شناسهٔ خبر: 79834619 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

«مردم سالاری» مصاف ایران و آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل را بررسی می کند

جنگ سیگنال‌ها در قلب نیویورک - مردم سالاری آنلاين

مجمع عمومی سازمان ملل شاهد سنگین‌ترین وزن‌کشی دیپلماتیک تهران و واشنگتن در قلب نیویورک است. از یک طرف ایران و آمریکا سیگنال‌هایی درباره امکان مذاکره مخابره می‌کنند؛ از طرف دیگر آماده از سرگیری جنگ تمام‌عیار در میدان شده‌اند. میانجی‌ها برای کنترل وضعیت به آب و آتش می‌زنند.

صاحب‌خبر - گروه دیپلماسی-علی ودایع: تصاویر مخابره شده از نیویورک نشان می دهد که خیابان‌های اطراف ساختمان شیشه‌ای سازمان ملل در نیویورک، این روزها دقیقاً به اتاق جنگ یک رویارویی پیچیده و چندلایه تبدیل شده است. در فضای انارشیک بین‌الملل، جایی که «قدرت سخت» حرف اول و آخر را می‌زند، نشست هشتادویکم مجمع عمومی نه یک تشریفات دیپلماتیک، بلکه صریح‌ترین و سنگین‌ترین «بازی روی لبه تیغ» میان ایران و ایالات متحده است.
ترافیک فشرده رفت‌وآمدهای دیپلماتیک پشت درهای بسته و حرکت پرشتاب دیپلمات‌های میانجی میان مقر سازمان ملل و هتل‌های محل اقامت هیأت‌ها، یک حقیقت بزرگ را فاش می‌کند؛ توازن وحشت در بالاترین حد ممکن قرار دارد.
از یک سو، واشنگتن با آرایش نظامی در پهنه خلیج فارس و دریای سرخ و اعمال فشار بر بنادر ایران، تلاش می‌کند با منطق «دیپلماسی اجبار»، سایه جنگ را بر سر هرگونه گفت‌وگو سنگین‌تر کند؛ و از سوی دیگر، تهران با دست پر، اختیارات کامل دیپلماتیک و اتکا به اهرم‌های بازدارندگی نامتقارن -از جمله شریان راهبردی تنگه هرمز- نشان داده که قرار نیست زیر بار خط‌ونشان‌های واشنگتن، عقب‌نشینی تاکتیکی داشته باشد.
نیویورک امروز صحنه جنگ سیگنال ها است. همزمان با تبادل پیام ها و بسته های پیشنهادی برای «فریز آتش» به محل خط و نشان کشیدن برای جنگ در میدان تبدیل شده است.

خشمگین و عصبانی
سخنرانی عصر دیروز «دونالد ترامپ» در صحن مجمع عمومی، نمایشی تمام‌عیار از اجرای سناریوی «مرد دیوانه» در عرصه دیپلماسی بین‌المللی بود.
رئیس جمهوری آمریکا گفت که در برابر ایران با یک «تصمیم بزرگ» روبه‌روست. او با همان ادبیات همیشگی مرد دیوانه گفت:« یا توافقی حاصل شود که به گفته او به ایران امکان بازسازی و تبدیل شدن به کشوری «بسیار بزرگ‌تر» را بدهد، یا آمریکا مسیر نظامی را در پیش بگیرد.» او در عین حال گفت: «فکر می‌کنم درست بعد از انتخابات به توافق خواهیم رسید، چون منطقی نیست که آنها توافق نکنند.»
ترامپ درسخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل همچنین گفت: «ایالات متحده و ایران قطعا به نتیجه خواهند رسید. به هر شکل ممکن این کار را انجام خواهیم داد.» او افزود: «این اتفاق خواهد افتاد و سریع هم اتفاق خواهد افتاد.» گره زدن این جمله به «تقویم زمانی انتخابات آمریکا» نشان می‌دهد که ترامپ در بازی «مرد دیوانه» دچار فقر زمان است و تهران با آگاهی از این ضیق وقت، استراتژی «صبر فعال» را پیش می‌برد.
برغم وجود گزارش‌هایی در مورد فشار بر میزان ذخایر تسلیحاتی آمریکا، ترامپ ادعا کرد که «ما بیش از آن‌چه حتی تصور استفاده‌اش را داشته باشیم مهمات در اختیار داریم و همچنان بر حجم ذخایر خود می‌افزاییم. کارخانه‌های عظیم تولید مهمات افتتاح خواهند شد، ۱۸ کارخانه راه‌اندازی می‌شود.»
گزارش اخیر نهاد رسمی ناظر بر عملکرد پنتاگون، کاهش شدید ذخایر مهمات کلیدی ایالات متحده را تایید کرده است. شبکه سی‌ان‌ان ماه گذشته گزارش داد که ارتش آمریکا تقریبا ۸۰ درصد از موشک‌های رهگیر یک سامانه کلیدی پدافند موشکی خود را مصرف کرده است. این در حالی است که فرماندهان ارشد هشدار داده‌اند که سطح ذخایر مهمات پنتاگون به شکلی «خطرناک» پایین آمده است.
باوجود گزارش‌های متعدد رسانه ها و نهادهای بین‌المللی در خصوص بسته بودن تنگه هرمز، ترامپ در مورد عبور انرژی از این آبراه مهم بین‌المللی در جنوب ایران نیز ادعا کرد که «آمریکا بیش از یک میلیارد بشکه را از طریق تنگه هرمز اسکورت کرده است.»

