معمولا هنگام سخنرانی رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر رژیم اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل هیئت ایرانی سالن را ترک میکردند تا نشان دهند که از یکسو با مواضع مقامات آنها مخالفاند و از سوی دیگر خروج هیئت ایرانی هنگام سخنرانی نخستوزیر اسرائیل نشاندهنده آن بود که ایران اساسا این رژیم را به عنوان دولتی مستقر به رسمیت نمیشناسد و آن را رژیمی جعلی میداند که اراضی فلسطینی را غصب کرده است.
به گزارش روز نو طبیعی است حالت دوم یعنی حضور نداشتن هیئت ایرانی هنگام سخنرانی نتانیاهو یا هر نخستوزیر دیگری از رژیم اسرائیل یک اصل تخطی ناپذیر است، اما وضعیت آمریکا برای ایرانیان قدری فرق میکند، زیرا ایران این کشور را به رسمیت میشناسد، اما سیاستهای آن را نمیپذیرد و سیاستهای اِعمالی از سوی آمریکا را ظالمانه میداند و مواضع این کشور را نیز به ویژه بعد از جنگهای اخیر تجاوزکارانه میداند. با این اوصاف حضور یک دیپلمات ایرانی به نام ناصر اسدی، از اعضای دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، هنگام سخنرانی دونالد ترامپ واکنشهای بسیاری برانگیخت.
حملات گسترده به ناصر اسدی
یک طیف در فضای مجازی انواع و اقسام توهینها را بر او وارد کردند؛ از خیانتکار گرفته تا وطنفروش و... آنها معتقدند که حضور یکی از اعضای هیئت ایرانی هنگام سخنرانی ترامپ، رسمیتبخشیدن به حرفهای رئیسجمهور آمریکا محسوب میشود و در شرایطی که همین طیف باور داشتند که اساسا مسعود پزشکیان نباید امسال در نشست سازمان ملل به دلیل آنکه مقر این سازمان در نیویورک است شرکت کند، حالا بسیار متعجب شدهاند که علاوه بر اینکه پزشکیان به این سفر رفته است، یکی از دیپلماتهای ایرانی هم هنگام سخنان ترامپ در سالن و در جایگاه ایران حضور داشته است. همه این عوامل باعث شده است که آنها هجمههایی یکپارچه به شدت تند علیه شخص اسدی و البته عراقچی در فضای مجازی منتشر کنند. خشم آنها زمانی خیلی بالا گرفت که خبر آمد به موازات سخنرانی ترامپ میان عراقچی و ویتکاف دیداری هم رخ داده است؛ نه دیداری سرپایی و کوتاه بلکه دیداری سه ساعته.
عاملیت نداشتن دیپلمات ایرانی
از سوی دیگر ماجرا، اما برخی باور دارند اولا نباید ناصر اسدی در سیبل حملات قرار بگیرد، زیرا او انجامدهنده کاری است که مقامات بالاتر و در رأس هیئت ایرانی، عباس عراقچی، از او خواستهاند؛ بنابراین حتی اگر فردی مخالف حضور یک یا چند عضو هیئت ایرانی در سالن مجمع عمومی هنگام سخنرانی ترامپ باشند، نباید بار مسئولیت را بر دوش یک دیپلمات جوان به نام ناصر اسدی بیندازند. از طرفی عنوان کاری اسدی رده پایین محسوب میشود و اصلا او عاملیت خاصی برای تصمیمگیری ندارد، اما در فضای مجازی بسیاری او را مسئول مستقیم میدانند.
نکته دیگری که مطرح میشود آن است که حضور یک دیپلمات پایینرده به دلیل پیگیری مستقیم آنچه درباره ایران مطرح میشود بوده است و نه به دلیل رسمیت بخشیدن به سخنان ترامپ. حتی حضور این دیپلمات با مسئولیتی پایین نشاندهنده آن است که ایران ارزش خاصی برای سخنان ترامپ در نظر نمیگیرد و صرفا برای اطلاع سریع و مستقیم یکی از اعضای هیئت خود را در سالن نگه داشته است. از سوی دیگر برخی نیز گفتند حضور این عضو ایران باعث شد تا ایران حق دفاع در برابر سخنان ترامپ داشته باشد که البته این موضوع چندان دقیق و روشن نیست و مشخص نیست که در حالی که یک روز بعد از سخنان ترامپ، رئیسجمهور ایران سخنرانی میکند، منظور از این حق دفاع چیست.
موضعگیری بقایی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در همین زمینه سخن گفت و مطرح کرد: «صندلی ایران در جایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سنگر ماست و قطعا اگر قرار باشد ما بهخاطر تندگویی و تندخویی و بدگویی دیگران بخواهیم این سنگر را ترک کنیم، حتما به وظیفهمان عمل نکردهایم». البته سخن بقایی منتقدانی نیز دارد؛ آنهایی که میگویند اولا هیئت ایرانی در سالهای گذشته هنگام سخنرانی رئیسجمهور آمریکا سالن را ترک میکردند و از سوی دیگر در همین سخنرانی امسال ترامپ، وقتی او به تندی علیه دولت کوبا حمله کرد، همه هیئت کوبایی سالن را ترک کردند یا آنکه وقتی رجب طیب اردوغان علیه اسرائیل سخن میگفت، هیئت اسرائیلی نیز از سالن خارج شدند. حالا بحث بالا گرفته است که آیا حضور ناصر اسدی در سالن یک پیام برای آمریکا محسوب میشود مبنی بر اینکه ایران بیتمایل به گفتوگو و شنیدن سخنان آمریکاییها نیست؟ به ویژه آنکه مسئله گفتوگوهای دوجانبه و با عاملیت میانجیها نیز مطرح است.
