با ادامه حملات متقابل روسیه و اوکراین به زیرساختهای انرژی و اقتصادی، نشانههایی از تغییر در جغرافیای فشار جنگ دیده میشود؛ از حمله به مراکز انرژی و لجستیکی اوکراین تا افزایش نگرانی کشورهای اروپایی از سرایت درگیری به مسیرهای انتقال کمک و حتی خاک کشورهای عضو ناتو. در چنین شرایطی، این پرسش جدیتر از گذشته مطرح است که آیا مسکو در حال انتقال بخشی از فشار جنگ از خط مقدم به شبکه پشتیبانی اوکراین است؟
تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که میدان جنگ دیگر تنها به خطوط تماس نیروهای روس و اوکراینی محدود نمانده است. روسیه در حملات اخیر خود چند منطقه اوکراین را هدف قرار داده و همزمان اوکراین نیز به تأسیسات انرژی روسیه، از جمله یک پالایشگاه در منطقه سامارا، حمله کرده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده که در حملات شبانه اخیر روسیه دستکم چهار منطقه اوکراین هدف قرار گرفته و چند نفر کشته شدهاند؛ در مقابل، حمله اوکراین به پالایشگاه روسی نیز تلفات و خسارت برجا گذاشته است.
وقتی جبهه فقط خط مقدم نیست
اهمیت این تحولات در آن است که بخش مهمی از جنگ اکنون به زیرساختهایی مربوط میشود که مستقیماً در خط تماس قرار ندارند؛ انرژی، راهآهن، بنادر، مراکز صنعتی و مسیرهای انتقال تجهیزات. رویترز نیز در گزارشهای اخیر خود از ادامه حملات دو طرف به زیرساختهای انرژی خبر داده است؛ موضوعی که همزمان با تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به نوعی آتشبس در حملات به تأسیسات انرژی دنبال میشود. زلنسکی قرار است در دیدار با دونالد ترامپ در نیویورک درباره توقف حملات به زیرساختهای انرژی گفتوگو کند، در حالی که حملات متقابل دو طرف همچنان ادامه دارد.
این تغییر اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در جنگ فرسایشی، نابودی یا اختلال در زیرساختهای انرژی و لجستیکی میتواند توان ادامه جنگ را تحت تأثیر قرار دهد، حتی اگر تغییری فوری در خط مقدم ایجاد نکند. از همین منظر، حمله به زیرساختهای انتقال سلاح، سوخت و تجهیزات نظامی را میتوان بخشی از تلاش برای ضربهزدن به «عمق پشتیبانی» طرف مقابل دانست.
مسکو؛ پشتیبانی اوکراین بخشی از میدان جنگ است؟
در اینجا یک موضع روسی که پیشتر از سوی رسانههای داخلی نیز بازتاب داده شده، اهمیت پیدا میکند. دنیس گونچار، سفیر روسیه در بروکسل، در گفتوگو با ریانووستی اعلام کرده بود که اروپا در حال تبدیلشدن به «پایگاه اصلی پشتیبانی راهبردی» نیروهای مسلح اوکراین و حتی «بخشی از جبهه اوکراین» است. این دیپلمات روس همچنین انتقال تولید تسلیحات و کارگاههای صنایع دفاعی مورد نیاز اوکراین به کشورهای اروپایی را نشانه تغییر ماهیت حمایت غرب دانسته و مدعی شده بود که اعضای ناتو علاوه بر ارسال تسلیحات، در ارائه اطلاعات شناسایی و هدفگیری نیز نقش دارند. این اظهارات از سوی خبرگزاری تسنیم نیز بازتاب یافته است.
این موضع البته ادعای یک مقام روس است و بهخودیخود اثبات نمیکند که مسکو تصمیم گرفته است به تمام کشورهای حامی اوکراین حمله کند؛ اما از منظر تحلیلی یک پیام روشن دارد: در نگاه روسیه، مرز میان «میدان نبرد» و «شبکه پشتیبانی» هر روز کمرنگتر شده است.
هشدار ورشو؛ نگرانی از انتقال جنگ به مسیرهای پشتیبانی
تحولات مرزی نیز همین نگرانی را پررنگتر کرده است. دونالد تاسک، نخستوزیر لهستان، ۱۷ سپتامبر در پارلمان این کشور گفت ارزیابیهای اطلاعاتی حاکی از آن است که روسیه ممکن است حملات ترکیبی پهپادی و موشکی را علیه کشورهای حامی اوکراین، از جمله لهستان، در دستور کار داشته باشد. او این سناریو را بهعنوان یک ارزیابی اطلاعاتی مطرح کرد و از آن بهعنوان احتمال حملات هیبریدی یاد کرد، نه اعلام یک حمله قطعی یا زمانبندیشده. چند روز پیش از آن نیز تاسک گفته بود ورشو انتظار دارد گذرگاههای مرزی با اوکراین هدف قرار گیرند؛ مسیری که از نظر لهستان برای انتقال کالا و پشتیبانی به اوکراین اهمیت دارد. رویترز گزارش داده بود که تاسک حمله به این مسیرها را در چارچوب تلاش برای تضعیف اقتصادی اوکراین ارزیابی کرده است. اگر چنین ارزیابیهایی درست باشد، معنای آن لزوماً آغاز حمله مستقیم روسیه به ناتو نیست؛ بلکه میتواند نشاندهنده تلاش برای افزایش هزینه پشتیبانی از اوکراین باشد.