شلیک با قایق توپدار
رئیس‌جمهوری آمریکا با ادبیاتی تند، بی‌پروا و مرزنشین میان جنگ و صلح، تریبون نیویورک را به میدانی برای شلیک «سیگنال‌های وحشت» تبدیل کرد؛وضعیتی که از قبل قابل پیش بینی بود. «یا توافق بزرگ یا فرستاده شدن به قعر جهنم»؛ این جمله‌ای نبود که صرفاً برای مصرف داخلی در آمریکا یا جلب توجه رسانه‌ها بیان شده باشد، بلکه خط به خط آن در اندیشکده‌های واشنگتن فرموله‌شده بود تا محاسبات استراتژیک تهران را زیر فشار خردکننده قرار دهد.نکته اینجاست که تهران هم نشان داده در مقابل ادبیات ترامپ دست و پا بسته نیست. گزارش اندیشکده های آمریکایی نشان می دهد که مرد دیوانه آن گونه هم که ادعا می کند در جنگ علیه ایران قدرت مانور ندارد.
 ترامپ دقیقاً از الگوی «دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار» پیروی می‌کند. او سایه ناوهای جنگی، تحرکات نظامی در دریای سرخ و خلیج فارس، و فشارهای عملیاتی بر بنادر ایران را مستقیم به پشت تریبون سازمان ملل آورد تا نشان دهد دیپلماسی واشنگتن، بدون پشتوانه ابزار سرکوب معنا ندارد.
تحلیل‌گران اندیشکده‌های آمریکایی مانند بنیاد دفاع از دموکراسی FDD  وشورای روابط خارجی  CFR در ارزیابی‌های خود به این نکته اشاره می‌کنند که ترامپ می‌کوشد با بالا بردن تصنعی ریسک جنگ و ایجاد ریسک‌های غیرقابل‌محاسبه، طرف مقابل را در موقعیت «اتخاذ تصمیم زیر فشار حداکثری» قرار دهد. از نگاه واشنگتن، «بازی مرد دیوانه» ابزاری است برای اینکه نشان داده شود خطرات عدم توافق، فوق‌العاده سنگین‌تر از دادن امتیاز پشت میز مذاکره است.
اما این مدال یک روی دیگر هم دارد؛ خطای محاسباتی در بازی با نظریه مرد دیوانه، همیشه در یک‌قدمی «تصاعد ناخواسته بحران» قرار دارد. وقتی از دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار سخن گفته می‌شود، ترامپ فراموش می‌کند که در خلیج فارس، طرف مقابل هم دست‌بسته نیست و اهرم‌های نامتقارنی دارد که می‌تواند کل معادله انرژی جهان را ظرف چند ساعت قفل کند.

