایه اعتماد است و بدون آن، هیچ همکاری نهادی دوام نمیآورد.
• چه چیزی این همکاری را پایدار میکند؟
اگر این فضا قرار است فراتر از یک جلسه بماند، به چند چیز نیاز دارد: جلسات منظم و برنامهریزیشده، شاخصهای روشن برای سنجش سیاستهای معیشتی و گزارشدهی شفاف به افکار عمومی. یک همکاری که فقط در لحن جلسات دیده شود و در گزارشها و نتایج نیاید، زود فرسوده میشود و به یادگاری از یک روز خوب بدل میگردد.
وزارتخانه هم اعلام کرده که گفتوگوها با نمایندگان ادامه خواهد داشت و هدف مشترک، رسیدن به راهحلهای عملی برای کاهش فشار اقتصادی و افزایش دسترسی عادلانه مردم به حمایتهای اجتماعی است. این وعدهای است که بهراحتی میتوان داد و بهسختی میتوان عمل کرد؛ سنجش آن در ماههای آینده، محک اصلی خواهد بود و هم مردم و هم رسانهها باید این محک را جدی بگیرند.
در پایان باید تاکید کرد خبر واقعی این نشست شاید این باشد که گفتوگو ممکن است. رسانهها هم میتوانند در این مسیر سهم داشته باشند: با دقت در انتقال فضای جلسات و پرهیز از تیترهایی که شکاف را بزرگتر از واقعیت نشان میدهند، بیآنکه واقعیتهای تلخ را پنهان کنند. مردم از رسانهها هم صداقت میخواهند و هم دقت. دولت و مجلس در نهایت هر دو به یک مردم پاسخگو هستند و ارزیابی نهایی را همان مردم انجام میدهند؛ نه با تیتر، که با تجربه روزمره زندگیشان و با آنچه در سفره و جیب خود میبینند.