این نوع «خودآزاری صبحگاهی» برای کارکنان در سطوح مختلف، به یک ادعای رایج تبدیل شده تا اثبات کنند فشار کار رویشان زیاد است و مجبورند بهرهوری بیشتری داشته باشند. اما فخرفروشی درباره خواب کم، برای خیلی از افرادی که چنین صحبتهایی را میشنوند و این عادتها را هم ندارند، ممکن است پیامدهای منفی داشته باشد.
کارشناسان شرکت مشاوره کسب و کار «کورن فری» اخیرا در این مورد هشدار دادهاند. آنها در مطلبی تحلیلی، به این موضوع پرداختهاند. در این مقاله، ضرورت زود بیدار شدن مدیران برای رسیدگی به حجم بالای کار زیر سوال نرفته. حتی برای مدیرانی که باید بهصورت لحظهای با کارکنان و شرکای تجاری خود در مناطق مختلف زمانی در ارتباط باشند، خواب کوتاهتر و شروع زودهنگام روز کاری تا حد زیادی قابل توجیه است. اما مدیرانی که چه عمدی و چه غیرعمد، مرتب از این موضوع صحبت میکنند که چند ساعت پیش از آنکه بیشتر مردم حتی چشم باز کنند، روز کاری خود را آغاز کردهاند، ممکن است بهتدریج هم در محیط حرفهای و هم در روابط شخصی، تصویری ناخوشایند از خود ایجاد کنند.
«کوین کشمن»، معاون بخش رهبری سازمانی در کورن فری، در این مطلب میگوید: «اگرچه برنامه روزانه افراد سحرخیز برای بسیاری از مدیران کارآمد است، اما ممکن است نوعی شخصیت قهرمانمآب و مردانه را نیز به نمایش بگذارد که برای دیگران چندان سازنده نیست.» در بخش دیگری از این مطلب نیز اشاره شده که میان مدیرانی که دائما درباره زود بیدار شدن خود فخرفروشی میکنند، اغلب نوعی «رقابت پنهان» شکل میگیرد.
اما پیامدهای منفی این رفتار ممکن است فراتر از آن باشد که فرد صرفا کسی به نظر برسد که به کمخوابی خود میبالد.
برداشت کارکنان
اگر صحبتهای مدیرعامل درباره زود بیدار شدنش، واکنش تمسخرآمیز کارکنان و چشمغره رفتن آنها را به دنبال نداشته باشد، ممکن است در عوض برخی از آنها را تحت فشار قرار دهد تا برای آنکه در مقایسه با مدیرشان کمکار یا بیانگیزه به نظر نرسند، آنها هم برنامه روزانه خود را به ساعات پیش از طلوع آفتاب منتقل کنند.
این خطر زمانی بیشتر میشود که در دوران پس از همهگیری، توجه اولیه شرکتها به تعادل میان کار و زندگی، سلامت و رفاه کارکنان و حتی اهمیت خواب کافی، بهتدریج جای خود را به خواستهها و فشارهای سختگیرانهتر در محیط کار داده است.
در مطلب کورن فری آمده: «تلاش برای افزایش بهرهوری، فشار برای بازگشت کارکنان به محل کار، کوچکتر و تختتر شدن ساختار سازمانها و گسترش هوش مصنوعی، همگی به شکلگیری دوباره فرهنگ «کار سخت و بیوقفه» کمک کردهاند. تنها چند سال پیش بود که این دیدگاه رواج داشت که خواب، بخشی ضروری از سلامت روان و رفاه افراد است و باید از آن محافظت کرد.»
این فرهنگ «همیشه در دسترس و مشغول به کار بودن» و سبک زندگی کاری با خواب کم که به دنبال دارد، شاید برای مدیران عامل و دیگر مدیران ارشد قابلقبول باشد؛ بهویژه برای کسانی که حجم مسوولیتهایشان ایجاب میکند هر روز ساعات بیشتری را نسبت به سایر کارکنان صرف کار کنند. اما خطر اینجاست که تاکید مداوم بر این شیوه، که گاه بهعنوان نوعی فضیلت یا نشانه سختکوشی مطرح میشود، از سوی کارکنان بهعنوان انتظاری غیرمستقیم برای الگوبرداری از مدیران تعبیر شود.