نشت تعمدی اخبار توسط واشنگتن
پشت سر ادبیات تند و انتحاری ترامپ، «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه ایالات متحده، نقش تنظیم‌کننده فرکانس سیگنال‌های واشنگتن را ایفا می‌کند. اظهارات روبیو در دو مصاحبه فشرده با شبکه‌های NBC و Fox News، ابعاد دیگری از «دیپلماسی چدنی» آمریکا در نیویورک را برملا کرد؛ معجونی از اعلام آمادگی برای گفت‌وگو همراه با ترسیم سخت‌ترین خط‌قرمزهای ممکن.
روبیو از یک‌سو در گفت‌وگو با برنامه «تودی» شبکه ان.بی.سی NBC با چراغ‌سبز نشان دادن به دیپلماسی نیویورک تاکید می‌کند که «واشنگتن از گفت‌وگو با مقامات ایرانی استقبال می‌کند و ترامپ آماده دیدار با هر کسی است»، اما بلافاصله با تکرار شرط پیشینی و سخت واشنگتن -«ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد»- سعی می‌کند مانع از اثرگذاری سیگنال‌های نرم شود.
در همین حال، انتشار درزهای خبری حساب‌شده توسط پایگاه آمریکایی آکسیوس (Axios) درباره جزئیات احتمالی و ترتیب ملاقات‌ها در نیویورک، ابزار دیگری از این «جنگ سیگنال‌ها»ست. در ادبیات دیپلماسی راهبردی، این‌گونه افشاگری‌های رسانه‌ای در واقع «بالون‌های آزمایش» (Trial Balloons) هستند تا واشنگتن واکنش‌های داخلی در تهران، حساسیت‌های بازار و افکار عمومی بین‌المللی را پیش از هرگونه تصمیم نهایی بسنجد.

نگرانی متحدان عرب
اما بخش دوم سناریوی روبیو در مصاحبه با Fox News اجرا شد؛ جایی که او مستقیماً مخاطبان منطقه‌ای را هدف قرار داد. اشاره صریح وزیر خارجه ترامپ به حادثه حمله به خط لوله نفتی عربستان و تاکید بر پایبندی آمریکا به توافق دفاعی با ریاض با این جمله که «آمریکا در نهایت همیشه در کنار عربستان خواهد ایستاد»، ناشی از یک نگرانی عمیق در واشنگتن است. نکته اینجاست که نگرانی بر ملاقات رهبران عرب با ترامپ سنگینی می‌کند. «دنی سیترینوویچ» تحلیلگر مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در شبکه اجتماعی ایکس می‌نویسد: دیدار برنامه‌ریزی‌شده ترامپ با رهبران کشورهای خلیج فارس می‌تواند یکی از مهم‌ترین دیدارهای دیپلماتیک در این مرحله از درگیری‌ها باشد. پرسش اصلی برای واشنگتن این خواهد بود که آنها انتخاب میان تشدید مجدد تنش و یافتن یک مسیر دیپلماتیک برای خروج از درگیری را چگونه می‌بینند.
ماه گذشته، درخواست هماهنگ رهبران کشورهای خلیج فارس به متقاعد کردن ترامپ برای خودداری از حمله کمک کرد. اکنون آنها در شرایطی دیدار می‌کنند که جنگ در حال گسترش است و نیروهای نیابتی ایران از یمن و عراق زیرساخت‌های انرژی عربستان سعودی را هدف قرار می‌دهند؛ موضوعی که نگرانی از وقوع یک شوک جهانی در بازار انرژی را افزایش داده است.
عربستان سعودی با تهدیدی امنیتی روبه‌روست که ممکن است از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تاکنون، گسترده‌ترین تهدید علیه امنیت این کشور باشد؛ آن هم در شرایطی که ترامپ تمایل چندانی به مداخله مستقیم برای حمایت از ریاض نشان نمی‌دهد و واشنگتن درباره کاهش بلندمدت حضور نظامی خود در منطقه خلیج فارس گفت‌وگو می‌کند. این وضعیت آزمونی برای توافق امنیتی تحت رهبری آمریکاست که پس از آن جنگ شکل گرفت: کشورهای خلیج فارس میزبان نیروهای آمریکایی می‌شوند و تسلیحات آمریکایی می‌خرند و در مقابل، روی کمک واشنگتن برای بازدارندگی در برابر تهدیدها حساب می‌کنند.
روبیو با حمله به سیاست‌های دولت بایدن و «شکست خورده» خواندن ۴ سال دیپلماسی قبلی، می‌کوشد این پیام را مخابره کند که تیم جدید کاخ سفید قرار نیست بدون دریافت امتیازات بزرگ روی زمین، دست به انعطاف بزند. با این حال، اصرار هم‌زمان روبیو بر «امکان رسیدن به توافق» نشان می‌دهد که واشنگتن با وجود تمام مانورهای اقتدارگرایانه، به‌شدت از تصاعد ناخواسته بحران و قفل شدن شریان‌های انرژی نگران است.