در واقع، جبهه پشتیبانی الزاماً به معنای خاک کشورهای اروپایی نیست؛ میتواند شامل مسیرهای انتقال سلاح، انرژی، راهآهن، بنادر و مراکز لجستیکی باشد که بقای ماشین جنگی اوکراین به آنها وابسته است.
جنگ به عمق زیرساختها کشیده شده است
تحولات روز سهشنبه نیز نشان میدهد که روسیه و اوکراین هر دو به سمت حملات دوربردتر حرکت کردهاند. روسیه در حملات اخیر، علاوه بر اهداف نظامی، زیرساختهای انرژی اوکراین را نیز هدف قرار داده است و اوکراین نیز حملات خود را به زیرساختهای انرژی و نفت روسیه گسترش داده است. آسوشیتدپرس از حمله اوکراین به پالایشگاه سامارا و حملات همزمان روسیه به چند منطقه اوکراین خبر داده است. این روند یک ویژگی مهم دارد: هر دو طرف تلاش میکنند هزینه جنگ را از میدان نبرد به عمق اقتصادی و زیرساختی طرف مقابل منتقل کنند. به همین دلیل، حتی اگر خط مقدم برای مدتی نسبتاً ثابت بماند، دامنه واقعی جنگ میتواند در حال گسترش باشد.
آیا روسیه در حال تغییر راهبرد است؟
اگر منظور از «تغییر راهبرد» این باشد که روسیه به جای تمرکز صرف بر خطوط مقدم، فشار بیشتری بر زیرساختها و ظرفیت پشتیبانی اوکراین وارد میکند، شواهد میدانی برای بررسی این فرض وجود دارد. اما یک گام فراتر، یعنی اینکه روسیه رسماً تصمیم گرفته باشد «هر کشوری که از اوکراین حمایت کند هدف قرار خواهد گرفت»، هنوز از شواهد موجود قابل اثبات نیست. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که مسکو حمایت خارجی از کییف را بخشی جداییناپذیر از توان جنگی اوکراین میداند و در طرف مقابل، کشورهای اروپایی نیز احتمال گسترش فشار روسیه به مسیرهای پشتیبانی را جدیتر گرفتهاند. این همان نقطهای است که مفهوم «جبهه پشتیبانی» معنا پیدا میکند.
بالتیک؛ جایی که فاصله جنگ و ناتو کم شده است
حوادث اخیر در بالتیک نیز به همین دلیل اهمیت پیدا کردهاند. در ۲۱ سپتامبر، مقامهای لتونی از یک تهدید احتمالی علیه حریم هوایی این کشور در منطقه کراسلاوا خبر دادند و جنگندههای گشت هوایی ناتو را فعال کردند. مقامهای لتونی اعلام کردند وضعیت در همان شب خاتمه یافت. با این حال، این حادثه نباید بهعنوان «حمله قطعی روسیه به کراسلاوا» روایت شود؛ موضوع مطرحشده از سوی لتونی، یک تهدید احتمالی حریم هوایی بود و نه تأیید حمله هوایی روسیه به شهر. در کنار آن، مقامهای اروپایی طی روزهای اخیر درباره احتمال افزایش اقدامات ترکیبی روسیه هشدار دادهاند، هرچند برخی کشورهای بالتیک نیز درباره تبدیل این نگرانیها به یک بحران فوری احتیاط کردهاند.
بنابراین، آنچه اکنون در اروپا شکل گرفته بیش از آنکه یک جنگ مستقیم روسیه و ناتو باشد، افزایش تماس و اصطکاک میان میدان جنگ اوکراین و محیط امنیتی کشورهای عضو ناتو است.
خط قرمز کجاست؟
مسئله اصلی اکنون این نیست که آیا جنگ روسیه و اوکراین از مرزهای جغرافیایی خود عبور کرده یا نه؛ این جنگ از مدتها قبل از نظر اقتصادی، انرژی، تسلیحاتی و اطلاعاتی ابعادی فراتر از دو کشور پیدا کرده است. مسئله مهمتر این است که این گسترش تا کجا میتواند ادامه پیدا کند بدون آنکه درگیری مستقیم روسیه و یکی از اعضای ناتو آغاز شود. از یک سو، روسیه زیرساختها و ظرفیتهای پشتیبانی اوکراین را بیش از گذشته در عمق هدف قرار میدهد و از سوی دیگر، کشورهای اروپایی تلاش میکنند مسیرهای انتقال تجهیزات و حمایت نظامی از کییف را حفظ کنند. در چنین شرایطی، هر حمله به یک گذرگاه مرزی، مرکز لجستیکی، تأسیسات انرژی یا زیرساخت نظامی میتواند بیش از یک هدف صرفاً اقتصادی یا نظامی معنا پیدا کند.
جنگ روسیه و اوکراین ممکن است همچنان در اوکراین باقی بماند، اما جغرافیای فشار آن دیگر الزاماً به خاک اوکراین محدود نیست. و شاید مهمترین تحول کنونی همین باشد: خط مقدم جنگ ثابت مانده، اما عمق جنگ در حال جابهجایی است.