در ادامه این مطلب آمده: «این رفتار ممکن است این پیام را به تیم مدیریتی و کل کارکنان منتقل کند که برای موفق شدن، آنها نیز باید همین رویه را در پیش بگیرند. اعلام عمومی ساعت بیدار شدن میتواند نوعی خودنمایی و به رخ کشیدن سختکوشی باشد که در نهایت دیگر افراد سازمان را خسته و فرسوده میکند.»
در همین حال، کارکنانی که سعی میکنند از ساعت بیدار شدن عجیب و غریب مدیرشان تقلید کنند، ممکن است در نهایت خودشان از این رویه آسیب ببینند.
حجم کار در موقعیتهای شغلی مختلف تفاوت زیادی دارد و بیشتر افراد میتوانند وظایف خود را در ساعات معمول کاری انجام دهند. بنابراین، زود بیدار شدن بیدلیل، صرفا برای تقلید از عادت مدیرعامل، ممکن است برخی کارکنان را با کمبود خواب و خستگی مواجه کند و در نتیجه، کارآیی آنها را کاهش دهد.
زود بیدار شدن به دلایل شخصی، نه کاری
کورن فری اشاره میکند که خیلی از مدیران ارشد واقعا زمانی کار خود را آغاز میکنند که بیشتر مردم هنوز خواب هستند، اما این افراد لزوما بلافاصله پس از بیدار شدن سراغ کار نمیروند. بسیاری از آنها پیش از طلوع آفتاب از خواب بیدار میشوند تا زمانی را برای ورزش، خلوت و تفکر، پاسخ دادن به ایمیلهای شخصی، استراحت ذهنی، پیادهروی در فضای باز یا فعالیتهای دیگری اختصاص دهند که با شروع روز کاری، دیگر فرصتی برای انجامشان نخواهند داشت.
«جمن گریوز»، مدیر جهانی بخش توسعه رهبری سازمانی در کورن فری، میگوید: «اختصاص دادن این زمان به فعالیتهای شخصی، به مدیران عامل احساس کنترل و اختیار بیشتری بر زندگیهای فشرده و پرمشغلهشان میدهد.»
پس آیا مدیران باید فعالانه جلوی صحبت درباره عادتهای طاقتفرسای خود برای بیدار شدن در ساعات بسیار زود صبح را بگیرند، یا هر بار که چنین موضوعی را مطرح میکنند، به آنها یادآوری شود که بهتر است سکوت کنند؟ لزوما نه. در این مطلب آمده است که اشاره به عادتهای پیش از طلوع آفتاب، تا زمانی که هدف مثبتی را دنبال کند، اشکالی ندارد.
اگر هدف مدیر این است که کارکنانی را که واقعا نیاز دارند زمان بیشتری را صرف کار کنند، به تلاش بیشتر ترغیب کند، باید مطمئن شود که اشاره به عادتهای صبحگاهی خودش، مشخصا خطاب به همان افراد است. به این ترتیب، مدیر از مطرح کردن ساعت بیدار شدن خود بهعنوان یک توصیه کلی برای همه کارکنان پرهیز میکند؛ توصیهای که ممکن است کل سازمان را تحت فشار قرار دهد تا از او الگوبرداری کنند، بیآنکه لزوما نتیجه مثبتی به همراه داشته باشد.
از سوی دیگر، اگر خیلی زود بیدار شدن مدیرعامل به او این امکان را میدهد که زمانی را برای فعالیتهای شخصی یا کارهایی خارج از محیط کار به دست آورد، بهتر است همین موضوع نیز بهروشنی بیان شود. این کار باعث میشود صحبت مدیر بیشتر شبیه به اشتراک گذاشتن بخشی از تجربه و سبک زندگی شخصی او باشد، نه چالشی برای کارکنان تا آنها هم از برنامه خواب حداقلی و کمخوابی او پیروی کنند.
منبع: Inc