بازدارندگی هوشمند تهران
در پاسخ به «دیپلماسی چدنی» و بازی «مرد دیوانه» سوار بر «قایق توپدار» ، تهران در نیویورک دست به یک «بازدارندگی متقابل و هوشمند» زده است. «دیس بک» ایران بر این منطق استوار است که در برابر اراده واشنگتن برای تحمیل شرایط زیر سایه قایق‌های توپ‌دار، هم باید «انعطاف دیپلماتیک» نشان داد و هم «هزینه تصاعد نظامی» را برای کاخ سفید ملموس کرد.
نخستین سیگنال تهران، تأکید یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با «رویترز» و «العربیه» مبنی بر داشتن «اختیار کامل»هیأت ایرانی حاضردرباره احیای دیپلماسی بود. این موضع‌گیری هوشمندانه، در واقع توپی را که ترامپ سعی داشت با ادبیات انتحاری به زمین ایران بیندازد، مستقیماً به کاخ سفید بازگرداند. تهران با این اقدام به میانجی‌ها (از عمان و قطر تا سوئیس) و اندیشکده‌های غربی نشان داد که عدم پیشرفت دیپلماسی، ناشی از نبود اراده در تهران نیست، بلکه به عدم جدیت واشنگتن در برداشتن «گام‌های ملموس» بازمی‌گردد.
در سوی دیگر، رد قاطعانه احتمال دیدار مستقیم میان «مسعود پزشکیان» و «دونالد ترامپ»، خط بطلانی بر سناریوی ترامپ برای خلق یک «شو نمایشی و تصویرسازی مطبوعاتی» کشید. تجربه رفتار ترامپ با کره شمالی نشان داده بود که او علاقه وافری به عکس یادگاری با دشمنان آمریکا بدون اعطای امتیازات ملموس ساختاری دارد. رد این دیدار نشان داد تهران بازی روی خط آستانه را عمیق‌تر از تمایلات تبلیغاتی کاخ سفید پیش می‌برد.
اما حادترین و صریح‌ترین سیگنال تهران، درز خبری خبرگزاری «کیودو» ژاپن از پیشنهاد مشروط ایران بود: «بازگشایی ظرف ۷ روزه تنگه هرمز در قبال توقف عملیات نظامی و رفع محاصره بنادر ایران.»
باید دقت داشت که گره‌زدن امنیت خطوط مواصلاتی به رفع فشار اقتصادی یک اقدام هوشمندانه از سمت تهران است. ایران شریان حیاتی انرژی جهان (تنگه هرمز) را مستقیماً به رفع محاصره بنادر خود گره زده است.
زمان‌بندی ۷ روزه به عنوان تست جدیت واشنگتن را باید اقدامی در چارچوب ریل گذاری تفاهم نامه اسلام آباد مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. این فرمول ظرف چند روز می‌تواند ادعای ترامپ مبنی بر تمایل به «توافق سریع» را به چالش بکشد.
تهران با این خط خبری صراحتاً مخابره کرد که دیپلماسی چدنی یک جاده دوطرفه است؛ اگر واشنگتن از باز بودن گزینه‌ها سخن می‌گوید، ایران نیز اهرم‌های نامتقارنی دارد که می‌تواند ظرف یک هفته، معادله بازار جهانی نفت را دگرگون کند.