دو روایت از چگونگی استفاده از کرسی ایران در مجمع عمومی
رسانهها و افرادی که با رویکرد مذاکره چندان همسو نیستند حتی گفتند که اگر بنا بود فردی از هیئت ایرانی در سالن مجمع عمومی باقی بماند بهتر بود که اقداماتی در جهت محکومیت سخنان ترامپ انجام میداد. برای مثال خبرگزاری مهر در این ارتباط نوشت: «اگر هیئت دیپلماتیک ایران قصد داشت از حضور خود در مجمع عمومی برای نشان دادن آثار حملات استفاده کند، میناب یک تصویر قابل توجه برای این روایت بود. نه به این معنا که یک عکس بهتنهایی جای دیپلماسی را بگیرد؛ بلکه به این معنا که در عصر رسانه، دیپلماسی بدون تصویر و روایت رسانهای، بخشی از ظرفیت خود را از دست میدهد.
ترامپ سخن میگفت. ایران میتوانست سالن را ترک کند؛ که کرد. اما اگر قرار بود یک نفر بماند، میشد این حضور را به یک پیام تصویری نیز تبدیل کرد: تو درباره ایران حرف میزنی؛ این هم تصویر آن چیزی است که ایران از جنگ میگوید. چنین تصویری میتوانست مخاطب خود را فراتر از دیپلماتهای حاضر در سالن پیدا کند؛ رسانهها، شبکههای اجتماعی و افکار عمومی جهانی». این رسانه در ادامه مینویسد: «خروج هیئت ایرانی از سالن، یک پیام نسبتا ساده دارد، اعتراض، اما ماندن یک دیپلمات، پیام پیچیدهتری دارد.
اگر ماندن صرفا برای رصد بوده باشد، یک اقدام حرفهای و اداری است. اگر ماندن بخشی از راهبرد دیپلماتیک بوده باشد، انتظار میرود پشت آن پیام مشخصی وجود داشته باشد و اینجاست که سؤال اصلی شکل میگیرد، وزارت خارجه میگوید صندلی ایران سنگر است. اگر چنین باشد، سنگر صرفاً جایی برای نشستن و انفعال نیست؛ نقطهای است که باید از آن موضع گرفت و شلیک کرد». مخالفان حضور ناصر اسدی در سالن میگویند که هیئت دیپلماتیک ایرانی از این صندلی باید برای ارائه تصویری درست از آنچه متعاقب حمله آمریکا در ایران به وجود آمد استفاده میکرد.
البته این دست مواضع در حالی است که در آن سوی ماجرا میگویند که ایران باید مواضع خود را از سوی رئیسجمهور ایران به افکار عمومی بینالمللی برساند و اسدی به عنوان یک دیپلمات یا باید در سالن حضور میداشت یا مانند دیگر اعضای ایران سالن را ترک میکرد. نکته بعدی آن است که اسدی در چارچوب عرف دیپلماتیک و قواعد سازمان ملل میتوانست عمل کند و این طور نیست که هر یک از اعضای هیئتهای دیپلماتیک بتوانند دست به اقدامات دلخواه خود بزنند؛ به همین دلیل است که معمولا اگر قرار است تصویری نمایش داده شود، این کار از سوی فردی انجام میشود که پشت تریبون اصلی به سخنرانی میپردازد؛ مانند مسعود پزشکیان که سال گذشته کتابی با تصاویری از کشتهشدگان جنگ آمریکا علیه ایران را خطاب به حضار و دوربینها نشان داد.
نکته دیگر آن است که حضور اسدی هنگام سخنرانی ترامپ بسیار بیش از آنچه نیاز است، پر رنگ شده است، زیرا وقتی عراقچی و دیگر مقامات سطح بالای ایران سالن را ترک کردند، حضور اسدی آنقدرها هم مهم تلقی نمیشود. این موضوع در شرایطی مطرح میشود که مسائل فیمابین ایران و آمریکا به قدری زیاد و حساس است که به نظر میرسد تمرکز هیئت دیپلماتیک ایران باید بر آن موضوعات باشد و حتما مسعود پزشکیان نیز به عنوان رئیسجمهور ایران از تریبون رسمی مجمع عمومی سازمان ملل به شکلی کامل جنایات آمریکا را به گوش جهانیان رساند.
دیپلمات باقیمانده، داماد منوچهر متکی
حالا پرسش این است که ناصر اسدی، دیپلمات باقیمانده از هیئت ایران در سالن کیست؟ او از اعضای دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل است و براساس برخی گزارشها، اسدی داماد منوچهر متکی، عضو کنونی مجلس و وزیر خارجه در دولت محمود احمدینژاد است. اسدی دانشآموخته دانشگاه امام صادق است و در دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل در نیویورک فعالیت میکند و به گفته سخنگوی وزارت خارجه نقش او در این برهه، پوشش اخبار مربوط به مجمع عمومی است.