سناریوهای تبادل سیگنال از میدان تا دیپلماسی
بررسی خروجی تحلیلی ساختاری واشنگتن نشان می‌دهد که کارشناسان ارشد امنیت ملی در آمریکا، رفتار ترامپ و سیگنال‌های دریافتی از نیویورک را با بیم و امید تحلیل می‌کنند. در ستون فقرات ارزیابی این اندیشکده‌ها، سه زاویه دید اصلی دیده می‌شود.
در نگام اول، شاهین‌های واشنگتن و جریان‌های تندرو معتقدند سیگنال‌های انعطافی تهران و پیشنهادهای معطوف به تنگه هرمز، نتیجه «فشار حداکثری و ارعاب نظامی» است. آن‌ها به کاخ سفید توصیه می‌کنند نباید پیش از اخذ امتیازات بنیادین هسته‌ای و منطقه‌ای، محاصره بنادر یا آرایش قایق‌های توپ‌دار کاهش یابد.
اما در نگاه دوم یک نگرانی بزرگ قابل مشاهده است. شورای روابط خارجی آمریکا و شورای آتلانتیک هشدار می‌دهند که بازی با «نظریه مرد دیوانه» به یک مو باریک رسیده است. از نگاه آن‌ها، پیشنهاد ۷ روزه ایران برای خروج از بحران تنگه هرمز، یک «فرار به جلو هوشمندانه» است؛ چراکه نادیده گرفتن آن از سوی ترامپ می‌تواند کل بازار جهانی انرژی را وارد یک شوک فلج‌کننده کند. این دیدگاه به شکل جدی در واشنگتن وجود دارد که هزینه های جنگ با ایران بسیار بیشتر از توافق یا حداقل کنترل سطح تقابل با تهران است.
در نگاه سوم ، مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللCSIS  صراحتا تأکید می کند که ترامپ برای ارائه دستاورد به افکار عمومی آمریکا به یک «موفقیت ملموس» نیاز دارد و تهران نیز بدون دریافت امتیاز ملموس روی زمین (رفع محاصره) وارد معامله نخواهد شد؛ بنابراین تنها راه، فرموله‌کردن یک «مکانیسم حفظ آبرو» با پادرمیانی میانجی‌های منطقه‌ای است.

سایه جنگ بر سناریوها
با کنار هم قرار دادن سیگنال‌های سخت و نرم تبادل‌شده در نیویورک، ۳ سناریوی پایه برای پیش‌روی این مصاف قابل ترسیم است.
این سناریو با احتمال متوسط به بالا وجود دارد که بدون نیاز به «شو نمایشی» یا دیدار مستقیم رؤسای جمهور، دو طرف از طریق کانال‌های پنهان و میانجی‌ها بر سر یک «تفاهم موقت» به توافق برسند؛ آمریکا گام‌های اولیه برای کاهش محاصره بنادر را برمی‌دارد و ایران ظرف ۷ روز ترتیبات امنیتی تنگه هرمز را تسهیل می‌کند تا ریل‌گذاری مذاکرات رسمی آغاز شود.
همزمان ، این امکان وجود دارد که با اصرار واشنگتن بر دیپلماسی چدنی و تداوم فشار قایق‌های توپ‌دار بدون اعطای امتیاز، منطق بازدارندگی را به سمت برخورد محدود اما دردناک در خلیج فارس یا دریای سرخ سوق دهد؛ وضعیتی که قیمت نفت را عرش خواهد رساند.
سناریوی قوی هم این است که دو طرف بدون امضای توافق رسمی، صرفاً به «فریز آتش و تبادل پیام» در نیویورک بسنده کنند تا مانع از انفجار وضعیت شوند؛ حالت «نه جنگ و نه صلح» که در آن اهرم‌های نظامی و تحریمی همچنان حفظ می‌شوند.
فارغ از همه سناریوها و جنگ سیگنال ها در قلب واشنگتن ، آرایش میدان ، امکان از سرگیری «جنگ تمام عیار» را پررنگ می کند. نکته اینجاست که  هیچ تفاهمی بدون «موازنه درد» شکل نمی‌گیرد. نیویورک امروز اتاق کنترل یک بازی فوق‌العاده حساس روی خط آستانه است. تهران با «اختیار کامل» و اهرم‌های نامتقارن وارد میدان شده تا ثابت کند دیپلماسی چدنی و ادبیات مرد دیوانه، راه به جایی نمی‌برد. اگر کاخ سفید واقعاً خواستار خروج از بحران است، باید از نمایش قایق‌های توپ‌دار دست کشیده و گام ملموس بردارد؛ در غیر این صورت، جنگ سیگنال‌ها در نیویورک می‌تواند خیلی سریع به شلیک‌های واقعی در میدان تبدیل شود.
 

برچسب‌ها: